در ایام مصادف با ماه مبارک رمضان کتاب ارجمند «قطرهای از دریا، شرح نهجالبلاغه علی(ع)» اثر حجتالاسلام والمسلمین حمیدزاده گیوی منتشر شده است. مؤلف دانشور که سالیان دراز در سایهسار نهجالبلاغه آرمیده و در آن فضای بیکرانه تنفس کرده است، کوشیده بخشهای مختلف آن کتاب بینظیر را با زبانی ساده اما علمی و رسا و دقیق شرح کند و در اختیار عموم مردم قرار دهد.
به گزارش جماران، گفتنی است که مرحوم شریف رضی نهجالبلاغه را در سه بخش تنظیم کرده است: خطبهها، نامهها و حکمتها یا کلمات قصار. استاد حمیدزاده پس از سالها تلاش و پیگیری مجدانه، بخش «نامهها» را در چهار مجلد و بخش «حکمتها» را در سه مجلد چاپ کردهاند و به یاری خداوند تا چندی دیگر بخش «خطبهها» نیز در دسترس علاقهمندان حضرت مولا(ع) قرار خواهد گرفت. نشر و پخش این اثر گرامی بهانهای شد که در خدمت استادحمیدزاده ـ که از خطبای نامی کشورند ـ ذهن و زبانمان را با نام و یاد پیشوای پارسایان عطرآگین کنیم.
***
در ابتدای گفتگو به نظر میرسد قدری در این مورد صحبت شود که چرا به شرح نهجالبلاغه روی آوردهاید با توجه به این نکته که بهخوبی میدانیم شروح مختلفی بر نهجالبلاغه نوشته شده است. انگیزه شما از این اثر با توجه به وضعیت موجود جامعه چیست؟
ما مدعی پیرو اسلام شیعی هستیم و به تبع اسلام شیعی نیز جلوهگر اندیشه ناب امیرالمؤمنین علی(ع) است. از آنجایی که امام علی(ع) برای دیگر امامان عصمت و طهارت الگویی یکتا و بینظیر بودند و رهبری الهی و معنوی جامعه را نیز بر عهده داشتند، توانستند با سلوک و رفتار ویژه خود که در دامان پیامبر گرامی اسلام(ص) پرورش یابند، ما نیز باید به عنوان یکی از خیل رهروان، به رفتار و سلوک و منش چنین امامی که بیانات و اعمالشان در کتاب شریف نهجالبلاغه تجلی یافته است، عمل کنیم. امام علی(ع) بازتاب تربیت پیامبر اکرم(ص) است. ایشان هم به جهت ابعاد شخصیتی و تربیتی و هم به جهت رفتار و اعمالشان الگویی یکتا برای ما هستند و بدیهی است که باید هویت خود را از چنین امامی بگیریم.
با توجه به مشکلات بسیار جدی و بحرانی که امروز در جهان اسلام توسط افراد متعصب و جاهل (با عناوین سلفی، داعش، بوکوحرام و النصره) به وجود آمده که مصداق فساد و تباهی هستند و رفتارشان نشان میدهد که نه تنها اخلاقی و اسلامی نیستند، بلکه حتی انسانی هم نیستند، در چنین شرایطی ما باید به سلوک امیر مؤمنان(ع) تمسک کنیم.
از آنجایی که نهجالبلاغه کتاب زندگی است، به اعتقاد من اگر کسی بخواهد دین را حتی از منظر آیات قرآن کریم ببیند، لازمهاش این است که نگاه دین شناسان بزرگی مثل علی بن ابیطالب(ع) را در فهم قرآن و دین لحاظ کند. این یک امر ثابت شده و تجربی است که عالمانی که با نهجالبلاغه بیشتر مأنوس بودهاند، در فهم قرآن کریم نیز دست بالا را داشتهاند. برای مثال امروز اگر تفسیر قرآن آیتاللهالعظمی جوادی آملی به عنوان تفسیر مطرح اول میشود، برای این است که نسبت به نهجالبلاغه و صحیفه سجادیه نیز ورود کارشناسانه داشتند. وجود امیرالمؤمنین(ع) آئینهای است که اندیشههای وحیانی و ناب پیامبر گرامی اسلام(ص) را نشان میدهد و این شعار و ادعا نیست؛ از این رو بر ماست که چنین مطالب ناب و گوهر گرانبها و نایابی را که به دستمان رسیده است، ارج نهیم و بیانات امام علی(ع) بهدرستی فهم کنیم و پی بگیریم.
با چنین دیدگاهی، به نظر میرسد که شما بازنگری شخصیت امام علی(ع) را یک ضرورت میدانید، آن هم نه تنها برای امروز جامعه خودمان، ما بلکه برای جهان اسلام.
بله، همینطور است. با چنین بازنگری ما میتوانیم اسلام اصیل را از اسلام تقلبی و خرافی و جاهلانه تشخیص دهیم؛ چرا که ما معیارهایی مانند نهجالبلاغه را در دست داریم. کسانی که این روزها بر طبل جنگ میکوبند و اسلام رحمانی را در نظر نمیگیرند، باید به نامههای امام(ع) ارجاع دهیم، مثلا آنجا که به مالک اشتر نوشته است. بازنگری چنین نکاتی نگاه منطقی و واقعگرایانه ما را نسبت به اسلام اصیل تقویت میکند.
نهجالبلاغه سخن عادی یک انسان معمولی نیست، بلکه مطالبی است که واقعا از جان شیفته و نازنین امام علی(ع) برخاسته و به همین دلیل توانسته در گستره زمان و مکان همه دلهای مستعد و آماده را مجذوب کند و تحت تأثیر قرار دهد.
من سالهایی در محضر استاد شهید آیتالله مطهری بودم و طبیعتا آن علیشناس بزرگ را با نگاه تیزبینش به نهجالبلاغه میدیدم. سالهایی نیز در مشهد مقدس بودم و درسهای نهجالبلاغه رهبر معظم انقلاب را در مسجد کرامت میدیدم. اساتید بزرگواری که در خصوص نهجالبلاغه زحمات زیادی را متحمل شده بودند و مخصوصا نگاهی که آیتالله منتظری به نهجالبلاغه به عنوان مانیفیست اسلام و تشیع داشت، بهرههایی که از مرحوم آیتالله ایزدی، آیتالله صالحی نجفآبادی و پیشگامتر از اینان، مرحوم مغفور استاد میرزاعلی آقای شیرازی داشتم، با جان و دل دریافتم که نهجالبلاغه حرف و سخن معمولی نیست.
آیا حوزویان و دانشگاهیان به قدر کفایت به بررسی وجوه نهجالبلاغه توجه کردهاند؟
نهجالبلاغه کتاب شایسته اما پیچیدهای است. این کتاب که به دست مرحوم سید رضی جمعآوری شده، به تمامی بیانات و خطبهها و گفتههای امیر مؤمنان(ع) است که به دلیل دشواری آن، فرد شارح باید به تفاسیر و کتاب لغات و تاریخی نیز اشراف داشته باشد. حوزویان و دانشگاهیان نتوانستهاند تعامل شایستهای با این کتاب شریف برقرار کنند.
نکته دیگر این است که این کتاب پژواک اندیشههای امامی است که رهبری جامعه اسلامی را بر عهده داشته است. او بر دادگستری و عدالت و حریت و آزادی فکر در چارچوب ملاکهای عقلانی ـ انسانی تأکید داشتند و برای همین است که برخی از نکات این اثر برای برخی از جریانهای امروزی قابل تحمل نیست. من در گذشته بسیار راحتتر میتوانستم نکات این کتاب شریف را طرح کنم؛ اما امروز باید با دقت و عمل بیشتری این مطالب را بیان کنم که شائبهای در جامعه به وجود نیاورد و برخی از جریانات آن را به خود نگیرند!
از آنجا که این کتاب بار سیاسی زیادی دارد و پاسخگوی روح دینداران جامعه است، کسانی که دچار خبط و خطایی آشکار میشوند، از روح نهجالبلاغه و بیانان آن امام دادگستر(ع) در امان نخواهند بود. نهجالبلاغه باید چراغ راه حوزه و دانشگاه ما باشد.
چرا در این کتاب به مسئله سیاست بیشتر توجه کردهاید؟
بحث سیاست در نهجالبلاغه بسیار پررنگتر از دیگر مباحث است. امام علی(ع) تنها امامی است که توانست حکومت اسلامی را گرچه برای مدت کوتاهی به دست بگیرد؛ اگرچه دیگر ائمه نیز در این راه تلاش کردند، تمامی تأسی و تأکیدشان بر شیوه حکومت امام علی(ع) بود، اما فرصت ظهور و بروز نیافتند. ما میتوانیم از بیانات دیگر امامان نیز نگرشهای سیاسی استخراج کنیم، مثلا از صحیفه سجادیه بیانات؛ اما هیچ کدام به اندازه و قامت نهجالبلاغه نقشه راه برای جامعه اسلامی نیست.
امیرالمؤمنین(ع) نگاه ویژهای به سیاست و حکومت و مردمداری داشت. درباره رابطه مردم و حکومت که بحثی بسیار مهم و جدی حتی در روزگار ماست، باید بگویم که موضع حکومت نسبت به مردم، نمیتواند آمیخته به تبعیض و یا متأثر از یک جریان خاص باشد، برای اینکه مردم، فراتر از باورهایشان، حقوق انسانی برابری دارند. نمیشود مثلاً در آبرسانی به مردم و یا در تأمین غذا و بهداشت و امنیت و تحصیل و دیگر مایحتاج عمومی، بعضی را بر بعضی دیگر مقدم داشت، برای اینکه وضع و حال مردم در سرنوشت هم اثرگذار است.
حکومت، نقش مدیر ارشد یک جامعه را دارد که باید افراد جامعه و شهروندان را به دیده اعضای یک خانواده بنگرد و همه چیز را برای همه بخواهد. پیغمبر(ص) میفرماید: «الخلق عیال الله فاحبّ الخلق الی الله من نفع عیال الله و ادخل علی اهل بیت سرورا: مردم نانخور (و در حکم خانوادة) خدا هستند، محبوبترین آنها نزد خداوند، کسی است که به حال مردم سودمندتر باشد و خانوادهای را خوشحال سازد.» و امیرالمؤمنین میفرماید: «کلّکم عیال الله والله سبحانه کافل عیاله: همه شما خانواده خدا هستید و خدای سبحان کفالت امور خانوادهاش را عهدهدار شده است».
لذاست که امیر مؤمنان(ع) در بخشی از فرمان مالک اشتر میفرماید: «فانّهم صنفان اما اخ لک فی الدین، و اما نظیر لک فی الخلق: مردم دو گروهند: یا همکیشان تو هستند و یا اینکه همانندان تو در آفرینش هستند» که طبیعتاً هرچند همکیش و همخط تو هم نباشند، آفریده همان خدایی هستند که تو را آفریده است. سیاست جزوی از زندگی است و نمیتوانیم زندگی مردم را از آن دور کنیم؛ اما با تحلیل و تفسیر سیاسی امام علی(ع) که اخذشده از روح بلند اوست، میتوان جامعه را هدایت کرد و ارزشهای والایی را به دست آورد.
فهم نهجالبلاغه تا چه اندازه میتواند راهگشای جامعه در سطوح مختلف باشد؟
امروز در کشور به حفظ قرآن و نهجالبلاغه اهمیت داده میشود؛ ولی حفظ قرآن ملاک نیست، حفظ نهجالبلاغه هم ملاک نیست، بلکه فهم قرآن و نهجالبلاغه و توسعه فرهنگ قرآن و نهجالبلاغه ملاک است. ما نباید ملاکهای دنیایی مانند امتیاز حفظ قرآن و نهجالبلاغه را برای کنکور و استخدام دولتی و نمایندگی مجلس و غیره لحاظ کنیم. مهم این است که بتوانیم قرآن و نهجالبلاغه را در جای جای زندگی خود نشان دهیم؛ آن وقت مسلمان واقعی خواهیم بود. علیشناسی و عرض ادب به علی بن ابیطالب(ع) در ماه مبارک رمضان به این نیست که من چند تا خطبه حفظ کردهام؛ به این است که من چه اندازه در زندگی خود به نهجالبلاغه و تفکر علی(ع) یعنی به حقوق مردم، حقوق افتادگان، دستگیری از درماندگان، توجه به مظلومان و آزاداندیشی احترام میگذارم و پایبند هستم. با اینهمه فساد و اختلاس و مشکلاتی که کشور را فراگرفته، آیا حفظ قرآن و نهجالبلاغه میتواند راهگشای ما باشد؟ تا وقتی که در قرآن و نهجالبلاغه تدبر نکنیم، نمیتوانیم بر مشکلات پیروز شویم.
باید از نهجالبلاغه برای نشان دادن چهره علی بن ابیطالب(ع) استفاده کنیم. امیرالمؤمنین(ع) به مالک میگوید: تو به مصر میروی که یادگار فراعنه است. ممکن است افرادی به تو پیشنهاد کنند که از شمشیر استفاده کنی. مالک، شمشیر ملاک نیست، بلکه «و اشعر قلبک الرحمه للرعیه» باید ظرف جانت از رحمت، مودّت و دوستی نسبت به مردم آکنده شود. بعد میفرماید: مردم دو دستهاند یا ارتباط دینی با تو دارند و برادر و خواهر دینی تو هستند و یا آفریدة خدایی هستند که تو را آفریده است. آنها دچار اشتباه و لغزش میشوند. باید از موضع رأفت و رحمت برخورد کنی و توجه داشته باشی که چطور از خدا توقع داری که زود تو را ببخشد، درحالی که کمترین نگاه رحیمانهای نسبت به مردم نداری؟
من امیدوارم کسانی که واقعا برای قرآن و نهجالبلاغه کار میکنند، توجه داشته باشند که جامعه را به سوی فهم قرآن و نهجالبلاغه جامعه سوق دهند. ولو یک کلمه حکمت، اما فهم درست و تمرین آن در زندگی و تجربه علیشناسی در زندگی میتواند تشیع واقعی را شکل دهد. افرادی که احساس میکنند بخشی از نهجالبلاغه با آنها ناملایم است، باید خودشان را اصلاح کنند نه اینکه نهجالبلاغه را طرد و سانسور کنند.
منبع: اطلاعات