«شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید، [بلکه] فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید.» این سخن معروف و قابل تأمل را متعلق به کسی می دانند که در اوج جهل مردم اروپا در قرون شانزدهم و هفدهم میلادی، بی مهابا کشفیات خود را هرچند مخالف کلیسا بود، بیان کرد و مرگ را برای خود خرید. اما گالیلئو گالیله راهی روشن را پیش روی علم و بشر آینده برای کشف حقایق علمی جهان گشود. به گزارش خبرنگار جی پلاس، در پانزدهم فوریه ۱۵۶۲ در شهر پیزای ایتالیا، در خانواده ای اهل فرهنگ وهنر متولد شد. پدرش وینچنزو گالیله، از موسیقیدانان مشهور و بزرگ ایتالیا به شمار می رفت. تا ۱۹سالگی بر روی مطالب و کتب ادبی و مذهبی مطالعه کرد زیرا علاقه داشت تا در کلیسا کشیش شود، اما پدرش علاقه داشت تا او در دانشگاه، پزشکی بخواند. در ۱۷ سالگی، یک روز که به کلیسا رفته بود، متوجه تکان های یکی از چلچراغ های کلیسا شد و با جریان نبض خود حرکت رفت و برگشت چلچراغ را اندازه گرفت و مشخص کرد که مدت زمان کامل رفت و برگشت یک جسم آویخته به دامنه رفت و برگشت بستگی ندارد و برای طول کمان مسیر کوتاه و بلند یکسان است.همین دقت باعث شد تا گالیله آونگ و حرکت آونگی را کشف کند و مسیر زندگی خود را تغییر دهد. کشفی که قرن ها پیش یونانی ها از فهم آن عاجز مانده بودند. بالاخره گالیلئو به خواست پدرش برای تحصیل در علوم طب، راهی دانشگاه پیزا شد، اما از آنجا که علاقه و استعداد خود را در علوم ریاضیات و فیزیک می دید، شروع به تحصیل در این رشته کرد. بعد از فارغ التحصیلی، به دلیل پول کمی که داشت، نتوانست مدرک بگیرد و مشغول تدریس خصوصی شد تا اینکه در سال ۱۵۸۸ مدرک خود را دریافت کرد و برای تدریس راهی دانشگاه شد. گالیله تا سال۱۵۹۲ که در دانشگاه پیزا تدریس و پژوهش می کرد، دست به تحقیقاتی زد که از جمله مهمترین آنها این بود که درباره سقوط اجسام مطالعه کرد و با آزمایش بر سطح شیبدار که خود مبتکر آن بود نتیجه گرفت که اگر فقط نیروی وزن بر اجسام وارد شود، شتاب سقوط برای همه آنها یکسان است و به عبارت دیگر، در جایی که هوا نیست همه اجسام با شتاب یکسان سقوط می کنند. بعد از اینکه دانشگاه پیزا قراردادش را با گالیلئو تمدید نکرد، راهی دانشگاه پادوا شد و تا پایان عمر در آنجا به تدریس و تحقیق نجوم و هندسه پرداخت. گالیله در فزیک نجوم ریاضیات وفلسفه علم تبحر داشت و نقطه اوج زندگی علمی گالیله همین دوران بود. او در طی این مدت ۱۸ سال، به نظریه ها و اکتشافات زیادی دست یافت که مهمترین آنها اختراع دستگاه تلسکوپ در سال ۱۶۰۹ بود که موجب دردسرهایی برای او نیز شد. تلسکوپ اولیه که گالیله نام آن را دوربین نجومی گذاشته بود، از یک عدسی محدب شیئی و یک عدسی مقعر چشمی تشکیل شده بود. او با وجود اینکه قبلاً آن را ندیده بود تا از آن سر در آورد ولی تلسکوپی با توان ۳۲ ساخت. او نخستین کسی است که برای مشاهده های اخترشناسی از تلسکوپ استفاده کرد. تلسکوپ او نشان می داد که روی سطح ماه پستی و بلندی ها و بر سطح خورشید لکه هایی وجود دارد. گالیله مشاهده کرد که زهره نیز مانند ماه هاله ای دارد و حدس زد که این سیاره به دور خورشید می گردد. اما تحول علمی در تاریخ ۷ ژانویه ۱۶۱۰ بود، زمانی که گالیله چهار قمر مشتری را کشف کرد. کشف این قمرها و مشاهده حرکت آنها و اظهار نظر درباره درستی نظر یک قرن پیش نیکلاس کوپرنیک، منجم لهستانی، مربوط به حرکت زمین و سیارات به دور خورشید و انتشار آنها توسط گالیله در کتابی به نام پیک آسمان، منجر به ایجاد تحولی در جهان آن روز شد. گالیله به شدت از کشفیات خود ونظریات کوپرنیک دفاع کرد. اما کلیسا چنین چیزی را قبول نداشت و به دشمنی با گالیله برخاست ودر سال ۱۶۱۶ او را به سکوت در مورد نظریاتش دعوت کرد. این رویه ۱۵ سال ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۶۳۲ جسورانه کتاب گفتار درباره دو نظام بزرگ جهان را با دلایل محکم، در مورد منظومه خورشیدی منتشر کرد و همین باعث شد تا سرانجام گالیله در سال ۱۶۳۳ در دادگاه تفتیش عقاید کلیسای رم حاضر و مجبور به امضای توبه نامه شد. او شش سال بعد رسماً از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سال ها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار می گرفت. گالیله بعد از محاکمه به زندان محکوم شد ولی این حکم به حبس خانگی تخفیف پیدا کرد و در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه دادند تا در خانه ییلاقی اش در آرستری اقامت کند. به دلیل نگاه کردن مداوم در تلسکوپ و فشار ذهنی چشمانش معیوب و سپس کور شد تا اینکه گالیله از نظر جسمی و روحی نیز شکست. در آخر گالیلئو گالیله در تاریخ ۸ ژانویه ۱۶۴۲ در تنهایی و غربت چشم از جهان فروبست. گالیله تا دم مرگ بر اعتقاد خود پا برجا ماند. او به طور پنهانی به آزمایشاتش ادامه داد و دو کتاب ارزشمند دیگر را به رشته تحریر درآورد. گالیله در ۸ ژانویه ۱۶۴۲ در سن ۷۷ سالگی درگذشت و پس از مرگ او دو کتاب آخرش در سال ۱۸۳۵ اجازه انتشار یافت.
کپی شد