انتخاب هدف قرار دادن ونزوئلا، انگیزه دونالد ترامپ را آشکار میکند. اولویت اصلی، دسترسی آمریکا به ذخایر نفتی ونزوئلا بود. اهداف ثانویه شامل پایان دادن به نقش ونزوئلا در تجارت مواد مخدر، کمک به بازگشت مهاجران و افزایش فشار بر کوبا بود که بهشدت به نفت یارانهای ونزوئلا برای تقویت اقتصادِ درگیر تحریم و مشکلدار خود وابسته است.
به گزارش جماران؛ به نقل از جهان دیپلماسی، ریچارد هاس، دیپلمات ارشد دولت جرج بوش پسر و مدیر پیشین اندیشکده شورای روابط خارجی نوشت:
اکنون نیکلاس مادورو در بازداشتگاه در بروکلین نگهداری میشود اما این بههیچوجه پایان ماجرا نیست.
اندکی در ونزوئلا یا در هر جای دیگری غیر از هاوانا، مسکو و پکن، برای کنار رفتن مادورو سوگواری خواهند کرد. او یک خودکامه بود که انتخاباتی را دزدید، مردمش را سرکوب کرد، با وجود برخورداری از ذخایر عظیم نفتی اقتصاد کشورش را به نابودی کشاند و در قاچاق مواد مخدر دست داشت.
این به آن معنا نیست که این عملیات نظامی موجه بوده و خردمندانه. از نظر قانونی بسیار محل تردید بود. ایالات متحده گزینههای دیگری نیز در اختیار داشت. مادورو بهسختی تهدیدی قریبالوقوع برای آمریکا به شمار میرفت. تردید نکنید: این یک عملیات نظامی از سر انتخاب بود، نه از سر ضرورت.
انتخاب هدف قرار دادن ونزوئلا، انگیزه دونالد ترامپ را آشکار میکند. اولویت اصلی، دسترسی آمریکا به ذخایر نفتی ونزوئلا بود. اهداف ثانویه شامل پایان دادن به نقش ونزوئلا در تجارت مواد مخدر، کمک به بازگشت مهاجران و افزایش فشار بر کوبا بود که بهشدت به نفت یارانهای ونزوئلا برای تقویت اقتصادِ درگیر تحریم و مشکلدار خود وابسته است.
اعلام موفقیت این عملیات در این مقطع بسیار شتابزده خواهد بود. کنار زدن یک فرد از قدرت یک چیز است؛ برچیدن یک رژیم و جایگزین کردن آن با چیزی ملایمتر و پایدارتر، کاری کاملاً متفاوت و بهمراتب دشوارتر است.
ترامپ اعلام کرده که ایالات متحده «ونزوئلا را اداره خواهد کرد». فعلاً یک چیز روشن است: دولت ترامپ ترجیح میدهد با بقایای رژیم موجود کار کند (به نظر میرسد با معاون مادورو که اکنون ریاست دولت را بر عهده دارد به تفاهم رسیده است) تا اینکه اپوزیسیون را توانمند سازد. این رویکرد با سیاستی همراستاست که انگیزهاش چشمانداز سود تجاری است، نه تمایل به ترویج دموکراسی و حفاظت از حقوق بشر.
ممکن است این تغییر در رهبری (نه در نظام سیاسی حاکم) کفایت کند و دولت جدید امتیازهای نفتی بدهد و قاچاق مواد مخدر را مهار کند. اما فرض گرفتن چنین نتیجهای سادهلوحانه خواهد بود.
احتمال فروپاشی نظم نیز وجود دارد. عناصر طرفدار رژیم فعال خواهند بود و اپوزیسیون بههیچوجه متحد نیست و ممکن است در برابر کنار گذاشته شدن مقاومت کند.
اگر تحولات آنگونه که امید میرود پیش نرود، دولت ترامپ ممکن است با انتخابهای سیاسی دشواری روبهرو شود.
ممکن است دولت ترامپ منافع تجاری احتمالی پیشِ رو را بیش از حد بزرگنمایی کند.ونزوئلا ذخایر عظیم نفتی دارد اما با توجه به وضعیت نامطلوب میادین، سرمایهگذاریهای کلانی برای بازیابی آنها لازم خواهد بود.
این عملیات جوهره سیاست خارجی ترامپ را به تصویر میکشد؛ در ذات خود یکجانبه بود. توجه اندکی به قانونمندی یا افکار عمومی بینالمللی نشان داد. بر نیمکره غربی تأکید داشت، نه اروپا یا خاورمیانه. هدف، منفعت تجاری در این مورد دسترسی به ذخایر نفتی و تقویت امنیت داخلی بود که بازتابدهنده نگرانیها درباره مواد مخدر و مهاجرت است. از نیروی نظامی استفاده شد اما به شکلی محدود و مهارشده.
بزرگترین پیامد منفی عملیات ونزوئلا میتواند سابقهای باشد که ایجاد میکند: تأیید حق قدرتهای بزرگ برای مداخله در «حیاط خلوت» خود علیه رهبرانی که آنها را نامشروع یا تهدیدآمیز میدانند. میتوان تصور کرد که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه که خواستار «نازیزدایی» از اوکراین و برکناری رئیسجمهور ولودیمیر زلنسکی است با رضایت سر تکان میدهد. عملیات نظامی ترامپ در ونزوئلا، پایان مذاکرهشده جنگ روسیه و اوکراین را از آنچه پیشتر هم بود، دورتر میکند.
واکنشی مشابه احتمالاً در چین نیز رخ خواهد داد؛ کشوری که تایوان را استانی جداافتاده و دولت آن را نامشروع میداند. این بدان معنا نیست که شی جینپینگ ناگهان درباره تایوان دست به اقدام خواهد زد، اما رویدادهای ونزوئلا میتواند اعتمادبهنفس او را افزایش دهد که در صورت تهاجم، محاصره یا هر شکل دیگری از اعمال فشار بر این جزیره، موفق خواهد شد.
عملیات برکناری مادورو روشن میسازد که راهبرد امنیت ملی تازه منتشرشده آمریکا را باید جدی گرفت و اینکه دولت ترامپ نیمکره غربی را منطقهای میبیند که منافع آمریکا در آن اولویت دارد. روسیه و چین از این امر استقبال خواهند کرد، زیرا آن را نشانهای میدانند که ترامپ با دیدگاه آنان درباره جهانی تقسیمشده به حوزههای نفوذ موافق است.
نظمی جهانی که هشتاد سال دوام آورده، در آستانه جایگزین شدن با سه نظم منطقهای است که احتمالاً بههیچوجه منظم یا آزاد نخواهند بود.