کتاب، شکاف جهانی، نوشتهی ال.اس. استاوریانوس به همت رضا فاضل ترجمه شده است. این اثر را نشر ثالث با قیمت ۵۵۰۰۰ تومان در ۱۱۰۰ نسخه روانهی بازار کرده است. شکاف جهانی، از ورای رویکردی تاریخی و هم جامعهشناختی مسائل و مشکلات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی کشورهای توسعه نیافته، کشورهای در حال توسعه و بهطور خاص جهان سوم را بررسی و تبیین میکند. شکاف جهانی از جهات متعددی میتواند مورد توجه علاقهمندان و پژوهشگران حوزههای تاریخی، سیاسی و اجتماعی باشد.
کتاب شکاف جهانی، سهشنبه هفدهم تیرماه در ادامهی سلسله نشستهای شهر کتاب، در مرکز فرهنگی شهر کتاب نقد و بررسی شد. در این نشست، مترجم و غلامرضا آذری حضور داشتند.
انباشت سرمایه، صنعت و جهان سوم!
فاضل، در ابتدای مباحث خود، اهمیت علوم اجتماعی در عصر حاضر و همچنین ضرورت پرداختن به آنها را تشریح کرد. وی گفت: میدانیم که امروز، جهان از حیث صنعت و تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده است، و این بهمنظور دستیابی به رفاه بیشتر برای بشر است. اما شاهد آن هستیم که رفته رفته مصائب بشری نیز رو به افزایش است و گویی بشریت رو به بنبست دارد؛ آنطور که هابرماس میگوید: با درنظر داشتن این روند میتوان دریافت که دیری نمیپاید تا بشری به نابودی برسد. جامعهشناسی و علوم اجتماعی در تایید این معنا میکوشند، که صنعت هیچگاه به جامعه اهمیت نداده است، و تنها بهدنبال منافع صنعتی و اقتصاد سرمایهداری توسعه یافته است. نظام سرمایهداری تنها به سود میاندیشد، از اینروی، جامعهشناسی در پی یافتن راهی برای رهایی از این مصائب است.
مترجم کتاب «شکاف جهانی» به تشریح رویکردها و دیدگاههای مولف این اثر پرداخت و تصریح کرد: نویسندهی این اثر، تا حد زیادی به دیدگاههای والرشتاین گرایش داشته است. این دیدگاه بر تئوری نظام جهانی دلالت دارد. گروهی از روشنفکران حوزهی علوم اجتماعی، نگاهی انتقادآمیز به بسیاری سیاستهای ایالات متحده دارند؛ آنها بر این عقیده هستند که بسیاری از جنگهایی که ایالات متحده مسبب آنها بوده است، باعث بدبینی جامعهی جهانی به او شدهاند، حمایتهای ایالات متحده از صهیونیزم و دیکتاتوریهای نظامی در آمریکای لاتین نیز چهرهی مطلوبی از او نساخته است. اما بهزعم ایشان، این رویکردها منطبق است با خصلتهای نظام سرمایهداری جهانی شدن. ایندست سیاستگذاریها باعث عقبماندگی و رخداد اقتصاد تکمحصولی در کشورهای جهان سوم شده است. از اینروی کسانی چون والرشتاین نگاهی انتقادی به رویکردهای اقتصاد جهانی دارند.
وی، بخشی از نظرگاههای کلی مطرح در این اثر را برشمرد و تاکید کرد: قبل از قرن پانزدهم، و به مدت پنجهزار سال، جامعهی بشری یکدست و یکنواخت زیسته است. در آن مقطع، نظام شهرنشینی وجود نداشته است؛ آنچنان که بهزعم افلاطون، ادارهی شهری با بیش از پنجهزار نفر ممکن نبوده است. جامعهی شهری به مفهوم امروزین آن وجود نداشته، اما سرمایهی اجتماعی و رابطهی اجتماعی وجود داشته است. نظام انتظامی به مفهومی که میشناسیم نیز وجود نداشته است. تنها پانصد سال است که جامعهی بشری متحول شده و به شکلی که ما میشناسیم در آمده است. در گذشته، جامعه، خود نظم خود را صورت میداده است، اما امروز میلیاردها دلار از سرمایهی بشری صرف ساخت و پرداخت نظم میشود.
فاضل افزود: به زعم مولف، این قبیل تحولات، ناشی از مکانیزمهایی است. قبل از اقتصاد سرمایهداری، جوامع مبتنی بر تولید معیشتی بودهاند؛ یعنی اینکه مردم ابتدا تولید میکردهاند، خود آن را مصرف میکردهاند و مازاد مصرف را به فروش میرساندهاند. اما در اقتصاد سرمایهداری، مولفههایی متفاوت مطرح شده است؛ اولین آنها پول، انباشت سرمایه و تولید سرمایه، است. در اینصورت مسائلی دیگر مطرح میشود؛ چرایی پیشرفت تمدن غرب و واماندن تمدن شرقی طی پانصد سال گذشته، از آنجمله است.
وی، در تشریح بسترها و هم چگونگی رخداد ایندست آسیبها تاکید کرد: بر اساس مباحث کتاب شکاف جهانی، در گذشته امپریالیسم، به معنای جهانخواری وجود داشته است، مثل امپریالیسم یونان، یا امپریالیسم هخامنشی. آنها ملتها را غارت میکردهاند، حال آنکه اقتصاد ملل غارتشده به شکل و سیاق قبلی خود باقی میمانده است. پادشاهان شرقی، از دیرباز، دو خصلت داشتهاند که مانع پیروزی آنها بر جهان سرمایهداری شده است: اول؛ آنها برای کسب و کار و تجارت ارزشی قائل نبودهاند؛ نزد ایشان تاجران و صنعتگران پستترین افراد جامعه بودهاند. دوم؛ در آن مقطع، تجار عاملان دربار بودهاند و هیچگونه انگیزهی اقتصادی و تجاری نداشتهاند. حال آنکه در غرب، تولید انبوه بهوجود آمده است.
فاضل، سرنگونی امپراتوری روم و روی کار آمدن پادشاهان محلی را در تحقق این امر موثر دانست و افزود: در این مقطع، سه قلمرو به وجود آمد: فئودالیسم، دین و پروتستانیسم. بر اساس آموزههای پروتستانی، یک مسیحی خوب، تا میتواند باید کار کند، باید پول انباشت کند و باید از آن پول استفاده کند؛ بر اساس این آموزهها ربا نیز حلال و مشروع اعلام شد. یکی از مهمترین ریشههای شکلگیری اقتصاد سرمایهداری در اروپا، از این طرز تفکر ناشی شده است. بهدنبال آن، تولید معیشتی به تولید محلی بدل شده است، به این معنا که کالاهای تولید شده، تنها برای معیشت نبوده است. این امر باعث کشف دستاوردهایی در عالم صنعت شده است.
وی افزود: آنگاه که از پی این روند، کالاها به تولید انبوه رسید و بازارها اشباع شد، آنها بازارهای تازه را یافتند، و ناگزیر از تسخیر جهان، استعمار را بهوجود آوردند. از پی تولد استعمار، جهان سوم متولد شد. بر اساس استدلالهای این کتاب، قبل از تسخیر جهان توسط اقتصاد سرمایهداری، جوامع جهان سوم مرفهتر از امروز بودهاند؛ چنانچه بر اساس آمارها، اقتصاد اروپا و آسیا، در قرن پانزدهم، در وضعیتی برابر بوده است، صد سال بعد، رشد اقتصاد اروپا، نسبت به آسیا سه برابر شده داشته است، این نسبت، دویست سال بعد به ده برابر افزایش یافته است، در سال 1940، به چهارده برابر و امروز به بیست و چهار برابر رسیده است.
فاضل، در انتها برخی آسیبهای فرهنگی ناشی از اقتصاد سرمایهداری در جهان سوم را برشمرد و تاکید کرد: فرق نظامهای اقتصادی پیشین با اقتصاد سرمایهداری جدید، در غارت فرهنگ ملل توسعه نایافته تعریف شده است. آنها میباید ملل توسعه نایافته را به محصولات خودشان عادت بدهند، از اینروی میباید فرهنگ ایشان را نیز دگرگون و نابود کنند. به عنوان مثال، یکی از محصولات نظام سرمایهداری اینترنت است، که باعث کاهش سرانهی مطالعه در کشورهای اینچنینی شده است؛ تلویزیون و رسانههای هولناک، از دیگر محصولات این نظام اقتصادی تازه است. آنها از ورای این رویکردها، جامعهی مصرفی تولید میکنند، و مخاطبان خود را به خرید و مصرف وامیدارند.
بهدنبال مولف!
آذری، به مفاهیم علمی تازه در تاریخپژوهی اشاره، و تصریح کرد: امروز در مطالعات تواریخی، شاخههای متفاوتی را شاهد هستیم. مثلا در آمریکا، علم تاریخ از حوزههای متعدد واکاوی میشود؛ از آنجمله میتوان به تاریخ تحلیلی، تاریخ تبیینی، تاریخ تفسیری، تاریخ تکوینی، تاریخ تدقیقی، تاریخ سرگذشتی و انواع دیگر آن اشاره کرد. قبل از پرداختن به این کتاب، بهمنظور کاربردیتر شدن مطالعهی آن، میباید زاویهی دیدی ترتیب داد؛ میباید بر اساس کلید واژههایی، بحث را پیش برد: تاریخگرایی و تاریخگروی، که امروزه بسیاری از مترجمان تحت عنوان تاریخ باوری از آن یاد میکنند؛ تاریخنگری، تاریخپژوهی، تاریخفهمی و تاریخسنجی، که واژهی آخر، شاید برای غربیها نیز هنوز به خوبی جا نیافتاده است، حال آنکه معیارهای آن را درنظر دارند.
وی، کلیدواژههای دیگری بر آنچه ذکر شد افزود و ادامه داد: تاریخنویسی، تاریخنخوانی و تاریخندانی را نیز میباید به فهرست پیشین افزود. این مفاهیم بنیادی در سه بعد تاریخ شفاهی، تاریخ کلامی و تاریخ گفتاری روشن میشوند؛ یعنی، در مطالعات تاریخی این سه حوزه تقریبا برای تمام ملل دنیا تعریفشده است، اما در کشور ما، تاریخ به نقلی سینه به سینه میماند و ذکر مفاهیمی را در بر دارد که از دور تا به امروز به یک پارادایم غالب تبدیل شده است.
آذری، شرح و تبیین برخی مفاهیم دیگر را ضروری دانست و تاکید کرد: پنج مفهوم هستند که برای دریافت یک نظریه، اندیشه و چون آنها شرط است: اولین آنها «دکترین» است، یا «آموزه»؛ یعنی، دریابیم صاحب یک اندیشه و یا تفکر، در طول تاریخ، چه در کشور خودش و چه در دنیایی که در آن میزیسته است، اعم از آکادمیک و غیر از آن، چگونه فردی بوده است و هم اینکه دیگران چه استنباطهایی از رفتار و عملکرد او در طول تاریخ حرفهایاش داشتهاند؛ دومین اصطلاح، «پارادایم» است؛ که ما در رشتهی علوم ارتباطات به سرمشق برگردان میکنیم؛ سومین مورد، «رویکرد» است، که فلاسفه با رهیافت از آن یاد میکنند، نظرگاهی که ما نسبت به یک فیلسوف یا شخصیت علمی داریم؛ مفهوم دیگر «مدل» است که ما به الگو برگردان میکنیم؛ و سرآخر، «متد» یا «روش» است.
وی افزود: گام بعدی، دریافت چندین اصطلاح است که به چشم ما مربوط میشوند؛ یعنی چگونگی نگاه، در واکاوی اثر یا اندیشهای تاثیر خواهد داشت؛ به عبارتی میتوان گفت نحوهی نگریستن در یک مساله. اول: دید، یا دیدگاه است؛ کاربرد این واژه در دریافت نقطهای که ما باید به مسالهای بنگریم معنا میشود؛ پرسشهای بنیادین و اولیه از همینجا آغاز میشود. از آن پس دو اصطلاح است که در توازی با هم قرا دارند: بینش و بصیرت. مورد آخر، نقطهی دید است.
آذری، کار مترجم را مطلوب ارزیابی کرد و در اینباره گفت: در شرایط امروز چاپ و نشر، صورت دادن چنین کاری بسیار سخت و دشوار است. اندیشمندان علوم انسانی با روان، جان و روح جامعه سر و کار دارند، و نباید از یاد برد که ایشان در پی تحول و جان بخشیدن به جامعه هستند، در واقع در پی آن هستند که جامعه را از نو تعریف کنند، حتا اگر سیاستمدار و برنامهریز نشوند.
وی، برخی از ویژگیها و مولفههای کار مولف را نیز برشمرد و تصریح کرد: با توجه به مفاهیم و اصطلاحاتی که گفته شد، مولف، هم تاریخنگاری کرده است، هم تاریخپژوهی و هم تاریخفهمی. او با اتکا بر تاریخنخوانی کار خود را آغاز کرده است. در نگاه به روایت، در مییابیم که روایت، خود محصول یک تفکر و اندیشه است، ضمن اینکه مولف این اثر، خود استاد برجسته و شناخته شدهی دانشگاه کالیفرنیا است و آثارش همچنان قابل ارجاع است.
آذری ضمن اشاره به پارهای از مباحث کتاب شکاف جهانی، تاکید کرد: کشورهایی هستند که در همهی موارد، و از درون، ضعیفاند؛ ضعف آنها بر اساس مصادیقی، چون آمار مخاطبان فیلم، نبود مطالعه، نداشتن اختراع، کپیکاری، عدم احترام به کپی رایت و چون آنها بررسی و نتیجهگیری میشود. از ورای آمارهای اینچنینی به این کشورها، توسعه نیافته یا در حال توسعه گفته میشود.
وی، در انتها، دو نقد را بر این اثر وارد دانست و اینباره تصریح کرد: به زعم من مباحثی که مولف دربارهی انباشت سرمایه طرح کرده است، قابل نقد است؛ چراکه اگر ما معتقد و موافق هستیم که انباشت سرمایه در جهان کنونی میتواند بسیاری از معادلهای انسانی را درهم ریزد، در نهایت این توسعهی سرمایهداری است که در دنیا حرف اول را خواهد زد. من تا حد زیادی با این نظریه مخالفم؛ بناهایی را که کشورهای در حال توسعه یا توسعهنیافته، بر پایهی علقههای فرهنگی و باوری خود ساختهاند، همچنان مستحکم است. به عنوان مثال میتوان به کشور چین اشاره کرد؛ در تمدن چین آن لرزهها و پسلرزهها ضعیف است و آهنگی کند دارد؛ انبساطی که صورت میگیرد، بیشتر انبساط تجاری است، نه آنچه توسعهی سرمایهداری دنبال میکند؛ این درست است که چین بازارهای رقابتی را در ربوده است، اما این به معنای پیروزی چین در دنیا، یا همگام شدنش با نظریهی مولف این اثر نیست.
آذری افزود: این کتاب در 1981 چاپ شده است، اما پیشبینیهایش تا حد زیادی بینابین است و مخاطب را در مطلقگرایی و نسبیگرایی شناور میکند، و تصمیم نهایی را به عهدهی او وا میگذارد؛ این رویکرد، از جهاتی برای کشورهای در حال توسعه و جهان سوم بسیار خوب است و از جهاتی بسیار مضر؛ برای قشری که تاریخپژوهی نمیکنند مضر است، اما برای قشری که مطالعات تاریخی دارد، مطلوب است. در این کتاب، ما با مولف رفاقت صورت میدهیم و او ما را به دنبال خود میبرد.
منبع: وب سایت شهر کتاب