امام(س) فرمودند، شهادت دکتر بهشتی در مقابل مظلومیت او ناچیز بود. جامعه آن زمان با شهادت دکتر بهشتی در غمی بزرگ فرو رفته بود و امام(س) با اینکه بسیار از شهادت دکتر بهشتی متأثر شده بودند، اما با هنری که داشتند باعث شدند در جامعه یک آرام سازی صورت گیرد.
نویسنده کتاب «سیره شهید دکتر بهشتی»، توفیق دکتر بهشتی را تبلور جامعیت در شخصیت او عنوان و اظهار کرد: دکتر بهشتی صفاتی داشتند که او را همیشه در صدر قرار میداد. ترکیب جامعیت شخصیت او با صفاتی از جمله اعتدال، هوش و تدبیر از دکتر بهشتی، انسانی کارآمد، موفق، مدیر و مدبر به وجود آورد، نظام اندیشه شهید بهشتی بر پایه اعتدال بود و اگر تفکر نادرستی از ایشان به وجود آمد، همه ناشی از عداوت، عناد و حسادت دیگران به او بود.
به گزارش جماران، دکتر غلامعلی رجایی در گفت وگو با شفقنا، درباره سیره آیتالله دکتر بهشتی اظهار کرد: آیتالله بهشتی ویژگیهای بارز شخصی و معنوی بسیاری داشت؛ او یک انسان پرروش یافته در مکتب امیرالمومنین(ع)، اسلام و اهل بیت(ع) بود؛ از جمله ویژگیهای شخصیتی او که همگان بر آنند و اتفاق نظر دارند، هوش سرشار، تدبیر، درایت و نواندیشی بود.
او به یک نمونه از اقدامات مدبرانه دکتر بهشتی اشاره کرد و افزود: در دهه 40 یعنی زمانی که سقوط شاه در حد یک خواب و خیال بود، مباحث جلسات آیت الله بهشتی در آن زمان در تهران بر این بود که اگر یک روزی شاه ساقط شود، ما باید برنامه داشته باشیم برای نظامی که اسلامی خواهد شد، باید ببینیم این نظام جایگزین شاه چه اقتصادی را باید داشته باشد، نوع تعاملش با مردم به چه شکل باشد در حقیقت این نشان دهنده هوش و تدبیر بسیار دکتر بهشتی بود.
او ادامه داد: دکتر بهشتی از روحانیونی بود که با فرهنگ غرب آشنایی داشت، او کاملاً به زبانهای آلمانی و انگلیسی مسلط بود و متون فلسفی مانند فلسفه هگل و کانت را از روی زبان اصلی این آثار میخواند نه ترجمه چرا که بعضاً میبینیم ترجمهها مخدوش و ناطق و نارسا هستند.
این استاد دانشگاه در مورد تأثیر سفر آلمان دکتر بهشتی بر دیدگاههای او گفت: سفر دکتر بهشتی به آلمان و چندین سال مدیریت کردن در مرکز اسلامی هامبورگ قطعاً بر تغییر دیدگاههای ایشان موثر بود، این تغییر دیدگاه باعث نوعی تعامل فرهنگی با غرب به خصوص با ادیان غرب مانند مسیحیت و همچنین تغییر در شاکله فکری، نظام ذهنی و عقیدتی دکتر بهشتی شد.
او معنویت را از دیگر ویژگیهای دکتر بهشتی عنوان و اظهار کرد: آیتالله بهشتی در مجالسی که حضور داشتند اجازه غیبت به احدی نمیدادند، او بسیار مخالف داشت و شایعاتی ناجوانمردانه علیه او پخش میشد، با این حال دکتر بهشتی همه این افراد را میبخشید و زمانی که شعار مرگ بر بهشتی را در اطراف محل کارش میشنید، لبخند تلخی میزد و عبور میکرد در حالی که میتوانست دستور بازداشت و دستگیری این افراد را بدهد ولی هیچگاه این کار را نکرد.
رجایی به وجود تعادل و اعتدال در نظام اندیشه شهید بهشتی اشاره کرد و افزود: در نظام اندیشه شهید بهشتی هر کسی سر جای خودش بود؛ هیچ گاه کار و خانواده را فدای یکدیگر نمیکرد، به همین دلیل یک نظام متعادل در حد اوجش در ایشان دیده میشد. دکتر بهشتی معتقد بود کسی که چریک است باید مخفیانه کار انجام دهد و کسی که باید اقداماتش برای همه روشن باشد، مسئلهای را پنهان نکند؛ این صفات باعث شد از ایشان جامعیتی درست شود که امام(س) در مورد ایشان تعبیر بزرگی به کار بردند و فرمودند: دکتر بهشتی یک امت بود برای ملت ما.
این نویسنده در پاسخ به اینکه چرا عدهای دکتر بهشتی را لیبرالیسم میخواندند، گفت: عدهای به دلیل بزرگ بودن، وجودشان برای دیگران مشکل است و سایه میاندازد؛ در واقع دیگران نمیتوانند این عظمت و بزرگی را ببینند. دکتر بهشتی را انحصارگر خطاب میکردند، اما زمانی که همین افراد مدیریت دکتر بهشتی در مجلس خبرگان را میدیدند، تسلیم میشدند.
او نمونه هایی از تفکرات انحرافی عدهای نسبت به شهید بهشتی را بیان و تصریح کرد: متأسفانه در زمان دکتر بهشتی مقداری جهل وجود داشت. مثلاً عدهای میگفتند همسر دکتر بهشتی آلمانی است و بی حجاب است یا اینکه دکتر بهشتی زندگی تشریفاتی دارد در صورتی که به هیچ وجه اینگونه نبوده است.
او نمونهای از مظلومیت دکتر بهشتی را به نقل از حجت الاسلام قرائتی عنوان کرد: روزی در اتوبوسی صحبت از خانه دکتر بهشتی شد و عدهای بر این باور بودند که آیتالله بهشتی منزلی بسیار تجملاتی دارد و عدهای دیگر مخالف این تفکر بودند، یکی از مسافران اتوبوس گفت اگر همه موافق هستید همین الان به خانه دکتر بهشتی برویم. زمانی که به خانه دکتر بهشتی میرسند همه از سادگی منزل دکتر بهشتی تعجب میکنند و از ایشان بابت این طرز فکر معذرت خواهی میکنند.
این کارشناس تاریخ مذهبی افزود: مجاهدین و منافقین خلق برای تخریب دکتر بهشتی برنامه داشتند چون ایشان اندیشه الحاد را بر نمیتافت، معتقد به حق بود و تأکید داشت هر چیزی باید اعتدال و تعادل خود را داشته باشد. اگر تفکر نادرستی از آیتالله بهشتی به وجود آمد، همه ناشی از عداوت، عناد و حسادت دیگران به ایشان بود و زمانی که از دکتر بهشتی میخواستند که از خودش دفاعی کند و پاسخی دهد، میگفت مگر نشنیدهاید قرآن میگوید «ان الله یدافع عن الذین امنوا ان الله»یعنی وظیفه من این است که ایمان بیاورم، کار خدا این است که از من دفاع کند. دعا کن من وظیفه خودم را خوب انجام بدهم. خدا کارش را خوب بلد است.
او به موفقیت دکتر بهشتی در تدوین قانون اساسی اشاره کرد و افزود: در آن دوره با اینکه آیتالله منتظری رییس مجلس بود، اما جلسات را دکتر بهشتی اداره میکردند و نقش ممتازی داشتند و نمایندگان آن دوره میگویند اگر دکتر بهشتی نبود، بحثی جمع نمیشد و به نتیجه نمیرسید، این مسئله را تمام کسانی که در آن زمان در مجلس خبرگان بودند، میتوانند شهادت دهند.
او افزود: نواندیشی دکتر بهشتی در اقتصاد و اختیارات ولایت فقیه در صحبتهای او کاملاً گویاست، حتی می توان گفت دکتر بهشتی این روزهای ما را هم میدید.
رجایی در مورد علت موفقیت دکتر بهشتی در حزب جمهوری اسلامی گفت: دکتر بهشتی صفاتی داشتند که او را همیشه در صدر قرار میداد. توفیق ایشان جامعیتی بود که در شخصیتشان متبلور بود، ترکیب این ویژگی با صفاتی از جمله اعتدال، هوش و تدبیر از دکتر بهشتی انسانی کارآمد، موفق، مدیر و مدبر به وجود آورد به گونهای که امام خمینی(س) نیز بسیار به ایشان تکیه کرده بودند و زمانی که دکتر بهشتی و یارانش در فاجعه هفت تیر به شهادت رسیدند، امام(س) به مسئولان نظام میگویند، مواظب باشید دیگر بهشتی را نداریم، باید بیشتر زحمت بکشید و دقت کنید و کار انقلاب را پیش ببرید.
او به تبعات ترور دکتر بهشتی برای نظام نوپای جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: امام خمینی(س) به دلیل بینش عرفانی و توحیدی که داشتند با شهادت دکتر بهشتی ساده برخورد کردند، اما این ضایعه را یک فاجعه بزرگ میدانستند و واقعاً باید پذیرفت هدف مجاهدین خلق از به شهادت رساندن آیتالله بهشتی و انفجارهای بعدی نابود کردن نظام جمهوری اسلامی بود.
رجایی در پایان بیان کرد: مردم ایران برای آیتالله بهشتی سوگی به یادماندنی گرفتند؛ امام(س) فرمودند، شهادت دکتر بهشتی در مقابل مظلومیت او ناچیز بود. جامعه آن زمان با شهادت دکتر بهشتی در غمی بزرگ فرو رفته بود و امام(س) با اینکه بسیار از شهادت دکتر بهشتی متأثر شده بودند، اما با هنری که داشتند باعث شدند در جامعه یک آرامسازی صورت گیرد.