اگر در مرحله پایاننامهنویسی، استاد راهنما به معنی واقعی در کنار دانشجو باشد و دانشجو مکلف به پرداختن به نیازها باشد میتوانیم دانشجو را محک بزنیم. استادان راهنما اگر هر دو هفته گزارش بگیرند احتمال تخلف کم میشود.
به گزارش جماران به نقل از روزنامه فرهیختگان، شفافیت مقابله با تخلف است. این اساس پیشنهاد معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی برای مبارزه با پایاننامهفروشی است. حسین غریبی میگوید باید به جای استفاده از لغت پایاننامهفروشی، از مخفی کردن پایاننامه استفاده کرد و معتقد است مخفی کردن هر موضوعی از دید مردم سبب میشود که به همان اندازه امکان سوءاستفاده فراهم شود. او به خبرگزاری آنا گفته است: «بهترین راهکار مقابله با مخفی کردن پایاننامه قرار دادن آن در معرض دید همه است. اکثر دانشگاههای باکیفیت دنیا اعم از دانشگاه امآیتی(MIT) و هاروارد هم مقالات علمی، گزارشهای دولتی، طرحهای پژوهشی و پایاننامههایی که تولید میکنند را در معرض دید همه قرار میدهند.» پیشنهاد معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی قابل بررسی است. ثابت شده است که دسترسی آزاد به اطلاعات میتواند به بالا رفتن شفافیت منجر شده و تخلفات را کاهش میدهد؛ یا حداقل باعث برملا شدن تخلفات میشود و خطر اقدام به تخلف را کاهش میدهد. اما آیا پیشنهاد غریبی میتواند برای حل معضلی که پایاننامهفروشی خوانده میشود هم موثر باشد؟ برای پاسخ دادن به چنین سوالی باید پیش از هر چیز پدیده پایاننامهفروشی را شناخت.
پایاننامهفروش کپی میکند؟
غ. ف یک پایاننامهفروش است. او کارشناسی متالورژی را در یک دانشگاه معتبر صنعتی تهران و کارشناسیارشد مدیریت اجرایی را در دانشگاه تهران گذرانده است. درآمد ماهیانه او از فروش پایاننامه حدودا سه برابر حقوقی است که از شرکتی مهندسی برای کار روزانهاش میگیرد. تلفنی میتوانید پایاننامهای را که میخواهید سفارش بدهید. او پیش از هر چیز و در تماس اول، مسئولیتهایی که برعهده میگیرد را توضیح میدهد و روشن است که بیشتر از آنها مسئولیتی را قبول نخواهد کرد. «تدوین پایاننامه، انجام اصلاحات مورد نظر استاد راهنما و نهایی کردن آن و آماده کردن دانشجو برای ارائه پایاننامه». سوالاتی در مورد استاد میپرسد و با سطح سختگیری، عادتها و حساسیتهای او آشنا میشود. میشود گفت او یک پایاننامهنویس حرفهای است. همه چیز را پیشبینی میکند و مسئولیتهای دانشجو را به او یادآوری میکند: «پایاننامه در مورد موضوعی که تصویب شده تدوین میشود و تغییر موضوع نیازمند قرارداد جدید است. تعامل با استاد راهنما و تسلط دانشجو بر پایاننامه کاری است که خود او باید انجام دهد، هرچند که آنها برای تسلط دانشجو هم برنامهریزی میکنند.» آقای ف،
جدا از توصیههایی که به دانشجو برای خواندن پایاننامه نوشته شده میکند، از صاحب پایاننامه میخواهد نزد نویسنده بیاید و دو بار پایاننامه را همانجا بخواند. به این ترتیب او مشکلات دانشجو را، شبیه به برگزاری کلاس درس، در جلساتی رفع میکند. ف میگوید: «پایاننامههایی که به دانشجو تحویل میدهیم بههیچوجه کپی پایاننامههای دیگر نیست و در واقع برای هر دانشجو یک پایاننامه جدید نوشته میشود. تنها در بخشهایی که لازم است از سابقه تحقیقات استفاده شود با ذکر منبع از آنها استفاده میکنیم.» فعل جمع نشان میدهد که او همکارانی هم دارد، اگرچه خودش نمیخواهد در مورد آنها صحبت کند. او میگوید: «گاهی مشکلاتی برای دانشجو پیش میآید که آن هم به دلیل ضعف نشان دادن دانشجو در ارائه پایاننامه و تعامل با استاد راهنما است. مشکلاتی که درنهایت حل میشوند.» او مدعی است که کار «شسته رفتهای» تحویل دیگران میدهد و اگر هم کسی پایاننامهای کپی را به دانشجو میدهد او این کار را نکرده است؛ «میتوانم تضمین کنم تعداد زیادی از پایاننامههایی که به دانشجویان دادهایم قابلیت چاپ در مجلات علمی را دارد.»
دزدی و مسئولیتناپذیری
غ. ف از نمونه کسانی است که پایاننامه در اختیار دانشجویان قرار میدهند. یکی از آنها که «پایاننامه جدیدی» برای هر دانشجو مینویسد. نمونهای از کسانی که تعدادشان کم هم نیست. قسم دیگری هم اما وجود دارند. کسانی که پایاننامهها را تنها برای این مینویسند که دانشجو از پایاننامهاش دفاع کند و نمره بگیرد. لزوما این پایاننامهها کار جدیدی نیست و احتمال دارد از پایاننامههای پیشتر نوشته شده بدون ذکر منبع از آنها استفاده شود. این نوع تخلف گاهی از سوی خود دانشجویان هم انجام میشود و تنها فروشندگان نیستند که این کار را میکنند. میتوان تخلفات مربوط به پایاننامه را به دو دسته تقسیم کرد. اولی مسئولیتناپذیری دانشجو و خریدن کار به جای انجام دادن آن است و دیگری دزدی پایاننامه. اکنون راحتتر میشود به سوال بالا جواب داد. شفافیت میتواند برای مقابله با دزدی پایاننامهها مفید باشد اما در برابر فروش پایاننامه کارایی چندانی ندارد. شاید نظر غ. ف برای برخورد با پایاننامهها برای مقابله با این پدیده راهگشا باشد. او بهعنوان فروشنده پایاننامه معتقد است تنها راه جلوگیری از تخلف دانشجو و خرید پایاننامه نظارت بیشتر
استادان راهنما است.
لزوم نظارت بیشتر استادان
مصطفی کریمیان اقبال، مدیرکل دفتر برنامهریزی امور فناوری وزارت علوم معتقد است که مشکل تخلف در پایاننامهها، مشکل اخلاقی و فرهنگی است و راهحلهای آن هم باید فرهنگی باشد.
او دراین باره میگوید: «این مشکل فرهنگی است. در کشورهای دیگر این اتفاق نمیافتد و باید این مشکل را به صورت فرهنگی حل کنیم.» او همچنین معتقد است کسانی که مرتکب تخلف در پایاننامهها میشوند باید عواقب تخلف خود را هم تحمل کنند. از نظر کریمیان، تفاوتی بین سرقت علمی و سرقتهای دیگر وجود ندارد و به همین شیوه با تخلفهای پایاننامهای هم باید برخورد شود. او میگوید: «مشکل پایاننامهها مشکلی فرآیندی نیست بلکه اجتماعی است. مشکل در اجرای قوانین است.»
اسماعیل قادریفر، مدیرکل دفتر تجاریسازی معاونت علمی رئیسجمهور هم با فروشنده پایاننامه همنظر است و راهحل مبارزه با تقلب در نوشتن پایاننامه را در نظارت استادان راهنما و تقاضامحور شدن پایاننامهها میداند. او میگوید: «به نظر من معضل پایاننامه فروشی این نیست که به بند به بند منابع دسترسی وجود ندارد. کمتر از 10درصد پایاننامههای تقلبی عینا از متن قبلی کپی شده است و تعداد تخلفات به این شیوه کم هستند. مشکل پایاننامهها، این است که عدهای از متخلفان حرفهای پایاننامهنویسی را به تجارت تبدیل کردهاند. آنها شکلی به پایاننامهها میدهند که تخلف در آنها قابل تشخیص نیست. عناوین عمومی برای پایاننامهها برگزیده میشود، پروپوزالهای کلیشهای نوشته میشود و عدهای از متخلفان حرفهای که ویراستاران خوبی هستند و در شناسایی متون هم حرفهای هستند پایاننامه را مینویسند.» قادریفر معتقد است برای روبهرو شدن با این پدیده پیش از هر چیز باید موضوع پایاننامهها به صورت کاربردی انتخاب شود و میگوید: «دانشجو رغبت کار پژوهشی ندارد چون کار کاربردی نبوده است. اینکه میگوییم پایاننامهها کاربردی و ناظر به مشکلات کشور باشند تاکنون شعار بوده است. چون پایاننامه نیازمحور نیست تقلب و کپی زیاد میشود.» قادریفر راهحلهای خود را اینگونه پیشنهاد میکند: «اگر در مرحله پایاننامهنویسی، استاد راهنما به معنی واقعی در کنار دانشجو باشد و دانشجو مکلف به پرداختن به نیازها باشد میتوانیم دانشجو را محک بزنیم. استادان راهنما اگر هر دو هفته گزارش بگیرند احتمال تخلف کم میشود. اگر کار راهبری و نظارت انجام شود و اگر مساله درست را برای نوشتن پایاننامه به دانشجو بدهید، کسی نمیتواند تقلب کند.» او همچنین پیشنهاد میکند در جلسات داوری پایاننامهها علاوهبر استادان راهنما و مشاور و استادان داور، از بخشهای صنعتی و خدماتی که پایاننامهها به مسائل آنها مربوط است، استفاده شود: «چرا آنها به جلسات دفاع نیایند در حالی که میتوانند داوران خوبی باشند؟»