استقلال چیست؟ هواداران انقلاب اسلامی سی و اندی سال پیش چرا این شعار را یکی از خواسته های اصلی خود قرار دادند؟ آیا استقلال مفهومی ایستا است یا زیر تاثیر تحولات داخلی و خارجی نیاز به بازتعریف دارد؟
«استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» از شعارهای اصیل انقلاب اسلامی ایران بود که هم در روزهای مبارزه و پیروزی انقلاب اسلامی و هم پس از آن همواره در فضای عمومی ایران طنین اندازه شده و مورد توجه قرار گرفته است.
نخستین واژه از این شعار، «استقلال» است که شامل تمامی زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می شود. استقلال خواهی همواره از دغدغه های طیف های مختلف مردم و گروه های سیاسی در تاریخ معاصر ایران بوده است.
در اصطلاح دانش سیاست، استقلال را به جدا بودن حاکمیت یک کشور از دیگر کشورها از نوع سلطه و سیادت خارجی تعریف کرده اند. «علی بابایی» در فرهنگ علوم سیاسی تعریف خاصی از واژه استقلال در کنار آزادی ارایه کرده است که عبارت است از: استقلال، همان آزادی اراده ملی برای اداره امور داخلی و خارجی خود از دست دیگران است که از خلال سازمان سیاسی دولت پدیدار می شود.
اینک که سی و اندی سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذرد و در عرصه ی داخلی و خارجی شاهد تحولات گسترده بوده ایم، ضرورت بازشناسی ابعاد مختلف این شعار استقلال نیز رخ می نماید؛ اینکه چرا نیروهای انقلابی این شعار را در صدر خواسته های خود قرار دادند و تفاوت استقلال و انزواگرایی چیست؟ و اینکه با توجه به گسترش تعامل های بین المللی و پررنگ شدن نقش نهادهای فراملی، آیا مفهوم استقلال نیز نیاز به بازتعریف دارد؟
گروه پژوهش های خبری این موضوع را در گفت و گو با سه چهره به بحث گذاشته است: «محمد کاظم انبارلویی» عضو شورای مرکزی حزب موتلفهی اسلامی و سردبیر روزنامه ی «رسالت»، «احمد شیرزاد» فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده ی مردم اصفهان در مجلس ششم و «سعید لیلاز» اقتصاددان و روزنامه نگار.
چرا انقلابی ها شعار استقلال سر دادند؟
نخستین پرسشی که در این زمینه مطرح میشود این است که چه شد که هواداران انقلاب در سی و اندی سال پیش، استقلال خواهی را یکی از خواستههای اصلی خود قرار دادند؟ رژیم پهلوی در چه وضعیتی بود که مخالفانش، از ضرورت استقلال و وابسته نبودن کشور میگفتند؟
محمد کاظم انبار لویی با بیان اینکه یکی از شعارهای کلیدی انقلاب، استقلال بود، گفت: این شعار به دلیل پایمالی عزت ایران اسلامی در دوره های قاجار و پهلوی، مورد توجه قرار گرفت.
انبارلویی انقلاب مشروطه، ملی شدن صنعت نفت و انقلاب اسلامی را سه نهضت مهم در کشور در طول صد سال گذشته دانست و محوریت آنها را دفاع از استقلال، حیثیت اسلامی و ملی کشور دانست.
سعید لیلاز اقتصاددان و روزنامه نگار هم با اشاره به شعارهای مطرح در اوایل انقلاب، اظهار داشت: استقلال به عنوان یکی از شعارهای کلیدی در انقلاب هم شامل استقلال اقتصادی می شد و هم استقلال سیاسی.
وی با بیان اینکه تنها خواسته ی مردم استقلال سیاسی نبود گفت: در کنار استقلال سیاسی، استقلال اقتصادی پیدا کردیم که شاید مهمتر از آن باشد.
این اقتصاددان با تاکید بر مشکلات اقتصادی بوجود آمده در دوران رژیم پهلوی، گفت: انقلاب اسلامی، اقتصاد ایران را نجات داد؛ چون برنامه ی پنجم توسعه در زمان شاه، کشور را در بن بست اقتصادی قرار داد.
احمد شیرزاد از فعالان سیاسی اصلاح طلب و نماینده ی مردم اصفهان در مجلس ششم هم با یادآوری کودتای 28 مرداد و احساس تحقیری که رژیم پهلوی در مردم ایجاد کرده بود، گفت: همین زمینه ها کافی بود تا تاکید اصلی انقلابیها بر شعار استقلال باشد؛ از زمان کودتای علیه دولت مصدق به بعد، رژیم پهلوی به نماد دست نشاندگی در کشور تبدیل شد.
شیرزاد با اشاره به وابستگیهای مختلف رژیم پهلوی به خارج و همچنین سرکوب و خفقان در کشور تصریح کرد: این رژیم با توجه به ماهیت خود مدام به حقوق مردم تعرض و آزادی های مدنی را نقض میکرد.
این فعال سیاسی اصلاح طلب خاطر نشان کرد: یکی از آرمان های اصلی انقلاب بحث استقلال بود که نه تنها در جنبه ی سیاسی بلکه در جنبه های اقتصادی و فرهنگی مورد توجه قرار گرفت.
نماینده ی مردم اصفهان در مجلس ششم افزود: همجواری استقلال با آزادی یکی از ویژگی های شعارهای انقلاب است؛ زیرا هیچ مسوولی نمیتواند به بهانهی آزادی، استقلال را نفی و به بهانه ی استقلال، آزادی را محدود کند؛ زیرا جدا شدن این شعار از آزادی میتواند مشکل ساز شود.
استقلال یا انزواگرایی؟
استقلال گرچه یک ارزش است اما بسیاری از صاحبنظران آسیب فهم نادرست از این مقوله را ترویج انزواگرایی و تعامل اندک با جامعهی بینالمللی میدانند. به راستی مرز بین استقلال و انزوا چیست؟ آیا میتوان در عین روابط بین المللی نزدیک، مستقل بود؟
بی تردید تاکید بر استقلال نمی تواند به معنای انزواگرایی و محصور ماندن در یک جغرافیای خاص باشد؛ شاید از دیدگاه عده ای، استقلال با مفهوم انزواگرایی و قطع ارتباط گره خورده است و استقلال یک کشور و ملت زمانی تحقق مییابد که آن کشور کمترین ارتباط و مبادلات را با دنیای خارج داشته باشد؛ ولی بسیاری از کارشناسان بر این باورند که نمی توان در دنیای معاصر در انزوا زندگی کرد.
در دنیای کنونی که سازمان های فراملی نقش مهمی در آن بازی میکنند، نمیتوان به تنهایی و با نام استقلال خود را از تحولات بیرونی دور ساخت. امروزه عضویت در سازمان های فراملی یکی از زمینه های تعامل با دنیای خارج است ولی عضویت در این مجامع بینالمللی خود شامل پیش شرطهایی است که ممکن است در بعضی از زمینه ها با معنی استقلال سیاسی و اقتصادی مصطلح منافات داشته باشد؛ از این رو برخی بر ضرورت بازتعریف مفهوم استقلال تاکید می کنند.
احمد شیرزاد در این زمینه ضمن اشاره به رشد سازمان های فراملی و تحول در معنای استقلال گفت: مفهوم استقلال در دوره ی کنونی با نیم سده ی گذشته فرق دارد؛ به طور مثال اگر در گذشته اعطای بهره برداری از معادن نقض استقلال محسوب میشد ولی امروز به طور کلی این مساله فرق کرده است.
این فعال سیاسی اصلاح طلب در عین حال تاکید کرد که قوانین این سازمان ها در حدی نیستند که حاکمیت ملی را نقض کنند.
وی افزود: قراردادهایی که بوسیله ی این سازمان ها منعقد می شود در راستای منافع متقابل و حفظ امنیت است و می تواند بیشتر جنبه ی پیشگیرانه داشته باشد.
شیرزاد با اشاره به وابستگی های متقابل نظام جهانی، گفت: اگر فرض بگیریم یکی از همسایگان ما کارخانه ی آلاینده ای ایجاد و آب های سرازیر شده به کشور را آلوده کند، ما حق اعتراض داریم؛ چرا که امروزه مرزها کم رنگ شده اند و کسی نمیتواند بگوید «چهار دیواری اختیاری».
وی با بیان اینکه کشوری که کنوانسیون بینالمللی را میپذیرد باید بدان پایبند باشد، اظهار داشت: وقتی یک کشوری کنوانسیون بین المللی می پذیرد به معنی این است که از بخشی از استقلال خود چشم پوشی کرده است؛ ولی این امر تسلیم در برابر قدرتهای بینالمللی نیست.
در همین ارتباط انبارلویی تا اندازه ای دیدگاه متفاوتی داشت. وی عضویت در سازمان های فراملی را به شرطی ممکن دانست که استقلال فکری و فرهنگی را حفظ کند.
وی افزود: ما هیچ وقت تعامل و گفت و گو با دنیا را نفی نمی کنیم؛ زیرا ما خود را در زمینه تفکر تعامل نیرومند می دانیم.
عضو کمیته مرکزی حزب موتلفه ی اسلامی تاکید کرد که ما در تعامل با غرب باید بر اساس آموزه های غنی اسلام آنها را متقاعد کنیم که روش هایشان ضد بشری هستند.
سعید لیلاز اما بر نسبی بودن مفهوم استقلال تاکید کرد و گفت: استقلال به هیچ وجه به معنی محصور ماندن در یک محیط جغرافیایی نیست و استقلال اقتصادی به معنی وابستگی متقابل است.
وی در تعریف وابستگی متقابل تصریح کرد: این بدین معنا است اگر ما در زمینهی خاصی به جامعهی بینالملل وابستهایم باید در دیگر زمینهها آنها به ما وابسته باشند؛ در غیر این صورت ما دچار زیان و لطمه میشویم.
این اقتصاددان و روزنامهنگار در عین حال تاکید کرد تا زمانی که نیرومند، متنوع و مستقل نداشته باشیم، عضویت در این سازمانهای فراملی همچون سازمان جهانی تجارت (WTO) برای کشور ضرر دارد.
لیلاز با بیان اینکه وابستگی یک طرفه اقتصادی، به معنای تعامل نیست، خاطر نشان کرد: اگر ما با این شرایط وارد سازمان هایی مانند سازمان جهانی تجارت شویم روابط ذلیلانه و یک طرفه است و برای کشور پیامدهای منفی فراوان دارد.
وی اظهار داشت: اگر اقدامات اقتصادی در داخل برای تقویت اقتصاد انجام شود و وارد این سازمانها شویم، در چنین صورتی نمی توان گفت ما در زمینه ی حاکمیت دچار نقصان شدهایم.
آیا نیازی به باز تعریف مفهوم استقلال است؟
با گذشت زمان و همچنین تغییراتی که در قوانین بینالمللی بوجود آمده است احتمال اینکه در بسیاری از مفاهیم سیاسی و جهانی تغییر شود وجود دارد. استقلال به معنای واقعی کلمه نیز نمی تواند از این تغییر و تحول ها به دور باشد.
انبارلویی اما در برابر هر تغییری در برداشت از مفهوم استقلال سرسختانه مخالفت کرد و گفت: ما هر گونه تجدید نظر و گذر از ارزشهای انقلاب و امام(س) را بر نمیتابیم.
سردبیر روزنامهی رسالت با اشاره به گذشت 35 سال از عمر انقلاب افزود: در این دوره تغییر خاصی در بنیان های اصلی شعار انقلاب به وجود نیامده و این شعار با توصیه های بنیانگذار انقلاب و در ادامه رهنمودهای رهبر انقلاب همچنان پابرجا مانده است.
عضو حزب اصولگرای موتلفهی اسلامی در عین حال گفت: ما از گفت و گو برای تفهیم غرب استقبال میکنیم و این بدان معنا نیست که الگوهای آنها را به رسمیت میشناسیم.
وی با بیان اینکه ما در نگاه به مقوله استقلال ابهامی نداریم گفت: باز تولید دامنه استقلال با توجه به مخاطبان ما در جهان اسلام بدین معنا است که ما تفکر خود را فراتر از مرزها ببریم و در این زمینه دانشگاهیان، حوزه های علیمه و نخبگان می توانند نقش خاصی بازی کنند.
شیرزاد در عین حال که معتقد است شعار استقلال دست یافتنی ترین بخش از شعارهای انقلاب بوده است، تاکید کرد که باید این مفهوم با توجه به شرایط جدید بینالمللی دچار بازتعریف شود.
این فعال اصلاح طلب گفت: بی تردید باید در مفهوم استقلال بازتعریف صورت گیرد زیرا این مفهوم با 50 سال قبل فرق کرده است؛ پذیریش معاهدههای بین المللی خود به معنای بازتعریف جدیدی از استقلال است.
سعید لیلاز نیز در این زمینه گفت: همواره بر اساس تغییراتی که در دنیا صورت می گیرد ما نیاز به بازنگری داریم و این امر لازمه اش این است که اقتصادمان را در زمینه بینالمللی شکوفا کنیم تا وابستگی متقابل پیش آید.
منبع: ایرنا