جدیت کنید در تحصیل، جدیت کنید در یاد گرفتن معارف الهیه، جدیت کنید در این که خودتان را خوب بار بیاورید

از منظر امام خمینى (س)، فراگیرى دانش ها و معرفت ها، باید منشأ اثر روانى و اخلاقى و اجتماعى باشد. تحصیل و تدریسِ فلسفه و معارف توحیدى و الهى و قرآنى هم اگر تأثیرى مثبت و نورانى بر اخلاق آدمى نداشته باشد و ذهن و دل و زبان وى را به رنگ رحمانى در نیاورده باشد، باطل و عبث و خسرانِ دنیا و آخرت است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، از این منظر و به مناسبت روز جوان بخشی از مقاله ابوالفضل هدایتى ‏با موضوع "جایگاه سیاسی و اجتماعی جوانان در نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(س") ارسال می شود.

«به تو، و سایر جوانها که طالب معرفتند وصیت مى‏کنم که شما و هم موجودات جلو اویند و ظهورِ ویند. کوشش و مجاهده کنید تا بارقه‏اى از آن را بیابید و در آن محو شوید و از نیستى به هستى مطلق برسید» «1».

سلوک عارفانه و عاشقان اولیاى حق، در قدم‏هاى روشن و الهام‏بخش آنان تجلى مى‏کند؛ نه در قال و قیلِ درس و بحث و حملِ کتب! تا از رهگذر مطالعه و تعلیم و تفکر در آیاتِ خداوند و فلسف خلقت و انگیز بعثت، سفرى از طبیعت، به ملکوتِ آن نیاغازیم و به حقایقِ کلمات راهى نگشاییم، بى‏گمان در جهل و جور و جفاى بر خلق، غوطه وریم.

«از این پیرِ بى‏نوا، بشنو که این بار را به دوش دارد و زیر آن خَم شده است. به این اصطلاحات که دام بزرگ ابلیس است، بسنده مکن و در جست و جوى او- جل و علا- باش» «2».

«جدیت کنید در تحصیل، جدیت کنید در یاد گرفتن معارف الهیه، جدیت کنید در این که خودتان را خوب بار بیاورید» «3».

«اى عزیزان اسلام و سرمایه‏هاى ملت! مجاهده کنید که خودیت را از سرّ قلب خود بزدایید و باید بدانید و بدانیم که هر چه هست، اوست و جلو جمال او جسم و جان و روح و روان همه از اوست. بکوشید تا حجابِ خودیت را بردارید و جمال جمیل او- جل و علا- را ببینید. آنگاه است که هر مشکلى آسان و هر رنج و زحمتى گواراست و فدا شدن در راه او احلى [: شیرین‏تر] از عسل، بلکه بالاتر از هر چیز به گمان آید» «4».

نه تنها در حوز مقولات و مباحث علمى، بلکه در گستر زندگى و عمل و خدمت اجتماعى، باید به گونه‏اى بهره‏مندى خود از تربیت الهى و عرفانى را آشکار ساخت.

نشانه‏هاى خداجویى و حق‏گرایى انسانها و خدمتها، در پالایش ذهنى و نفسانى از خودپرستى و تمایل به حقیقت و انسانیت مى‏باشد. عملکردهاى خالصانه، مطلوب است نه کارهاى آلوده به ریا و شرک و نفاق.

«وقتى براى اسلام کار مى‏کنیم، باید به طور مهذب باشد که اگر خداى نخواسته، کارها با خودخواهى و غرور همراه شد، مبدأ شکستِ انسان است. باید اتکال به خدا باشد و خدمت براى خدا» «4».

از افسانه‏هایى که پیرامون ارباب سلوک و عرفانِ دینى، پراکنده‏اند بگذریم، واقعیتِ سلوک‏ها و تجربه‏هاى معنوى عرفانى نامورِ ما، حاکى از کوشش مستمر و آگاهان آنان است که در ایام جوانى به راستى و درستى شکل گرفته است. نمى‏توان همانند مولانا محمد جلال‏الدین بلخى، بدین آسانى و روانى از دریاى معانى، نصیبى بر گرفت و بر خلق عرضه داشت، بى آن که رنج سلوک و مجاهدت روحى و باطنى را در جوانى بر خویش هموار کرده باشیم. اینکه دربار او گفته‏اند که کتابِ پدر- معارف بهاءالولد- را تا هنگام تدریس و تربیت شاگردان نگاه داشته و چراغِ سلوک‏اش ساخته بود و در دیدار با شمسِ تبریزى از آن دست فرو شست، از اهتمام مولوى در سالیان‏جوانى حکایت دارد.

امام خمینى، که با یادکردِ مشایخ بزرگوار خویش در عرفان و اخلاق، همچون مرحوم میرزا محمدعلى شاه‏آبادى (1292- 1369 ه- ق) نشان مى‏دهد که از همان آغاز دور جوانى شیفت جمال و کمالِ هستى بوده و از هیچ تلاشى فروگذار نبوده است. پیوسته بر کسب تجربیات ایمانى و نفسانى در روزگار جوانى تأکید مى‏ورزید، چرا که خود هر چه داشت، ریشه در همان کشتزار پاکیزه و مستعد داشت. گفتارها و نوشتارهاى عالمانه و عارفانه امام خمینى، آشکارا، جوانان را مخاطب خود ساخته است. نامه‏هایى که از آن عزیز سفر کرده در دست است، به روشنى، عنایت‏اش را به سالکان جوان و جست و جوگران حقیقت، جلوه‏گر مى‏سازد.

«عزیزم! از جوانى به اندازه [اى‏] که باقى است، استفاده کن که در پیرى همه چیز از دست مى‏رود؛ حتى توجه به آخرت و خداى تعالى! ... در جوانى که قدرت بیشترى دارى، به مجاهدت برخیز و از غیر دوست- جل و علا- بگریز و پیوند خود را هر چه بیشتر- اگر پیوندى دارى- محکم‏تر کن و اگر خداى نخواسته ندارى، تحصیل کن و در تقویتش همت گمار که هیچ‏موجودى جز او- جل و علا- سزاوار پیوندنیست. و پیوند با اولیاى او، اگر براى پیوند به او نباشد، حیل شیطانى است که از هر طریق سد راه حق کند. هیچگاه به خود و عمل خود، به چشمِ رضا منگر که اولیاى خلص چنین بودند و خود را لاشى‏ء مى‏دیدند و گاهى حسناتِ خود را از سیئات مى‏شمردند» «5».

«تا جوانى در دست توست، کوشش کن در عمل و در تهذیب قلب، و در شکستن اقفال و رفع حُجب، که هزاران جوان که به افقِ ملکوت نزدیک‏ترند، موفق مى‏شوند و یک پیر موفق نمى‏شود «6»».

از دیگر سو، و به منظور بازگشت به صراط مستقیم توحید و تعالى، باز جوانى جایگاه بلند خود را مى‏نمایاند. چنانکه در احوال تائبین مینگریم، غالب توبه‏ها و پشیمانى‏ها و اصلاح‏گرى‏ها در زمان جوانى صورت گرفته است. که امکان تفکر و تجدید نظر در روش و منش پیشین بوده است. در طى زمان، به هر حال ریشه‏هاى آفت زد عقیده و خصلت‏ها، دائم در رشد بوده و مجال سلامت قلب و روح، و رویش نیکى‏ها را سلب مى‏کند. اگر در بهارِ توبه که جوانى مى‏باشد، کارى و اقدامى مشاهده نشد، بى‏تردید در فرصت‏هاى خزان زد عمر امید هیچ خیرى نیست.

«بهارِ توبه، ایام جوانى است که بارِ گناهان کمتر و کدورت قلبى و ظلمتِ باطنى ناقص‏تر و شرایط توبه، سهل‏تر و آسان‏تر است. انسان در پیرى، حرص و طمع و حُب جاه و مال و طول امل‏اش بیشتر است ... پس اى عزیز! هر چه زودتر دامنِ [همت‏] به کمر بزن و عزم را محکم و اراده را قوى کن» «7».

منابع:

1)

ابوالفضل هدایتى

منبع: حضور (34)، ص 57 الی 60

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.