امام خمینی و انقلاب اسلامی در رسانه ها "عنوان گزارش روزانه ای خواهد بود که در آن هر روز آخرین مطالب رسانه های مکتوب درباره حضرت امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی منعکس می شود .در این ستون فارغ از تایید یا رد محتوای مطالب منتشر شده در رسانه ها تنها به انعکاس و اطلاع رسانی این مطالب که تنها درباره امام خمینی و انقلاب اسلامی است ،می پردازیم

دیدگاه امام خمینی درباره ویژگی مردم گرایی و حمایت از محرومان در انقلاب و نظام اسلامی عنوان یادداشتی از روزنامه جمهوری اسلامی که خلاصه ای از آن را می خوانید:
امام خمینی بارها تذکر دادند که مردم صاحبان اصلی انقلاب و کشور هستند و ولی نعمت زمامداران و دولتمردان می باشند و این وظیفه و مسئولیت شرعی و قانونی آنان است که خدمتگزار ملت باشند. امام خمینی اختلاف و تنازع را یکی از عوامل ضعف و سهل انگاری مسئولان در رسیدگی به امور اقتصادی و معیشتی مردم می دانستند و هشدار می دادند که این درگیری های مکرر فرساینده فکر و مضمحل کننده اوقات و انرژی هایی است که باید برای خدمت به مردم جامعه صرف گردد. این رهنمودها را بازخوانی می کنیم .
الان هم به خواست خدای تبارک و تعالی ما با معنویاتی که اسلام دارد روبه رو هستیم و مطیع هستیم . و در مادیات و در حکومت هم یک حکومت اسلامی یک حکومت عدل که حکومتها تابع مردم باشند و حکومتها برای مردم باشند نه مردم برای حکومتها. حکومت اسلامی حکومتی است که برای مردم خدمتگزار است باید خدمتگزار باشد.
حکومتها باید خدمتگزار ملتها باشند چنانچه در اسلام این سیره بود که حکومت در خدمت مردم بود و ارتش در خدمت مردم بود. حکومتها از مردم انشا می شدند و ارتش نیز از آنها. و اگر حکومتها و ملتها به سیره رسول اکرم و ائمه مسلمین عمل می کردند آرامش در همه جای ارض بود این اختلافات و خونریزیها نبود.
در صدر اسلام این معانی نبوده است . ارتش اسلام از مردم جدا نبوده است . محیط هیچ وقت محیط ارعابی نبوده است . حکومتی که در راس جامعه بوده است با مردم دیگر فرقی نداشته است بلکه زندگی اش پایینتر بوده است . حکومتها نمی خواستند که به مردم حکومت کنند می خواستند خدمت کنند. اسلام حکومتها را موظف به خدمت کرده است . ارتش در خدمت ملت باید باشد. حکومتها در خدمت مردم باید باشند.
اسلام ما را موظف کرده که خدمت بکنیم . خدمتگزاری مطرح است پیش ما. ما همه با هم هم مجتمعا با هم دست به دست هم . از پاسدارهای عزیز تا اهل علم عزیز تا اهل منبر عزیز... همه ملت با هم . یک مملکتی است مال همه است . همه موظفیم که این مملکت را خودمان اداره بکنیم . حالا دیگر مال خودمان است منافع مملکت ما را دیگر آمریکا نمی تواند ببرد انگلستان هم نمی تواند ببرد. منافع مال خودتان است مملکت هم مال خودتان است . خودمان باید زحمتش را بکشیم و کشت بکنیم و منافع اش را برای خود ملتمان باشد.
حکومت نیست خدمتگزار هستید. اسلام حکومت به آن ]این [ ملتفت باشید که شمایی که الان به حکومت رسیده اید معنا ندارد. اسلام خدمتگزار دارد.
در عین حالی که پلیس و همین طور ژاندارمری و همین طور ارتش اینها به حسب وضع اولی که وجود آمده است این است که اینها برای کشور و برای ملت خدمتگزار باشند نه حاکم . اصل دولت هم همین است . حتی مثل دولت حقه حضرت امیر ـ سلام الله علیه ـ که ولی امر بر همه چیز بود. مع ذلک آن حکومتی که در صدر اسلام بود در خدمت مردم بود. اینطور نبود که حکومت بخواهد حکومت کند و مردم همین طور بیخود اطاعت کنند. این طور نبود که حکومت بخواهد به وسیله قدرتی که دارد اجحاف کند به مردم و ظلم کند که مردم به واسطه آن ظلم از او متنفر باشد.
وقتی دولتی پیش می آید آن هم دولتی است که مردم به آن حق دارند. اگر نبودند این مردم شما هم شاید حالا در حبس بودید و آن زجرها را می کشیدید و دیگران هم که متعهد بودند آنها هم در حبس بودند یا در جاهای دیگر. این ملت حق دارد دست شما را گرفته آورده این بالا نشانده شما باید خدمت کنید به این مردم شما ما همه باید خدمتگزار اینها باشیم . و شرافت همه ما به این است که خدمت به خلق خدا بکنیم . اینها بندگان خدا هستند خدای تبارک و تعالی علاقه دارد به این بندگان و ما مسئولیم باید خدمت بکنیم .
این مردمی که شما را به اینجا رسانده اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبسها بودید یا در قبرستانها. برای اینها باید خدمت بکنید همه مان خدمت بکنیم هرکس به هر اندازه ای که می تواند.
تقواست که قرآن و حدیث در آن آن قدر پافشاری کردند که انسان متقی باشد مواظب خودش ]سرمایه [بزرگترین باشد که نبادا با زبانش با چشمش با گوشش به مردم ظلم کند.
شکر این نعمت به این است که ما مردم را شریک بزرگ بدانیم در این حکومت . حکومت نیست باید همه خدمتگزار باشیم برای این ملت برای این جوانها و برای این پیرها و زنها و مردها.
صدر اسلام وضع حکومت ]که [ مسلمین ملاحظه بکنند حکومتهای اسلامی ملاحظه بکنند حکومت صدر اسلام را چه طور بود. پیغمبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ با مردم چه طور رفتار می کرد در عین حالی که با کفار وقتی که نمی شد هدایتشان بکنند و توطئه گری می کردند با خشونت رفتار می کرد با ملت چه طور رفتار می کرد یک پدر مهربان و بالاتر از یک پدر مهربان بود. امیرالمومنین چه طور در زمان خلافت که یک خلافتی بود که سرتاسر ممالک اسلامی که در آن وقت از حجاز و مصر و ایران و عراق و سوریه و یمن و همه اینها از اروپا هم یک مقداری بود این مرد بزرگ در عین حالی که سیطره بر همه این ممالک داشت با مردم چه طور رفتار می کرد با ضعفا با مستضعفین چه جور رفتار می کرد زندگی خودش چه طور بود. البته او یک مردی بود که معجزه بود کسی نمی تواند مثل او باشد لکن حکومتها می توانند عبرت بگیرند که تعدیل کنند کار خودشان را آن طور حکومت می کرد ملت هم با او آن طور بودند.
الان حکومتها از باب اینکه اجنبی هستند از ملتهایشان اکثرا و توجه به ملتهایشان ندارند برخلاف موازین اسلام ملت از حکومت جداست . حکومت از ملت جداست . حکومتها بعضیها از بعضی جدا هستند و دشمن با هم هستند. برخلاف موازین اسلام اینها خیال این معنا را می کنند که ما باید قدرتمان در اینجا چه باشد که یک قدرت دیگری که یک جای دیگر است بکوبیم آن را. نمی دانند که اسلام آمده است این بتها را بشکند. آمده است این قدرتها را بشکند. یک طرز حکومت الهی پیدا بشود که برای همه مفید باشد.
جلب نظر مردم از اموری است که لازم است . پیغمبر اکرم جلب نظر مردم را می کرد. دنبال این بود که مردم را جلب کند دنبال این بود که مردم را توجه بدهد به حق . شما هم باید دنبال همین معنا باشید دولت باید دنبال همین معنا باشد ارتش باید همین معنا را داشته باشد پاسدارها باید همین طور باشند. اگر خدای نخواسته بعضی از پاسدارها جوانی بکنند و یک کاری که برخلاف موازین است انجام بدهند اگر این تکرار بشود خدای نخواسته چشم مردم از آن ها رای مردم از آنها برمی گردد و مورد سئوال واقع می شوند و این مصیبت است . شما گمان نکنید که قدرت نظامی شما را نگه داشته است قدرت ایمان شما را نگه داشته است و پشتیبانی ملتها ملت . این را باید این پشتوانه را باید حفظش بکنید. اگر این پشتوانه خدای نخواسته یک وقتی از دست ما برود همه ما از بین خواهیم رفت و اسلام هم دستخوش باز یک مسائل دیگر می شود.
و آن هم نه اینکه هی بگوییم : « تفاهم ]است [ آن چیزی که در راس برنامه های دولت است تفاهم بین ملت و دولت داریم . » شمایی که وزیر دارایی هستید آن افرادی که می فرستید به اطراف افرادی باشند که صالح باشند افرادی باشند که با مردم بسازند نخواهند بروند آنجا مثل سابق انجام بدهند. آن کسی هم که وزیرکشور است می خواهد بفرستد که می فرستند استاندارهایی باشند که با علما با مردم بسازند نه اینکه ]یی [حکومتهایی که می فرستند استاندارها اختلاف پیدا کنند آن اختلاف کم کم زیاد بشود...
هر یک از شما که می خواهید یک ماموری در یک جایی بفرستید مامور را درست ملاحظه کنید ببینید چه کاره است و چه بوده است و چه باید باشد و به او سفارش کنید که تو ماموریتت تا آن حدود است که با مردم بسازی با روحانیون بسازی . نروی آنجا معارضه بکنی .
امروز مردم از وضع دولت مطلعند و شما مردم را برای پشتیبانی از خود لازم دارید. دولت بدون پشتیبانی مردم نمی تواند کار بکند و هر یک از ادارات و وزارتخانه ها باید این مساله را مدنظر داشته باشند که برای خدا مردم را راضی نگه دارند. و اگر شما تاریخ پنجاه سال سلطنت را ملاحظه کنید آن وقت تکلیف خودتان را می دانید که با ملت بودن چیست و بدون ملت بودن چیست .
در رژیم اسلامی شاید در راس برنامه همین تفاهم مابین دولت و ملت باشد. یعنی نه دولت خودش را جدا می داند و بخواهد تحمیل بکند و مردم را تهدید بکند ارعاب بکند اذیت بکند و نه مردم درصدد این بودند که دولت را تضعیف بکنند یا فرار بکنند از مقررات دولتی .
در حکومتی که در اسلام هست اینطور است که آنکه راس است با آنکه در لشکر واقع شده است و در ارتش واقع شده است و آنکه در ادارات واقع شده همه اینها با سایر ملت فرقی ندارند که از هم جدا باشند همین ملت هستند که یک مقداری از آنها ارتش شده و یک چند تا از آنها هم حکومت را اداره می کنند و اینها.و وقتی که رئیسشان بیاید توی جمعیت هیچ باکی از این ندارد که مردم با او چه می کنند. هیچ . برای اینکه با آنها خوبی کرده است . وقتی خوبی کرد مردم هم با او خوب هستند.
در جمهوری اسلامی اینطور مسائلی که زورگویی باشد نیست . فقیر و غنی نمی تواند طبقه غنی بر طبقه فقیر زور بگوید نمی تواند استثمار کند نمی تواند آنها را با اجرکم وادار به عملهای زیاد بکند. باید مسائل اسلامی حل بشود در اینجا و پیاده بشود. باید مستضعفین را حمایت بکنند باید مستضعفین تقویت بشوند.
احکام اسلامی ... برای رفاه حال همه طبقات خصوصا کارگران دهقانان طبقه ضعیف برای همه است و اسلام برای آنها بیشتر از سایر طبقات حق قائل است .
حکومت اسلامی که اسلام می خواهد... اول نظر راجع به مستمندان است . اول نظر. همان طور که اسلام اینطور می گوید. اسلام برای مستضعفین آمده است و اول نظرش به آنها هست .
آنکه به حال مستمندان و ضعفا بیشتر عنایت دارد تا به حال دیگران آنکه طرفدار مستضعفین است آن رژیمی که می خواهد مستضعفین را از قید و بند آن گرفتاریها بیرون بیاورد آن اسلام است . آنکه پیشش اصلا مطرح نیست و مرزنشینی و مرکزنشینی بالانشینی و پایین نشینی پیشش مطرح نیست اسلام است . آنکه وقتی حکومتش راسش مثل رسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ وقتی که با اینکه راس بود با اینکه اداره یک کشور می کرد وقتی که می آمدند در یک مجلسی که نشسته بودند اصحاب حضرت و حضرت نشسته بودند بالا و پایین معلوم نبود. می آمد و می گفت کدام یکیتان پیغمبر هستید از باب اینکه دور می نشستند اصحابشان با خودشان همه با هم دور هم می نشستند یکی بالا و یکی پایین ... نبوده است . روی همان زمین و اگر هم یک بوریایی بوده بوریای آن وقت برای مسجد بوده روی آن بوریا هم می نشستند دور هم و از همان مسجد که این طور زندگی می کردند تجهیز قوا می کردند و ممالک را می گرفتند. یک همچون حکومتی ما می خواهیم که این طور باشد که این طبقات مختلفه ای که چپاولگرند یک دسته شان اینها نباشد و این دهقانها به حالشان رسیدگی بشود این مستمندها این زاغه نشینها.
ما باید ببینیم که این ملتی که ماها را به این مقامها رسانده اند از ما چه می خواهند و ما باید برای آنها چه بکنیم . از ما می خواهند که تمام این ارگانهایی که هستند تمام این روسایی که هستند از رئیس جمهور گرفته و نخست وزیر و وزرا تا وکلا و وزارتخانه ها و هر چه در آنها هست اینها می خواهند که اینها همه در راه اسلام که خواست ملت بود و همه کوشش شان برای اسلام بود و اسلام آنها را موفق کرد اینها هم در همان طریق اسلامی راه بروند.
طریق اسلامی این است که مستضعفین را حمایت کنند بیشتر توجهشان به آنها باشد.
این عنایت خدا بود که همه را به این آزادی و به این استقلال و به این مقام رسانده است . حالا ما عوض اینکه شکر نعمت خدا را بجا بیاوریم و برای خاطر خدا قیام کنیم و برای ملت کار بکنیم تمام هممان را صرف کنیم که این بیچاره هایی که توی این زاغه ها باز هم نشسته اند اینها را از اینجا بیرون بیاوریم جایی برایشان درست بکنیم آب و برق این مملکت را درست بکنیم خوب الان شما می دانید که در بعضی از جاها هیچ ندارند. هیچ . بعضی از جاهایی که دیروز یکی از آقایان که آمده بود از طرف بختیاری ها و آنجاها می گفت مردم همه اخلاص دارند اما هیچ ندارند. بعضی جاهاست هیچ ندارند. برای این « هیچ ندارها » یک فکری بکنید هی ننشینید دعوا بکنید هی هم دنبال این نروید که همان طوری که در طاغوت می کرد شهرها را خیلی مزین کنید و شهرها را خیلی بزرگ بکنید و همه هم دولت و همه بودجه مملکت خرج شهرها بشود و خرج شمال شهر بشود که باز همان طاغوتیها از آن استفاده بکنند. برای این پایین شهریها برای این بیچاره هاـ اسلام است حکومت اسلام است ـ برای اینها فکر بکنید. همتان را صرف این بکنید نه صرف اینکه دعوا کنید. « وقت » وقتی بنا شد که به دعوا بگذرد دیگر نمی رسد انسان مجال ندارد دیگر بنشیند یک کاری بکند یک طرحی بریزد برای این ملت برای این بیچاره ها.
یک رایی دادیم به جمهوری اسلامی . آن رژیم رفت و یک رژیم دیگری است لکن باید همه چیز اسلامی بشود. آن روزی که ما به آخر مقصد رسیدیم که همه چیزمان اسلامی باشد. بازار یک بازار اسلامی باشد. بازاری که یک متاعی را یک تومان می خرد و سی تومان به این فقرا و ضعفا می دهد این بازار اسلامی نیست . بازاری که قاچاق وارد می کند و به قیمتهای گزاف می دهد و اقتصاد اسلام را می خواهد به هم بزند این اسلام نیست این بازار اسلامی نیست . اینها باید اسلامی بشود خودشان اسلامی اش کنند. بازاری که به فکر ضعفا و فقرا نباشد بازاری که پهلویش ضعیف باشد و به فکر نباشد این بازار اسلامی نیست . ملتی که اینجا قصرهای روی هم روی هم درست کنند و آنجا زاغه نشینها باشند ـ شما همه زاغه نشین را دیدید چه طورند لابد شماها دیدید من هم صورتش را دیدم . یک مملکتی که زاغه نشینها آنطور باشند و مردم به فکر اینها نباشد این مملکت مملکت اسلامی نیست این صورت است محتوا ندارد.
حالا نوبت آقایان است که در مقابل این همه زحمتی که آنها کشیدند و محبتی که آنها کردند و فداکاری که آنها کردند حالا نوبت آقایان است که من نمی گویم جبران ـ آنها نکردند برای اینکه یک چیزی بگیرند از شما ـ اما وجدان اقتضای این را می کند که در همه جا کارها به نفع مملکت و به نفع اسلام و به نفع این جمعیت ها خصوصا این مستمندهایی که در همه کشور هستند. باید همه دست به هم بدهید... همه وزارتخانه ها هم هرچه می توانند وقتی دیدند لازم است که یکدیگر کمک کنند به اوضاع به همدیگر کمک کنند اجنبی نیستند از هم که او بخواهد کار او را بشکند او بخواهد کار او را بشکند یا کمک به او نکند. مردم هم حاضرند که وقتی یک مشکلی را دیدند برای هر یک از شما مردم حاضرند به اینکه عمل بکنند. نوبت نوبت شماست که باید این دین را به این مردمی که شما را نشاندند سر این مسند دین خودتان را عمل بکنید ادا کنید به مردم .
خوب خدمت کنید به مستضعفان برسید. شما در دوردست ها مسئولیت دارید به مستمندان که در طول تاریخ زیر فشار و زحمت بودند برسید و جدیت نمایید تا راه چاره ای که آنها را به جایی برساند پیدا کنید در عمران و راهسازی برای آنان جدیت کنید. امروز به مستضعفان و مستمندان و زاغه نشینان که ولی نعمت ما هستند خدمت کنید. پیش خدای تبارک و تعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد.
(منبع : حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی موسسه تنظیم و نشر آثار امام )
شمایی که الان به حکومت رسیده اید خدمتگزار هستید. اسلام حکومت به آن معنا ندارد اسلام خدمتگزار دارد
حکومتی که در صدر اسلام بود در خدمت مردم بود. این طور نبود که حکومت بخواهد حکومت کند و مردم همین طور بی خود اطاعت کنند. این طور نبود که حکومت بخواهد به وسیله قدرتی که دارد اجحاف به مردم و ظلم کند که مردم به واسطه آن ظلم از او متنفر باشند
این مردمی که شما را به اینجا رسانده اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبس ها بودید یا در قبرستان ها برای این ها باید خدمت بکنید
جلب نظر مردم از اموری است که لازم است . پیغمبراکرم جلب نظر مردم را می کرد دنبال این بود که مردم را جلب کند
در حکومت اسلامی یک حکومت عدل حکومت ها تابع مردم باشند و حکومت ها برای مردم باشد نه مردم برای حکومت ها
اهمیت فرهنگ جامعه عنوان مطلبی است در ستون در مکتب امام از روزنامه کیهان که در آن می خوانید:بی شک بالاترین و والاترین عنصری که درموجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد،فرهنگ آن جامعه است.اساسا فرهنگ هر جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل می دهد وم با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعد های اقتصادی،سیاسی،صنعتی و نظامی قدرتمند و قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی استب،اگر فرهنگ جامعه ای وابسته به مرتزق از فرهنگ مخالف باشد،ناچار دیگر ابعاد آن جامعه به جانب مخالف گرایش پیدا می کند و بالاخره در آن مستهلک می شود و موجودیت خود را در تمام ابعاد از دست می دهد.استقلال و موجودیت هر جامعه از استقلال فرهنگ آن نشات می گیرد و ساده اندیشی است که گمان شود با وابستگی فرهنگی،استقلال در ابعاد دیگر یا یکی از آنها امکان پذیر است.
بی جهت و من بابا اتفاق نیست که هدف اصلی استعمارگران در ارس تمام اهداف آنان است،هجوم به فرهنگ جوامع زیر سلطه است.
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.