"مناطق کردنشین کشورهای مختلف باید به تنهایی و بر اساس اوضاع سیاسی داخلی و منطقه ای، راه حل مشکلات خود را بیابند، چرا که دیگر این مناطق هرگز از کشورهای خود جدا نشده و به جای آنکه با هم باشند، برای همیشه در کنار هم خواهند بود، در واقع کردستان هرگز کشوری یکپارچه با آن نقشە سیاسی رایج نبوده تا بار دیگر متحد شود و تاریخ طولانی سرگردانی کردها نیز باعث ایجاد اختلافات فرهنگی گسترده ای میان آنها شده و در نتیجه هرگز در یک چارچوب سیاسی جای نمی گیرند، با توجه به این واقعیت های روشن، کردها در هر کجا که باشند باید به جهانیان نشان دهند کە سیاستمدارانی واقع گرا بوده و به دنبال ایده هایی خام نیفتاده اند که احتمال دارد آنها را به سوی سرگردانی بیشتری ببرند، احزاب کرد سایر کشورها نیز باید بدانند که در اقلیم کردستان تنها دولت اقلیم صاحب خانه می باشد، بنابراین نباید مناطق این اقلیم را به تصرف خود درآورند و مردمان آن را بر علیه صاحب خانه تحریک کنند."
به گزارش جماران به نقل از "شفقنا، "سلام سعدی"، تحلیلگر کرد عراقی و سردبیر هفته نامه کردی "رووداو" در مقاله ای تحلیلی که تحت عنوان "کردستان بزرگ، خیالی بیش نیست" روی پایگاه اینترنتی شبکه ماهواره ای کردزبان "رووداو" قرار گرفته، با بیان اینکه برخی احزاب کرد و در راس آنها "حزب کارگران کردستان ترکیه" (PKK) سال های سال شعار اتحاد میان مناطق کردنشین کشورهای ترکیه، ایران، عراق و سوریه و تشکیل کشور بزرگ کردستان را سر داده و با این شعار رویاپردازانه مردمان کرد را فریب داده اند، تاکید کرده که این شعار چیزی جز خیال پردازی نبوده و احزاب کرد کشورهای مختلف دیگر باید دست از سر دادن چنین شعارهایی بردارند و به جای دخالت در امور مناطق کردنشین دیگر کشورها، به فکر حل و فصل مشکلات مناطق کردنشین کشور خود بر اساس اوضاع سیاسی داخلی و منطقه ای باشند، جایی که در مقاله خود آورده است:
«آیا زمان آن نرسیده که به صورت جدی و واقعی در شعارهای کردگرایی و آن خیال پردازی هایی بازنگری کنیم که بیش از نیم قرن است مردمان خود را با آنها فریب داده ایم؟
سال ها پیش "جلال طالبانی"، رئیس جمهوری پیشین عراق که به نظر من یکی از باتجربه ترین سیاستمداران کرد می باشد، در پاسخ به پرسش یک روزنامه نگار گفت که "کشور کردی رویای شاعران می باشد"، پس از آن بود که نخبگان کرد برای مدتی طولانی از این گفته "جلال طالبانی" انتقاد می کردند، گویی که وی سخنی کفرآمیز بر زبان رانده است.
با این حال، نخبگان مذکور تا به امروز نیز نمی دانند از "کشور کردی" چه منظوری دارند؟ آیا چارچوب این کشور همان نقشە غیر واقعی می باشد که از خلیج فارس شروع می شود و تا دریای مدیترانه ادامه دارد؟ آیا این کار تعاملی خردمندانه با سیاست می باشد؟
من چنین کشوری با چنین نقشه ای را نه تنها رویای شاعران، بلکه رویایی می دانم که دیگر محال است محقق شود و بر این باورم که سیاستمدار آگاه نیز نباید برای تحقق چنین رویایی، انرژی ملت خود را هدر دهد و جهان خارج را بیهوده و برای هیچ و پوچ از خود بیزار کند.
پیش از هر چیزی باید گفت که در هیچ جای جهان نمی توان کشوری پیدا کرد که مرزهای سیاسی آن همتای مرزهای نژادی باشد، در عمل نیز هیچ کدام از احزاب بزرگ کرد طی 100 سال گذشته بر اساس آن مرزهای غیر واقعی کشور کردستان فعالیت سیاسی نکرده اند و آنچه بوده چیزی جز ایده گروهی ناسیونالیست نبودە کە دنبال شور و احساسی نارس افتاده بودند و امروزه در عمل از صحنه سیاسی کنار رفته اند.
با این حال، در اینجا باید پرسید دست کشیدن از این مسائل غیر واقعی چه اهمیتی دارد؟
امروزه دو حزب اصلی یعنی "حزب کارگران کردستان" (PKK) و "حزب دموکرات کردستان" (PDK) بر سر قدرت و نفوذ با یکدیگر رقابت می کنند و این رقابت در حال رفتن به سوی مکان خطرناکی است که بار دیگر سرنوشت این مردمان خسته، خیر ندیده و همیشە آوارە را به سوی پرتگاه می برد.
باید گفت که "حزب کارگران کردستان" و "حزب دموکرات کردستان" در دو موقعیت و جایگاه متفاوتی قرار دارند، جایی که بر خلاف "جمیل بایک"، یکی از روسای شورای رهبری "پ ک ک" و نیروهای تحت رهبری اش که چیزی جز سلاح های خود در دست ندارند و اگر در کوهستانی به آنها فشار بیاید، به کوهستانی آن طرف تر می روند، "پ د ک" مسئولیت بزرگ تری بر عهده دارد.
در واقع، "حزب دموکرات کردستان" مشغول حکمرانی و اداره اقلیم کردستان می باشد کە پر از شرکت ها، منافع، کنسولگری ها و نمایندگی های خارجی بوده و مردمانی نیز بر اساس وعده برقراری امنیت و آرامش در این اقلیم، سرمایه هایشان را به آنجا آورده و منافع خود را بدان گره بسته اند.
اما در سوی مقابل، "حزب کارگران کردستان" همانند حزبی رفتار می کند که همچنان در کوهستان به سر می برد و آنچه به این حزب اجازه دخالت و فضولی در مسائل اقلیم کردستان داده همان ایده خام و نارس "کردستان بزرگ" می باشد کە خود "پ ک ک" نیز خیلی زود تغییراتی بر سر آن وارد کرده و از آن دست کشیدند، جایی که این حزب از شعار آزادسازی تمامی مناطق کردنشین به "خودگردانی دموکراتیک" بسنده کرده و رهبران آن نیز چندین بار گفته اند که آنها مخالف تشکیل کشور مستقل کردستان هستند، بنابراین دیگر زمان آن فرا رسیده که آن عدم درک و خامی سیاسی به پایان برسد.
باید گفت که پیش از هر چیزی "حزب دموکرات کردستان" یک حزب دارای مسئولیت در اقلیم کردستان می باشد و باید دست از دخالت در مسائل مربوط به کردهای خارج از این اقلیم بکشد، جایی که نتیجه دخالت چند سال اخیر "پ د ک" و تا حدی "اتحادیه میهنی کردستان "YNK" در امور کردهای سوریه چیزی جز بغرنج تر شدن اوضاع مناطق کردنشین این کشور نبوده است.
از آن طرف، "حزب کارگران کردستان" نیز با مشغول ساختن کردهای سوریه با "آپوئیسم" (افکار و اندیشه های "عبدالله اوجالان"، رهبر زندانی "پ ک ک" و ملقب به "آپو" که تلفیقی از مکتب های کمونیسیم و سکورالیسم می باشد)، چیزی نمانده که باعث شود آنها فرصتی تاریخی از دست دهند که همان تشکیل اقلیمی برای خودشان می باشد، من بر این باورم که اگر "پ ک ک" کردستان سوریه را به پایگاه و قلمرو خود تبدیل نمی کرد، احتمال داشت خود کردهای سوریه راهی برای تعامل با ترکیه به عنوان تنها دروازه آنها برای ورود به جهان بیرون پیدا کنند.
واقعیت آن است که هر چند شعار غیر واقعی تشکیل "کردستان بزرگ" یک شعار زیبا می باشد، اما تاکنون تنها برای اهداف حزبی به کار برده شده و در عمل هیچ کسی بر اساس این ایده کاری انجام نداده، با این حال اگر بخواهیم نمونه هایی برای اثبات این واقعیت ذکر کنیم، باید این مقاله را بسیار طولانی کنیم.
در همین حال، هنگامی که "حزب کارگران کردستان" به تاسیس "حزب حیات آزاد کردستان" (PJAK) برای مناطق کردنشین ایران دست زد، دیگر احزاب کرد ایرانی با وجود تمامی اختلافات میان خود، بر سر این مسئله اتفاق نظر داشتند که همانند یک حزب اصیل با "پژاک" تعامل نخواهند کرد، در نهایت هم مشخص شد که این حزب اصیل نمی باشد، جایی که "پ ک ک" پس از دستیابی به توافق با جمهوری اسلامی ایران، فعالیت "پژاک" را نیز متوقف ساخت.
در واقع، تاریخ احزاب کردی طی نیم قرن گذشته چیزی نبوده جز بندبازی روی طناب کشورهای دارای اقلیت کرد و فعالیت به ضرر کردهای دیگر کشورها، نمی گویم که همه این کارها خیانت بوده چونکه من آن قدر آرمان گرا نیستم، بلکه فردی عمل گرا هستم و می دانم که سیاست، هنر تعامل با چیزهای ممکن است.
باید گفت اقلیم کردستان به دلیل آنکه برای ورود به جهان دروازه دیگری به جز ترکیه ندارد، مجبور است با این کشور تعامل داشته باشد و دیگر مهم نیست که "حزب کارگران کردستان" نسبت به این چه نظری دارد.
در همین حال، راه درست پیش روی "پ ک ک" نیز این است که تعامل بهتری با روند صلح داشته باشد که در ترکیه آغاز شده نه اینکه همچنان ایجاد جایگاهی برای خود در مناطق کردنشین دیگر کشورها را دنبال کند، مسئله ای که مشخص است هیچ نیاز نژادی در پس پرده آن نیست.
در واقع، تحلیل درست این است که مناطق کردنشین کشورهای مختلف باید به تنهایی و بر اساس اوضاع سیاسی داخلی و منطقه ای، راه حل مشکلات خود را بیابند، چرا که دیگر این مناطق هیچ وقت از کشورهای خود جدا نشده و به جای آنکه با هم باشند، برای همیشه در کنار هم خواهند بود.
باید گفت که کردستان هرگز کشوری یکپارچه با این نقشە سیاسی رایج کنونی نبوده تا انتظار داشته باشیم بار دیگر متحد شود و تاریخ طولانی سرگردانی کردها نیز باعث ایجاد اختلافات فرهنگی گسترده ای میان آنها شده، به گونه ای کە دیگر هرگز در یک چارچوب سیاسی جای نمی گیرند.
در همین حال، ما در تاریخ به جز اتحاد دوباره دو آلمان شرقی و غربی در سال 1990 میلادی پس از چهار دهه جدایی، شاهد الگوی موفق دیگری از اتحاد کشورها نبوده ایم، جایی که یمن پس از گذشت 24 سال از اتحاد دوباره همچنان وضعیت نامناسبی دارد، مصر و سوریه پس از گذشته تنها سه سال از اتحاد با هم و تشکیل "جمهوری متحده عربی" در سال 1958، به این اتحاد پایان دادند و حتی بریتانیا نیز پس از گذشت بیش از 300 سال از تشکیل "پادشاهی متحد"، با احتمال تجزیه روبرو بوده و ممکن است اسکاتلند طی یک همه پرسی از این پادشاهی جدا شود.
در واقع، اگر اتحاد میان کشورها آن قدر آسان بود، می بایستی 22 کشور جهان عرب با آن همه مسائل مشترک، با یکدیگر متحد شده و یا اینکه هر دو کره شمالی و جنوبی به پیمان آتش بس سال 1953 میلادی پایان داده و دوباره با یکدیگر متحد شوند.
با توجه به این واقعیت های واضح و روشن، کردها در هر کجا که باشند باید به جهانیان نشان دهند کە سیاستمدارانی واقع گرا بوده و به دنبال آن دسته از ایده های خام و نارس نیفتاده اند که احتمال دارد ما را به سوی سرگردانی و ویرانی بیشتری ببرند.
در پایان باید گفت که احزاب کرد مناطق کردنشین سایر کشورها باید بدانند که در اقلیم کردستان تنها دولت اقلیم صاحب خانه می باشد، بنابراین نباید کوهستان ها و مناطق این اقلیم را به تصرف خود درآورند و مردمان آن را بر علیه صاحب خانه تحریک کنند.»
کپی شد