سلام بر دانش و دانشگاه و دانشگاهیانى که چراغ راه هدایت و راهنمایى ملت به سوى تعالى و سعادت و فضل و فضیلت مىباشند ... سلام بر دانشجویان و استادانى که در سالهاى طولانى اختناق با محرومیتها و شکنجهها و ناراحتىهاى روحى و جسمى مواجه و با شجاعت و شهامت در مقابل استبدادها و قلدرىها ایستاده و تسلیم قدرتهاى شیطانى نشدهاند
اشاره: عرصه کار و خدمتِ جوانان، در منظرِ رهبر فقید انقلاب، در واقع آوردگاه فراخى است که خیر و شر را در مصاف با یکدیگر قرار داده و آنان را به فکر و تفاهم و تبادل تجربیات به منظور حفظ ایمان و میهن فرا مىخواند. کوتاهى در هر بُعد و حوزه و نادیده انگاشتن یا کم رنگ نمودن یکى به نفع دیگرى، حاکى از نارسایى تحلیل و شناختِ عناصرِ تأثیرگذار مىباشد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، از این منظر و به مناسبت روز جوان بخشی از مقاله ابوالفضل هدایتىبا موضوع "جایگاه سیاسی و اجتماعی جوانان در نظام جمهوری اسلامی از دیدگاه امام خمینی(س") ارسال می شود.
اسلامیت و جمهوریت- که با پیوند میمون خود، سازگارى دین و مردمسالارى را در نهضتِ امام خمینى (س) متجلى ساخت- حاکى از لزوم تلاش براى اسلام و ایران است. در این نگاه، هر جوان باید خود را براى خدمت در ابعاد مذهبى و ملى مهیّا سازد. چرا که او در واقع سربازى است که آتیه نیکو و سرافراز و پیروزمندان دین و کشور را رقم مىزند.
دامن زدن به تعصبهاى زیانبار مذهبى و احساسات ناسیونالیستى که در تقابلِ ناخوشایند ایمان و ملیت ظاهر مىگردد، حاصلى جز شکست و انزواى اسلام در صحن قدرت و مدیریتِ جامعه نخواهد داشت.
«شماها ان شاءالله در آتیه براى اسلام و براى کشور خودتان سرباز لایق ... باشید» «1».
«من از خداى تبارک و تعالى، توفیق شما جوانان را و همین طور جوانان عزیزى که در خارج از کشور به اسلام خدمت مىکنند، از خداى تبارک و تعالى مىخواهم. آنها، مجاهدینى هستند که با کمالِ اخلاص دارند خدمت مىکنند به ایران. و شما مجاهدینى هستید که با اخلاص دارید خدمت مىکنید به کشورتان و خداوند با شماست و شما را پیروز مىکند» «2».
امام خمینى (س)، همواره به فرداى نسل نو و کارآمدى آنان در پهن کوششهاى متنوع و انساندوستانه مىنگریست. او هر جوانى را به منزل ذخیر عزت و اقتدار کشور تلقى مىکرد و از او انتظار داشت که خویشتن را براى ایفاى مسؤولیتهاى ملى و مردمى مجهز و مهیّا سازد. در میان جوانان، رهبر فقید انقلاب، عنایت خاصى به دانشجویان داشت؛ آنان که خواهناخواه روزى سکاندارِ این کشتى در دل طوفانها و گردابها خواهند بود.
این که در کلامِ امام از دانشجوى ایرانى به عنوان وارثِ کشور یاد شده است، در حقیقت حوزه عملکرد و تأثیر بخشى این نیروى عظیم را خاطر نشان مىسازد. در نگاه وارثشناسانه، به هر حال از جفا کارىها و یأس افکنىها و حرمت شکنىها در حق نسل جوان و دانشجو باید خوددارى کرد.
«شما [دانشجوها] ذخایر این مملکت هستید، جوانید، دانشجو هستید، ذخیره این مملکت هستید» «3».
«شما ذخیره ما هستید و من خدمتگذار شما هستم» (4)
«امید من به شماست ... و شماها وارث این کشور هستید» (5)
وارث بودنِ جوانان و تحصیل کردگانِ فرهیخته و متعّهدِ کشورِ بىتردید متولیان و صاحبان قدرت را در برابر آنان و آینده و خواستههایشان مسؤول مىسازد. رفتار عاطفى مناسب و درک موقعیت و منزلتِ دانشجویان، عامل تأثیرگذارى در هدایتگرى اندیشهها و عاطفههاى سرشار آنان خواهد بود. بدبینىها و بىحرمتىها و تکفیرهاى جاهلانه به مرور زمان فراخناى رابط آنان را به تنگناى خسرانآمیز تبدیل مىکند. رهبر فقید انقلاب، همواره بر روش و منشِ پدرانه و مهرورزانه بانسل جوانِ دانشگاهى تأکید و سفارش داشت، و اولیاى امور را از بىتفاوتى بر حذر مىداشت.
«روحانیون محترم باید به طبق جوانِ روشنفکر که در خدمتِ اسلام و کشور اسلامى است و به همین جهت مورد حمل اجانب است، احترام گذاشته، آنها را چون فرزندانى عزیز و برادرانى ارجمند بدانند و این قدرت بزرگ [دانشگاه] که مقدرات خواه ناخواه در دست آنها خواهد افتاد، از دست ندهند و از تبلیغات سوئى که بر ضد آنها در این چند صد سال شده و آنها را در نظر بعضى طور دیگر جلوه دادهاند، تا از تفرقه استفاده هر چه بیشتر برند، احتراز کنند» «6».
البته این همه، محتاج ذهنیتى پیراسته وبینشى آراسته به خود آگاهى اجتماعى و تاریخى مىباشد، تا بتوان دست محبت و تفاهم را به سوى جوانان و دانشگاهیان گشود. امام خمینى (س) چنان که در رهبرىاش بارها نمایانده است، به روشنى چنین باورها و اعتمادها و مهرورزىهایى داشت و هیچگاه از اظهار تمایل و ارادتاش فروگذار نبود.
«سلام بر دانش و دانشگاه و دانشگاهیانى که چراغ راه هدایت و راهنمایى ملت به سوى تعالى و سعادت و فضل و فضیلت مىباشند ... سلام بر دانشجویان و استادانى که در سال هاى طولانى اختناق با محرومیتها و شکنجهها و ناراحتىهاى روحى و جسمى مواجه و با شجاعت و شهامت در مقابل استبدادها و قلدرىها ایستاده و تسلیم قدرتهاى شیطانى نشدهاند ...." (7)
"مکانهاى علمى مقدس خود را به صورت دژهاى مستحکم و سنگرهایى شکستناپذیر در آورده و از استقلال و آزادى میهن عزیزِ خود دفاع نموده و سنگرهاى شیطانى را با پشتیبانى این ملت بزرگ در هم شکسته و دشمن خونخوار خود را دفع کردند» «8».
درجاى دیگر، رهبر فقید انقلاب، ازاستقلال و آزادى- که شعارهاى اولیه و بنیادى انقلاب مردم ایران است- به عنوان امانتهاى بزرگ نام مىبرد که از رهگذر جان فشانى خُرد و کلان فراچنگِ آنان آمده و به فرزندان خویش سپردهاند. امام خمینى (س) قبولِ این دو امانت الهى و ملى را، حاکى از مسؤول بودن جوانانِ دانشگاهى و متفکرانِ جامعه در قبالِ آنان بر مىشمرد. از نگاه او، دانشجویانِ مسلمان در آینده رهبرى ملت را بر عهده دارند و ناگزیر از مبارزه و روشنگرى مردم براى نیل به حقیقت استقلال و آزادى در تمامى عرصههاى نظرى و عملىاند. زیرا که وظیف پاسدارى از محورهاى نظام جمهورى اسلامى که استقلال و آزادى مىباشد، متوجه نسل جوانِ دانشگاهى است.
«این عزیزانند که استقلال و آزادى و ترقى و تعالى ملتها مرهون زحمات آنان است ... و اکنون اى جوانان عزیز! و اى دانشجویان و دانشمندان! اى امید امروز و فرداهاى امت و اسلام! امانت بزرگ استقلال و آزادى که از دام دو قطب شرق و غرب با مجاهدت و فداکارى ملت عظیمالشأن ایران به دست آمده است، به شما عزیزان سپرده شده و مسؤولیت بزرگى به عهد همه گذاشته است. هم ملت و خصوص دانشجویانِ مسلمان که رهبرانِ آینده هستند، مسؤول نگهبانى از این امانت بزرگ الهى مىباشند» «9».
از منظر عِرفانى امام خمینى (س)، جایگاه خاصِ جوانان در ارتباط با حقجویى و ترجیح حقیقت بر مصلحتگرایىهاى نفسانى و اجتماعى، آشکار مىگردد. آنان به سبب سپیدى دل و آزادگى جان و روشناى روان، پذیراى سخن و فرمان الهىاند. نفس اماره و شیطانِ وسوسهگر، هنوز بر نظر و خردِ آنان چنگ و سلطه نداشته و لطافتِ روحىشان را نربودهاند.
چنان که در مقوله بعثتها و دعوتهاى توحیدى مىنگریم، بیش و پیش از قشر و گروه اجتماعى، جوانها، مخاطبهاى شایسته و فداکارى براى پیامبران بودهاند. دیگران به خصوص پیرانِ قوم که عمر را در زراندوزى و زورمدارى گذرانده بودند، از هیچ توطئه و دشمنى دریغ نداشتند. بدین سان، گفت و گو با نسل جوان، آسانتر و مطمئنتر است و مىتوان به سلوک و وفادارى آنان در هر برههاى از زمان، دل بست. بىتردید، انقلاب و نهضتى که بتواند این ارتباط را توأم با پاسخگویى به انتظارِ جوانان در ابعاد گوناگون حفظ کند، در نیل به هدفها و راهبردهاى اولیه توفیق به دست خواهد آورد. جوان در فضاى آزاد و نورانى خویش، هنگامى که رنگ و بوىحقیقتِ گفتار و رفتارى را احساس کند، بىدرنگ و بىمحابا به همدلى و همراهى بر مىخیزد. و بندهاى جهل و جور حاکم و محیط را در هم مىشکند. در واقع، در درازناى تاریخ حق و باطل، عدل و ظلم، اینان بودند که پیام نصرتخواهى مردمانِ خدا را بىپاسخ نگذارده و مشعل آزادى و نجات را در جاى جاى زمین، برافروخته نگاه داشتهاند.
«این جوان، قلبش لطیف است؛ ملکوتى است» «10».
«جوان ها، نزدیکترند به ملکوت. پیرها هر چه مىگذرد، هر چه بر عمرشان مىگذرد، هى اضافه مىشود یک چیزهایى که آنها را از خدا دور مىکند» «11».
چنانکه در نصایح آمده است، رعایت حرمتِ سالمندان واجب است و چه بسا که در میان آنان، چهرههاى فرهیخته و تأثیرگذارى در علم و ادب و هنر دیدهایم. اما در این واقعیت نمىتوان تردید داشت که پیران بر اثر کوتاهى در خودسازى و غفلت از تزکیه و تهذیب در ایام جوانى، در اسارت طبیعت و نفساند. خودخواهىها و دنیا طلبىها، چنان پیرانِ کوردل و از خودبیگانه را به خود مشغول داشته که حال و مجالى براى شنیدنِ حقیقت هم ندارند. همواره جنبشهاى عدالتخواهانهبر اثرِ تمایلات نفسانى و شیطانى این قشر- که البته صورتِ معقول و خیرخواهانهاى پیدا مىکرد- دچار ضعف و انحراف و تباهى گشته است.
در پیران، هواهاى نفسانى و جاهطلبى و مال دوستى و خودبزرگبینى، بسیار افزونتر از جوانان است. روحِ جوان لطیف است و انعطافپذیر. و آن قدر که در پیران حبِ نفس و حب دنیا است، در جوانان نیست» «1».
بگذریم از مؤمنانِ دلیر و پاک باختهاى همچون ابوذر و سلمان و عمار یاسر و کمیلبن زیاد و حبیببن مظاهر- که به رغم پیرى و وعد و وعیدِ نفس و طاغوت، همچنان به راه خدا و خدمت به مردم وفادار ماندند- پیران، غالبا مانع خیر و حقیقتاند. به آسانى، زبان به موعظه و ملامت و ارشاد مىگشایند، ولى به دشوارى از خودبینى و معصیت پروردگار گذشته و چه بسا در نیل به خشنودى خدا و پیامبر ناتواناند. چنین است که رهبر فقید انقلاب، از والایى روح و رفتار جوانان یاد مىکند و آنان را محبوب خدا بر مىشمارد و متواضعانه اظهار مىدارد:
«شما توقع نداشته باشید، من بتوانم از عهد ثناى شما و شکرِ عمل شما برآیم. شما را همان بس که محبوبِ خداى تعالى هستید» «2».
«نظیر مجاهدینِ این زمان، نظیرِ این جوانههاى این زمان از اول تاریخ تا حالا نبوده است. اگر آنها بودهاند، اما کم بودند» «3».
«من به هم شما [جوانان] ارادت دارم، اخلاص دارم ... شما از خودِ من هستید و من هم از خودِ شما» «4».
ابوالفضل هدایتى
منبع: حضور (34)، ص 45 الی 50