پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت رضا داوری به یاد شهید علی لاریجانی؛

صبور و معتدل

باید بگویم که دکتر لاریجانی انصافاً در علم و فلسفه، استعداد درخشان داشت، با لیسانس ریاضی‌ای که از دانشگاه صنعتی شریف گرفته بود، در کنکور فوق‌لیسانس فلسفه شرکت کرد و نه‌فقط پذیرفته شد، بلکه تا پایان دورۀ دکتری در عداد دانشجویان ممتاز بود و پس از اخذ درجۀ دکتری عضو گروه آموزشی فلسفه شد.

به گزارش جماران، به نقل از روزنامه سازندگی، دکتر رضا داوری اردکانی، فیلسوف معاصر ایرانی و استاد ممتاز بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران، به مناسبت شهادت دکتر علی لاریجانی، یادداشتی نگاشته که در کتاب تازه منتشرشده «بندۀ خدا، یادنامۀ چهلمین روز عروج شهید علی لاریجانی» درج شده است.

این کتاب که به کوشش رسول جعفریان و محمدمهدی معراجی، تدوین شده، شنبه ۱۲ اردیبهشت‌ در تالار وحدت با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و نشر و مقامات، رونمایی شد. متن یادداشت رضا داوری اردکانی به شرح زیر است:

شهادت آقای دکتر لاریجانی امری مهم و از جهات مختلف قابل تأمل است آیا او را صرفاً از آن جهت که [دبیر شورای‌عالی] امنیت ملی بود ترور کردند؟ وقتی ایشان به این سمت منصوب شدند، خوشحال نشدم، زیرا این شغل تمام‌وقت ایشان را می‌گرفت و مجالی حتی برای دو سه ساعت تدریس هم باقی نمی‌گذاشت؛ من حق ندارم دربارۀ انتخاب‌های اشخاص و سلیقه‌های سیاسی اشخاص حکم کنم، اما می‌توانم موافق یا مخالف باشم.

دربارۀ مشاغل سیاسی و نسبت سیاست با فلسفه گهگاه فکر کرده‌ام و معتقد نیستم در شرایطی که خرد رو به ضعف و پوشیدگی دارد، فلسفه رسمی بتواند مددی به سیاست برساند، هرچند که اهل فلسفه نباید غفلت را عادی تلقی کنند و از تذکر منصرف شوند. چنان‌که اشاره کردم درک و فهم تاریخی در سراسر زمین رو به ضعف دارد و در بعضی مناطق بسیار ضعیف است. فلسفه نیز جز و وجهی از درک زمانست؛ نه ‌این‌که داور همیشه دانای عادل و قوت بخش جهان باشد. جهان انسانی نظمی کم‌وبیش متناسب دارد. در یک نظم سست هیچ‌چیز استوار نیست؛ و هرجا که تفکر و دانایی هست و زندگی نشاط دارد، نظم هم وجود دارد.

اهل فلسفه دو گروهند: گروهی که صاحب‌نظرند، گروه دیگر از فلسفه و نظرهای فیلسوفان اطلاع دارند؛ این گروه ضرورتاً اهل تفکر نیستند، ولی همین که فلسفه را آموزش می‌دهند، قدرشان والاست. وقتی از پیوند میان فلسفه و سیاست می‌گوییم، مراد پیوندی است که در نظم زندگی وجهان انسانی وجود دارد. این نظم تصنعی نیست و آن را فیلسوفان با اراده و قصد به‌وجود نیاورده، بلکه آن را در وجود جهان کشف و درک کرده‌اند. دوست و همکار عزیز ما نیز قصد پیونددادن میان فلسفه و سیاست نداشت، بلکه چون رویی به فلسفه و رویی دیگر به سیاست داشت، خواهی‌نخواهی وقتش میان فلسفه و سیاست تقسیم می‌شد و سهم بیشتر به سیاست می‌رسید. این‌جا باید بگویم که دکتر لاریجانی انصافاً در علم و فلسفه، استعداد درخشان داشت، با لیسانس ریاضی‌ای که از دانشگاه صنعتی شریف گرفته بود، در کنکور فوق‌لیسانس فلسفه شرکت کرد و نه‌فقط پذیرفته شد، بلکه تا پایان دورۀ دکتری در عداد دانشجویان ممتاز بود و پس از اخذ درجۀ دکتری عضو گروه آموزشی فلسفه شد، ولی این عضویت شغل اصلی او نبود. دانشگاهیانی که به سیاست رو می‌کنند کمتر می‌توانند هردو شأن و مقام را یکسان حفظ کنند، زیرا سیاست عمل وقت‌گیر است و مجال کار دیگر نمی‌دهد.

با این پیش‌آمد زشت، ارتکاب جنایت از سوی حکومت رسمیت پیدا کرده است. نکتۀ دوم اظهار تأسف شخصی از ترور همکار و دوست گران‌مایه و عزیز، آقای لاریجانی، و اظهار هم‌دردی با بازماندگان و دوستان ایشان است. آقای لاریجانی صرف‌نظر از موقع و مقام سیاسی که داشت، دانشمند و صاحب‌نظر و خوش‌محضر و نجیب بود که به مقام شهادت هم رسید. کاش ضعف پیری و درد بیماری مجال می‌داد که بنشینم و در حد درک و فهم ناچیز خود، ماهیت این قبیل فجایع زشت را روشن سازم، اما نمی‌توانم و ناگزیر باید به نوشتن همین چند سطر اکتفا کنم. به شهید گران‌مایه ادای احترام می‌کنم و به همۀ اعضای خانوادۀ ایشان و خاندان محترم لاریجانی و دوستان و همکاران‌شان و به اعضای گروه فلسفه دانشگاه تهران تسلیت می‌گویم.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.