به آقای نبویان میتوان از موضع یک منتقد نسبت به تفاهمنامه هم انتقادهای جدی کرد! در واقع مهمترین خسارت محضِ نوع انتقادات آقای نبویان، به حاشیه رفتن نقدهای صحیح وارد بر مذاکرات و تفاهمنامه است؛ و اگر آقای نبویان معتقد باشد که این مسیر مذاکرات مشکلساز است، چه خسارتی از این بالاتر که انتقادات را به اشتباهات بزرگی مانند نوع عملکرد آقای نبویان گره بزنیم!
به گزارش جماران، خبرگزاری تسنیم نوشت: آقای نبویان! این نوع انتقاد شما برای اعتبار منتقدان خسارت بار است!
حجتالاسلام سید محمود نبویان، نماینده محترمی است؛ او تلاش میکند که در هر مسئلهای، به آنچه که با بررسیهایش یا مشاورههایی که به او داده میشود، میرسد، عمل کند.
بعید است کسی بتواند او را به قدرتطلبی یا عافیتطلبی متهم کند. او حتی دولتزده هم نیست و حتی در دولت شهید رئیسی نیز منتقد مذاکرات بود.
با این حال، میتوان به آقای نبویان، با حفظ احترام، نقدهای جدی هم وارد کرد. امّا نه از آن جهت که به نقدهای نبویان، ضرورتاً پاسخی به سود موضع مذاکرهکنندگان داده شود؛ چرا که این موضوع یک بحث جداگانه است.
امّا به آقای نبویان میتوان از موضع یک منتقد نسبت به تفاهمنامه هم انتقادهای جدی کرد!
در واقع مهمترین خسارت محضِ نوع انتقادات آقای نبویان، به حاشیه رفتن نقدهای صحیح وارد بر مذاکرات و تفاهمنامه است؛ و اگر آقای نبویان معتقد باشد که این مسیر مذاکرات مشکلساز است، چه خسارتی از این بالاتر که انتقادات را به اشتباهات بزرگی مانند نوع عملکرد آقای نبویان گره بزنیم!
چند نمونه از کارهای آقای نبویان را مثال بزنیم! آقای نبویان بعد از مذاکرات اسلامآباد، در جایی سخنرانی میکند و میگوید که تازه فهمیده است چرا امام علی(ع) مالکاشتر را به مذاکرات میفرستاد؛ به نوعی که مخاطب، میان مالک اشتر با محمدباقر قالیباف، رئیس تیم مذاکره کننده ایرانی مشابهتهایی از این حیث برداشت میکند.
اما بلافاصله بعد از چند روز، یکباره چنان فرمان را 180 درجه میچرخاند، که مخاطب دچار شوک بزرگ میشود و نمیفهمد که بالاخره مگر مالکاشتر میتواند چنین کارهایی هم بکند؟!
صحبت از این نیست که کدام یک از تعابیر آقای نبویان درست است! بلکه مسئله اینجاست که مخاطب با مشاهده این نوع رفتار آقای نبویان، چه نگاهی به منتقدان پیدا میکند؟ جز اینکه آنها را یا در افراط و یا تفریط قضاوت میکند؟
مثال دوّم، عملکرد عجیب آقای نبویان در شبکه خبر است! آقای نبویان که نماینده مجلس است و باید پاسدار قانون باشد، مکاتبات به کلی سرّی را به صورت مخدوش و گزینشی میخواند! و مخاطب میپرسد آیا ایشان نمیداند که این کار چه جرم بزرگی است؟ او این کار را به اندازهای غیرقابل قبول و خسارتبار انجام میدهد که مدیر شبکه خبر، علیرغم اینکه خود از منتقدان روند مذاکرات است، استعفا میدهد. چرا که میداند این کار جناب نبویان قطعاً تناسبی با نقد اصولی ندارد بلکه یک تخلف آشکار با تبعات بزرگ است.
مثال سوم، تعبیر آقای نبویان از مستعمره شدن کشور بر اساس تفاهمنامه اسلام آباد است!
تفاهمنامه اسلام آباد قابل نقد است؟ قطعاً آری.
روند مذاکرات قابل نقد است؟ قطعاً بله! و نمونههایی از این نقدها در تسنیم و بعضی رسانهها هم -ضعیف یا قوی- منتشر شده است.
پیام رهبر معظم انقلاب در پی امضای تفاهمنامه اسلام آباد توسط رئیس جمهور، تاکید میکند که ایشان نظر دیگری داشتند و آنچه در این تفاهمنامه حاصل شده، مورد رضایت کامل ایشان نیست؟ حتماً همینطور است.
اما اگر بخواهیم با این پیشفرض آقای نبویان، پیام رهبر معظم انقلاب را دوباره بخوانیم چه فاجعهای میشود؟ ماجرا به این شکل میشود که نعوذبالله رهبر معظم انقلاب، در پی اصرار یا تعهد رئیسجمهور نهایتاً راضی به استعمار ایران توسط آمریکا شده است!
آیا این اهانت به جایگاه ولی فقیه که مهمترین رسالتش جلوگیری از انحرافات اساسی در مسیر جمهوری اسلامی است، نیست؟ آیا میتوان اساساً شرایطی را در نظر گرفت که رهبر معظم انقلاب، مجوز مشروط اجرای یک استعمارنامه را بدهد؟
این چه نوع نقدی است که آقای نبویان انجام میدهد و منتقدان را هم بدنام میکند؟
امّا مثال چهارم، اشتباه اخیر آقای نبویان است؛ ایشان در واکنش به یک توئیت غلط آقای حسامالدین آشنا -که شذوذات و تحلیلهای فانتزیاش دیگر بر بسیاری از اهل نظر آشکار شده- نسبت به کودتا در کشور هشدار و انذار داده است!
آقای نبویان میتواند آن توئیت آقای آشنا را به درستی نقد کند، امّا آیا کشور را در شرایط کودتایی توصیف کردن، واقعیت دارد؟ و آیا این توصیف، توهین به نهادهای کشور، از جمله نیروهای مسلح و شورای عالی امنیت ملی و ... نیست؟
این چه نوع انتقادی است که آسیب آن بیش و پیش از هر چیزی به انتقاد واقعی و اصولی وارد میشود! آیا منتقدین را با این چنین اظهارات و موضعگیریهایی بیمنطق جلوه دادن، سودی برای اصل انتقادات درست به جای میگذارد و یا یک «خسارت محض» برای منتقدین به شمار میرود؟