محمد هاشمی رفسنجانی بیشتر با ریاست 13 ساله خود بر صدا و سیما و نسبت برادری با آیه الله اکبر هاشمی رفسنجانی شناخته می شود.

وی پس از گذارندن تحصیلات حوزوی، مدرک فوق لیسانس مدیریت خود را از دانشگاه برکلی کالیفرنیا دریافت کرد. در دهه 40 شمسی به خاطر فعالیت های انقلابی خود توسط ساواک شناسایی، دستگیر و تبعید شد. پس از آن به آمریکا رفت و در پی ریزی انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی آنجا که نقش اساسی داشت.

بعد از انقلاب عضو شورای مرکزی دو حزب مهم جمهوری اسلامی در دهه 60 و کارگزاران سازندگی در دهه های 70 و 80 بود.
معاونت وزارت کشاورزی، معاونت نخست وزیر، سرپرستی وزارت امور خارجه، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، معاونت اجرایی رئیس جمهور، ریاست دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از دیگر سمت های وی است.
محمد هاشمی از سالهای صدارت خود بر صدا و سیما و رابطه اش با امام، استفتا از امام راحل و مقام معظم رهبری درباره موسیقی، رابطه مقام معظم رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، میزان شانس روحانی در انتخابات 96و غیره سخن می گوید.
آنچه در پی می آید مشروح این گفت و گوی مفصل است.

هاشمی چرا آمد، چرا رفت؟

از انتخابات 92 و نامزدی آقای هاشمی بگویید؟

در سال 92 ، آقای هاشمی قصد نامزدی نداشت. اما وقتی تقاضاهای مردمی بالا گرفت سرانجام به قرآن متوسل شد و استخاره گرفت. جواب خیلی خوب آمد با این توضیح که اما نتیجه ای که می خواهید را به دست نمی آورید.

مبنای نامزدی ایشان، مشورت با رهبری بود تا در صورتی که ایشان نظر مثبت دارند یا سکوت کردند نامزد شود و اگر صریحا مخالفت کردند، نشود.

روز جمعه قبل از پایان ثبت نام هم با دفتر رهبری تماس گرفته بودند ولی پاسخی دریافت نکرده بودند. فردا صبح هم همین طور. تا عصر شنبه هم صبر کردند و وقتی پاسخی دریافت نکردند اصل را بر عدم مخالفت رهبری گذاشتند و به سمت وزارت کشور راه افتادند.

نظرسنجی روزهای بعد هم نشان داد هاشمی رای بسیار بالایی دارد. مخالفان وی ابتدا خواستند هاشمی را از نامزدی منصرف کنند از این رو دوبار به وی پیغام دادند که انصراف دهد؛ اما ایشان گفت من با مردم شوخی ندارم آنها از من خواسته اند نامزد شوم و من هم سر عهدم با مردم هستم.
بعد به بهانه اینکه ایشان مسن است و توان اجرایی ندارد رد صلاحیت صورت گرفت که احساسات مردم بسیار جریحه دار شد. از آن روز مرتب مردم با دفتر تماس می گرفتند که آقای هاشمی تکلیف ما را در این انتخابات مشخص کند. ایشان هم برای نخستین بار به طور مستقیم از یک نامزد مشخص یعنی آقای روحانی حمایت کردند. چرا که در دوره های پیش وارد مصداق های نامزد مطلوب نمی شدند و فقط معیارهای آن را بیان می کردند.

ایشان از آنجا که در طول دوران مدیریتی اش از ابتدای انقلاب با آقای روحانی همکار و مانوس بودند شرایط را برای رئیس جمهوری روحانی مهیا تر دیدند.

تعامل آقایان هاشمی و روحانی پس از انتخابات یازدهم چگونه بوده است؟

آنها جلسات ادواری منظمی با یکدیگر ندارند ولی به صورت موردی جلسات دو نفره ای برگزار می کنند. همانطور که قبل از این رهبری و آقای هاشمی هم جلسات ادواری منظمی با یکدیگر داشتند ولی اکنون به صورت موردی درآمده است.

یعنی چنین جلساتی بر حسب ضرورت شکل می گیرد؟

بله.

تا حالا چنین ضرورتهایی پیش آمده است؟

بله و جلساتی بین آقایان هاشمی و روحانی شکل گرفته است.

درباره چه موضوعایت؟

آن را نمی دانم. جلسات خصوصی بوده است.

نان عده ای در القای اختلاف بین بزرگان است

با مقام معظم رهبری چه؟

بله. قبلا هر دو هفته یکبار آقای هاشمی و رهبری جلساتی کاملا خصوصی برگزار می کردند ولی اکنون دیگر به آن نظم سابق نیست. ولی ضرورت که باشد چنین جلساتی شکل می گیرد و هیچ کس هم از محتوای آن خبر ندارد.

عده ای معقتد به وجود زاویه بین آقای هاشمی و مقام معظم رهبری هستند. میانه این دو بزرگوار چگونه است؟

بسیار خوب. آقای هاشمی میانه خوبی با رهبری داشته و دارند. اختلاف دیدگاه بین این بزرگان وجود دارد. آقای هاشمی و رهبری در مورد برخی مسائل دیدگاههای مخصوص به خود را دارند. همانطور که علمای دیگر نیز چنین اختلاف نظرهایی با یکدیگر دارند. اما مخالفان قادر به درک این موضوع نیستند که در معیار و ملاک روحانیت، اختلاف نظر نه تنها بد نیست بلکه بر اساس حدیثی محکم از حضرت رسول(ص)؛ 'اختلاف نظر بین علمای اسلام رحمت است.

این پدیده در حوزه های علمیه رایج است. به طور مثال یک مرجع فتوا می دهد خمس به هدیه هم تعلق می گیرد ولی مرجع دیگر، هدیه را از دادن خمس مستثنی می کند. این تنها یک مثال بود. از این اختلاف نظرها زیاد است. اما درباره آنچه شما سوال کردید باید بگویم نان عده ای در اختلاف انداختن بین این دو شخصیت بزرگوار است ولی تیرشان به سنگ خورده است.

آقای هاشمی می گوید چون رهبری ولی فقیه است و ولایت دارد اطاعت از او واجب است. ایشان خطاب به رهبری گفته اند شما ولی فقیه هستید و من برای پذیرش نظرات شما حجت شرعی دارم چرا که تصمیم گیر نهایی شما هستید ولی شما حجت شرعی برای پذیرش آنچه من می گویم ندارید.
به عنوان برادر و رئیس دفتر آقای هاشمی می گویم اختلاف نظرهایی بین این دو بزرگوار بر سر موضوعات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی وجود دارد اما آنچه برخی از آن به عنوان شکاف یاد می کنند وجود خارجی ندارد و صرفا اختلاف نظر بین دو عالم است.

این اختلاف نظر بین آقای هاشمی و امام راحل هم وجود داشت.

چطور؟

ایشان نظرات خود را در محضر امام می گفتند و امام هم عموما آن را می پذیرفتند ولی وقتی نظرشان با امام یکی نبود نظر ایشان را قبول می کردند.
آیه آلله وحید خراسانی در این باره خاطره ای دارد. ایشان می گوید ابتدای انقلاب به دیدار امام خمینی در قم رفته بودم. دیدم یک طلبه جوان مدام خدمت امام می آید و هر چه می گوید امام آنرا تایید می کند و می فرماید همین طور عمل کنید. بنده از یکی پرسیدم این طلبه جوان کیست که هر چه می گوید امام می پذیرد؟! گفتند آقای هاشمی رفسنجانی.

به انتخابات اخیر خبرگان بپردازیم. شما مدعی شده بودید یک سی دی در سطحی وسیع علیه آقای هاشمی پخش شده بود؟

بله. در آن گفته بودند باید نگذاریم هاشمی و روحانی رای بیاورند چرا که اگر روحانی در خبرگان رای بیاورد حتما در دور بعد هم رئیس جمهور می شود.

همان لیست انگلیسی؟

اقای هاشمی درباره آن لیست نظرشان را اعلام کردند و گفتند با شعور مردم بازی نکنید. مردم هم تشخیص دادند کدام لیست انگلیسی است!

شاهکار هسته ای دولت

عملکرد دولت یازدهم را چگونه می بینید؟

برای تحلیل صحیح عملکرد باید دید کار از کدام نقطه و مختصات شروع می شود و مقصد یا وضعیت کنونی آن دارای چه مختصاتی است. مختصات وضع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران تا مرداد 92 چه بود؟! رشد اقتصادی به منهای 5 و نیم درصد و تورم به حدود 40 درصد رسیده بود. مفاسد اقتصادی کشور را در برگرفته بود و پرونده های بسیار بزرگی وجود داشت که برخی از آنها رسانه ای شده است. نفتمان را نمی توانستیم بفروشیم و پول همان مقدار کم را نیز نمی توانستیم دریافت کنیم و این پولها در کشورهای دیگر بلوکه شده بود.

این شرایط را باید در نظر گرفت و با وضع فعلی مقایسه کرد تا بتوان ارزیابی صحیحی داشت.

در حوزه بین الملل، تیم هسته ای دولت یازدهم شاهکار کرد. مذاکره با 6 کشور قدرتمند و به کرسی نشان دادن حرفهای خود، در صدسال اخیر دنیا بی سابقه است. یک دفعه شش قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل را به تعلیق درآوردن کار بسیار دشواری است. اگر کسی با روابط بین الملل آشنا باشد متوجه می شود کار بسیار بزرگی رخ داده است.

سالها راجع به پرونده هسته ای ایران تبلیغات منفی شد اما آقای روحانی آمد و ایران وارد باشگاه هسته ای جهان شد. اینها زمانی یک آرزو و افسانه بود ولی اکنون به واقعیت پیوسته است.

در حوزه اقتصاد رشد منفی 5و نیم درصد مثبت شده و به حدود 2 تا 3 درصد رسیده است. برای ایجاد رونق در اقتصاد هم احتیاج به سرمایه وجود دارد و وقتی سرمایه کافی وجود ندارد نباید انتظاری داشت.

اینکه گفته می شود طرف مقابل به تعهدات برجامی خود عمل نکرده هم محل بحث است. اولا برجام بین 6 کشور با ایران بود. آنچه در برجام تعریف شده روابط 6 کشور با یک کشور است نه روابط بین ایران و آمریکا.

در سفر اخیر آقای صالحی به اروپا هم مسوول این اتحادیه گفت هم ما و هم ایران بخش زیادی از تعهدات برجامی خود را عملی کرده ایم.

اما درباره نوع عملکرد آمریکا در برجام! سوال اینجاست که آیا موارد این بدعهدی مربوط به تعهدات برجامی آمریکاست یا روابط دوجانبه کشور؟! طی این مذاکرات روابط ما با آمریکا تغییری نکرد و حتی بدتر شد. شاهدیم که از دو طرف موضع گیری های سختی علیه یکدیگر می شود.

رهبری هم فرمودند که در مسائل دوجانبه ما اصلا با آمریکا مذاکره نمی کنیم.
بنابراین نمی شود گفت روابط دوجانبه ما باید تحت تاثیر برجام تغییر کند. اگر روزی دنبال برطرف کردن این مسائل رفتیم آن امر جداگانه ای است.
البته کسی راجع به دشمنی آمریکا با انقلاب اسلامی تردیدی ندارد و اینکه آنها زیر حرف خود می زنند.

اما دستاوردهای دولت را نباید از این زوایه دید. به خاطر همین برجام، 35 میلیارد دلار از دارایی های بلوکه شده ایران به کشور بازگشته است. میزان فروش نفت به قبل از زمان شروع تحریم ها برگشته است. بانک های کوچک دنیا شروع به همکاری با ما کرده اند.

از سویی ما در لبه پرتگاه جنگ بودیم. دولت روحانی موفق شد جلوی جنگ را بگیرد.

در مجموع روحانی و دولتش موفق بودند.

عده ای از منتقدان روحانی می گویند اگر هر کدام از رقبای ایشان هم پیروز انتخابات 92 می شد باز برجام حاصل می شد. آنها شروع مذاکرات اتمی در زمان دولت دهم را شاهدی برای ادعای خود می دانند؟

آنچه واقعیت دارد این است که مقام معظم رهبری در سالهای پایانی دولت احمدی نژاد به تیم مذاکره کننده فرموده بودند 'استراتژی بنده عوض شده و اکنون برد- برد است. در برد- برد هم باید مذاکره انجام شود. بروید یک چیزی بدهید یک چیزی هم بگیرید و قضیه را تمام کنید.

تیم هسته ای هم بر همین مبنا، دنبال مذاکره رفت. سه نشست هم با 5+ 1برگزار شد اما نه تنها دستاوری نداشت بلکه بعد از هر نشست وضع بدتر می شد. مدارک آن هم وجود دارد و شاید یک روز هم منتشر شود.

اما اینکه اگر دولت دیگری جای روحانی سرکار آمده بود موفق به انجام این کار می شد یا نه را من نمی دانم. پیشگویی و غیب گویی هم بلد نیستم و بر اساس آنچه اتفاق افتاده می توانم نظر دهم.اما آنچه که قبل از روحانی اتفاق افتاد سه مذاکره توام با شکست بود.

اما این شبهه این آقایان دارای تناقضی هم است. وقتی می گویند اگر قالیباف و جلیلی هم رئیس جمهور شده بود باز برجام به تصویب می رسید سوالی پیش می آید؛ آن هم اینکه اگر دولت آنها هم برجام را به تصویب می رساند پس چرا اینقدر به برجام انتقاد و حمله می کنید؟

خاویار چگونه حلال شد؟

شما هفتمین رئیس صدا و سیمای پس از انقلاب بودید. 8 سال در زمان امام (ره) و 5 سال در دوره صدارت مقام معظم رهبری. با مباحثی که ابتدای انقلاب بر سر حرام یا حلال بودن موسیقی پیش آمد آن موقع در صدا و سیما اوضاع چطور بود؟

از نظر امام و بسیاری از فقهای دیگر، موسیقی فی نفسه حرام نیست مگر مناسب مجالس لهو و لعب باشد. در بسیاری از سرودهایی که بعد از انقلاب خوانده شد مثلا سرود راجع به شهید مطهری، تقریبا از همگی گام ها و دستگاههای موسیقی استفاده شده است. همین طور در سرود "این پیروزی مبارک باد" و غیره.

امام توجه جدی به این مساله داشتند ولی هیچ وقت مصداق تعیین نمی کردند. وقتی از ایشان مصادیق موسیقی حلال و حرام را پرسیدیم فرمودند" فقها حکم می دهند و کارشناسان و متخصصین مصداق تعیین می کنند"
این در مورد مسائل دیگر هم صدق می کرد. یادم است تخم خاویار قبل از انقلاب طبق نظر مراجع حرام بود. اوایل انقلاب، مرحوم دکتر یدالله سحابی از رهبران نهضت آزادی خدمت امام رسید و ثابت کرد ماهی اوزون برون که تخم خاویار در شکم آن است دارای فلس یا پولک است. امام هم در پاسخ ایشان فرمودند خوردن ماهی فلس دار مشکل ندارد و حلال است.

امام نفرمودند اوزون برون فلس دارد. فقط گفتند مطابق فقه شیعه خوردن ماهی فلس دار حلال است و دکتر سحابی که متخصص بود مصداق آن را پیش امام آورد. از آنجا حرمت خاویار برداشته و حلال شد.

در موسیقی هم همین طور. من نظر رهبری را هم درباره موسیقی دیده ام. ایشان نظر وسیعی در رابطه با کنسرت و موسیقی دارند حالا این تعبیر را هم فرموده بودند که شما اسمش را کنسرت نگذارید و بگذارید محفل.

وقتی از جانب رهبری به ریاست صدا و سیما منصوب شدم خدمت ایشان رفتم و گفتم ما در رابطه با موسیقی در زمان امام، طبق فتوای ایشان عمل می کردیم چون ایشان ولی فقیه بودند الان نیز باید مطابق نظر شما که ولی فقیه هستید عمل کنیم. فتوای شما در این باره چیست؟ رهبری فرمودند نظر من درباره موسیقی همان فتوای امام است و به روال سابق عمل کنید.

البته برخی هم ممکن است چنین نظری نداشته باشند اما با وجود نظراتی مثل امام و رهبری، خیلی ضرورتی به پرداختن به آن نیست. اگر کسی تشخیص می دهد موسیقی حرام است می تواند گوش ندهد.

چرا قبل از شما صدا و سیما این همه مدیر عوض کرد؟

اداره صدا و سیما بسیار مشکل بود هیچ مدیری نمی توانست آن را تحمل کند.

پس خوب دوام آوردید؟

بله. امام از من حمایت می کرد.

موضع امام در قبال عزل محمد هاشمی

یکبار هم توسط شورای سرپرستی عزل شده بودید؟

بله. شورای سرپرستی پاییز 62 مرا عزل و آقای جواد لاریجانی که عضو همین شورا بود را به عنوان سرپرست جدید معرفی کرد تا سروقت مدیر عامل تعیین کند.

وقتی موضوع به گوش امام رسید به سران قوا پیغام دادند 'به اعضای شوری سرپرستی بگوئید یااستعفا دهند یامن آنهارا عزل میکنم وآنها خودشان استعفا دادند.

بعد امام مرا خواستند و نامه ای مفصل به من دادند که مضمون آن این بود که' برخلاف انتظار در صدا و سیما اختلافاتی پیدا شده است. شورای سرپرستی و مدیرعامل حرفهایی دارند. من آقای محمد هاشمی را به عنوان نماینده خود به عنوان سرپرست صدا و سیما منصوب می کنم تا این نهاد بدون سرپرست نباشد. نخست وزیر و سران سه قوه بنشینند و حرفهای طرفین را بشنوند. یعنی امام من را مجددا منصوب کردند.

دلیل عزلتان چه بود؟

به همان دلیل که مدیران سابق را عزل کردند و نتوانستند تحمل کنند. چون آن موقع صدا و سیما زیر نظر رهبری نبود. هر یک از قوا یک نماینده اصلی و یک علی البدل در این شورا داشتند و عزل و نصب مدیرعامل و سیاست گذاری با آنها بود.

حرف حساب شورا چه بود؟

اختلاف نظر در مورد برخی مسائل مثل سریالهایی که پخش می شد. مثلا سریالی به نام اشک تمساح پخش می کردیم که زندگی لیبرال ها و طاغوتی ها را نشان می داد آنها نسبت به این سریال ایراد می گرفتند و می گفتند صحنه هایش خوب نیست.

صدا و سیما قوی ترین و مهم ترین سازمان فرهنگی و هنری و سیاسی کشور است اختلاف نظر در مسائل و برنامه هایش بسیار زیاد است. شورای سرپرستی هم وقتی تحت فشارهای بیرونی قرار می گرفت به جای تدبیر درست و اصلاح کار، مدیر عامل را عوض می کرد. مدیریت آنجا بسیار متزلزل بود؛ من توانستم با حمایت امام در آنجا ثبات برقرار کنم و آنجا را سامان دهم. در زمان من تثبیت و اداره صدا و سیما راحت شد.

زمان شما سریالهای موفقی در تلویزیون تهیه شد که مردم هم هنوز از آنها به نیکی یاد می کنند؟ مثل سلطان و شبان، سربداران، هزار دستان و غیره. بودجه تان هم ظاهرا زیاد نبود. رمز موفقیت این سریال ها چه بود؟

ما 1560 اپیزود( قسمت هر سریال) ساختیم که عموما فاخر و درجه یک هم بود که نسبت به زمان شاه و هم بعد از من، یک استثنا در صدا و سیما بود.
من کار را به بیرون از سازمان سفارش نمی دادم و بسیاری از هنرمندان را به استخدام صدا و سیما درآورده بودم. برنامه ریزان و برنامه سازان ما نیروهای درون سازمان بودند. سریالهایی مانند سربداران، سلطان و شبان، گرگها، امام علی(ع)، هزار دستان، سایه همسایه، میرزا کوچک خان، مدرس و غیره با همین نیروها ساخته شد.

نکته مهمی که وجود دارد این است که در برنامه سازی تلویزیونی به اصطلاح می توان آب فراوانی را به برنامه بست و چون پیمانکار دنبال سود خود است؛ این کار زیاد اتفاق می افتد. اما ما از نیروهای خود سازمان استفاده می کردیم و آنها تعلق خاطر بالایی به کار داشتند و واقعا دل به کار می دادند.
همه شاهدند که آن سریالها دیگر در تلویزیون تکرار نشد. مشکل بودجه هم سرجای خودش بود.

خود امام این سریال ها را می دیدند؟

بله. همه سریال ها.

تذکر امام درباره یک سریال

و به شما تذکر هم می دادند؟

بله. سریالی در زمان شاه ساخته بودند به نام سلطان صاحبقران درباره زندگی ناصرالدین شاه قاجار. در صحنه ای که امیرکبیر را در حمام فین می کشند زن وی گریه می کرد.در سریال زن را گریم و آرایش کرده بودند و وقتی اشک می ریخت صورتش کل کادر تلویزیون را فرا می گرفت. ما این سریال را خلاصه کرده و یک ساعت آن را پخش کردیم. امام روز بعد مرا خواستند و گفتند: آخر کی امیرکبیر چنین زن آرایش کرده ای داشته است؟

سال ٦٦من و شورای سرپرستی طی دونامه جداگانه ازامام سئوال کردیم امام جواب دادند: "نظر نمودن به این قبیل فیلم ها و نمایشنامه ها هیچ یک اشکال شرعی ندارد بلکه بسیاری از آنها آموزنده است. پخش آنها نیز اشکالی ندارد. همین طور فیلم های ورزشی بی اشکال است. گاهی خلاف شرع به طور نادر دیده می شود که باید بیشتر مواظبت کرد. لکن دو نکته باید مراعات شود اول آنکه کسانی که گریم می کنند باید محرم باشند و اجنبی حرام است که این کار را انجام دهد دوم اینکه بیننده از روی شهوت نظر نکند".

زمان امام اگهی تجاری اما پخش نمی شد؟

شرایط اقتصادی کشور اوایل انقلاب و زمان جنگ وخیم بود. چیزی نداشتیم که بخواهیم آن را تبلیغ کنیم. حتی می خواستیم با تبلیغ برخی کالاها از تلویزیون اوضاع را عادی نشان دهیم و بگوئیم کمبود نیست. چرا که وقتی کالایی از تلویزیون تبلیغ می شود یعنی کالا هست و مشتری نیست. در حالی که آن موقع صف های طولانی برای دریافت مایحتاج اولیه زندگی توسط مردم بسته می شد. ما برای اینکه اوضاع را عادی نشان دهیم دنبال کالاهایی بودیم که واقعا عرضه آن فراوان باشد ولی هر چه گشتیم جز گلاب قمصر کاشان چیزی پیدا نکردیم. تبلیغ آنرا هم مناسب صدا و سیما ندیدیم و فقط در مجله سروش آن را آگهی کردیم.

وضع کشور در دولت هاشمی تغییر کرد. صنایع بزرگ و کوچک تقویت شدند و تولید راه افتاد. اقتصاد هم رونق پیدا کرده و شکوفا شد. زمان جنگ اولویت ما خط مقدم جبهه بود نه صنایع؛ چرا که نه پولی برای توسعه صنعت وجود داشت نه امنیت لازم.

از چه سالی آگهی در صدا و سیما پخش شد؟

سال 69 یا 70 بود. اما حجم آگهی ها به این وسعت نبود. این طور نبود که وسط یک فیلم سینمایی پخش را قطع کرده و آگهی نشان دهیم. سبکی که الان آگهی پخش می شود و به نظر من بسیار هم زننده است آن موقع نبود.

روابط شما با سه قوه طی آن 13 سال چطور بود؟

خوب. چه زمان آقای موسوی چه در دوره آقای هاشمی. رئیس صدا و سیما عضو دولت بود. اگر مساله ای پیش می آمد در جلسات دولت مطرح می شد. طبیعی است دولتی ها از برخی برنامه های نقادانه خوششان نمی آمد و اعتراض می کردند ما هم پاسخ لازم را می دادیم. به نظر من صدا و سیمای فعلی خود را مقابل دولت می داند و منصف نیست.

به جای تشویق، روحانی را می کوبند

شما از نبود شفافیت لازم در گفت و گو با مردم به عنوان ضعف دولت روحانی یاد کرده بودید. مرادتان چیست؟

بله. به طور مثال در حوزه اقتصادی به روحانی ایراد می گیرند. ایشان باید برای مردم به طور شفاف و صریح توضیح دهد که کشور در سال 92 که من آنرا تحویل گرفتم چه وضعیتی داشت و الان در چه موقعیتی است. یا در رابطه با مساله فیش های حقوقی باید ریشه آنها را به مردم نشان می داد چرا که این فیش ها از دولت قبل پابرجا مانده بود. اتفاقا به نظر من افتخار دولت روحانی، کشف این فسادها و مبارزه با آنهاست. یعنی به جای اینکه بیاید فسادهای به جای مانده از گذشته را تقویت یا تکذیب کند آنها را می پذیرد و اصلاح می کند. عجیب این است که این اقدام دولت به جای تشویق؛ مورد نکوهش عده ای قرار می گیرد.

شما از مخالفین تغییر کابینه روحانی هستید. چرا؟

یکی از رشته های تحصیلی من مدیریت است. داشتن ثبات یک اصل در مدیریت است. بسیاری از مشکلات با ثبات مدیریت برطرف می شود.
در این چند ماه پایان دولت و در صورت تعویض وزیر، زمان زیادی لازم است تا وزیر جدید از مجلس رای اعتماد بگیرد و معاونین و مدیران خود را منصوب کند و به اصطلاح بر کار سوار شود. فرصتی برای این کارها باقی نمانده است از این رو اگر برنامه و امکانی برای بهتر شدن عملکرد یک وزارتخانه وجود دارد باید آن را دست همان وزیر داد و از وی خواست که اجرا کند.

اگر اجرا نکرد؟

اجرا می کند. همیشه ضعیف داخلی بهتر از قوی بیرونی است. چرا که بر کار سوار است.

تک مضراب های روحانی، آتش می زند

شانس روحانی را برای انتخاب مجدد چطور می بینید؟

زیاد. رقیب جدی ندارد. ضمن اینکه هم عملکردش خوب بوده هم ویژگی های فردی یک رئیس جمهور را دارد. شخص باتجربه ای است که از ابتدای انقلاب یار امام و رهبری بوده است.

روحانی سعی کرده جامعه ملتهب سال 92 را آرام کند که موفق هم شده است. از این رو می بینیم چندان هم پاسخ منتقدان و مخالفان خود را نمی دهد. شاهدیم که با چه ادبیات سخیفی علیه رئیس جمهور کشور صحبت می شود ولی ایشان زیاد وارد این بازی ها نمی شود. البته گاهی تک مضراب هایی می زند و پاسخ های مختصری می دهد که طرف مقابل را آتش می زند و می سوزاند ولی تعداد این حرفها کم و در حد همان تک مضراب است.

رقبای اصولگرای روحانی چه کسانی هستند؟

رئیس جمهور باید شخصیتی ملی داشته باشد و یک وزنه سیاسی باشد. من در جناح اصولگرا، فردی با این شاخصه ها را کمتر می بینم.

کمتر می بینید یا اصلا نمی بینید؟

(با خنده) اصلا نمی بینم. آنها هم وزن روحانی نیستند.

نظرتان درباره املاک نجومی چیست؟

آنچه جامعه را آزار می دهد ابهام است. موضوعی مطرح شده و مرجع رسیدگی هم دستگاه قضا است. ولی نوع ورود برخی دستگاههای نظارتی به پرونده شائبه برانگیز بود. مثلا سازمان بازرسی کشور در روزهای اول رسانه ای شدن این پرونده حرفهایی زد و چند روز بعد چیزهای دیگری گفت.
این ها خوب نیست. وقتی ابهامی در این سطح در کشور مطرح می شود باید پاسخ منطقی و مستدل و شفاف به آن داد تا اعتماد مردم از دست نرود.

املاک نجومی واقعیت داشته باشد یا خیر باید به طور صریح و روشن مشخص شود.

پرسش آخر درباره بحران آب است. شما روزگاری معاون وزیر کشاورزی بوده اید و با آب سر و کار داشته اید. وضع چطور است؟

واقعیت این است که ایران کشوری کم آب است که در منطقه ای خشک واقع شده است. آب شهری به دلیل لوله کشی های فرسوده و الگوی نادرست مصرف به شدت هدر می رود.

ما چون کشوری نفتی بوده ایم فکر می کنیم همه چیز مجانی و همیشه برقرار است و قدر و ارزش انرژی را نمی دانیم.بحران آب کشور قابل کنترل و مدیریت است. می توانیم با شیرین کردن آب دریا ، آب کشاورزی و صنعت و شرب خود را به دست آوریم؛ کاری که در دنیا رایج است هر چند گران در می آید.

یا به طور جدی به ژرف آبها بپردازیم. آبهایی که گفته می شود در عمق پایین تر از 800 متر زمین و بیشتر در مناطق کویری موجود است. خصوصا در استان هایی مانند کرمان و یزد. مشکلش این نوع آب درجه حرارت بالای 60 درجه آن است.

در بسیاری از کشورها از سفره های زیرزمینی با عمق کم استفاده نمی شود و از ژرف آبها استفاده می شود.از طرفی باید کشت گلخانه ای را جدی گرفت. خیلی مقرون به صرفه است. البته هزینه اولیه ای دارد ولی وقتی شروع به بازدهی کرد محصول زیادی با آب کم تولید می کند، ضمن اینکه تابع فصل هم نیست.

کشت غرقابی را هم باید به قطره ای تبدیل کنیم. باید آب را مدیریت کرد و دید در صنعت بازدهی بیشتری دارد یا کشاورزی و بر اساس آن رفتار کرد.

وضع سلامتی آقای هاشمی چطور است؟

خیلی خوب. من که برادر و بسیاری اوقات کنار ایشان هستم هیچ ناراحتی از ایشان ندیدم. ایشان هنوز هم پله های ساختمان را خیلی سریع بالا می روند.

منبع: ایرنا

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.