"امام خمینی و انقلاب اسلامی در رسانه ها "عنوان مطلب روزانه ای خواهد بود که هر روز به انتشار آخرین مطالب رسانه های مکتوب درباره حضرت امام خمینی (س) و انقلاب اسلامی می پردازد .در این ستون فارغ از تایید یا رد محتوای مطالب منتشر شده در رسانه ها تنها به انعکاس و اطلاع رسانی این مطالب که تنها درباره امام خمینی و انقلاب اسلامی است می پردازیم
"زنده باد « جمهوری اسلامی »"عنوان سرمقاله روزنامه جمهوری اسلامی است که در آن می خوانید: هر چند 12 فروردین که سالروز اعلام استقرار نظام جمهوری اسلامی در ایران است به دلیل قرار گرفتن در تعطیلات طولانی نوروز همواره مظلوم است و توجهی به آن نمی شود لکن علیرغم این بی توجهی و قدرناشناسی در تاریخ ایران از جایگاه ویژه ای برخوردار است . آثار و برکات نظام جمهوری اسلامی در داخل و خارج آنقدر زیاد و دامنه دار است که اگر هیچوقت در تمجید این نظام حتی کلمه ای گفته یا نوشته نشود این آثار و برکات به خودی خود اهمیت و عظمت آنرا نمایان می سازند.
علاوه بر نهضت بیداری گسترده ای که در اثر پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران در منطقه و جهان پدید آمده و بسیاری از ملت ها را در برابر قدرت های ظالم و زورگو قرار داده و به مسیر دستیابی به حقوق خود هدایت کرده و نهضت جهانی اسلام را با هدف آزادی ملت های مستضعف و گسترش ارزش های دینی و معنوی به شکوفائی رسانده است این نظام اسلامی و مردمی در داخل ایران منشا خدمات بیشماری در زمینه های عمرانی صنعتی پزشکی دفاعی و از همه مهمتر فکری و معنوی شده است .
سرمقاله در بخشی دیگر می نویسد:بعد از پیروزی انقلابی اسلامی در 22 بهمن 1357 و استقرار نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358 به رهبری امام خمینی رضوان الله تعالی علیه درعین حال که کارهای بزرگی از قبیل تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی تهیه و تصویب قوانین مدنی و جزائی منتهی براین قانون اساسی و شکل دادن به اندام های نظام نوپای جمهوری اسلامی که به نوبه خود اقدامات مهمی بودند و در کمترین زمان ممکن انجام گرفتند به مدت یک دهه کامل نیروهای انقلاب و نظام جمهوری اسلامی درگیر شورش های داخلی و جنگ تحمیلی بودند و در عین حال از سازندگی کشور و پیشبرد اهداف علمی و صنعتی غافل نماندند. در کوران آن حوادث تلخ و طاقت فرسا کلیه اقدامات قانونی از جمله برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و مجلس خبرگان و همه پرسی قانون اساسی چه در مرحله تدوین و چه در مرحله بازنگری بعمل آمدند و حتی کمترین تاخیری در انجام آنها صورت نگرفت . اینها در شرایطی بود که جمهوری اسلامی ایران از یکطرف زیر فشارهای سیاسی و نظامی قدرت های استکباری قرار داشت از طرف دیگر در محاصره تحریم های اقتصادی و تبلیغات مسموم بوق های صهیونیستی و در داخل نیز هر روز توطئه ای
از قبیل شورش های محلی انفجارها و کودتاهای رنگارنگ به وقوع می پیوست . درست در چنین شرایط سنگینی بود که مردم ایران با مقاومت کم نظیر در برابر این فشارها تحریم ها و توطئه ها ایستادند و از انقلاب و نظام جمهوری اسلامی محافظت کردند و دشمنان را ناکام نمودند.
دهه های دوم و سوم زمان مناسبی برای ساختن کشور و پیشرفت در همه زمینه ها بود. این کار نیز با همت مسئولان نظام تلاش مدیران و همراهی مردم انجام شد و علاوه بر شکل گیری زیرساخت های کشور طرح های عمرانی زیادی نیز به اجرا درآمد و گام های بلندی برای رسیدن به خودکفائی در همه زمینه ها برداشته شد. در این دو دهه نیز توطئه ها و تحریم ها و فشارهای تبلیغاتی و سیاسی ادامه یافت ولی باز هم مقاومت مردم و درایت و تدبیر مسئولان نظام جمهوری اسلامی توانست همه آنها را خنثی کرده اهداف بلند انقلاب و نظام را تحقق بخشد. این تلاش در سالهای دهه چهارم نیز ادامه یافته و باید همچنان ادامه یابد.
عظمت و افتخار امروز ملت ایران مرهون نظام جمهوری اسلامی است و این نظام می تواند ما را به مجد و عظمت بی نظیری که در سایه اسلام نصیب مسلمانان شد برساند. رسیدن به این نقطه پرافتخار با حفظ وحدت و همدلی و کنار گذاشتن اختلافات امکان پذیر است نعمتی که نظام جمهوری اسلامی در نشیب و فرازهای مختلف توانست آنرا به ملت ایران هدیه نماید و اکنون نیز با همین سرمایه است که می توانیم این راه پرافتخار را ادامه دهیم و به خاطر آنچه نظام جمهوری اسلامی برای ملت ایران به ارمغان آورده از اعماق جان فریاد برآوریم : زنده باد « نظام جمهوری اسلامی»
"جمهوری اسلامی ثمره خون شهدا "عنوان یادداشتی است از صفحه امام در روزنامه جمهوری اسلامی که در آن درباره دیدگاه های حضرت امام خمینی درباره جایگاه و منزلت نظام جمهوری اسلامی ایران نوشته شده است :« جمهوری اسلامی ایران » حاصل نهایی انقلاب بزرگ و پرشوری است که به رهبری حضرت امام خمینی آغاز گردید و با مدیریت و جانفشانی جبهه علمای مبارز و انقلابی که کادر اصلی آن را یاران مشاوران و صحابی خالص و باوفای امام خمینی تشکیل می دادند و اندیشه سیاسی آن پیشوای الهی را برای تشکیل نظام حکومتی برخاسته از متن اسلام و نهضت اسلامی ساماندهی و تبلیغ و ترویج می کردند به بار و ثمر نشست . همچنان که حضرت امام خمینی بذرهای اولیه نهضت الهی خود را در سرزمین افکار و قلوب مساعد افشاند و از آغاز تا انجام « روحانیت و مردم » را از فرازونشیب ها و گردنه های سخت عبور داد و به عنوان « رهبر کبیر انقلاب اسلامی » شناخته شد پس از طلوع فجر پیروزی و با استقرار نظام اسلامی به عنوان « بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران » در داخل و خارج شهرت یافت و به این ترتیب خداوند قادر متعال این بنده مقرب
درگاه خویش و مصداق بارز « خلیفه الله » و از چهره های شاخص اولیای الهی را منزلت و عزت بخشید و به صورت قدرتی متصل و تجلی یافته از صفات خویش همچون صفت « قادر » در تقابل با دنیای کفر و شرک و نفاق و ستم درآورد و سرانجام به تشکیل نظام جمهوری اسلامی ایران توفیق کامل داد.
اهمیت استقرار نظام اسلامی در ایران به گونه ای است که به راستی باید از آن به عنوان ثمره خون پاک شهدای مظلوم نام برد و امام خمینی برای نشان دادن این جایگاه و ارزشمندی روند تثبیت جمهوری اسلامی با رای قاطع ملت مسلمان را « روز جمهوری اسلامی ایران » نام نهاد و برای همیشه « تعطیل رسمی » اعلام نمود. آنچه پیش روی دارید گزیده ای از رهنمودهای حضرت امام خمینی است که به منظور بزرگداشت روز استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران تهیه و برگزیده ایم و به علت تعلیل بودن این روز هم اینک به مطالعه و تفکر می گذاریم .
حکومت اسلامی حکومتی است بر پایه قوانین اسلامی . در حکومت اسلامی استقلال کامل حفظ می شود. ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم . جمهوری فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم قوانین الهی است .
اما شکل حکومت ما جمهوری اسلامی است . جمهوری به معنای اینکه متکی بر آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است . و دیگر حکومتها اینطور نیستند که تکیه بر قانون اسلام داشته باشند.
« جمهوری » به همان معنایی است که همه جا جمهوری است . لکن این جمهوری بر یک قانون اساسی ای متکی است که قانون اسلام است . اینکه ما جمهوری اسلامی می گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری می شود اینها بر اسلام متکی است لکن انتخاب با ملت است و طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست .
حکومت « جمهوری اسلامی » مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص ) و امام علی ـ علیه السلام ـ الهام خواهد گرفت و متکی به آرای عمومی ملت خواهد بود و شکل حکومت با مراجعه به آرای ملت تعیین خواهد گردید.
جمهوری اسلامی دموکراتیک . ملت ما این را قبول نکرد. گفتند ما همان آنکه ما می فهمیم اسلام را می فهمیم . از جمهوری هم می فهمیم چیست ! اما دمکراتیکی که در طول تاریخ پیراهنش (را) عوض کرده ... رای نمی توانیم به آن بدهیم .... ما اسلام را می دانیم چی هست . یعنی می دانیم که یک رژیم عدل است ... در آن حکامی که در صدر اسلام بودند. مثل علی بن ابیطالب فهمیدیم چکاره است چه می کند. و جمهوری هم معنایش را می فهمیم که باید ملت رای بدهند. اینها را قبول داریم . اما آن دموکراتیکش را حتی پهلوی اسلامش بگذارید ما قبول نداریم . علاوه من این را در یکی از حرفهایم گفتم که اینکه ما قبول نداریم برای اینکه این اهانت به اسلام است . شما این را پهلویش می گذارید معنایش این است که اسلام دموکراتیک نیست . و حال آنکه از همه دموکراسی ها بالاتر است اسلام . از این جهت ما این را قبول نمی کنیم . اصلا شما پهلوی این بگذارید مثل این است که بگویید که جمهوری اسلامی عدالتی . این توهین به اسلام است برای اینکه عدالت متن اسلام است . از این جهت این را هم ملت ما قبول نکردند.
حالا که ما می گوییم جمهوری اسلامی معنایش این نیست که فقط ما رای به جمهوری اسلامی دادیم دیگر به باقی کارهای دیگر کار نداریم . جمهوری اسلامی معنایش این است که همه مردم رای بدهند یا اکثریت رای بدهند به اینکه جمهوری ; لکن احکام احکام اسلام . جمهوری ای که در آن قانونش قانون اسلام باشد. اگر یک جمهوری باشد که قانونش قانون اسلام نباشد این آن نیست که ملت ما می خواهند و رای بر آن دادند. این همه خون دادند مردم به اینکه اسلام تحقق پیدا بکند دنباله کار انبیاست ; دنباله کار رسول خداست ; دنباله کار امیرالمومنین است ; دنباله کار سیدالشهداست . سیدالشهدا خونش را داده برای همین که اسلام تحقق پیدا بکند یزید می خواست اسلام را از بین ببرد. ما دنبال این هستیم که اسلام تحقق پیدا بکند. دنبال اسم نیستیم که حالا که ما اسم جمهوری اسلامی پیدا کردیم کافی است برای ما. ما در هر یک از مواردی که هست در تمام شئون مملکتمان می خواهیم که احکام اسلام باشد قرآن حکومت کند بر ما; قانون اسلام بر ما حکومت کند; هیچ کس دیگر حکومت نداشته باشد. و ما الان بین راه هستیم ; نرسیده ایم به مقصد.
ما آنکه مقصدمان است اسلام است . به غیر اسلام نباید فکر کنیم . به غیر قوانین اسلام نباید فکر کنیم . مقصود ما این است که هر جای این مملکت برویم اسلام را ببینیم . اینطور نباشد که رای بدهیم به جمهوری اسلامی لکن هر جا برویم از اسلام خبری نباشد. جمهوری اسلامی معنایش این است که یک جمهوری باشد که قوانینش همان قوانین اسلام باشد. تمام قوانینی که غیر از قانون اسلام است قانون نیست ; مورد رضای ما و ملت ما نیست .
باید راه و رسمی را انتخاب کرد که مورد موافقت و علاقه مجموع جامعه باشد. و این جمهوری اسلامی است . اساس کار یک جمهوری اسلامی تامین استقلال مملکت و آزادی ملت ما و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانین است که در همه زمینه های اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی با توجه به معیارهای اسلامی اصلاحات لازم را به عمل آورد. این اصلاحات با مشارکت کامل همه مردم خواهد بود. و هدفش قبل از هر چیز از بین بردن فقر و اصلاح شرایط زندگی برای اکثریت قاطع مردم ماست که از همه جهت مورد ظلم واقع شده اند.
اسلام و حکومت اسلامی پدیده الهی است که با به کار بستن آن سعادت فرزندان خود را در دنیا و آخرت به بالاترین وجه تامین می کند و قدرت آن دارد که قلم سرخ بر ستمگریها و چپاولگریها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسانها را به کمال مطلوب خود برساند. و مکتبی است که بر خلاف مکتبهای غیرتوحیدی در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است ; و موانع و مشکلات سر راه تکامل را در اجتماع و فرد گوشزد نموده و به رفع آنها کوشیده است.
حکومت ما جمهوری اسلامی است که متکی بر آیات قرآنی است و قانونش قانون اسلام است و جناحهای سیاسی در آنجا در اظهار عقاید خود آزادند.
حکومت اسلامی یعنی یک حکومت مبتنی بر عدل و دمکراسی و متکی بر قواعد و قوانین اسلام .
اسلام حکومتی است که یک جنبه اش حکومت سیاسی است و یک جنبه اش حکومت معنوی .
حکومت فلسفه عملی برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می کند.
حکومت اسلامی حکومتی است برپایه قوانین اسلامی . در حکومت اسلام استقلال کامل حفظ می شود. ما خواستار جمهوری اسلامی هستیم . جمهوری فرم و شکل حکومت را تشکیل می دهد و اسلامی یعنی محتوای آن فرم قوانین الهی است .
حکومت اسلامی حکومتی است که اولا صددرصد متکی به آرای ملت باشد; به شیوه ای که هر فرد ایرانی احساس کند که با رای خود سرنوشت خود و کشور خود را می سازد... حکومتی که کوچکترین فرد ایرانی بتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتی انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد. حکومتی که پول و ارزشهای پوچی که به وسیله پول ساخته می شود سرنوشت این حکومت را تعیین نکند بلکه ارزشهای عالی اسلامی حاکم باشد.
آنچه مهم است ضوابطی است که در این حکومت باید حاکم باشد که مهمترین آنها عبارت است از اینکه اولا متکی به آرای ملت باشد به گونه ای که تمامی آحاد ملت در انتخاب فرد و یا افرادی که باید مسئولیت و زمام امور را دردست بگیرند شرکت داشته باشند; و دیگر اینکه در مورد این افراد نیز خط مشی سیاسی و اقتصادی و سایر شئون اجتماعی و کلیه قواعد و موازین اسلامی مراعات شود. در این حکومت به طور قطع باید زمامداران امور دائما با نمایندگان ملت در تصمیم گیریها مشورت کنند و اگر نمایندگان موافقت نکنند نمی توانند به تنهایی تصمیم گیرنده باشند. افرادی که به عنوان نمایندگان یا مسئولین دولت در جمهوری اسلامی انتخاب می شوند شرایطی دارند که با رعایت آن شرایط حقیقتا نمایندگان واقعی مردم انتخاب می شوند نه نمایندگان طبقه خاصی که به ضرر اکثریت ملت عمل کنند. خطوط اصلی در قانون اساسی این حکومت را اصول مسلم اسلام که در قرآن و سنت بیان شده تشکیل می دهد.
حکومت اسلامی حکومتی است که همه اگر ان شاالله پیاده بشود ان شاالله چنانچه موفق بشود این ملت و اسلام به آن طوری که هست به آنطوری که بر پیغمبر اکرم نازل شده است قرآن کریم . احادیث ائمه احادیث اسلام به آن طور اگر بشود سعادت دنیا و آخرت ملتها را ضمانت کرده است و می کند.
حکومت اسلام حکومت قانون است . اگر شخص اول مملکت ما در حکومت اسلامی یک خلاف بکند اسلام او را عزلش کرده . یک ظلم بکند یک سیلی به یک کسی بزند اسلام را عزلش کرده او دیگر قابلیت از برای حکومت ندارد.
حکومت اسلام مثل حکومتهای دیگر از قبیل سلاطین از قبیل روسای جمهوری نیست . حاکم اسلام حاکمی است که در بین مردم در همان مسجد کوچک مدینه می آمد جلوس می کرد و آنهایی که مقدرات مملکت دستشان بود مثل سایر طبقات مردم در مسجد اجتماع می کردند; و طوری بود اجتماعشان که کسی که از خارج می آمد نمی فهمید که کی رئیس مملکت است .
حکومت اسلامی حکومتی است که برای مردم خدمتگزار است ; باید خدمتگزار باشد.
حکومت اسلامی اینطور است که اگر چنانچه برای ملت یک نابسامانی پیش بیاید حکومت آن را مال خودش می داند و اگر برای حکومت یک مشکلی پیدا بشود آن مشکل را ملت از خودش می داند و لهذا کوشش می کند در رفع آن .
حکومت اسلام حکومت قانون است . در این طرز حکومت حاکمیت منحصر به خداست و قانون فرمان و حکم خداست . قانون اسلام یا فرمان خدا بر همه افراد و بر دولت اسلامی حکومت تام دارد. همه افراد از رسول اکرم (ص ) گرفته تا خلفای آن حضرت و سایر افراد تا ابد تابع قانون هستند همان قانونی که از طرف خدای تبارک و تعالی نازل شده و در لسان قرآن و نبی اکرم (ص ) بیان شده است . اگر رسول اکرم (ص ) خلافت را عهده دار شد به امر خدا بود. خدای تبارک و تعالی آن حضرت را خلیفه قرار داده است : « خلیفه الله فی الارض » . نه اینکه به رای خود حکومتی تشکیل دهد و بخواهد رئیس مسلمین شود. همچنین بعد از اینکه احتمال می رفت اختلافاتی در امت پدید آید ـ چون تازه به اسلام ایمان آورده و جدیدالعهد بودند ـ خدای تعالی از راه وحی رسول اکرم (ص ) را الزام کرد که فورا همان جا وسط بیابان امر خلافت را ابلاغ کند. پس رسول اکرم (ص ) به حکم قانون و به تبعیت از قانون حضرت امیرالمومنین (ع ) را به خلافت تعیین کرد; نه به این خاطر که دامادش بود یا خدماتی کرده بود; بلکه چون مامور و و تابع حکم خدا و مجری فرمان خدا بود.
حکومت در اسلام به مفهوم تبعیت از قانون است و فقط قانون بر جامعه حکمفرمایی دارد. آنجا هم که اختیارات محدودی به رسول اکرم (ص ) و ولات داده شده از طرف خداوند است . حضرت رسول اکرم (ص ) هر وقت مطلبی را بیان یا حکمی را ابلاغ کرده اند به پیروی از قانون الهی بوده است ـ قانونی که همه بدون استثنا بایستی از آن پیروی و تبعیت کنند. حکم الهی برای رئیس و مرئوس متبع است . یگانه حکم و قانونی که برای مردم متبع و لازم الاجراست همان حکم و قانون خداست . تبعیت از رسول اکرم (ص ) هم به حکم خداست که می فرماید : « واطیعوا الرسول » (از پیامبر پیروی کنید). پیروی از متصدیان حکومت یا « اولواالامر » نیز به حکم الهی است آنجا که می فرماید : اطیعواالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم . رای اشخاص حتی رای رسول اکرم (ص ) در حکومت و قانون الهی هیچ گونه دخالتی ندارد همه تابع اراده الهی هستند.
ما هم که حکومت اسلامی می گوییم می خواهیم یک حکومتی باشد که هم دلخواه ملت باشد و هم حکومتی باشد که خدای تبارک و تعالی نسبت به او گاهی بگوید که اینهایی که با تو بیعت کردند با خدا بیعت کردند.
(منبع : حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی موسسه تنظیم و نشر آثار امام )
حکومت « جمهوری اسلامی » مورد نظر ما از رویه پیامبر اکرم (ص ) و امام علی (ع ) الهام خواهد گرفت
اگر یک « جمهوری » باشد که قانونش قانون اسلام نباشد این آن نیست که ملت ما می خواهند و به آن رای دادند
شکل حکومت ما « جمهوری اسلامی » است . جمهوری به معنای اینکه متکی به آرای اکثریت است و اسلامی برای اینکه متکی به قانون اسلام است
اساس کار جمهوری اسلامی تامین استقلال مملکت و آزادی ملت ما و مبارزه با فساد و فحشا و تنظیم و تدوین قوانینی است که در همه زمینه های اقتصادی سیاسی اجتماعی و فرهنگی باتوجه به معیارهای اسلامی اصلاحات لازم را به عمل آورد
حکومت فلسفه عملی برخورد با شرک و کفر و معضلات داخلی و خارجی را تعیین می کند
حکومت اسلامی حکومتی است که برای مردم « خدمتگزار » است.
"نگاهی به "چهل حدیث" امام خمینی(ره) "عنوان یادداشتی است از روزنامه رسالت که در آن می خوانید:چهل حدیث" یکی از آثار حضرت امام خمینی (ره) است. "اربعین حدیث" (چهل حدیث)، عنوان کتابهایی است که معمولا در بردارنده40 حدیث است یا آنکه40 باب است در حدیث. تالیف "اربعینیات"، ظاهرا از قرن چهارم هجری معمول شده و در کتابهای عربی به "کتب الاربعینیات" معروف است. کتاب حاضر در اصل تقریرات امام خمینی(ره) بوده است که مضامین آن را در مدرسه فیضیه و ملاصادق در قم برای شاگردان خود ایراد فرموده بودند و سپس تصمیم گرفتند کتابی در همین زمینه تالیف کنند و این کتاب را در1358 قمری به پایان آوردند.
33 حدیث از احادیث این کتاب مربوط به اخلاقیات و مهلکات و منجیات و7 حدیث آخر در باب اعتقادات و معارف است. روش معظم له در توضیح احادیث چنین است که ابتدا حدیث را نقل می کنند، سپس آن را به فارسی ترجمه می کنند و آن گاه کلمات اصلی حدیث و گاه غالب تعبیرات و کلمات آن را شرح و معنا می کنند و پس از فراغ از شرح تعبیرات و اصطلاحات و تمهیدات لازم به شرح متن می پردازند و طی چند "فصل" شرح حدیث را به پایان می برند.
همان طور که در بالا یاد شد،33 حدیث اول مربوط به مسائل اخلاقی است. در این قسمت وجهه همت مصنف بزرگوار کتاب این است که "تمویهات نفس" را آشکار کنند و مفاسد هر یک از ذمایم اخلاقی همچون کبر، ریا، غضب و حسد را شرح دهند و در خلال مطالب مواعظی درج کنند که در بازداشتن نفس از "معصیت" سودمند قرار گیرد.
7 حدیث آخر کتاب در شرح مطالبی است که از سنگین ترین و در عین حال عالی ترین و نفیس ترین مطالب و مباحث عرفانی محسوب می شوند. مباحثی از قبیل جبر و تفویض عرفانی، بحث ذات و اسماء و صفات حق تعالی، شناخت باری و آفرینش آدم بر صورت او، و مانند آن. این احادیث را که همه بنیه و جنبه عرفانی دارند و هر یک از مستندات محکم عارفان است، طبعا معظم له به مذاق عرفان تفسیر کرده اند اما در جای خود متذکر شده اند که حمل این روایات و آیات بر معانی عرفانی به سائقه ذوق شخصی نبوده و بر طبق اهوای کسان تفسیر نکرده اند، بلکه اینها معارفی است که اصحاب حال و ارباب علوم افاضی، با معیاری که همان ضمیر صافی برخوردار از فیض هدایت ایشان است، به دست داده اند و در عین حال کلام الهی را منزه از کنه یابی دانسته اند و علم آن را مخصوص انبیا و ائمه شمرده اند.
حضرت امام خمینی (ره) بعد از "اشاره به مقام اول نفس"، در همان ابتدای کتاب، شرط اول مجاهدت با نفس و حرکت به جانب حق تعالی را " تعقل و تفکر " می دانند و می نویسند:
"بدان که اول شرط مجاهده با نفس و حرکت به جانب حق تعالی "تفکر" است و بعضی از علمای اخلاق آن را در بدایات در مرتبه پنجم قرار داده اند و آن نیز در مقام خود صحیح است.
و تفکر در این مقام عبارت است از آنکه انسان لااقل در هر شب و روزی مقداری - ولو کم هم باشد - فکر کند در اینکه آیا مولای او که او را در این دنیا آورده و تمام اسباب آسایش و راحتی را از برای او فراهم کرده، و بدن سالم و قوای صحیحه، که هر یک دارای منافعی است که عقل هر کس را حیران می کند، به او عنایت کرده و این همه بسط بساط نعمت و رحمت کرده و از طرفی هم این همه انبیا فرستاده و کتابها نازل کرده و راهنمایی ها نموده و دعوت ها کرده، آیا وظیفه ما با این مولای مالک الملوک چیست؟ آیا تمام این بساط فقط برای همین حیات حیوانی و اداره کردن شهوت است که با تمام حیوانات شریک هستیم یا مقصود دیگری در کار است؟ آیا انبیاء کرام و اولیاء معظم و حکمای بزرگ و علمای هر ملت که مردم را دعوت به قانون عقل و شرع می کردند و آنها را از شهوات حیوانی و از این دنیای فانی پرهیز می دادند، با آنها دشمنی داشتند و دارند یا راه صلاح ما بیچاره های فرو رفته در شهوات را مثل ما نمی دانستند؟
با این اشاره ، روشن می شود که مقام عقل و تفکر در نزد حضرت امام چنان رفیع است که آن را "اول شرط مجاهده با نفس" می داند. گرچه کتاب چهل حدیث یک کتاب اخلاقی و عرفانی است. بنابراین ایشان دراین کتاب در ساحت عرفان سخن می رانند ولیکن عرفان ایشان مملو از استفاده و بهره مندی از عقل وعقلانیت و تفکر است و این نشان دهنده جایگاه مهم و اساسی عقل در اندیشه حضرت امام هست .
شما کدام گزینه را انتخاب می کنید ؟عنوان یادداشت روز روزنامه کیهان است که در بخشی از آن آمده است : طلوع دوباره امام خمینی(ره) یکی دیگر از برکات بزرگ و دستاوردهای فتنه 88 بود. در جریان این فتنه و از آنجا که سران فتنه از پوشش «خط امام» برای پنهان کردن ماموریت بیرونی خود استفاده می کردند. انگیزه مراجعه به متن رهنمودها، سخنان و بینش و منش امام راحل(ره) با اشتیاق فراوان در میان مردم برانگیخته شد. مردم از یکسو، همراهی آشکار فتنه گران با دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب را می دیدند و از سوی دیگر شاهد ادعای سران فتنه و عوامل اصلی آن بودند که خود را پیرو خط امام(ره) معرفی می کردند! از این روی، فرهیختگان و دلدادگان واقعی امام(ره) که از برخورد منافقانه و نفرت انگیز سران فتنه باخبر بودند، برای نشان دادن نفاق و دورویی ستون پنجم دشمن و کسانی که فریب پشت هم اندازی ها و ترفندهای فتنه انگیزان را خورده بودند، برای آگاهی از واقعیت ماجرا، تنها راه چاره را مراجعه به آثار مکتوب و مضبوط حضرت امام(ره) می دیدند. این مراجعه که باید از نقش برجسته صداوسیما در آن تقدیر کرد، از یکسو طلوع دوباره امام
راحل(ره) را در پی داشت و از سوی دیگر، زمینه رسوایی سران فتنه و عوامل میدانی آنها را خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت، فراهم آورد طلوع دوباره حضرت امام(ره) و عطر دل انگیز رهنمودهای روشنگر و گره گشای آن بزرگوار، در نسل های اول و دوم انقلاب نیز جان تازه ای دمید و بایدها و نبایدهای به فراموشی رفته و یا کمرنگ شده خط مبارک امام راحل(ره) را گوشزدی دوباره کرد.این یادداشت اضافه می کند :و بالاخره اگرچه فهرست دستاوردهای فتنه 88 نیز به تنهایی مثنوی هفتاد من کاغذ است و این رشته سر دراز دارد، اما یادداشت پیش روی را با یکی از بزرگترین دستاوردهای فتنه یاد شده به پایان می بریم و آن این که، پیروزی حماسی مردم در فتنه همه جانبه 88 بیش از همه و پیش از همه مدیون مدیریت الهی و پیامبرگونه رهبرمعظم انقلاب بوده است. فقط نگاهی گذرا به مراحل مختلف فتنه 88 به وضوح نشان می دهد که هر جا، نه فقط مردم عادی، بلکه نخبگان و صاحب نظران مومن و متعهد «مو» دیده اند، آقا از «پیچش مو» خبر داده اند و آنچه که پیران خردمند در آینه ندیده بودند، آقا در خشت خام مشاهده کرده اند... پس در یک کلمه باید گفت؛ فتنه 88 بار دیگر بر واقعی بودن این
حقیقت تاکید کرد که «خامنه ای، خمینی دیگر است».
کپی شد