آرامش و تسلط حضرت امام خمینی(س)درمواقع بحرانی نکته ای است که دربسیاری از مواقع نزدیکان ایشان و مسئولین وقت کشور را شگفت زده کرده است. نحوه مواجهه ایشان با حادثه هفتم تیر ماه1360 نیز از جمله مواردی است که بسیار شنیدنی است. درکتاب برداشت هایی از سیره امام خمینی(س)نوشته غلامعلی رجایی بخشهایی از این نحوه مواجهه امام روایت شده است.
****
رادیو را بگذارید سر جای خود
حجت الاسلام والمسلمین انصاری : شبی که خبر شهادت دکتر بهشتی و یارانش به دفتر امام رسید نمیدانستیم این خبر را چگونه به گوش امام برسانیم،چون امام،شهید بهشتی را از جان و دل دوست داشتند.به رادیو تلویزیون اطلاع داده شد که خبر را شب پخش نکنند،چون امام آخر شب اخبار را گوش می کنند.قرار شد فردای آن روز حاج احمد آقا و آقای هاشمی بیایند به نحوی خبر را به امام اطلاع دهند که برای امام سکته ای پیش نیاید.در خانه هم سفارش شد که رادیو را از بالای سر امام بردارند،چون ممکن بود خبر ساعت هفت یا هشت صبح پخش شود.حال اینجاست که وقتی خانمها قبل از ساعت هفت می رفتند که رادیو را بردارند،امام به آنها می فرمایند:«رادیو را بگذارید سرجای خود،من جریان را از رادیوهای خارجی شنیدم.»و جالبتر اینکه وقتی حاج احمد آقا و آقای هاشمی خدمت ایشان رفتند،امام به آنها دلداری دادند و فورا دستور تشکیل مجلس، ترمیم کابینه و انتخاب رئیس دیوان عالی را صادر فرمودند.(1)
امام همه ما را آرام کردند
آیت الله محمدرضا توسلی : بعد از شب فاجعه هفتم تیر همه مسوولان در هراس بودند که انقلاب چه می شود.چون گروهی از بالاترین رده مسوولان در یک شب شربت شهادت نوشیدند که در میان آنها بزرگترین شخصیت قوه قضائیه،شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی و سایر شخصیتهای بالای کشور بودند. صبح آن روز مرحوم شهید رجایی و باهنر با جمعی از وزرا برای کسب تکلیف خدمت امام آمدند ولی همه خودشان را باخته بودند.از خدمت امام که برگشتند،آقای رجایی گفت:«امام با چند کلمه همه ما را آرام کردند»ایشان فرمودند:حوادث در عالم زیاد است و با شهادت جمعی از بزرگان نباید مقصد را رها کرد. بعد از دیدار آنها با امام چنان آرامشی در آنها پیدا شد که با اطمینان خاطر از همان جا به محل کار خود بازگشتند.(2)
کابینه را تکمیل کنید
شهید محمدعلی رجایی:پیش از دیدار با امام که به مناسبت شهادت جانگداز شهید بهشتی و 72 تن از یاران امام انجام شد تصمیم داشتیم در محضر ایشان ناراحتی و تاثر خود را پنهان کنیم تا امام متاثر نشوند اما تحمل این کار سنگین را در خود نمی دیدیم.ولی وقتی با ایشان دیدار کردیم چنان تحت تاثیر روحیه قوی امام قرار گرفتیم که در خود احساس آرامش کردیم و طبق معمول و ترتیب همیشگی مطالب خود را عرض کردیم ایشان قاطعانه فرمودند آنچه از کادر کابینه کم شده ولو به طور موقت افرادی را جایگزین آنها کنید.(3)
برای ما قصه ای بیان کردند
سید علی اکبرپرورش: یک روز پس از فاجعه هفت تیر باتفاق شهید رجائی و آقای موسوی اردبیلی و آقای هاشمی رفسنجانی خدمت امام می رفتیم در راه صحبت بر سر این بود که چگونه این واقعه را توضیح بدهیم که برای امام با ناراحتی قلبی یی که داشتند شرح این قضیه مشکلی را پیش نیاورد. قرار شد آقای هاشمی از طرف جمع با امام صحبت کنند.وقتی به محضر امام وارد شدیم قدری نشستیم و افراد جلسه سکوت معناداری کردند امام هم متوجه بودند.اما به جای اینکه آقای هاشمی صحبت کند امام صحبت فرمودند. بعد واقعه ای را برای ما بیان فرمودند که مدتها قبل در یک منطقه ای بیماری وبا شایع شد و مردم زیادی از این بیماری جان دادند به نحوی که جنازه های زیادی پهلوی هم چیده شده بود که مردم از دیدن آن جنازه ها خیلی وحشت می کردند تا جایی که مردم از ترس شیوع وبا داشتند جان می دادند تا اینکه یک روحانی قدرتمند مردم را خطاب کرد و گفت مردم چه شده چرا مضطرب هستید تقریب آجال شده است وافراد نزدیک هم وبا هم جان می دهند نترسید والا از ترس این وبا همه می میرید!
امام پس از توضیح این حکایت فرمودند بله در قضیه دیشب هم تقریب آجال شده و مرگها این شهدا با هم اتفاق افتاده است ونگرانی و وحشتی ندارد امام آنچنان صلابت روحی داشتند و قدرتمندانه با این قضیه برخورد کردند که همه افرادی که خدمت ایشان بودند با شجاعت بی مانندی با قضیه برخورد کردند.
بعد فرمودند:آقای اردبیلی به جای مرحوم شهید بهشتی کارها را تدارک کنند و من هم حکم می دهم و به آقای هاشمی فرمودند به هر شکلی هست باید مجلس را باز نگه دارید. که روز بعد نمایندگان مجروح را با سرم و تخت بیمارستان به مجلس آوردند تا مجلس به نصاب رسمی خودش برسد.
به مادلداری دادند
ساعت هشت و نیم صبح روزهفتم تیر در اتاق کوچک بیرونی امام،به محضرشان مشرف شدیم،با توجه به اینکه امام از عارضه قلبی ناراحت بودند و تحت محافظت شدید اطبا قرار داشتند،ما برای انتقال خبر شهادت کسانی که بی شک در قلب و دل رئوف ایشان جایشان کمتر از فرزندان صلبی ایشان نبود،مشکل داشتیم از سوی دیگر همه امید ما هم همین جا بود. اگر مشکلات را اینجا حل نکنیم،جای دیگری نداریم. غیر از همین رهبر کسی دیگر را نداشتیم که درد دلمان را به او بگوییم و غیر از همین اتاقک جای دیگری نبود که به آن پناه ببریم. خود ایشان هم از پیش خیلی چیزها را مطلع شده بودند و می دانستند که ما از ایشان بیشتراحتیاج به دلداری وتسلیت و تقویت و هدایت داریم و به همین دلیل خیلی زود ما را پذیرفتند.
ماتسلیت گفتیم و ایشان ما را دلداری دادند و با ذکر حادثه و لطیفه ای از تاریخ قدیم حوزه نجف اشرف در یک بلیه عمومی و اشاره به سرنوشت انبیاء و اولیاء و الطاف و هدایتهای الهی به ما آرامش و اعتماد به نفس بیشتر دادند.(4)
به همه ارامش دادند
دکتر مقدس پور :وقتی قضیه فاجعه هفتم تیر اتفاق افتاد،این این انفجار واقعا در بیت امام هم انفجاری ایجاد کرد چون نمی دانستیم چگونه مطلب را به امام منتقل کنیم دگرگونی روحی و تشویش خاصی در همه ایجاد شد. ولی دیدم که صبح آن روز امام به حسینیه آمدند و آن سخنرانی خاص را ایراد کردند و به همه آرامش دادند.(5)
امام تسلط برخود داشتند
حجت الاسلام والمسلمین موسوی خوئینی ها:در بعضی از موارد شاهد بودم و یا از حاج احمد آقا شنیدم که افراد برای انتقال اخبار مهم به امام،فکر می کردند که چگونه خبر ار بگویند که امام را متاثر نکنند و فشاری به قلب ایشان نیاید. اما درمی یافتند که بعد از نقل حادثه عکس العمل امام عادی بوده وبا گفتن کلمه اناالله و انا الیه راجعون واز این قبیل که بسیار پرمعنا بود بردبارانه با حادثه برخورد می کردند.البته این نه بدان معنی است که در مقابل کشته شدن هفتاد نفر در فاجعه هفتم تیر و یا شخصیتهای بزرگ،ایشان بی تفاوت باشند،بلکه ایشان از عطوفت و رقت قلب خاصی برخوردار بودند. چون از پیش خود را برای حوادث آماده کرده بودند،دستپاچه که نمی شدند بماند،با تسلط بر خود دنبال حل حادثه می رفتند.(6)
1-حجت الاسلام والمسلمین انصاری -سرگذشتهای ویژه از زندگی امام خمینی-ج2،ص 60
2- آیت الله محمدرضا توسلی،پا به پای آفتاب(جدید)ج2،ص 96
3-رئیس جمهور شهید محمدعلی رجایی-روزنامه اطلاعات 8/4/60-محضرنور-ج1-ص503
4-سید علی اکبرپرورش-نمازجمعه تهران 73/4/10
5- دکتر مقدس پور پاسداراسلام،ش 96،ص 38
6-حجت الاسلام والمسلمین موسوی خوئینی ها-حوزه-ش 38 و 37 ،ص 81