زنجیره بیثباتی آغاز شده از خردادماه سال جاری در منطقه، اکنون به یکی از مهمترین بخشهای خود رسیده و حضور ناوها و هواپیماهای نظامی آمریکا در آبهای منطقه، احتمال درگیری نظامی میان ایران و این کشور را افزایش داده است، این اما همه بغرنجی شرایط را روایت نمیکند و واقعیت آن است که چنین جنگی میان تهران و واشنگتن هرگز به نبردی دوجانبه محدود نخواهد ماند و دامنه آن از کشورهای منطقه و همسایگان ایران تا کشورهای حتی دورتر جهان هم کشیده خواهد شد. از اینروست که بسیاری از کشورهای منطقه به ویژه ترکیه در روزها و هفتههای اخیر برای کاستن تنش موجود تلاشهای بسیاری را در دستور کار قرار داده اند.
به گزارش جماران؛ ایرنا نوشت: افزایش همزمان احتمال جنگ و دیپلماسی میان ایران و آمریکا در منطقه غرب آسیا، یکی از دشوارترین و در عینحال متفاوتترین برهههای زمانی را برای این منطقه به وجود آورده است؛ آمادگی برای دفاع و حمله به همان اندازه در میان کشورهای منطقه مورد تاکید است که تکاپو برای دیپلماسی.
زنجیره بیثباتی آغاز شده از خردادماه سال جاری در منطقه، اکنون به یکی از مهمترین بخشهای خود رسیده و حضور ناوها و هواپیماهای نظامی آمریکا در آبهای منطقه، احتمال درگیری نظامی میان ایران و این کشور را افزایش داده است، این اما همه بغرنجی شرایط را روایت نمیکند و واقعیت آن است که چنین جنگی میان تهران و واشنگتن هرگز به نبردی دوجانبه محدود نخواهد ماند و دامنه آن از کشورهای منطقه و همسایگان ایران تا کشورهای حتی دورتر جهان هم کشیده خواهد شد. از اینروست که بسیاری از کشورهای منطقه به ویژه ترکیه در روزها و هفتههای اخیر برای کاستن تنش موجود تلاشهای بسیاری را در دستور کار قرار داده اند.
در راستای این تلاشها و براساس گزارش جراید ترکیه، رجبطیب اردوغان؛ رئیسجمهور این کشور در تلاش است مذاکرهای سهجانبه میان ایران و آمریکا با میانجیگری آنکارا تدارک ببیند. سفر «سید عباس عراقچی» وزیر امور خارجه ایران به ترکیه هم گرچه سفری از پیش برنامهریزی شده بود اما تحت تاثیر خبرها و رویدادهای منطقه قرار گرفت و در این سفر موضوع مذاکره میان ایران و آمریکا به یکی از مهترین محورها تبدیل شد.
مذاکره و توافق این روزها به کلیدواژه بسیاری از مقامات جهان از جمله «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا تبدیل شده است اما همچنان اهداف، شرایط و انگیزه طرح آن موضوعی مبهم و حتی گاهی موهوم است. این واژه برای ایران زمانی که ناوهای آمریکایی در منطقه حضور دارند و شدت تهدید پررنگتر از هر زمان دیگری است، معنای خاصی نمیتواند داشته باشد، با این همه به نظر میرسد تهران از هر مسیری که بتواند در شرایط معقول منافع خود را حفظ کند، استقبال خواهدکرد. این شرایط معقول را عراقچی در نشست خبری مشترک با «هاکان فیدان» وزیر امور خارجه ترکیه با این صفتها توصیف کرد: مذاکرهای معنادار، مطقی، منصفانه، از موضع برابر، بر اساس احترام و منافع متقابل، عادلانه و در نهایت بدون تهدید.
رئیس دستگاه دیپلماسی این موارد را شرط ورود ایران به هر روند دیپلماتیک، از جمله مذاکرات هستهای عنوان و بار دیگر تصریح کرد که سلاح هستهای در دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران جایی ندارد. شرایط اعلام شده از سوی ایران و تاکید بر اینکه تهران تمایلی به ساخت بمب اتم ندارد؛ در حالی به صورت موکد مورد تاکید قرار میگیرد که رئیسجمهور آمریکا در تازهترین پیام خود، با تکرار برخی ادعاها درباره ایران گفته بود که از ایران میخواهد سلاح هستهای نداشته باشد و آنچه که او، کشتار معترضان خوانده بود را متوقف کند. با این همه به نظر نمیرسد هدف ترامپ از این لشگرکشی به منطقه به معنای واقعی برای مقابله با دستیابی ایران به سلاح اتمی یا حتی به ادعای خود حفظ جان معترضان ایرانی بوده باشد. مجموع آنچه از شروط آمریکا برای گفتوگو و توافق با ایران در رسانهها منتشر شده است حکایت از آن دارد که هدف از تمام رفتارها و رویکرد رئیسجمهور آمریکا چیزی جز فشار برای تسلیم ایران نیست. در چنین شرایطی تصریح وزیر امور خارجه در استانبول مبنی بر اینکه ایران بر سر توان موشکی خود مذاکره نخواهد کرد؛ منطقی به نظر میرسد.
تاکید تهران بر حضور در فرایندهای دیپلماتیک در پاسخ به تمام تلاشهایی است که کشورهای منطقه بیش از یک ماه است در دستور کار خود قرار دادهاند. این حضور در روند معقول مذاکراتی و با وجود تمام رویدادهای یک سال اخیر حکایت از اعتقاد تهران به مسیر گفتوگو دارد اما ایران به همان میزان نسبت به نیت آمریکا در این زمینه بدبین است و به نظر میرسد به همین دلیل است که عراقچی در استانبول اعلام کرده که «ما هنوز برنامهای برای دیدار با آمریکاییها تنظیم نکردهایم اما برای مذاکراتی عادلانه و منصفانه آمادگی داریم. مقدمات چنین مذاکراتی باید ابتدا فراهم شود؛ هم در مورد شکل گفتگوها، هم در مورد محل گفتگوها و هم در مورد موضوع گفتگوها. من در این خصوص صحبتهای بسیار خوبی با آقای فیدان داشتم و ما به این مشورتها با دوستان خودمان در منطقه ادامه خواهیم داد. امیدوارم بتوانیم بهزودی به یک چارچوب مشخص برسیم که بتواند مذاکراتی شرافتمندانه را تضمین کند.»
مذاکره شرافتمندانه خواست و مورد تاکید ایران است اما باید دید آمریکا تا چه میزان به این مسیر و در عمل پایبند خواهد بود. به منظور بررسی روند تحولات و اهداف هریک از بازیگران این روزهای منطقه با «رحمان قهرمانپور» تحلیلگر مسائل بینالملل به گفتوگو پرداختیم.

حضور ناوهای آمریکایی در منطقه، کارکرد دوگانه دارد
این تحلیلگر مسائل بینالملل در پاسخ به این پرسش که حضور نظامی ایالات متحده آمریکا در منطقه از دیدگاه ناظران بسیاری به دو دلیل تفسیر میشود؛ حمله به ایران یا صرفا افزایش فشار بر تهران برای مذاکره؛ کدام یک از این دو تحلیل با واقعیت موجود همخوانی بیشتری دارد؛ گفت: در واقع حضور ناوهای آمریکایی در خلیج فارس هم برای مذاکره است و هم برای احتمال درگیری با ایران. در چهارچوب دیپلماسی اجبار رئیسجمهور آمریکا این دو رویکرد تعارضی با هم ندارند بلکه مکمل همدیگر هستند. همانگونه که در جنگ ۱۲ روزه هم دیدیم دونالد ترامپ معمولاً ابتدا دعوت به مذاکره و توافق دیپلماتیک میکند و اگر این توافق شکست خورد؛ دست به اقدام نظامی میزند. بنابراین هر دو کاربرد را میتوان برای حضور این ناوها متصور شد.
ترامپ به دنبال توجیه افکار عمومی برای حمله احتمالی به ایران است/ ایران و آمریکا باید سیاست خود را تغییر دهند
قهرمانپور درباره اهداف آمریکا از تحمیل خواستهها و شروط مشخص به ایران و به نام مذاکره گفت: به هر حال آمریکا به عنوان قدرت جهانی اگر قرار باشد که یک اقدام نظامی انجام دهد، باید توجیهی حداقلی برای آن در افکار عمومی پیدا کند. توجیهی که آمریکا در ونزوئلا به دنبال آن رفت قاچاق کوکائین از جانب دولت مادورو به آمریکا و تهدید امنیت این کشور و کشته شدن جوانان آمریکایی به خاطر مصرف بیش از حد کوکائین بود. به نظر میرسد که در مورد ایران هم ترامپ به دنبال آن است که با همان شیوه ابتدا یک پیشنهاد دیپلماتیک به ایران داده و شروطی را مطرح کند که احتمال پذیرش آنها از سوی ایران کم است و سپس به جامعه جهانی اعلام کند که ایران زیر بار توافق نرفت و بنابراین انجام اقدام نظامی ضروری است.
وی تصریح کرد: با این وجود باید توجه کرد که حرف من به معنای این نیست که راه دیپلماسی کاملا بسته شده است. به هر حال امکان یک توافق دیپلماتیک وجود دارد هرچند بسیار سخت خواهد بود و لازمه این کار این است که در وهله اول آمریکا و سپس ایران سیاست و مواضع خود را تغییر دهند.
کشورهای منطقه توان لازم را برای اثرگذاری در سیاستهای کاخ سفید ندارند
تحلیلگر روابط بینالملل در ارزیابی تحرکات کشورهای مختلف منطقه از جمله ترکیه برای ایجاد مسیرهای دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن و نتیجهبخشی آنها گفت: متاسفانه کشورهای منطقه توان لازم را برای اثرگذاری در سیاستهای کاخ سفید ندارند، از طرف دیگر یک سازمان منطقه قدرتمندی مانند اتحادیه اروپا یاآسهآن (ASEAN) ندارند که در واقع وزن مهمی در اقتصاد و سیاست جهانی به شمار آید و به همین دلیل من به این تلاشهای دیپلماتیک منطقهای با احتیاط نگاه میکنم چون تجربه جنگ اول خلیج فارس، حمله به عراق و حمله به تاسیسات هستهای ایران، سوریه و تغییر دولت بشار اسد نشان داد که متاسفانه در خاورمیانه سازمانهای منطقهای کارآمدی و ابتکار عمل لازم را ندارند و نمیتوانند سیاستهای واشنگتن را تغییر دهند.
قهرمانپور افزود: در حال حاضر، شیخ محمدبن زاید امیر امارات بیش از هر مسئول دیگری در منطقه در آمریکا نفوذ دارد و این نفوذ را میتوانیم در آنجایی ببینیم که هم زمینه را برای برقراری صلح میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان فراهم کرد و هم از دو هفته پیش مذاکرات سه جانبه آمریکا، روسیه و اوکراین برای اولین بار در ابوظبی برگزار شد. در سطح دوم به نظر میرسد که فعلا عربستان سهم و نفوذ زیادی در واشنگتن دارد و لذا اگر قرار باشد که دیپلماسی منطقهای موفق پیش رود احتمالاً باید ببینیم که تصمیمهای واقعی ریاض و ابوظبی در مورد وضعیت فعلی چه خواهد بود.