گردهمایی مدیران بازرگانی دولت میرحسین موسوی که همه ساله در سالروز بزرگداشت شهدای هفتم تیر و با هدف گرامیداشت یاد و خاطره آن شهید بزرگ و 72 یار گرانقدرش برگزار می شود؛ این بار در دانشگاه علامه طباطبایی شکل گرفت.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری و اطلاع رسانی جماران، در این گردهمایی دکتر عابدی جعفری، استاد دانشگاه تهران و وزیر وقت بازرگانی، دکتر سید محمد رضا بهشتی، فرزند ارشد آیت الله شهید دکتر بهشتی و استادیار گروه فلسفه دانشکده ادبیات دانشگاه تهران و دکتر فرشاد مومنی استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی سخنرانی کردند.
فرشاد مومنی، عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در سخنرانی خود با موضوع "عدالت" گفت: پاسخ به این پرسش که آیا میتوانیم از میراث اندیشه ای شهید بهشتی برای فهم چرایی گرفتاری ای که در سطح کلان برای کشورمان بوجود آمده استفاده کنیم و از این میراث برای برونرفت کم هزینه و پر دستاورد از شرایط دشوار کنونی توشه ای بسازیم، مدنظر این بحث است.
وی افزود: پرسش مشخص دیگر این بحث، اینست که چرا با وجود تمام نیت های خوب و تلاش های صادقانه هنوز هم با نابسامانی، ناهنجاری و سوء کارکردها روبرو هستیم.
مومنی ادامه داد: یکی از یافته های مطالعات توسعه ای که به لحاظ تاریخی قرن بیستم را مورد بررسی قرار داده، اینست که ایران به همراه یا دو کشور دیگر جزء معدود کشورهای دنیاست که یکبار در ربع آغازین قرن بیستم و یک بار در ربع پایانی قرن بیستم، کوشش های جمعی فراگیر برای عبور از بن بست توسعه نیافتگی را تجربه کرده است.
وی در پاسخ به این پرسش که چرا این مجاهدت ها و اراده های ارجمند، دستآوردهای مورد انتظار را به همراه نداشته است؛ گفت: پاسخی که در ادبیات توسعه به این پرسش داده میشود، پیچیده و به تعبیری چند وجهی است. اما پرسش مهمتر و سرنوشت ساز دیگر، اینست که نسبت این وضعیت نامطلوب و ناهنجار با نظام باورهای ما چیست؟ آیا به دلیل آنکه به رهنمودهای دین پاسخ مثبت داده ایم و قول و فعل خود را با ان تنظیم کرده ایم، به این وضعیت گرفتار شده ایم و یا دلیل دیگری دارد؟
استاد اقتصاد توسعه دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه این پرسش بیش از نیم قرن در بین متفکران، مصلحان و اسلام شناسان بزرگ ایران مطرح بوده است، اظهار کرد: پاسخی که در نهایت اختصار و اجمال این گروه از متفکران بزرگ و اسلام شناسان کم نظیر معاصر ما به آن داده اند،اینست که اهمیت مسئله عدالت را در عرصه نظر و عمل، دست کم گرفته ایم.
فرشاد مومنی افزود: تعبیری که امروزه به عنوان توسعه نیافتگی به کار میبریم در زبان اسلام شناسان بزرگ با عنوان دلایل انحطاط جامعه اسلامی یا انحطاط مسلمین صورت بندی مفهومی شده است. شهید مطهری نیز در یکی از آثار متأخرشان این اصطلاح را بکار برده اند.
وی با بیان اینکه معتقدم جامع ترین پاسخ را آیت الله شهید بهشتی مطرح کرده اند، گفت: البته شهید مطهری نیز در این زمینه با شهید بهشتی هم نظر بوده اند؛ به گفته شهید مطهری اگر در سطح نظر، تکلیفمان را با عدالت مشخص نکرده و اقدامات خود را بر اساس آن سامان نداده باشیم، سه اتفاق می افتد که نیروی محرکه ی باز تولید توسعه نیافتگی است.
مومنی در بیان دیدگاه شهید مطهری گفت: اگر عدالت جایگاه بایسته در سطح عمل و نظر نداشته باشد، علم، عقل و اخلاق رشد نمیکند. مؤلفه های محوری آنچه که ما آنرا توسعه مینامیم و شهید مطهری و دیگر بزرگان از آن به عنوان برون رفت از شرایط انحطاطی برای مسلمین مطرح میکردند، بیش از هر چیز به این سه مولفه وابسته است.
وی افزود: آیت الله شهید بهشتی به این سه مؤلفه چند نکته دیگر هم اضافه کردند، یکی از تکان دهنده ترین و عمیق ترین آنها، این است که جامعه ای که تکلیف خودش را با مسئله عدالت روشن نکرده باشد، نظام ارزش هایش با نابسامانی و هرج و مرج روبرو می شود. و در کنار این ناهنجاری نظام وار، از نظر ارزش های اجتماعی نیز در غیاب فهم عالمانه و روشمند از مسئله عدالت اجتماعی، میدان برای استفاده ابزاری از دین محیا میشود.
وی در بیان دیدگاه آیت الله بهشتی گفت: ایشان یک رکن اساسی و مسیر نجات بخش برای عبور از این چالش ها ، تعارض ها و تناقض هایی که جامعه با رو بروست را در سطح نظر و سپس در مقام عمل، « مشخص شدن نسبت جامعه با عدالت » می داند.
دکتر مومنی با بیان این نکته که آیت الله بهشتی بنیان روش شناختی خاصی برای فهم و تبلیغ اسلام داشتند، افزود: ایشان معتقد بود که فهم دینی ما از مسئله عدالت در معرض دو آسیب بزرگ قرار دارد. یک آسیب اینست که ما در راه کشف مسئله عدالت با نیت خوب به بیراهه رویم که سبب کج فهمی در مسیر عدالت می شود؛ یعنی همان که اقای دکتر محمدرضا بهشتی به اشاره گفتند که گاهی تمام فهم ما از مسئله عدالت در حد توزیع سهام عدالت متنزل میشود و در نهایت یک مسئله پیچیده چند وجهی و به تعبیری ماتریسی را سهل انگارانه به چیزی تبدیل کنیم که عملا کار کردش ضد آن شود که بخاطرش به سراغ این ابزار رفته بودیم.
وی در ادامه بیان کرد: یک بحث کج فهمی در زمینه مسئله عدالت است اما بحث بسیار حیاتی تر برخورد فرصت طلبانه با مسئله عدالت است. در روش شناسی شهید بهشتی، ایشان با یک بنیان های منحصر به فردی چارچوبی را ارائه می دهد که به گمان من فقط در قالب این رویکرد است که می توانیم به نام اسلام داعیه ی جهانی داشته باشیم.
مومنی با اشاره به اینکه یکی از مهمترین مؤلفه های روش شناختی بهشتی این است که به آیات متعددی از قرآن مجید استناد شده است، گفت : شهید بهشتی بر اساس همین آیات معتقد است که مخاطب پیام قرآن مسلمانان به تنهایی نیستند و به سوره ی اعراف استناد میکند که "یا ایها الناس انی رسول الله علیکم جمیعا"، یعنی مخاطب پیام قران مطلق ناس است.
وی گفت: به گفته شهید بهشتی به این اعتبار، ما در فرآیند فهم و تبلیغ اسلام باید منطق اسلامی را به گونه ای عرضه کنیم که هر گاه انسان منصف غیر مسلمان آن را بشنود، خود را ناگذیر از پذیرش آن بداند. این یکی از ستون هاست،که به ما نشان می دهد که در فهم قرآنی از اسلام، تا چه میزان در مسیر حرکت میکنیم یا دور میشویم.
مومنی با اذعان به اینکه آیت الله شهید مطهری یکی از عقل گراترین اسلام شناسان معاصر ما بودند، افزود: در برخی از جلسات بحث هایی که ایشان راجع به ربا در انجمن اسلامی مهندسین و پزشکان مطرح میکردند، شهید بهشتی نیز حضور داشتند. شهید مطهری بحث های عقلی خودشان را درباره ی چرایی حرمت ربا ارائه میدهند و به یک جایی از بحث میرسند و میگویند از اینجا به بعد من هیچ توجیه عقلی برای این نمیتوانم پیدا کنم. بنابراین تعودا میپذیرم که ربا حرام است اما شهید بهشتی میفرمایند اینگونه نمی شود؛ اگر مخاطب پیام اسلام مطلق ناس است، ما نمیتوانیم به آنها بگوییم بقیه مسیر را تعودی جلو بروید چراکه آنها اصلش را قبول ندارند.
عضو هیئت علمی دانشگاه علامه خاطر نشان کرد: شهید بهشتی نظریه ی ربای خودشان را که به اعتقاد من جزء پر افتخارترین مواریث معرفت اسلامی در قرن بیستم به حساب می آید و من اسمش را نگرش تعمیم یافته به مسئله ربا گذاشته ام، ارائه داده اند که در آن تمام آنچه که مقتضای پویایی هایی نظام اقتصادی بین المللی است و آنچه که در تبیین ما از چرایی حرمت ربا و ساز و کارهای برون رفت از یک جامعه ی ربوی مد نظر است، وجود دارد.
فرشاد مومنی در ادامه یک مؤلفه دیگر در روش شناسی شهید بهشتی را مطرح کرد و افزود: ایشان بازهم به آیاتی از قرآن استناد میکنند و چنین نتیجه میگیرند که یکی از مهمترین حکمت ها و فلسفه های خلقت بشر برپایی جامعه ی آرمانی مورد نظر خداوند بر روی زمین است، ایشان از این نیز یک استنتاج روش شناختی منحصربه فرد میکند.
وی در توضیح این استنتاج شهید بهشتی گفت: ایشان اینگونه مطرح می کند که در فرآیند فهم اسلام و عرضه ی شناسایی حکم الله لازم است اما کافی نیست. شرط کفایت اینست که چگونگی عینیت بخشی به آن را هم از موضع اسلامی مشخص کنیم.
مومنی علت شکوفایی ، بالندگی اجتماعی و ممتاز شدن شهید بهشتی را پس از انقلاب اسلامی اینگونه بیان کرد: شهید بهشتی خود را در مسیر مجهز کرده بود. نظام آموزشی سنتی حوزوی در مورد "چی بدانیم" و"چرا بدانیم" بحث میکرد، درحالی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی ما به "چگونه بدانیم" نیاز داشتیم.
دکتر مومنی افزود: امروز هم حتی آنهایی که در جامعه مسئولیت دینی دارند ، نهایتا می گویند این مورد اسلامی نیست اما در برابر این پرسش که بیش از سه دهه است که کلید ها در دستتان است، بگویید راه حل چیست تا اجرایش کنیم، میبینید حرفی برای گفتن ندارند و ما همچنان در جریان آزمون و خطاها به سر میبریم.
مومنی گفت: بهترین یادگار از شهید بهشتی مباحث مربوط به تدوین قانون اساسی است. آیت الله شهید بهشتی می گفت ابتکار بند دو اصل چهل و سه قانون اساسی متعلق به من است.
وی با اشاره به پاسخ ایت الله بهشتی در مورد یک سوال گفت: از ایشان سوال شد اسلام با استثمار انسان از انسان مخالف است، ما چگونه بستر استثمار فرد از فرد را از بین ببریم؟ و ایشان پاسخ جالبی دادند و نظریه وفور عوامل تولید را به عنوان یک رویکرد اسلامی برای محو استثمار انسان از انسان توصیه کردند.
دکتر مومنی به بیان خاطره ای از شهید بهشتی پرداخت و گفت: پس از تصویب قانون اساسی،ایشان برای پیش برد و استقرار نهادهای نظم جدید با مدیران دستگاه های اجرایی حوزه های مختلف جلساتی میگذاشتند ، در یکی از آن جلسات(سال 1359) با مدیران بخش بازر گانی، یکی از اعضا به ایشان می گوید« آقا یک چیزی در گلوی من گیر کرده است، من می دانم که شما به نظم و دقت و حساب و کتاب حساس هستید و می دانم این ربطی به دستور جلسه ندارد، اما اجازه دهید من این را بپرسم». آقای بهشتی اجازه می دهند. وی می گوید « این را میتوانم درک کنم که چگونه اعضای خبرگان قانون اساسی را متقاعد کرده اید، بازرگانی خارجی به عهده دولت باشد ممکن است از استکبار جهانی و سلطه امپریالیسم به وحشت انداختیدشان. اما آنچه را که نمی توانم هضم کنم،این است که شما چگونه مجلس خبرگان قانون اساسی را متقاعد کرده اید که بیمه هم تحت کنترل دولت باشد؟»
فرشاد مومنی پاسخ آقای بهشتی را اینگونه بیان کرد: «من سی سال پیش به این جمع بندی رسیدم که ما باید تکلیف خودمان را با نهادهای مدرنی که در دنیا وجود دارد از موضع اسلامی مشخص کنیم و یکی از آنها مسئله بیمه بود و چند سال کار مطالعاتی و نظری کرده ام، بعد دیدم که باید بروم وجوه عینی و عملیاتی آن را هم متوجه شوم».
عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد علامه طباطبایی با طرح این پرسش که محور این مطالعه شهید بهشتی چیست، توضیح داد: دانش چگونگی؛ یعنی اینکه زمانی که فهمیدیم ماهیت موسسه های بیمه ای چگونه است، حال اگر بخواهیم از حوزه اسلامی آنرا به اجرا درآوریم چه کاری باید انجام دهیم؟! چراکه در سطح نظر، مکندگی ربوی موسسه های بیمه اگر بیش از بانک های ربوی نباشد،کمتر از آن هم نیست.
وی افزود: متاسفم که گاهی کسانی حتی با حسن نیت نادانسته می گویند که شهید آیت الله بهشتی بر اساس احساسات جهت گیری هایی را داشته اند ، درحالی که می بینید در واقعیت اینگونه نیست، ایشان در اسلوب روش شناختی شان برای فهم اسلام بر دانش چگونگی، تمرکز و تاکید فراوانی داشتند.
مومنی با اشاره به نظریه های جدید توسعه ، اظهار داشت: ضریب اهمیت دانش چگونگی یا دانش ضمنی، در پیکره ی کلی معرفت بشری حدود نود درصد است. اینکه امروز با وجود حسن نیت، برای پیاده کردن دقیق احکام اسلام در جامعه با مشکل مواجهیم و اینکه اسلام شناسان ما هنوز در سطح نظام آموزشی رسمی خودشان، این معضل معرفتی را حل و فصل نکرده اند، به «ضریب اهمیت» باز میگردد .
وی ضمن معرفی کتاب بانکداری، ربا و مسائل مالی اسلام به بخشی از این کتاب اشاره کرد و گفت: آیت الله بهشتی در این کتاب می گوید « دوستان مشفق بر من خرده می گیرند که شما با این جایگاه علمی و اجتماعی که دارید،چرا تا هر صندوق قرض الحسنه ای راه می افتد ، در خط مقدمش حضور دارید و سخنرانی میکنید » و شهید بهشتی در پاسخ می گوید « این دوستان به این مسئله عنایت ندارند که اگر قرار است جامعه ای بر مبنای اسلام بسازیم به یک سلسله تمرین های عملی پیشینی نیاز داریم و اینکه بدانیم مثلا ربا حرام است، به تنهایی کافی نیست» .
فرشاد مومنی این دیدگاه شهید بهشتی را اینگونه توضیح داد: در کشورهایی که منطق سرمایه داری حاکم است، در 15 سال گذشته بیشترین نرخ بهره تجربه شده ده درصد بوده است، اما در کشور ما که ادعای مطابق عمل اسلامی بودن، مطرح است، آن چیزی که اسمش را نرخ سود بانکی گذاشته ایم ، دو تا سه برابر رقم نرخ بهره کشورهای سرمایه داری است و متاسفانه آن چیزی که در بازار غیر رسمی رایج است، چند برابر همین نرخ رسمی است.
مومنی همچنین در مورد آمار فساد در کشور، نیز گفت: نزدیک به ده سال است که جایگاه ما در رتبه بندی فساد در کشورهای جهان، در 25 درصد نخست دنیا از نظر فساد است.
او با تاکید بر اینکه ما در زمینه دانش ضمنی و دانش چگونگی، نقص معرفتی بنیادی داریم، ادامه داد: آنچه که نگاه شهید دکتر بهشتی را به مسئله عدالت منحصر به فرد میکند اینست که ایشان به دانش چگونگی حساسیت دارند، به این معنا که ایشان دانستن عدالت چیست را لازم میدانند اما کافی نمیدانند و میگویند شرط کفایت این است که بدانیم چگونه این را عملیاتی کنیم. ایشان برای اینکه جامعه اسلامی در معرض کج فهمی ها و رفتارهای فرصت طلبانه در ماجرای عدالت قرار نگیرد، پنج متغیر کنترلی معرفی کردند. یعنی میگویند ادعاها و برنامه ها در زمینه برپایی عدالت در جامعه اسلامی را با این پنج معیار میتوانید بسنجید.
وی اظهار کرد: اولین و مهمترین متغیر کنترلی که ایشان معرفی میکند، « عدل اخلاقی » است که زیر بنای همه یا انواع دیگر عدل است. ایشان می گوید اگر کسی بخواهد در جستجوی عدالت بربیاید، ماجرایش، ماجرای «ذات نایافته از هستی بخش» نباید باشد، اگر کسی خواهان عدالت بود ولی در عمل متوجه شدیم که پردهدر و هتاک است، اهانت میکند و دروغ میگوید، میتوانیم بگوییم که فهمش از عدالت ، فهم عادلانه ای نیست.
مومنی ضمن معرفی متغیر کنترلی دوم به عنوان « شفافیت در فرآیند های تصمیم گیری و تخصیص منابع» ، گفت: صفحات بیست و هفت تا سی از کتاب بانکداری و قوانین مالیه اسلام را مطالعه نمایید. نکته ای که در آنجا قابل ذکر است اینست که ربا با فساد در هم تنیده است. ایشان میفرماید عدم شفافیت در فرآیند های تصمیم گیری و تخصیص منابع، مشخصه ی کلیدی سیستم های ربوی و ظالمانه است.
فرشاد مومنی اظهار کرد: چندی پیش معاون کمسیون امنیت ملی در مصاحبه ای گفت صرف نظر از این ماجرای ندانم کاری ها و فساد ها، از کل ورودی ارزی کشور در دوره سالهای 84 تا 91 ، صدوپنجاه میلیارد دلار گم شده است و ردی از آن وجود ندارد. وقتی تا این حد عدم شفافیت داشته باشیم، متناسب آن ظلم و فساد هم گسترش میابد.
وی با اشاره به متغیر سومی که شهید بهشتی مطرح میکند، گفت: متغیر سوم، مسئله « آزادی » است، ایشان در کتاب نقش آزادی در تربیت کودکان، با اشاره به نقش خداوند به عنوان مبدا هستی،نقش پیامبران به عنوان رهبران و راهنمایان امت، نقش امام به عنوان زمامدار و مسئول امت و مدیر جامعه، معتقد است این نقش ها نباید به آزادی انسان لطمه ای وارد کند چراکه اگر این نقش ها بخواهد به آزادی انسان لطمه وارد آورد، برخلاف مشیت خداوند عمل شده است.
دکتر مومنی استنتاج خود از نگاه شهید بهشتی را تقدم عدالت بر آزادی مطرح کرد و افزود: شهید بهشتی یک مثال نمادین در کتابش آورده است که نشان می دهد بدون عدالت ، آزادی بی معناست. ایشان می گوید در کشورهای اروپایی نظیر انگلستان، نظم اجتماعی اینگونه میگوید که اگر پول داشته باشید میتوانید در روزنامه ها آگهی چند میلیون دلاری بدهید و صدایتان را به دیگران برسانید، اگر پول ندارید باز هم آزادی هستید، اما در این حد که بروید پارک و فریاد بزنید و از این طریق صدایتان را به گوشه دیگران برسانید.
این استاد اقتصاد و توسعه افزود: ایشان در مورد نقش تعیین کننده ی قدرت چانه زنی طرفین مبادله در درک دینی واقع بینانه از مفهوم رضایت، بحث های بسیار خارق العاده ای داشتند. همچنین ، مولفه چهارمی که ایشان به عنوان متغیر کنترلی معرفی میکنند «کارآیی» است. اگر فلسفه عدالت، پایدار سازی نظام اجتماعی ست، یک رکن بنیادی اش مسئله کارآیی است. پس بنابراین رویکرد های صدقه ای به مسئله عدالت، از نظر اقای بهشتی کج فهمی قلمداد میشود و متغیر کنترلی نهایی، « مشارکت مردم » است.
وی در پایان، شاه بیت مباحث شهید آیت الله بهشتی در زمینه عدالت را از کلام ایشان مطرح کرده و گفت: فهم صحیح از احکام اسلامی علی الاطلاق در پرتو نگرش عالمانه به مسئله عدالت محقق میشود و بخش عظیمی از نابسامانی های جامعه ی اسلامی به مسئله ی درک و اهتمام ناکافی ما، به عدالت بازمی گردد.