مادر می گفت: به انجام غسل جمعه خیلی مقید بود و زیارت عاشورا از برنامه های همیشگی اش، شاید راز سالم ماندن پیکرش در همین باشد.
جی پلاس: زمستان است و سردی طلائیه و آتش دشمن که بر سرشان می بارد اما دلاورند و مردانه می جنگند و حالا از آن روزها سال ها گذشته است و تقویم سیزده سال بعد را نشان می دهد که جوانانی از جنس خودشان برای پیدا کردن اجساد مطهرشان آمده اند، ساعت ها به دنبالشان می گردند تا اینکه گویی به جسمی برخورد می کنند، گردن عبدالله[۱] است که زخم دارد و چند قطره خون از آن می چکد و همه را به تحیر وا می دارد. بدون آنکه از آمدنش چیزی بگویند، از مادر می پرسند: حالات معنوی عبدالله چگونه بود؟ و مادر می گوید: غسل جمعه اش ترک نمی شد و بر خواندن زیارت عاشورا و زیارت حضرت عبدالعظیم (س) مداومت داشت. و آنگاه بچه ها با خود می گویند: مگر نه اینکه گفته اند اگر غسل جمعه کنی بدنت بعد از مرگ سالم باقی می ماند و امروز ما عبدالله را مقابل چشمانمان می بینیم.[۲]