جماران: آنچه که در پی می آید، دومین بخش از کتاب «میزان رأی ملت است» اثر دکتر حمید انصاری است که به تحلیل معنای جمهوریت و جایگاه رأی مردم در اندیشه امام خمینی می پردازد.


این کتاب حاصل مقالاتی است که در قالب پاسخ به اظهارات دو استاد حوزه علمیه قم در نیمه نخست دهه 80 منتشر شده بود. گرچه در این میان دیدگاه های استاد غرویان در سال های گذشته در عرصه سیاست دچار تحولاتی شده است؛ اما هدف از بازنشر امروزین این کتاب، نه مجادله دوباره، که بازخوانی و درک استدلال های امام خمینی درباره جایگاه رأی مردم و رکن جمهوریت نظام است و در این زمینه بی شک کتاب «میزان رأی ملت است» یکی از روان ترین منابعی است که در آستانه روز جمهوری اسلامی می تواند مورد مراجعه نسل جدید قرار بگیرد.
پایگاه اطلاع رسانی جماران طی روزهای آتی دیگر بخش های این مجموعه را منتشر خواهد کرد.

یک سند قاطع و تأویل‏ ناپذیر از امام خمینی
این سند به تنهایی تمامی مدعای اینجانب در مقاله حاضر را اثبات می‏کند. خطاب امام در آنچه که نقل می‏کنم عام است و هشدار ایشان برای توجه همه دلسوزان نظام به این نکته است که مراقب باشیم تا افراط و تفریط در مسائل مربوط به حقوق مردم در انتخابات سبب بهره‏‌برداری دشمنان دین و مردم نشود. روشنی تأکید امام بر حق دخالت مردم در سرنوشت خویش و انحصاری نبودن حق انتخاب در این جملات بی‏نیاز از هر گونه تفسیر و تأویل است:
از امورى که لازم است امروز تذکر بدهم شاید بعد دیر بشود، قضیه انتخابات است. همان طورى که مکرر من عرض کرده‌‏ام و سایرین هم گفته‏‌اند، انتخابات در انحصار هیچ کس نیست، نه در انحصار روحانیین است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه هاست.

انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براى تأثیر سرنوشت شما ملت است. از قرارى که من شنیده‌‏ام در دانشگاه بعض از اشخاص رفته‏‌اند گفته‏‌اند که دخالت در انتخابات، دخالت در سیاست است و این حق مجتهدین است. تا حالا مى‏‌گفتند که مجتهدین در سیاست نباید دخالت بکنند، این منافى با حق مجتهدین است، آنجا شکست خورده‏اند حالا عکسش را دارند مى‏‌گویند. این هم روى همین زمینه است، اینکه مى‏‌گویند انتخابات از امور سیاسى است و امور سیاسى هم حق مجتهدین است هر دویش غلط است. انتخابات سرنوشت یک ملت را دارد تعیین مى‏‌کند. انتخابات بر فرض اینکه سیاسى باشد و هست هم، این دارد سرنوشت همه ملت را تعیین مى‏‌کند، یعنى آحاد ملت سرنوشت زندگیشان در دنیا و آخرت منوط به این انتخابات است. این این طور نیست که انتخابات را باید چند تا مجتهد عمل کنند. این معنى دارد که مثلاً یک دویست تا مجتهد در قم داشتیم و یک‏صد تا مجتهد در جاهاى دیگر داشتیم، اینها همه بیایند انتخاب کنند، دیگر مردم بروند کنار؟! این یک توطئه‏اى است که مى‏‌خواهند همان طورى که در صدها سال توطئه شان این بود که باید روحانیون و مذهب از سیاست جدا باشد و استفاده‏‌هاى زیاد کردند و ما ضررهاى زیاد از این بردیم، الآن هم گرفتار ضررهاى او هستیم، حالا دیدند آن شکست خورد، یک نقشه دیگر کشیدند، و آن این است که انتخابات حق مجتهدین است، انتخابات یا دخالت در سیاست حق مجتهدین است. دانشگاهی‌ها بدانند این را که همان طورى که یک مجتهد در سرنوشت خودش باید دخالت کند، یک دانشجوى جوان هم باید در سرنوشت خودش دخالت کند. فرق مابین دانشگاهى و دانشجو و مثلا مدرسه‌‏اى و اینها نیست، همه‏‌شان با هم هستند. اینکه در دانشگاه رفتند و یک همچو مطلبى را گفتند، این یک توطئه‏اى است براى اینکه شما جوانها را مأیوس کنند.
بیدار باشید! توجه کنید! اینها با توطئه‏‌هایشان مى‏‌خواهند کار را انجام بدهند، نمى‌‏توانند با دخالت نظامى‏ کار بکنند، اینها مى‏‌خواهند با شیطنت‌هایشان کار خودشان را انجام بدهند. آن وقت شیطنت این بود که سیاست از مذهب خارج است و بسیار ضرر به ما زدند و ما بسیار ضرر خوردیم و آنها هم بسیار نفع بردند. این مطلب شکست خورده. حالا مى‏‌گویند که سیاست حق مجتهدین است یعنى، در امور سیاسى در ایران پانصد نفر دخالت کنند، باقی‌شان بروند سراغ کارشان. یعنى مردم
بروند سراغ کارشان، هیچ کار به مسائل اجتماعى نداشته باشند، و چند نفر پیرمرد ملّا بیایند دخالت بکنند. این از آن توطئه سابق بدتر است براى ایران. براى اینکه، «آن» یک عده از علما را کنار مى‏‌گذاشت، منتها به واسطه آنها هم یک قشر زیادى کنار گذاشته مى‏‌شوند، «این» تمام ملت را مى‏خواهد کنار بگذارد. یعنى نه اینکه این مى‏‌خواهد مجتهد را داخل کند، این مى‏‌خواهد مجتهد را با دست همین ملت از بین ببرد. باید دانشگاهیها متوجه باشند که اگر چنانچه افرادى در دانشگاه هستند که شیطنت دارند مى‏‌کنند، اینها را باید توجه کنند که گول اینها را نخورند. خودشان دخالت در امور انتخابات بکنند. انتخابات سرنوشت حتى شمایى که در آنجا هستید را تعیین مى‏‌کند. یک امرى که سرنوشت آحاد ملت در دست اوست، وظیفه آحاد ملت است که در آن دخالت کند، مربوط به یک قشرى، دون قشرى نیست، همه باید در این دخالت بکنند. و این شیطنت‌هایى که الآن دارند مى‏‌کنند، به طورى که به من گفته‏اند براى مأیوس کردن بعضى از جوان‌هاى ماست. این شیطنت را خنثى کنید و فعال وارد بشوید در انتخابات. مى‏خواهید خودتان کسانى را تعیین کنید و انتخاب بکنید، مى‏‌خواهید ببینید هر قشرى که مى‏‌پسندید حرفهاى آنها را و کاندیداى آنها را. شما هم با آنها باشید... در انتخابات به طور فعال همه دخالت بکنید.[1]

تحمیل رأی یعنی دیکتاتوری

آقای مصباح یزدی که می‏‌فرمایند رأی مردم هیچ اثر شرعی و قانونی ندارد، و رأی و نظر فقط حق یک نفر است که او دستور می‏‌دهد به چه کسی به عنوان رئیس‏‌جمهور رأی بدهید و اوست که اساساً دستور می‏‌دهد رأی بدهید یا رأی ندهید به جملات صریح امام خمینی توجه فرمایند:
ما بناى بر این نداریم که یک تحمیلى به ملتمان بکنیم. و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتورى بکنیم. ما تابع آراى ملت هستیم. ملت ما هر طور رأى داد ما هم از آنها تبعیت مى‏‌کنیم. ما حق نداریم. خداى تبارک و تعالى به ما حق نداده است، پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزى را تحمیل بکنیم. بله ممکن است گاهى وقتها ما یک تقاضایى از آنها بکنیم؛ تقاضاى متواضعانه، تقاضایى که خادم یک ملت از ملت مى‏‌کند.[2]
خوانندگان عزیز عنایت می‏فرمایند که در جملات فوق
برخلاف نظریه آقای مصباح و غرویان که اتکاء‏ امام به رأی مردم را یک امر اضطراری غیراصیل می‏‌دانند، امام حرمت تحمیل رأی به مردم و وجوب پیروی از آراء ملت مسلمان را در امور مهم حکومت دستور خدای متعال و پیامبر اکرم دانسته‏‌اند. امام می‏ فرمایند:
مردم در سراسر کشور در انتخاب فرد مورد نظر خود آزادند؛ و احدى حق تحمیل خود یا کاندیداهاى گروه یا گروهها را ندارد. هیچ مقامى و حزبى و گروهى و شخصى حق ندارد به دیگران که مخالف نظرشان هستند توهین کنند،...و احدى شرعاً نمى‌تواند به کسى کورکورانه و بدون تحقیق رأى بدهد. و اگر در صلاحیت شخص یا اشخاصى تمام افراد و گروهها نظر موافق داشتند ولى رأى دهنده تشخیصش برخلاف همه آنها بود، تبعیت از آنها صحیح نیست، و نزد خداوند مسئولیت دارد. و اگر گروه یا اشخاص صلاحیت فرد یا افرادى را تشخیص دادند و از این تأیید براى رأى دهنده اطمینان حاصل شد، مى‏‌تواند به آنها رأى دهد. و بالجمله، حکومت حکومت اسلام و مردم است؛ و مجلس از مردم است، و رأى نیز از آن مردم است؛ و
احدى تحت فرمان مقام یا مقاماتى نیست.[3]
مجلس خبرگانى که ما امروز در پیش داریم، اینطور نباشد که آقایان، دیگران کناره‌‏گیرى کنند، سستى کنند؛ ... ملت را دعوت کنند به رأى. منتها ملت و شما و هرکس آزاد است همیشه و به هرکس که مى‏‌خواهد رأى مى‌‏دهد، ولو آنکه آقایان و ـ فرض کنید که ـ علماى حوزه علمیه تهران یا قم آنها را معرفى نکرده باشند. شما الزامى ندارید به اینکه هر چه آنها معرفى کردند شما هم همان را معرفى کنید. البته آنها بررسى کرده‏‌اند، تخصص در این امر دارند، بررسى از امور کرده‏‌اند و با بررسى، این کار را انجام داده‏‌اند، لکن این اسباب این نمى‏‌شود که کسى الزام کند کسى را که تو باید به فلان رأى بدهى. آزاد هستید.[4
اسلامِ بزرگ تمام تبعیضها را محکوم نموده و براى هیچ گروهى ویژگى خاصى قرار نداده؛ و تقوا و تعهدِ به اسلام، تنها کرامت انسان‌هاست. و در پناه اسلام و جمهورى اسلامى، حق اداره امور داخلى و محلى و رفع هر گونه تبعیض فرهنگى و اقتصادى و سیاسى متعلق به
تمام قشرهاى ملت است.[5
اگر بنا باشد که یک جایى دادستان بخواهد روى قوانین عمل بکند، ما بخواهیم بگوییم که خیر، ما دادستان را قبول نداریم، این معناى دیکتاتورى است. دیکتاتورى همان است که نه به مجلس سر فرود مى‏‌آورد، نه به قوانین مجلس و نه به شوراى نگهبان و نه به تأیید شوراى نگهبان و نه به قوه قضائیه و نه به دادستانى و نه به شوراهاى دادستانى و همین طور به همه ارگان‌ها. قانون معنایش این است که [همه[ چیزها [را[ به حسب قانون اسلامى، به حسب قانون کشورى که منطبق با قوانین اسلام است، همه را، وظیفه ‏شان را قانون معین کرده. بعد از آنکه قانون وظیفه را معین کرد، هر کس بخواهد که برخلاف او عمل بکند، این یک دیکتاتورى است.[6]
ما کراراً این مطلب را گفته‌‏ایم که اسلام نسبت به اقلیت‌هاى مذهبى احترام قائل است و آنها در این مملکت ما آزادند و حتى حق رأى دارند، حق تعیین وکیل دارند.[7]
از نظر حقوق انسانى، تفاوتى بین زن و مرد نیست. زیرا که هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت
خویش را همچون مرد دارد.[8]
زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد. زن‌ها در جمهورى اسلام رأى باید بدهند. همان طورى که مردان حق رأى دارند زنها حق رأى دارند.[9]
امام در برابر کسانی که به رأی نمایندگان ملت در مجلس تنظیم قانون اساسی و رفراندوم پس از آن تمکین نکرده و برخی از اصول قانون اساسی از جمله اصل مربوط به ولایت فقیه را قبول نداشتند چنین استدلال می‏‌کند:
... اگر ما فشار آوردیم به اینکه آقا رأی بدهید، حتماً باید به این مسأله رأی بدهید آن وقت البته هم به ما اشکال است هم به آنها. اما اگر به دست مردم دادیم و گفتیم آقا مسأله این مسأله است... شمایی که خلاف این را می‏‌گویید دیکتاتور هستید و می‏‌خواهید به ما تحمیل بکنید. دیکتاتوری این است که برخلاف مسیر ملت،‏ برخلاف رأی ملت، یک چیزی به زور گردن ملت بگذارند.[10]

مجلس خبرگانی که با رأی مردم حاصل شده همه می‏‌دانند که این مجلس یک مجلسی تحمیلی نبوده است، هیچ کسی تحمیل نکرده، خود مردم اشخاصی را انتخاب کرده‏‌اند.[11]
برخلاف آنچه که آقای غرویان در مصاحبه‏ شان عنوان کرده‏ اند و همانند استاد خویش از مشروعیت دستور «بایدی» رهبری به مردم در انتخابها سخن گفته‏ اند با دقت در جملات حضرت امام دریافت می‏‌شود که نه تنها بایدی در کار نیست بلکه صراحتاً دیکتاتوری را به معنای تحمیل رأی بر مردم دانسته و انتخاب اینچنینی را مخدوش و دارای اشکال اساسی می‏دانند.

[1]. صحیفه امام؛ ج 18، ص 367 ـ 369.

[2]. همان؛ ج 11، ص 34.

[3]. همان؛ ج 18، ص 337.

[4]. همان؛ ج 17، ص 120.

[5]. همان؛ ج 11، ص 56.

[6]. همان؛ ج 14، ص 415.

[7]. همان؛ ج 5، ص 432.

[8]. صحیفه امام؛ ج 4، ص 364.

[9]. همان؛ ج 6،‏ ص 300.

[10]. همان؛ ج 9،‏ ص 528.

[11]. همان؛‏ ص 522.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.