از دام‌های خطرناکی که همواره و در تمام مقاطع تاریخی به ویژه تاریخ معاصر، بر سر راه جوانان و دانشجویان در کشورهای جهان سوم به طور عام و در سرزمین‌های اسلامی به طور خاص گسترده شده و آنان را از هویت انسانی و دینی دور داشته و در مقابل استقلال و تمامیت ارضی کشوری که در آن ارتزاق کرده و رشد و نمو یافته‌اند قرار داده است، فعالیت احزاب و گروه‌های مارکسیستی و کمونیستی روسی و گروه‌های لیبرالیستی و سکولاریستی غربی و آمریکایی با نشر تفکرات التقاطی در میان ملت‌ها می‌باشد.
این دام در جهان اسلام و به ویژه در ایران، قربانی‌های فراوان گرفت، به گونه‌ای که توانست به سرعت از میان جوانان و دانشجویان عضوگیری کند و آنان را نسبت به فرهنگ اسلامی بدبین و گریزان سازد.
یکی از ابعاد جهاد فکری عالمان متفکر و دلسوخته‌ای چون شهید آیت‌الله مطهری، شهید آیت‌الله بهشتی و شهید آیت‌الله مفتح، به موضوع تبیین صحیح فرهنگ جامع اسلامی و ایجاد پل ارتباطی بین حوزه و دانشگاه و تعامل نزدیک طلاب و دانشجویان و تبادل فکر و بینش و آگاهی بین آنان اختصاص یافت تا از این راه فعالیت‌های التقاطی و تخریبی جریان‌های فکری و احزاب سیاسی وابسته به بلوک شرق و غرب مهار شود و به راستی این سه تن به همراه سایر همفکران خود در این کار و مسئولیت بزرگ توفیق چشمگیری حاصل کردند.
پس از پیروزی انقلاب با وسعت تأثیرات سازنده و شگفت انگیز نهضت اسلامی که امواج آن جهان اسلام را فرا گرفت، احزاب و گروه‌های التقاطی مزبور به مقابله با انقلاب و نهضتی می‌پرداختند که به خوبی می‌دانستند با آمریکا پنجه در افکنده و ارمغان بزرگ آن استقلال کشور می‌باشد.
حضرت امام خمینی در این بخش از وصیت نامه الهی و سیاسی خویش، سران گروهک‌های یاد شده را مخاطب قرار می‌دهد و آنان را نسبت به بیراهه هلاکت زایی که در پیش پای نهاده‌اند به تفکر دعوت می‌کند. همچنین جوانان ناآگاه و فریب خورده را به اجتناب از همکاری و معاضدت در خیانت‌ها و جنایت‌های گروه‌های محارب فرمان می‌دهد و آغوش کشور را برای پذیرش توبه کنندگان و بازگشت کنندگان - چه از سران گروه‌ها و چه از اعضای سطوح پائین - باز و گشوده اعلام می‌دارد.
حضرت امام در این بخش از وصیت نامه عملکردهای جنایت بار منافقین، چریک‌های فدایی، حزب توده، حزب دمکرات، حزب کومله و سایر گروه‌ها را محکوم می‌کند و کمونیست‌های گرد آمده در کردستان و قاتل مردم مظلوم آن استان را "کمونیست‌های آمریکایی" می‌نامد که بسیار تأمل برانگیز است. همچنین از جنایات این گروه‌ها علیه مردم قهرمان آمل یاد می‌کند.
* * *
ن ـ نصیحت و وصیت من به گروهها و گروهکها و اشخاصی که در ضدیت با ملت و جمهوری اسلامی و اسلام فعالیت می‏کنند، اول به سران آنان در خارج و داخل، آن است که تجربه طولانی به هر راهی که اقدام کردید و به هر توطئه‏ای که دست زدید و به هر کشور و مقامی که توسل پیدا کردید به شماها که خود را عالم و عاقل می‏دانید باید آموخته باشند که مسیر یک ملت فداکار را نمی‏شود با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغ‏پردازیهای بی سر و پا و غیرحساب شده منحرف کرد، و هرگز هیچ حکومت و دولتی را نمی‏توان با این شیوه‏های غیرانسانی و غیرمنطقی ساقط نمود، بویژه ملتی مثل ایران را که از بچه‏های خردسالش تا پیرزنها و پیرمردهای بزرگسالش، در راه هدف و جمهوری اسلامی و قرآن و مذهب جانفشانی و فداکاری می‏کنند. شماها که می‏دانید")و اگر ندانید بسیار ساده‏لوحانه فکر می‏کنید) که ملت با شما نیست و ارتش با شماها دشمن است. و اگر فرض بکنید با شما بودند و دوست شما بودند، حرکات ناشیانه شما و جنایاتی که با تحریک شما رخ داد آنان را از شما جدا کرد و جز دشمن تراشی کار دیگری نتوانستید بکنید.
من وصیت خیرخواهانه در این آخر عمر به شما می‏کنم که اولا با این ملت طاغوتزده رنج کشیده که پس از 2500 سال ستمشاهی با فدا دادن بهترین فرزندان و جوانانش خود را از زیر بار ستم جنایتکارانی همچون رژیم پهلوی و جهانخواران شرق و غرب نجات داده به جنگ و ستیز برخاسته‏اید. چطور وجدان یک انسان هر چه پلید باشد، راضی می‏شود برای احتمال رسیدن به یک مقام با میهن خود و ملت خود اینگونه رفتار کند و به کوچک و بزرگ آنها رحم نکند؟ من به شما نصیحت می‏کنم دست از این کارهای بیفایده و غیرعاقلانه بردارید و گول جهانخواران را نخورید. و در هر جا هستید اگر به جنایتی دست نزدید به میهن خود و دامن اسلام برگردید و توبه‏کنید که خداوند ارحم الراحمین است؛ و جمهوری اسلامی و ملت از شما ان‏شاءالله می‏گذرند. و اگر دست به جنایتی زدید که حکم خداوند تکلیف شما را معین کرده، باز از نیمه راه برگشته و توبه کنید. و اگر شهامت دارید تن به مجازات داده و با این عمل خود را از عذاب الیم خداوند نجات دهید؛ و الا در هر جا هستید عمر خود را بیش از این هدر ندهید و به کار دیگر مشغول شوید که صلاح در آن است.
و بعد، به هواداران داخلی و خارجی آنان وصیت می‏کنم که با چه انگیزه جوانی خود را برای آنان که اکنون ثابت است که برای قدرتمندان جهانخوار خدمت می‏کنند و از نقشه‏های آنها پیروی می‏کنند و ندانسته به دام آنها افتاده‏اند به هدر می‏دهید؟ و با ملت خود در راه چه کسی جفا می‏کنید؟ شما بازی خوردگان دست آنها هستید. و اگر در ایران هستید به عیان مشاهده می‏کنید که توده‏های میلیونی به جمهوری اسلامی وفادار و برای آن فداکارند؛ و به عیان می‏بینید که حکومت و رژیم فعلی با جان و دل در خدمت خلق و مستمندان هستند؛ و آنان که به دروغ ادعای" خلقی" بودن و" مجاهد" و "فدایی" برای خلق می‏کنند، با خلق خدا به دشمنی برخاسته و شما پسران و دختران ساده‏دل را برای مقاصد خود و مقاصد یکی از دو قطب قدرت جهانخوار به بازی گرفته و خود یا در خارج در آغوش یکی از دو قطب جنایتکار به خوشگذرانی مشغول و یا در داخل به خانه‏های مجلل تیمی با زندگی اشرافی، نظیر منازل جنایتکارانی‏بدبخت به جنایت خود ادامه می‏دهند و شما جوانان را به کام مرگ می‏فرستند.
نصیحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید؛ و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‏کنند متحد شوید؛ و برای ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شر مخالفین نجات پیدا کند، و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید. تا چه وقت و برای چه گوش به فرمان اشخاصی هستید که جز به نفع شخصی خود فکر نمی‏کنند و در آغوش و پناه ابرقدرتها با ملت خود در ستیز هستند و شما را فدای مقاصد شوم و قدرت‏طلبی خویش می‏نمایند؟ شما در این سالهای پیروزی انقلاب دیدید که ادعاهای آنان با رفتار و عملشان مخالف است و ادعاها فقط برای فریب جوانان صاف دل است. و می‏دانید که شما قدرتی در مقابل سیل خروشان ملت ندارید و کارهایتان جز به ضرر خودتان و تباهی عمرتان نتیجه‏ای ندارد. من تکلیف خود را که هدایت است ادا کردم. و امید است به این نصیحت که پس از مرگ من به شما می‏رسد و شائبه قدرت‏طلبی در آن نیست گوش فرا دهید و خود را از عذاب الیم الهی نجات دهید. خداوند منان شما را هدایت فرماید و صراط مستقیم را به شما بنماید.
وصیت من به چپگرایان، مثل کمونیستها و چریکهای فدایی خلق و دیگر گروهها[ی] متمایل به چپ، آن است که شماها بدون بررسی صحیح از مکتبها و مکتب اسلام نزد کسانی که از مکتبها و خصوص اسلام اطلاع صحیح دارند، با چه انگیزه خودتان را راضی کردید به مکتبی که امروز در دنیا شکست خورده رو آورید و چه شده که دل خود را به چند" ایسم" که محتوای آنها پیش اهل تحقیق پوچ است خوش کرده‏اید؟ و شما را چه انگیزه‏ای وادار کرده که می‏خواهید کشور خود را به دامن شوروی یا چین بکشید؛ و با ملت خود به اسم "توده دوستی" به جنگ برخاسته یا به توطئه‏هایی برای نفع اجنبی به ضد کشور خود و توده‏های ستمدیده دست زدید؟ شما می‏بینید که از اول پیدایش‏کمونیسم مدعیان آن دیکتاتورترین و قدرت‏طلب و انحصارطلبترین حکومتهای جهان بوده و هستند. چه ملتهایی زیر دست و پای شوروی مدعی طرفدار توده‏ها خرد شدند و از هستی ساقط گردیدند. ملت روسیه، مسلمانان و غیرمسلمانان، تاکنون در زیر فشار دیکتاتوری حزب کمونیست دست و پا می‏زنند و از هرگونه آزادی محروم و در اختناق بالاتر از اختناقهای دیکتاتورهای جهان به سر می‏برند. استالین، که یکی از چهره‏های به اصطلاح" درخشان" حزب بود، ورود و خروجش را و تشریفات آن و اشرافیت او را دیدیم. اکنون که شما فریب خوردگان در عشق آن رژیم جان می‏دهید، مردم مظلوم شوروی و دیگر اقمار او چون افغانستان از ستمگریهای آنان جان می‏سپارند، و آنگاه شما که مدعی طرفداری از خلق هستید، بر این خلق محروم در هر جا که دستتان رسیده چه جنایاتی انجام دادید و با اهالی شریف آمل که آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفی می‏کردید و عده بسیاری را به فریب به جنگ مردم و دولت فرستادید و به کشتن دادید، چه جنایتها که نکردید. و شما" طرفدار خلق محروم" می‏خواهید خلق مظلوم و محروم ایران را به دست دیکتاتوری شوروی دهید و چنین خیانتی را با سرپوش" فدایی خلق" و طرفدار محرومین در حال اجرا هستید، منتها" حزب توده" و رفقای آن با توطئه و زیر ماسک طرفداری از جمهوری اسلامی، و دیگر گروهها با اسلحه و ترور و انفجار.
من به شما احزاب و گروهها، چه آنان که به چپگرایی معروف ـ گرچه بعضی شواهد و قرائن دلالت دارد که اینان کمونیست امریکایی هستند ـ و چه آنان که از غرب ارتزاق می‏کنند و الهام می‏گیرند و چه آنها که با اسم "خودمختاری" و طرفداری از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگر جاها را از هستی ساقط نموده و مانع از خدمتهای فرهنگی و بهداشتی و اقتصادی و بازسازی دولت جمهوری در آن استانها می‏شوند، مثل حزب "دموکرات" و "کومله" وصیت می‏کنم که به ملت بپیوندند. و تاکنون تجربه کرده‏اند که کاری جز بدبخت کردن اهالی آن مناطق نکرده‏اند و نمی‏توانند بکنند، پس مصلحت خود و ملت خود و مناطق خود آن است که با دولت تشریک مساعی نموده و از یاغی‏گری و خدمت به بیگانگان و خیانت به میهن خود دست بردارند و به ساختن کشور بپردازند و مطمئن باشند که اسلام برای آنان هم از قطب جنایتکار غرب و هم از قطب دیکتاتور شرق بهتر است و آرزوهای انسانی خلق را بهتر انجام می‏دهد.
و وصیت من به گروههای مسلمان که از روی اشتباه به غرب و احیانا به شرق تمایل نشان می‏دهند و از منافقان که اکنون خیانتشان معلوم شد گاهی طرفداری می‏کردند و به مخالفان بدخواهان اسلام از روی خطا و اشتباه گاهی لعن می‏کردند و طعن می‏زدند، آن است که بر سر اشتباه خود پافشاری نکنند و با شهامت اسلامی به خطای خود اعتراف، و با دولت و مجلس و ملت مظلوم برای رضای خداوند هم‏صدا و هم‏مسیر شده و این مستضعفان تاریخ را از شرمستکبران نجات دهید؛ و کلام مرحوم مدرس آن روحانی متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسرده آن روز گفت: اکنون که باید از بین برویم چرا با دست خود برویم.
من هم امروز به یاد آن شهید راه خدا به شما برادران مومن عرض می‏کنم اگر ما با دست جنایتکار امریکا و شوروی از صفحه روزگار محو شویم و با خون سرخ شرافتمندانه با خدای خویش ملاقات کنیم، بهتر از آن است که در زیر پرچم ارتش سرخ شرق و سیاه غرب زندگی اشرافی مرفه داشته باشیم. و این سیره و طریقه انبیای عظام و ائمه مسلمین و بزرگان دین مبین بوده است و ما باید از آن تبعیت کنیم؛ و باید به خود بباورانیم که اگر یک ملت بخواهند بدون وابستگیها زندگی کنند می‏توانند؛ و قدرتمندان جهان بر یک ملت نمی‏توانند خلاف ایده آنان را تحمیل کنند.
از افغانستان عبرت باید گرفت با آنکه دولت غاصب و احزاب چپی با شوروی بوده و هستند، تاکنون نتوانسته‏اند توده‏های مردم را سرکوب نمایند. علاوه بر این اکنون ملتهای محروم جهان بیدار شده‏اند و طولی نخواهد کشید که این بیداریها به قیام و نهضت و انقلاب انجامیده و خود را از تحت سلطه ستمگران مستکبر نجات خواهند داد. و شما مسلمانان پایبند به ارزشهای اسلامی می‏بینید که جدایی و انقطاع از شرق و غرب برکات خود را دارد نشان می‏دهد؛ و مغزهای متفکر بومی به کار افتاده و به سوی خودکفایی پیشروی می‏کند و آنچه کارشناسان خائن غربی و شرقی برای ملت ما محال جلوه می‏دادند، امروز به طور چشم‏گیری با دست و فکر ملت انجام گرفته و ان‏شاءالله تعالی در دراز مدت انجام خواهد گرفت. و صد افسوس که این انقلاب دیر تحقق پیدا کرد و لااقل در اول سلطنت جابرانه کثیف محمدرضا تحقق نیافت؛ و اگر شده بود، ایران غارتزده غیر از این ایران بود.
و وصیت من به نویسندگان و گویندگان و روشنفکران و اشکالتراشان و صاحب‏عقدگان آن است که به جای آنکه وقت خود را در خلاف مسیر جمهوری اسلامی صرف کنید و هرچه توان دارید در بدبینی و بدخواهی و بدگویی از مجلس و دولت و سایر خدمتگزاران به کار برید، و با این عمل کشور خود را به سوی ابرقدرتها سوق دهید، با خدای خود یک شب خلوت کنید و اگر به خداوند عقیده ندارید با وجدان خود خلوت کنید و انگیزه باطنی خود را که بسیار می‏شود خود انسانها از آن بیخبرند بررسی کنید، ببینید آیا با کدام معیار و با چه انصاف خون این جوانان قلم قلم شده را در جبهه‏ها و در شهرها نادیده می‏گیرید و با ملتی که می‏خواهد از زیر بار ستمگران و غارتگران خارجی و داخلی خارج شود و استقلال و آزادی را با جان خود و فرزندان عزیز خود به دست آورده و با فداکاری می‏خواهد آن را حفظ کند، به جنگ اعصاب برخاسته‏اید و به اختلاف‏انگیزی و توطئه‏های خائنانه دامن می‏زنید و راه را برای مستکبران و ستمگران باز می‏کنید. آیا بهتر نیست که با فکر و قلم و بیان خود دولت و مجلس و ملت را راهنمایی برای حفظ میهن خود نمایید؟ آیا سزاوار نیست که به این ملت مظلوم محروم کمک کنید و با یاری خود حکومت اسلامی را استقرار دهید؟ آیا این مجلس و رئیس‌جمهور و دولت و قوه قضایی را از آنچه در زمان رژیم سابق بود بدتر می‏دانید؟ آیا از یاد برده‏اید ستمهایی که آن رژیم لعنتی بر این ملت مظلوم بی‏پناه روا می‏داشت؟ آیا نمی‏دانید که کشور اسلامی در آن زمان یک پایگاه نظامی برای امریکا بود و با آن عمل یک مستعمره می‏کردند و از مجلس تا دولت و قوای نظامی در قبضه آنان بود و مستشاران و صنعتگران و متخصصان آنان با این ملت و ذخائر آن چه می‏کردند؟ آیا اشاعه فحشا در سراسر کشور و مراکز فساد، از عشرتکده‏ها و قمارخانه‏ها و میخانه‏ها و مغازه‏های مشروب‏فروشی و سینماها و دیگر مراکز که هر یک برای تباه کردن نسل جوان عاملی بزرگ بود، از خاطرتان محو شده؟ آیا رسانه‏های گروهی و مجلات سراسر فسادانگیز و روزنامه‏های آن رژیم را به دست فراموشی سپرده‏اید؟ و اکنون که از آن بازارهای فساد اثری نیست، برای آنکه در چند دادگاه، یا چند جوان که شاید اکثر از گروههای منحرف نفوذ کرده و برای بدنام نمودن اسلام و جمهوری اسلامی کارهای انحرافی انجام می‏دهند، و کشتن عده‏ای که مفسد فی‏الارض هستند و قیام بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی می‏کنند شما را به فریاد درآورده، و با کسانی که با صراحت اسلام را محکوم می‏کنند و بر ضد آن قیام مسلحانه یا قیام با قلم و زبان که اسفناکتر از قیام مسلحانه است، نموده‏اند پیوند می‏کنید و دست برادری می‏دهید؛ و آنان را که خداوند مهدورالدم فرموده نور چشم می‏خوانید، و در کنار بازیگرانی که فاجعه چهارده اسفند را برپا کردند و جوانان بیگناه را با ضرب و شتم کوبیدند نشسته و تماشاگر معرکه می‏شوید، یک عمل اسلامی و اخلاقی است! و عمل دولت و قوه قضاییه که معاندین و منحرفین و ملحدین را به جزای اعمال خویش می‏رسانند، شما را به فریاد درآورده و داد مظلومیت می‏زنید؟ من برای شما برادران که از سوابقتان تا حدی مطلع و علاقه‏مند به بعضی از شما هستم متاسف هستم، نه برای آنان که اشراری بودند در لباس خیرخواهی و گرگهایی در پوشش چوپان و بازیگرانی بودند که همه را به باد بازی و مسخره گرفته و در صدد تباه کردن کشور و ملت و خدمتگزاری به یکی از دو قطب چپاولگر بودند ـ آنان که با دست پلید خود جوانان و مردان ارزشمند و علمای مربی جامعه را شهید نمودند و به کودکان مظلوم مسلمانان رحم نکردند، خود را در جامعه رسوا و در پیشگاه خداوند قهار مخذول نمودند و راه بازگشت ندارند که شیطان‏نفس اماره بر آنان حکومت می‏کند.
لکن شما برادران مومن با دولت و مجلس که کوشش دارد خدمت به محرومین و مظلومین و برادران سر و پا برهنه و از همه مواهب زندگی محروم نماید چرا کمک نمی‏کنید و شکایت دارید؟ آیا مقدار خدمت دولت و بنیادهای جمهوری را با این گرفتاریها و نابسامانیها که لازمه هر انقلاب است، و جنگ تحمیلی با آنهمه خسارت و میلیونها آواره خارجی و داخلی و کارشکنیهای بیرون از حد را در این مدت کوتاه مقایسه با کارهای عمرانی رژیم سابق نموده‏اید؟ آیا نمی‏دانید که کارهای عمرانی آن زمان اختصاص داشت تقریبا به شهرها آن هم به محلات مرفه؛ و فقرا و مردمان محروم از آن امور بهره ناچیز داشته یا نداشتند؛ و دولت فعلی و بنیادهای اسلامی برای این طایفه محروم با جان و دل خدمت می‏کنند؟ شما مومنان هم پشتیبان دولت باشید تا کارها زود انجام گیرد و در محضر پروردگار که خواه ناخواه خواهید رفت با نشان خدمتگزاری به بندگان او بروید.(منبع: صحیفه امام، ج 21، ص 436 تا 443)
* نصیحت مشفقانه من به شما نوجوانان و جوانان داخل و خارج آن است که از راه اشتباه برگردید و با محرومین جامعه که با جان و دل به جمهوری اسلامی خدمت می‌کنند متحد شوید و برای ایران مستقل و آزاد فعالیت نمایید تا کشور و ملت از شر مخالفین نجات پیدا کند و همه با هم به زندگی شرافتمندانه ادامه دهید
* شما می‌خواهید خلق مظلوم و محروم ایران را به دست دیکتاتوری شوروی دهید و چنین خیانتی را با سرپوش "فدایی خلق" و طرفدار محرومین درحال اجرا هستید
* این احزاب و گروه‌ها که ادعای طرفداری از خلق و مخالفت با دشمنان دارند، برخی از شرق و شوروی و برخی از غرب و آمریکا ارتزاق می‌کنند و الهام می‌گیرند
* این گروه‌ها و احزاب ضد مردمی، با اسم "خودمختاری" و طرفداری از کرد و بلوچ دست به اسلحه برده و مردم محروم کردستان و دیگر جاها را از هستی ساقط نموده و مانع از خدمات فرهنگی و بهداشتی و اقتصادی و بازسازی جمهوری اسلامی می‌شوند
* کلام مرحوم مدرس، آن روحانی متعهد پاک سیرت و پاک اندیشه را به خاطر بسپرید که در مجلس افسرده آن روز گفت: اکنون که باید از بین برویم، چرا با دست خود برویم؟

منبع: روزنامه جمهوری اسلامی

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.