با توجه به اهمیت عناصر کمیاب زیرزمینی برای توسعه هوش مصنوعی و منابع غنی انرژی برای تأمین امنیت انرژی صنعت هوش مصنوعی، مردم ایران باید بدانند که حالا حالا آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها از براندازی نظام و روی کار آوردن یک دولت دستنشانده در ایران و یا تجزیه و تکه تکه کردن ایران دست بردار نیستند. به همین دلیل نفوذیها برای ایجاد شکاف در انسجام ملی مردم ایران فعالتر از همیشه مشغولند.
محمود خاقانی، کارشناس بینالمللی انرژی، در یادداشتی با اشاره به رشد شتابان صنعت هوش مصنوعی و افزایش نیاز آن به برق و منابع انرژی، معتقد است رقابت جهانی برای تأمین امنیت انرژی مراکز داده و فناوریهای هوش مصنوعی، اهمیت منابع نفت، گاز و عناصر کمیاب معدنی را بیش از گذشته افزایش داده است؛ موضوعی که به گفته او میتواند جایگاه ژئوپلیتیکی ایران را در معادلات آینده انرژی و فناوری پررنگتر کند.
به گزارش جماران، متن این یادداشت بدین شرح است:
این روزها دولت دونالد ترامپ با معطلی و بازی با مذاکرات و حالت نه جنگ، نه آتشبس و نه ترک مخاصمه، تلاش میکند که میدان را برای نفوذیهای آمریکا، اسرائیل و متحدانشان در ایران برای فعالیت به بهانههای مختلف آمادهسازی کند تا بلکه بسیار فعالتر از قبل از جنگ ۱۲ روزه، اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دیماه و جنگ رمضان و به شهادت رساندن رهبری نظام در تاریخ ۹ اسفندماه ۱۴۰۴، بتوانند با ایجاد شکاف در انسجام ملی مردم ایران زمینه لازم برای اعلام پیروزی آمریکا در جنگ رمضان را فراهم کنند. درواقع شکست نفوذیها و شکست شعارهای تغییر نظام ترامپ و نتانیاهو توسط مردم ایران و انسجام ملیشان موجب شده است که ترامپ در حال حاضر مدعی است که ایران فقط نباید سلاح هستهای داشته باشد.
تعطیلی اینترنت و قاچاق استارلینک؟
این روزها برخی از اسرار جنگ رمضان که در رسانههای مختلف درز کرده و یا تحلیل میشوند، حاکی از این واقعیت است که شبکه استارلینک بخشی از عملیات نظامی علیه مردم ایران بود. به همین دلیل با برنامهریزی قبلی ابزار لازم به ایران قاچاق شد تا برای فروش با قیمت مناسب در اختیار مصرفکننده ایرانی قرار گیرد. نکته جالب توجه این است که چه ارتباطی بین قاچاق ابزار استارلینک، قطعی اینترنت، اینترنت فیلترشکنفروشی و اینترنت طبقاتیفروشی وجود دارد؟
سؤال: آیا هوش مصنوعی میتواند انرژی بیشتری نسبت به مصرف خود ذخیره کند؟
هیلی زارمبا در گزارشی که اویل پرایس دات کام در ۱۴ خردادماه ۱۴۰۵ منتشر کرد، نوشته است که شرکت حقوقی دوآن موریس استدلال میکند که بزرگترین خطر مرتبط با هوش مصنوعی در بخش انرژی، افزایش تقاضای برق نیست، بلکه عدم پذیرش سریع ابزارهای هوش مصنوعی برای حفظ رقابت است. درواقع مطالعات انجام شده در دانشگاه معتبر MIT آمریکا درباره ادعاهای صنعت هوش مصنوعی مبنی بر اینکه افزایش بهرهوری هوش مصنوعی، مصرف عظیم انرژی توسط هوش مصنوعی را جبران میکند، به چالش میکشد، در حالی که احداث مراکز دادههای جدید همچنان با سرعت بیسابقهای تایید و توسعه پیدا میکنند.
ادعا شده است که هوش مصنوعی نویدبخش برنامههای کاربردی انرژی پاک است - از مدلسازی همجوشی هستهای گرفته تا بازیابی باتری خودروهای برقی - اما رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی همزمان سرمایه را از تحقیقات برای صنعت انرژی نسل بعدی دریغ و منحرف میکند.
فشار هوش مصنوعی به صنعت انرژی و خونریزی و قتلعام برای نفت و گاز:
رونق و رشد صنعت هوش مصنوعی، فشار بیسابقهای را متوجه صنعت انرژی برای تولید انرژی بیشتر و تسلط و تصرف منابع انرژیهای فسیلی نفت و گاز توسط آمریکا و متحدان آمریکا برای رقابت با سایر کشورها به ویژه چین تحمیل کرده است. بخشهای دولتی و خصوصی به طور یکسان تلاشهای زیادی را در آمریکا و سایر کشورها به عمل میآورند تا میزان برق مورد نیاز برای تامین امنیت انرژی مورد نیاز مراکز دادههای هوش مصنوعی در آینده نزدیک را تعیین کنند و از افزایش سرسامآور مصرف انرژی که روی شبکههای برق قدیمی و فرسوده فشار وارد میکند، پیشی بگیرند.
پاسخ چیست؟
مقاله جدیدی توسط شرکت Biglaw، Duane Morris، به گزارش اویل پرایس دات کام منتشر شده و استدلال میکند که پیشگویانهترین خطر مرتبط با هوش مصنوعی برای صنعت انرژی، خطری نیست که توسط خواستههای خود این صنعت ایجاد میشود، بلکه خطر عقب ماندن صنعت انرژی در ادغام و کاربرد هوش مصنوعی است. این شرکت استدلال میکند که بخش صنعت انرژی موظف است راههایی را که مدلهای زبانی بزرگ (مدل زبانی نوعی مدل «یادگیری ماشین» (Machine Learning) است که برای ایجاد یک توزیع احتمال بر روی کلمات، «آموزش» (Train) داده میشود. به بیان ساده، این مدل سعی میکند با توجه به متن داده شده، کلمه مناسب بعدی را برای پر کردن یک فضای خالی در جمله یا عبارت، پیشبینی کند) میتوانند به عنوان یک دارایی تلقی شوند را در نظر بگیرد. این مقاله نتیجه میگیرد که «هوش مصنوعی نباید فقط از دریچه اجتناب از ریسک دیده شود.» مقاله Energy Intelligence در ادامه میگوید: «خطرات هوش مصنوعی همچنان واقعی هستند و باید با دقت مدیریت شوند.» «اما در بخشی که مسئول زیرساختهای حیاتی است، خطر بلندمدت بزرگتر ممکن است استفاده بیش از حد تهاجمی از هوش مصنوعی نباشد -- بلکه ممکن است عدم استفاده کافی از آن باشد.» در واقع، طرفداران پذیرش هوش مصنوعی استدلال میکنند که اگرچه آموزش و عملیاتی کردن مدلهای زبانی بزرگ مقدار زیادی انرژی مصرف میکند (و منابع محدود دیگری مانند آب را هم نباید فراموش کرد)، هوش مصنوعی در کارآمدتر کردن صنعت انرژی و طیف وسیعی از صنایع نقش مهمی خواهد داشت.
افزایش بهرهوری در صنعت هوش مصنوعی:
برخی از کارشناسان میگویند در واقع، از طریق بهرهوریهای گسترده، هوش مصنوعی پتانسیل صرفهجویی انرژی بیشتری نسبت به کل مصرف خود را دارد. با این حال، منتقدان میگویند که این ادعاها اغراقآمیز و نتیجه تفکر آرزومندانه به جای مدلسازی دقیق است. گزارش منتشرشده توسط دانشگاه MIT در سال ۲۰۲۵ میلادی چنین ادعاهایی را به چالش میکشد و خاطرنشان میکند که افزایش بهرهوری ادعا شده در صنعت هوش مصنوعی هنوز به ثمر نرسیده و ممکن است در آینده نزدیک محقق نشود. این در حالی است که اعداد مربوط به افزایش بهرهوری هوش مصنوعی - و حتی میزان انرژی که هوش مصنوعی در حال حاضر استفاده میکند - هنوز کم است و مراکز داده جدید به سرعت مجوز احداث دریافت میکنند.
هوش مصنوعی در همه چیز؟
روزنامه واشنگتن پست در مقالهای که در تابستان سال گذشته میلادی منتشر کرد، نوشت: «ادغام هوش مصنوعی در تقریباً همه چیز، از تماسهای خدمات مشتری گرفته تا «رئیسهای» الگوریتمی و جنگ (نظیر جنگ رمضان) تقاضای زیادی را برای استفاده از هوش مصنوعی ایجاد میکند. با وجود پیشرفتهای چشمگیر در بهرهوری، بازگرداندن این دستاوردها به مدلهای بزرگتر و گرسنهتر برای مصرف سوختهای فسیلی (نفت و گاز) کار میکنند و به میزان مصرف زیاد انرژی نیاز خواهند داشت.» علاوه بر این، فقط همین ترس از «عقب ماندن» است که رونق هوش مصنوعی را دامن میزند، مسلماً حتی بیشتر از تقاضای واقعی. این سؤال نیز مطرح است که آیا ادغام سریع هوش مصنوعی در همه چیز، از شبکههای انرژی گرفته تا مسواکهای برقی، واقعاً قرار است جهانی پیچیدهتر و از نظر انرژی کارآمدتر ایجاد کند؟ یا اینکه فقط یک تلاش فشرده برای حفظ تسلط و ارتباط در یک اقتصاد جهانی به سرعت در حال تغییر است. هر کجا که در مورد ادغام هوش مصنوعی در همه چیز موضع گرفته شود، به طور فزایندهای واضح است که هوش مصنوعی کاربردهای بسیار امیدوارکنندهای در فناوریهای صنعت انرژی پاک (هستهای، تجدیدپذیر و...) نسل بعدی دارد. محققان از مدلهای زبان بزرگ برای انجام تحقیقات از نوع «سوزن در انبار کاه» استفاده میکنند تا بهترین روشها و مواد (عناصر کمیاب زیرزمینی) را برای پیشبرد مدلسازی همجوشی هستهای پیدا کنند. در بخش انرژیهای تجدیدپذیر، از هوش مصنوعی برای بهبود پیشبینی عرضه و تقاضای انرژی برای پایداری بیشتر شبکه استفاده میشود. حتی میتوان به زودی از هوش مصنوعی برای باتریهای از کار افتاده خودروهای برقی استفاده کرد. نیازهای عظیم هوش مصنوعی به انرژی، تلاشهای تحقیقاتی فزاینده و فشردهای را در زمینه فناوریهای پیشرفته انرژیهای پاک مانند همجوشی هستهای، زمینگرمایی پیشرفته و انرژی خورشیدی مبتنی بر فضا نیز به دنبال دارد. اما شرکتهای بزرگ فناوری در حالی که تحقیقات در مورد این برنامههای مرتبط با انرژی پاک را هدایت میکنند، در حال حاضر به گاز طبیعی برای تولید برق نیاز دارند. به همین دلیل تسلط بر ذخائر عظیم گاز طبیعی و عناصر کمیاب زیرزمینی ایران به عنوان دروازهای بین خلیج فارس، آسیای مرکزی، دریای کاسپین - خزر و قفقاز برای آمریکا و متحدان آمریکا بسیار هم میباشد. به طور کلی، تحقیقات در مورد انرژی نسل بعدی از تب طلای هوش مصنوعی رنج میبرد، زیرا سرمایهگذاران توجه خود را به سمت هوش مصنوعی و نه صنعت انرژیهای پاک معطوف میکنند. نقش هوش مصنوعی در بخش انرژی به هیچ وجه ساده نیست. و درست است که اجتناب کامل از ادغام هوش مصنوعی مشکل را حل نمیکند. اما اگر سرمایهگذاران در بخش انرژی قرار است از ریسکگریزی اجتناب کنند و همانطور که شرکت حقوقی دوآن موریس پیشنهاد میکند، به رونق هوش مصنوعی روی آورند، باید یک پایه سیاستگذاری قوی و یک استراتژی – راهبرد هوش مصنوعی بسیار هوشمندانهتر در آینده داشته باشند.
نهایتا با توجه به اهمیت عناصر کمیاب زیرزمینی برای توسعه هوش مصنوعی و منابع غنی انرژی برای تأمین امنیت انرژی صنعت هوش مصنوعی، مردم ایران باید بدانند که حالا حالا آمریکا، اسرائیل و متحدان آنها از براندازی نظام و روی کار آوردن یک دولت دستنشانده در ایران و یا تجزیه و تکه تکه کردن ایران دست بردار نیستند. به همین دلیل نفوذیها برای ایجاد شکاف در انسجام ملی مردم ایران فعالتر از همیشه مشغولند.