سید حسین موسویان دیپلمات پیشین ایران در مناظره در شبکه تلویزیونی العربیه تأکید کرد که مهمترین مشکل در روابط فعلی ایران و آمریکا، نه صرفاً موضوع هستهای بلکه «چرخه معیوب» مذاکرات، جنگ و آتشبس است. به گفته او، در سال ۲۰۲۵ مذاکراتی میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان انجام شد که به گفته مقامات عمانی به پیشرفتهای قابل توجهی رسید و حتی دو طرف به آستانه توافق نزدیک شده بودند اما در همان مقطع، ایالات متحده و اسرائیل تصمیم به حمله نظامی گرفتند. پس از آن، با درخواست آتشبس از سوی واشنگتن، ایران بار دیگر به میز مذاکره بازگشت و مجدداً پیشرفتهایی حاصل شد، اما این روند نیز با حمله جدید متوقف شد. موسویان نتیجه گرفت که بدون پایان دادن به این چرخه «مذاکره–جنگ–آتشبس»، هیچ دیپلماسی پایداری شکل نخواهد گرفت.
به گزارش جماران، دیپلمات پیشین ایران در این مناظره تأکید کرد که مهمترین مشکل در روابط فعلی ایران و آمریکا، نه صرفاً موضوع هستهای بلکه «چرخه معیوب» مذاکره، جنگ و آتشبس است.
در برنامهای از شبکه العربیه انگلیسی با عنوان «آیا ترامپ تن به تشدید جنگ میدهد یا ایران به توافق میرسد؟»، سه کارشناس برجسته به بررسی وضعیت جنگ، بنبست دیپلماتیک و چشمانداز آینده پرداختند: سیدحسین موسویان، دیپلمات پیشین ایران، دیوید ساترفیلد، سفیر سابق آمریکا؛ بدر السیف، استاد دانشگاه کویت. محور اصلی بحث، چرایی شکست مذاکرات، خطر تشدید جنگ، و امکان دستیابی به یک راهحل پایدار بود.
اگر هدف واقعی آمریکا تغییر نظام یا کنترل منابع نفتی ایران باشد، جنگ بهسمت بیپایانی خواهد رفت
موسویان در این مناظره تأکید کرد که مهمترین مشکل در روابط فعلی ایران و آمریکا، نه صرفاً موضوع هستهای بلکه «چرخه معیوب» مذاکرات، جنگ و آتشبس است. به گفته او، در سال ۲۰۲۵ مذاکراتی میان ایران و آمریکا با میانجیگری عمان انجام شد که به گفته مقامات عمانی به پیشرفتهای قابل توجهی رسید و حتی دو طرف به آستانه توافق نزدیک شده بودند اما در همان مقطع، ایالات متحده و اسرائیل تصمیم به حمله نظامی گرفتند. پس از آن، با درخواست آتشبس از سوی واشنگتن، ایران بار دیگر به میز مذاکره بازگشت و مجدداً پیشرفتهایی حاصل شد، اما این روند نیز با حمله جدید متوقف شد. موسویان نتیجه گرفت که بدون پایان دادن به این چرخه «مذاکره–جنگ–آتشبس»، هیچ دیپلماسی پایداری شکل نخواهد گرفت.
وی همچنین تأکید کرد که اگر هدف واقعی آمریکا تغییر نظام یا کنترل منابع نفتی ایران باشد، جنگ بهسمت بیپایانی خواهد رفت. او با اشاره به اظهارات برخی مقامات آمریکایی درباره کنترل منابع نفتی یا تغییر نظام، هشدار داد که چنین اهدافی مانع اصلی رسیدن به توافق هستند. در مقابل، او پیشنهاد داد که برای دستیابی به یک راهحل پایدار، باید سه مسیر بهصورت همزمان دنبال شود:
نخست، توافق هستهای میان ایران و آمریکا؛
دوم، ایجاد یک چارچوب امنیتی منطقهای میان ایران و کشورهای عربی در حاشیه خلیج فارس؛ و
سوم، یک توافق جامع برای پایان دادن به بیش از چهار دهه خصومت میان دو کشور.
موسویان در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت داخلی ایران اشاره کرد و گفت اگرچه بخش قابل توجهی از مردم ایران از شرایط اقتصادی و حکمرانی ناراضی هستند، اما در صورت حمله خارجی، جامعه ایران برای دفاع از کشور متحد میشود. او تأکید کرد که جنگ، انتخاب ایران نبوده و این ایالات متحده و اسرائیل بودهاند که مسیر درگیری را آغاز کردهاند. از نگاه او، این واقعیت، فضای مذاکرات را پیچیدهتر کرده و دستیابی به توافق را دشوارتر میسازد.
او همچنین به سابقه توافق برجام اشاره کرد و آن را «جامعترین توافق در تاریخ عدم اشاعه» توصیف کرد که ایران بهطور کامل به تعهدات خود پایبند بوده است. به گفته وی، خروج دولت ترامپ از این توافق، نقطه آغاز بحران کنونی بود. موسویان افزود که حتی پس از آن نیز ایران در مذاکرات انعطاف نشان داده و پیشنهادهایی مانند شفافیت کامل، ذخیره صفر مواد غنیشده و حتی تعلیق چندساله غنیسازی را پذیرفته، اما در هر مرحله، روند دیپلماتیک با اقدام نظامی متوقف شده است.
در خصوص تنگه هرمز، موسویان تأکید کرد که برای دههها این مسیر حیاتی بدون مشکل باز بوده، اما با تبدیل شدن جنگ به یک تهدید وجودی برای ایران، تهران به استفاده از ابزارهای فشار از جمله این تنگه روی آورده است. او پیشنهاد کرد که امنیت این آبراه و کل منطقه باید در قالب یک سازوکار همکاری منطقهای میان هشت کشور ساحلی خلیج فارس مدیریت شود. از نظر او، چنین چارچوبی میتواند شامل ترتیبات کنترل تسلیحات، ایجاد منطقه عاری از سلاحهای کشتار جمعی و همکاری در حوزه امنیت دریایی باشد.
موسویان همچنین بر ضرورت درک متقابل «گلایهها» و نگرانیهای همه طرفها تأکید کرد. او تصریح کرد که برای رسیدن به صلح واقعی، باید هم نگرانیهای ایران و هم نگرانیهای کشورهای عربی و غربی مورد توجه قرار گیرد. به گفته او، تنها از طریق چنین رویکردی میتوان به یک توافق پایدار و مورد قبول همه طرفها دست یافت.
ایران در یک جنگ نامتقارن، صرفاً با «بقا» میتواند خود را پیروز بداند
در مقابل، دیوید ساترفیلد بر نبود یک استراتژی روشن در سیاست آمریکا تأکید کرد و گفت اقدامات نظامی بدون یک چارچوب راهبردی مشخص، نمیتواند به نتیجه مطلوب منجر شود. او هشدار داد که حمله به زیرساختهای غیرنظامی نهتنها به تغییر رفتار ایران منجر نخواهد شد، بلکه احتمالاً باعث تشدید تنشها و گسترش درگیری در منطقه خواهد شد. ساترفیلد همچنین بر این نکته تأکید کرد که ایران در یک جنگ نامتقارن، صرفاً با «بقا» میتواند خود را پیروز بداند، در حالی که آمریکا برای پیروزی نیازمند تحقق اهداف کامل خود است؛ امری که کار را برای واشنگتن دشوارتر میکند.
وی همچنین خواستههای ایران را «حداکثری» توصیف کرد، اما در عین حال اذعان داشت که تشدید بیشتر درگیری، بهویژه از طریق هدف قرار دادن زیرساختها، بهطور تاریخی به حلوفصل چنین بحرانهایی منجر نشده است. ساترفیلد نقش سیاستهای منطقهای ایران، بهویژه حمایت از گروههای غیردولتی، را یکی از عوامل اصلی نگرانی در منطقه دانست و بر لزوم پرداختن به این موضوع در هر توافقی تأکید کرد.
تعاریف «پیروزی» و «مذاکره» برای ایران و آمریکا متفاوت هستند
بدر السیف نیز با تمرکز بر دیدگاه منطقهای، بر پیچیدگی تعاریف «پیروزی» و «مذاکره» میان طرفهای مختلف تأکید کرد و این مسئله را یکی از موانع اصلی پیشرفت دیپلماسی دانست. او تصریح کرد که حملات به زیرساختهای غیرنظامی تأثیری بر محاسبات راهبردی ایران نخواهد داشت و تنها به افزایش آسیب به کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای عربی در حاشیه خلیج فارس، منجر میشود.
السیف بر ضرورت مشارکت بازیگران منطقهای در هر روند دیپلماتیک تأکید کرد و گفت کشورهایی مانند عربستان، امارات، کویت و دیگر همسایگان باید در طراحی هرگونه توافق نقش داشته باشند، زیرا پیامدهای مستقیم این بحران را متحمل میشوند. او همچنین بر اهمیت احترام به حاکمیت کشورها و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر بهعنوان پیششرط ثبات منطقهای تأکید کرد.
در جمعبندی، این مناظره نشان داد که اگرچه دیدگاهها درباره ریشههای بحران و راهحل آن متفاوت است، اما یک نقطه اشتراک وجود دارد: ادامه مسیر فعلی چه از طریق تشدید نظامی و چه از طریق مواضع حداکثری، چشمانداز روشنی برای پایان بحران ارائه نمیدهد. موسویان بر راهحلهای دیپلماتیک و منطقهمحور تأکید دارد، در حالی که ساترفیلد و السیف، با وجود انتقادات خود از ایران، نسبت به پیامدهای تشدید جنگ هشدار میدهند. در نهایت، آینده این بحران به میزان انعطافپذیری طرفها و توانایی آنها در حرکت از تقابل به سمت یک چارچوب همکاری بستگی دارد.