معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات یادآور شد: ریشه تبار اصلاح طلبی را می توان از میانه دوره قاجار رصد کرد، از همان دوران صاحب نظرانی در این زمینه حرف‌های جدی زدند و مسیری تازه را برای جامعه به وجود آوردند که به جنبش های متعددی در ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی انجامید.

به گزارش جماران؛ استاد دانشگاه تهران بازسازی در جبهه اصلاحات را نیازمند تغییر نگرش‌ها و روش‌ها دانست و گفت: اصلاحات باید یک «شیف پاردایم» از عرصه سیاست به جامعه را تجربه کند و در نوع ساختارها، کنشگران و پیام‌های خود تغییراتی ایجاد کند.

«غلامرضا ظریفیان» ضمن اشاره به تنوع دیدگاه ها درباره تغییرات در اصلاحات، افزود: بخشی از این تغییرات ساختاری، بخشی روشی و بخش دیگری هم متکی بر راهبرد و استراتژی ها است. بخش دیگر هم به نظام اندیشه و نظر مربوط می‌شود. افراد مختلف با دیدگاه های متفاوت موضوع بازسازی اصلاحات را مطرح می کنند و ممکن است نوع نگاه و موضوعاتی که مطرح می شود متفاوت از یکدیگر باشد. اما آنچه به صورت عمومی در موضوع بازسازی اصلاحات از سوی اصلاح طلبان مطرح می شود بحث ساختارها است.

وی افزود: اصلاح طلبی با تمام این تغییرات مباحث پایه ای دارد که جزئی از وجوه ذاتی آن است. موضوعاتی چون مردم سالاری، تعیین سرنوشت توسط مردم، توجه ویژه به حقوق اساسی مردم، کرامت انسانی و توزیع عادلانه منابع ثروت و قدرت؛ اصول پایه ای است که از دیرباز مورد توجه اصلاح طلبی بوده است اما اینکه چگونه این مفاهیم بنیادین باید محقق شود در گرو این خواهد بود که با توجه به تغییرات شگرف در عرصه زیست انسانی، ادبیات، مفاهیم، راهبردها و روش‌ها و حتی بخشی از بازیگران هم متناسب با این دگرگونی ها، تغییر کنند.

این فعال اصلاح طلب ادامه داد: اینکه آیا ساختارهای موجود برای  انسجام اصلاحات کافی است یا نه،  موضوع مهمی در اصلاح جریان اصلاحات است. به طور تقریبی همه اعتقاد دارند که ساختارها کفایت کافی را برای هماهنگی و انسجام ندارد. در این زمینه هم عقاید به دو گروه تقسیم می شوند گروهی اعتقاد دارند که ساختارها در مجموع و به رغم برخی اشکالات و کاستی ها تاکنون کارنامه موفقی داشته است و اگر همین سازوکارها برای انسجام بخشی نبود، اصلاح طلبان با مشکلاتی مواجه می شدند.

ظریفیان درباره اقلیت رادیکال میان اصلاح طلبان گفت: آنها معتقدند اساسا ساختارهای موجود برای انسجام بخشی کفایت نمی کنند و ریشه مشکلات در جناح اصلاح طلب هم در همین ساختارها است. پیشنهادهای مختلفی برای اصلاح سازوکارها مطرح شده است؛ مانند پارلمان اصلاحات که به آن هم نگاه های متفاوتی وجود دارد و برخی معتقدند برای رسیدن به پارلمان باید زمان بیشتری را صرف کرد تا طرح جا  افتاده تر و با اشراف بیشتر و اتفاق نظر میان اصلاح طلبان عملی شود و پارلمان شکل گیرد. از طرف دیگر برخی هم معتقدند باید سریعتر پارلمان اصلاحات را در دستور کار و اجرا قرار داد.

معاون وزیر علوم در دولت اصلاحات یادآور شد: میان اصلاح طلبان طیف هایی هم وجود دارد که علاوه بر بحث ساختارها به موضوع روش ها هم توجه دارند و فقط درباره ساختارها بحث نمی کنند بلکه به روش ادامه کار اصلاح طلبان می پردازند. این گروه معتقدند با اینکه روش های پیشین موثر بوده است اما جریان اصلاحات باید هم در اداره کار و هم در تاکتیک ها و استراتژی های تغییر کنند. این گروه از منظر مضمونی و مفهومی به موضوع تغییر در اصلاحات می پردازند.

وی ادامه داد:  ریشه تبار اصلاح طلبی را می توان از میانه دوره قاجار رصد کرد، از همان دوران صاحب نظرانی در این زمینه حرف‌های جدی زدند و مسیری تازه را برای جامعه به وجود آوردند که به جنبش های متعددی در ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی انجامید.

ظریفیان افزود: با تحولاتی که در نظام اندیشگی و کنش جامعه رخ داده، اصلاحات هم نیازمند تحول است. در گذشته کنش های معطوف به هدف بیشتر در عرصه سیاست رقم خورده است و با توجه به تغییرات جهان و ایران دیگر نمی توان اصلاح طلبی را در عرصه صرفا سیاست تعریف کنیم بلکه باید اصلاح طلبی را اعم از این مسائل ببینیم و از اصلاح طلبی معطوف به «سیاست ورزی» به « امر اجتماعی» حرکت کنیم که سیاست هم جزئی از آن امر اجتماعی است.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه مساله فراتر از عرصه سیاست بوده و سلیقه‌ها، نوع نگاه مردم و رویدادهای عرصه ارتباطات و اطلاع رسانی تغییر کرده است؛ گفت: موضوعاتی در عرصه اجتماعی مانند شکل گیری و تعمیق جامعه مدنی، سبک زندگی، کنشگری در عرصه‌های مختلف زندگی انسانی و معنابخشی به زندگی و جهان از مباحث مهمی است که تحول خواهان اصلاحات باید به آن ها توجه کنند. اصلاح طلبی باید عرصه های جدی تری را در فرا روی خود هم در زمینه اندیشه و هم کنشگری قرار دهد تا بتواند نقش تاریخی خود را به عنوان مرجع جامعه و نسل جوان حفظ کند.

وی ادامه داد: برای ایفای این نقش، اصلاحات نباید خود را تنها محدود به تغییر ساختارها یا افراد و اشخاص کند بلکه نیازمند بازسازی خود در تحولات نظری  و استراتژی های خود است. باید یک «شیف پاردایم» از عرصه سیاست به عرصه جامعه ایجاد کند و روش های خود را متناسب با تحولات تغییر دهد. به اعتبار این تغییرات در نوع ساختارها، نوع کنشگران و نوع پیام هایی که برای جامعه دارد باید تغییراتی ایجاد کند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.