پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران: اصغر میرشکاری_ فراوانی و عریانی دشمنی و توطئه های دنیای غرب علیه مسلمانان و دنیای اسلام، از وضعی برخوردار است که قابل انکار نیست و اوراق تاریخ مشحون از آن است. از جنگهای صلیبی گرفته تا کشور گشائی هایی تحت لوای عمران و آبادانی. در این یکی دو قرن اخیر از یک طرف و در طرف دیگر بی لیاقتی حکام حاکم بر کشور های اسلامی، نظیر پادشاهان قاجار در ایرانو یا پادشاهان عرب، راه نفوذ و بسط سیطره آنها بر ممالک اسلامی را هموار می ساخت. در این تسلط، اهداف و مقاصد کوتاه مدت و بلند مدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی مد نظر بود که با پشتوانه برتری تکنولوژیک نظامی گرچه ابتدائا حاصل می آمد ، اما در مرحله استقرار و ماندگاری با مانعی که ریشه در باورها و اعتقادات مردم داشت که همانا اسلام و قرآن و روحانیت اسلامی بود، برخورد می کرد و کار را برای آنها دشوار می ساخت.
نتیجتا همت آنها بر مبارزه با روشهای گوناگون با این موانع معطوف می گشت. این امر در دنیای اسلام در شکلی و در کشورهای غیر اسلامی در قالبی دیگر رخ می نمود. ایجاد تردید و تزلزل در باور مسلمانان و بی هویت و بیگانه ساختن آنها نسبت به ارزشهای معنوی و مقدسات دینی، به کارگیری توطئه ها و ترفندهای گوناگون برای اثبات عدم کارایی اسلام در اداره امور اجتماعی و دنیائی مردم، تبلیغ بر ناسازگاری باورهای دینی با پیشرفت و توسعه و مواردی از این قبیل در دنیای اسلام و بین مسلمانان ترویج می شد. اما معرفی نادرست با استفاده از زشت ترین روشها برای مخدوش و عقب افتاده و عامل ترویج خشونت و دین وحشت و هول و هراس نشان دادن اسلام، از جمله گوشه ای از اقدامات آنها در جهت اسلام هراسی و گسترش اسلام ستیزی و مبارزه با آن در ممالک غیر اسلامی به حساب می آید.
البته این شیوه مبارزه به ویژه در وجه مقدس زدائی از باورهای ماورائی و اصیل دینی شامل سایر ادیان آسمانی هم شده است. مسأله کتاب آیات شیطانی که با هدف گیری مبانی عقیدتی و مقدسات مذهبی مسلمانان به عنوان اولین خاکریز فرهنگی شکل گرفته است، از جنبه های مختلف حائز توجه اهمیت است. انقلاب اسلامی و تعریف جدید قولی و عملی از اسلام رو به رشد و بالنده در دنیای اسلام و کسب هویت جدید بر اساس ارزشهای معنوی و دستورات دینی و به ویژه تفوق ایران انقلابی بر توطئه های رنگارنگ و به ویژه پایان جنگ تحمیلی، سبب شد تا سران سیاسی غرب جبهه فرهنگی جدیدی بگشایند. اینکه همه آنها تمام قد از این نویسنده و اقدام نا به جای آن پشتیبانی می کنند و برای تدوین کتاب قرار داد 3000000 مارکی منعقد و در بدو امر 1500000 مارک آن پیش پرداخت می شود و جوائز متعدد را به آن اختصاص می دهند، اینکه اعتقادات یک ونیم میلیارد مسلمان مورد اهانت قرار می گیرد و احساسات آنها جریحه دار و تعدادی از آنها در این بین کشته می شوند، ولی آنها ان را ندیده می گیرند، مشخص است که موضوع از پیش طراحی شده ای است که در جاهلیت مدرن به اسم آزادی بیان رخ می نماید.
اما امام خمینی(س) به عنوان عالم عامل مسلمان با شناخت دقیق از توطئه های دشمنان و دادن نقش محوری به همه اقدامات خود برای دفاع از اسلام و به تبع آن انقلاب اسلامی مردم ایران این اهانت را بر نمی تابد و با همت بلند و غیرت بی نظیر خود راه را بر این توطئه مزورانه می بندد و در تنها حکم مکتوب خود در زمینه قتل یک مرتد، آن هم در خارج از مرزهای کشور، پرچم این مبارزه نا خواسته را در سرزمین دشمن بر می افرازد:
« بسمه تعالى. إنا للَّه و إنا إلیه راجعون. به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان مى رسانم مؤلف کتاب «آیات شیطانى» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتواى آن، محکوم به اعدام مى باشند. از مسلمانان غیور مى خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاً آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسى جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس در این راه کشته شود، شهید است ان شاء اللَّه. ضمناً اگر کسى دسترسى به مؤلف کتاب دارد ولى خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفى نماید تا به جزاى اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة اللَّه و برکاته. روح اللَّه الموسوی الخمینى زمان: 25 بهمن 1367» صحیفه امام، ج21، ص: 263
این اقدام حضرت امام عکس العملهای گوناگونی را در دنیای اسلام و کشورهای غیر اسلامی به همراه داشت؛ پشتیبانی گسترده مسلمانان، ممنوع شدن توزیع کتاب در کشورهای اسلامی، محکومیت گسترده سلمان رشدی و حامیان آن توسط اغلب علما و مسلمانان در سراسر دنیا، پشتیبانی بسیاری از آزاد اندیشان از این اقدام و همراهی با مسلمانان و زندگی مخفی و فلاکت بار رشدی حاصل اقدام مسلمانان است، اما در طرف دیگر مخالفت شدید قاطبه سران دنیای غرب و اقدام به فراخوانی سفرای خود از ایران را به دنبال داشت. هرچند این کشورها بعدها خود با سر افکندگی در این امر تجدید نظر کردند و مجبور به پذیرش شرط و خواست ایران در بازگشت سفرای خود شدند.
همان روزها که سلمان رشدی از اوضاع وخیم و آینده تیره خود ترسیم دردناکی متصور بود، به عذر خواهی از مسلمانان پرداخت و شایعه ای پخش شد که از دولت مردان ایرانی تجدید نظر در حکم اعدام وی را مطرح کرده اند، اما حضرت امام بار دیگر بر این موضوع تأکید و راه هرگونه مماشاتی را سد کردند. روز 29 بهمن ماه همان سال اطلاعیه دفتر امام خمینى در مورد وجوب قتل سلمان رشدى، و تکذیب شایعات چنین صادر شد:
«[رسانه هاى گروهى استعمارى خارجى به دروغ به مسئولین نظام جمهورى اسلامى نسبت مى دهند که اگر نویسنده کتاب آیات شیطانى توبه کند حکم اعدام درباره او لغو مى گردد. امام خمینى- مدّ ظلّه- فرمودند:].
این موضوع صد در صد تکذیب مى گردد. سلمان رشدى اگر توبه کند و زاهد زمان هم گردد، بر هر مسلمان واجب است با جان و مال تمامى همّ خود را به کار گیرد تا او را به دَرک واصل گرداند.
[حضرت امام اضافه کردند:].
اگر غیر مسلمانى از مکان او مطلع گردد و قدرت این را داشته باشد تا سریعتر از مسلمانان او را اعدام کند، بر مسلمانان واجب است آنچه را که در قبال این عمل مى خواهد به عنوان جایزه و یا مزد عمل به او بپردازند.» (صحیفه امام، ج21، ص: 268 )
علاوه بر این، حضرت امام خمینی(س) در موارد متعددی به این قضیه و اهداف سوء پدید آورندگان آن اشاره کرده و نیات شوم آنان را بر ملا نموده است که خود بهترین تحلیل ها را در بر دارد:
«هدف اساسى این است که ما چگونه مى خواهیم اصول محکم فقه را در عمل فرد و جامعه پیاده کنیم و بتوانیم براى معضلات جواب داشته باشیم و همه ترس استکبار از همین مسأله است که فقه و اجتهاد جنبه عینى و عملى پیدا کند و قدرت برخورد در مسلمانان به وجود آورد. راستى به چه علت است که در پى اعلام حکم شرعى و اسلامى مورد اتفاق همه علما در مورد یک مزدور بیگانه این قدر جهانخواران برافروخته شدند و سران کفر و بازار مشترک و امثال آنان به تکاپو و تلاش مذبوحانه افتاده اند؟ غیر از این نیست که سران استکبار از قدرت برخورد عملى مسلمانان در شناخت و مبارزه با توطئه هاى شوم آنان به هراس افتاده اند و اسلام امروز مسلمانان را یک مکتب بالنده و متحرک و پر حماسه مى دانند و از اینکه فضاى شرارت آنان محدود شده است و مزدبگیران آنان چون گذشته با اطمینان نمى توانند علیه مقدسات قلمفرسایى کنند مضطرب شده اند. من قبلًا نیز گفته ام همه توطئه هاى جهانخواران علیه ما از جنگ تحمیلى گرفته تا حصر اقتصادى و غیره براى این بوده است که ما نگوییم اسلام جوابگوى جامعه است و حتماً در مسائل و اقدامات خود از آنان مجوز بگیریم. ما نباید غفلت بکنیم، واقعاً باید به سمتى حرکت نماییم که ان شاء اللَّه تمام رگه هاى وابستگى کشورمان از چنین دنیاى متوحشى قطع شود. ...
خیلى جالب و شگفت انگیز است که این به ظاهر متمدنین و متفکرین وقتى یک نویسنده مزدور با نیش قلم زهرآگین خود احساسات بیش از یک میلیارد انسان و مسلمان را جریحه دار مى کند عده اى در رابطه با آن شهید مى شوند برایشان مهم نیست و این فاجعه عین دموکراسى و تمدن است اما وقتى بحث اجراى حکم و عدالت به میان مى آید، نوحه رأفت و انساندوستى سر مى دهند. ما کینه دنیاى غرب را با جهان اسلام و فقاهت از همین نکته ها به دست مى آوریم. قضیه آنان قضیه دفاع از یک فرد نیست، قضیه حمایت از جریان ضد اسلامى و ضد ارزشى است که بنگاههاى صهیونیستى و انگلیس و امریکا به راه انداخته اند و با حماقت و عجله خود را رو به روى همه جهان اسلام قرار داده اند. البته باید ببینیم که بعض دولتها و حکومتهاى اسلامى چگونه با این فاجعه بزرگ برخورد مى کنند. اینکه دیگر مسئله عرب و عجم و فارس و ایران نیست بلکه اهانت به مقدسات مسلمانان از صدر اسلام تا کنون و از امروز تا همیشه تاریخ است و نتیجه نفوذ بیگانگان در فرهنگ مکتب اسلام است که اگر غفلت کنیم این اول ماجراست و استعمار از این مارهاى خطرناک و قلم به دستان اجیر شده در آستین فراوان دارد.
... این یک نمونه است که خدا مى خواست پس از انتشار کتاب کفرآمیز «آیات شیطانى» در این زمان اتفاق بیفتد و دنیاى تفرعن و استکبار و بربریت چهره واقعى خود را در دشمنى دیرینه اش با اسلام برملا سازد تا ما از ساده اندیشى به درآییم و همه چیز را به حساب اشتباه و سوء مدیریت و بى تجربگى نگذاریم و با تمام وجود درک کنیم که مسأله اشتباه ما نیست، بلکه تعمد جهانخواران به نابودى اسلام و مسلمین است و الّا مسئله فردى سلمان رشدى آن قدر برایشان مهم نیست که همه صهیونیستها و استکبار پشت سر او قرار بگیرند.» (صحیفه امام، ج21، ص:289و290و 291 )
«امروز بیشتر از هر زمانى کینه و دشمنى استکبار علیه اسلام ناب محمدى برملا شده است. بسیج عمومى آنان در دفاع از یک خود فروخته و نویسنده مزدور گویاى این واقعیت است و شاید آنان این همه فضاحت و بى آبرویىشان را به خاطر رسیدن به هدف شوم خود پیشبینى نکرده بودند که امروز با سرافکندگى و خوارى از کرده خود پشیمان و با ذلت مراجعت مى کنند» صحیفه امام، ج21، ص: 328
حضرت امام با این جهتگیری به دفاع جانانه از اسلام پرداختند و بر اصول و آرمانهای انقلاب پای فشردند، قدرت اسلام و مقبولیت آن در بین مسلمانان را به رخ کشیدند و نسبت به توطئه های همیشگی دشمنان هشدار دادند. توطئه هائی که این روزها در بعد اسلام هراسی و اسلام ستیزی دامن زده می شود و متأسفانه در قالب افراط کاریهای گروههای دست پرورده دشمنان در رنگی دیگر ظاهر شده است، اما به نظر می رسد، کوتائیهائی که بعظا به اسم دین در اداره جامعه صورت می گیرد و به ناحق توانائی دین در این حوزه را خدشه دار می کند و زمینه دوری از ارزشهای معنوی و دینی و نتیجتا بی هویتی فرهنگی را فراهم می آورد، به مراتب از آن خطر ناک تر است. هشدار! والسلام.
----------------------------------------------------------------------
در تهیه این مطلب از کتاب " سیره عملی امام خمینی(س) در اداره امور کشور"، نوشته دکتر فرهاد درویشی سه تلانی ، از انتشارات موسسه چاپ و نشر عروج، بهره گرفته شده است