امام خمینی (ره) درباره امر به معروف و نهی از منکر معتقدند این فریضه حاکمیت دینی را نیز از غلطیدن در جاده انحراف و خطا نگه میدارد.
هفته اول محرمالحرام به نام هفته احیای امر به معروف و نهی از منکر به منظور یادآوری اصلیترین هدف جهاد والا و الهی امام حسین (ع) یعنی احیای امر به معروف و نهی از منکر نامگذاری شده است.امر به معروف و نهی از منکر نشانه وجدان بیدار، سوز و تعهد، عشق به مکتب، حضور در صحنه و عشق به مردم است. بدون تردید هر نهضت در جهت حفظ مسیر حرکت خود به سوی اهداف از پیش تعیین شده نیازمند طراحی و تدوین فرآیند آسیبشناسی و اصلاحطلبی مستمر با شیوههای روشمند و درونی برای کاهش آسیبپذیری است. در همین چارچوب دو اصل گرانقدر و مترقی امر به معروف و نهی از منکر مهمترین راهبرد آسیبشناسی و فرآیند اصلاحطلبی اسلام در جهت صیانت از نظام اسلامی تلقی می شود.به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، اصطلاح «امر به معروف و نهی از منکر» در سخنان امام خمینی (س) به طور واضح وآشکاری شامل تمامی اشکال و صور تغییر اجتماعی از اصلاح گرفته تا انقلاب می شود .آمر به معروف و ناهی از منکر باید با آگاهی در این راه گام بردارد و اگر به مقتضای آگاهی کاذب و یا جهل خود دست به حرکتی بزند،دیگر نمی توان آن را
«انقلاب اسلامی» قلمداد کرد. بنیان «امر به معروف و نهی از منکر» در جامعه اسلامی بر اصل فوق گذارده شده است و این که در جامعه اسلامی افراد نمی توانند نسبت به سرنوشت دیگران بی اعتنا باشند، لذا از روی «دلسوزی» و نه «طمع» و یا «کینه» برای نجات آنها از ضلالت به پا می خیزند و به اصطلاح امر به معروف و نهی از منکر می نمایند. وجود چنین روحیه ای است که جامعه آرمانی را به قبول اصل دوم رهنمون می شود و آن پذیرش «مسئولیت دسته جمعی» در قبال هدایت جامعه است. از نکات جالب توجه در کلام امام(ره) این است که ایشان هیچ گاه یک موسسه یا نهاد خاص را مسئول و عهده دار امر به معروف و نهی از منکر نمی دانستند، بلکه ضمن اشاره به کارکرد و رسالت هر یک از این نهادها، نهایتا متذکر می شدند که ملت و دولت لازم است در راه اصلاح فرهنگ جامعه دست به دستم بدهند و کاستی ها را رفع نمایند. مقاله حاضر که ماحصل تبدیل سخنرانیهای ضبط شده از حضرت امام (ره ) است سعی بر ان دارد که با بیان دیدگاههای ایشان در جهت روشنگری افراد جامعه قدمی برداشته و بیانات معظم له را راهنمایی برای اجرای دو فریضه مهم امر به معروف و نهی از منکر قرار دهد.
قرآن کریم بارها مساله امر به معروف و نهی از منکر را به عنوان یک وظیفه ویژه برای جامعه اسلامی بیان کرده است. علاوه بر اینکه یک دستور مهم و سرنوشت ساز برای ساختار مبانی فرهنگی واجتماعی و همبستگی اسلامی به حساب آورده بیانگر جایگاه والای این فریضه در قرآن مقدس به عنوان مساله حکومتی هم است . اهمیت انتخاب موضوع با توجه به کاربرد این دو فریضه مهم و جایگاه فرهنگ متعالی آن در کتاب سنت در همه زمانها بویژه در زمان حاضر ضروری به نظر می رسد.، متاسفانه وجود آفت ها و آسیب های اخلاقی اجتماعی سیاسی و امنیتی در سطح عالی و دانی جامعه اسلامی نشانگر غفلت مسئولین و مردم از فوائد و آثار تربیتی آن گردیده است که در نتیجه رویکرد این واجب سرنوشت ساز بدست فراموشی سپرده شده است .
امام خمینی (ره) امر به معروف و نهی از منکر را نه تنها راهکار مقابله با افراد فاسد دانستهاند بلکه معتقدند این فریضه حاکمیت دینی را نیز از غلطیدن در جاده انحراف و خطا نگه میدارد. ضمن اینکه امر به معروف و نهی از منکر را عامل بازدارندگی فعال و روزآمد در راستای کاهش میل حاکمیت به بیتفاوتی و بیمسئولیتی نسبت به پرسشگران و کنشگران عرصه سیاست و اجتماع برشمرده اند. آمر به معروف و ناهی از منکر باید با آگاهی در این راه گام بردارد و اگر به مقتضای آگاهی کاذب و یا جهل خود دست به حرکتی بزند، دیگر نمی توان آن را «انقلاب اسلامی» قلمداد کرد. انقلاب عبارت است از «امر به معروف و نهی از منکری که توسط مردمی آگاه، متحول و شعور یافته با انتخاب و اختیار، به طور همزمان و جمعی در مقابل سلطان یا پادشاه و هیئت حاکمه ستمگر، طی مراحلی خاص برای تغییر در ساخت ها، نهادها، ارزش های مسلط و به تعبیری بهتر، احیای سنت های رسول خدا و اماته بدعت ها، تحریفات و منکرات، تحت رهبری فردی واجد شرایط به طریقی خشونت آمیز، صورت می گیرد.» بدین ترتیب معلوم می شود که «انقلاب اسلامی» از حیث محتوا و تا حدودی در روش، از دیگر انقلاب ها
متمایز است و آنچه تحت عنوان «بعد آرمانی انقلاب» طرح می گردد ناظر بر همین وجه است. بنا براین اگاهی از دیدگاه امام خمینی (ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب اسلامی در مورد امر به معروف و نهی از منکر یعنی نظر و رای ایشان در باره به سامان کردن امور جامعه متناسب با سیره و ارزش های نبوی بوده است.
آرای حضرت امام (ره ) در مورد امر به معروف و نهی از منکر
امام خمینی در تاریخ ۲/۷/۵۸ تأکید کردند که "در امر به معروف و نهی از منکر شأن و مرتبه اجتماعی افراد مهم نیست و هر کس از هر قشر و طبقه اجتماعی موظف است دیگران را از هر قشر و طبقه اجتماعی که باشند، امر به معروف و نهی از منکر کند به هر فردی لازم است که امر به معروف کند. اگر یک فرد خیلی به نظرمردم مثلاً پایین، یک فردی که به نظر مردم خیلی اعلامرتبه هم هست، اگر از او یک انحرافی دید، بیاید (اسلام گفته برو به او بگو. نهی کن) بایستد در مقابلش بگوید این کارت انحراف بود نکن."
امام همچنین در تاریخ ۲۴/۹/۶۱ به این اصل اسلامی اشاره کردهاند که "هیچ کس حق ندارد به بهانه کشف جرم و مبارزه با افساد به تعقیب مردم یا تجسس در کار آنها بپردازد. رفتن و جاسوسی کردن و تجسس نمودن برخلاف اسلام است از طرفی تظاهر به فسق و خلاف شرع هم خلاف شرع است. هیچ کس حق ندارد هتک حرمت مسلمانان و تعدی از ضوابط شرعیه نماید. فقط باید به وظیفه نهی از منکر به نحوی که در اسلام مقرر است عمل نمایند."
در تاریخ ۱۷/۱۱/۶۱ امام درباره نحوه برخورد آمران به معروف و ناهیان از منکر با افراد خلافکار و منحرف فرمودند: «اگر کسی در اموال شخصیاش مرتکب معصیت و فساد هم بشود و بر فرض اثبات هم، روی موازین شرعی باید امر به معروف و نهی از منکر نمود. نباید کسی از این معنا سوء استفاده کند و در خیابان کار خلاف شرع انجام دهد.» امام خمینی(ره) در مسئله شماره ۲۷۹۱ رساله توضیحالمسائل میفرمایند: «چند چیز شرط است در واجب بودن امر به معروف و نهی از منکر. اول آنکه کسی که میخواهد امر و نهی کند، بداند که آنچه شخص مکلف به جا نمیآورد، واجب است که به جا آورد و آنچه به جا میآورد باید ترک کند ... دوم: آن که احتمال بدهد، امر و نهی او تأثیر میکند. پس اگر بداند اثر نمیکند واجب نیست. سوم: آن که بداند شخص معصیتکار، بنا دارد که معصیت خود را تکرار کند. پس اگر بداند یا گمان کند یا احتمال صحیح بدهد که تکرار نمیکند واجب نیست. چهارم: آن که در امرو نهی مفسدهای نباشد. پس اگر بداند یا گمان کند که اگر امر و نهی کند، ضرر جانی یا عرضی و آبرویی یا مالی قابل توجه به او میرسد، واجب نیست.»همچنین در مسئله شماره ۲۸۰۴ میفرمایند: «برای امر به
معروف و نهی از منکر، مراتبی است و جایز نیست یا احتمال حاصل شدن مقصود از مرتبه پایین، به مراتب دیگر عمل شود.»
ایشان در تاریخ ۹/۲/۵۸ فرمودند:«همه ملت موظفند که نظارت کنند بر این امور، نظارت کنند اگر من یک پایم را ... کج گذاشتم ... بگویند پایت را کج گذاشتی، خودت را حفظ کن .... اگر دیدند که یک کمیتهای خدای نخواسته خلاف مقررات اسلام دارد عمل میکند، بازاری باید اعتراض کند، کشاورز باید اعتراض کند، روحانیون و علما باید اعتراض کنند، اعتراض کنند تا این کج را راست کنند. اگر دیدید یک معمم برخلاف موازین اسلام خدای ناخواسته میخواهد عمل بکند، همه موظفند که جلویش را بگیرند. همه باید مراعات این مسئله را بکنند، توجه داشته باشند که مبادا من یک کلمه برخلاف مقررات اسلام بگویم، اعتراض کنند، بنویسند، بگویند.»
خاطراتی از امر به معروف و نهی از منکر امام خمینی(س)
در بدو ورود به پاریس،نمایندگان کاخ الیزه با امام ملاقات کرده و پیام رسمی دولت را مبنی بر ممانعت از هر گونه فعالیت سیاسی ابلاغ کردند.امام در پاسخ با همان قاطعیتی که به مسئولین عراقی برخورد داشتند،فرمودند؛ «ما فکر می کردیم که اینجا مثل عراق نیست.من هر کجا بروم حرفم را می زنم.من از فرودگاهی به فرودگاه دیگر و از شهری به شهر دیگر سفر می کنم تا به دنیا اعلام کنم که تمام ظالمان دنیا دستشان را در دست یکدیگر گذاشته اند تا مردم جهان صدای ما مظلومان را نشنوند. من صدای مردم دلیر ایران را به دنیا خواهم رساند.من به دنیا خواهم گفت که در ایران چه می گذرد».دلیل آفتاب؛ص50
تنها چیزی که امام غالباًدر خانواده ها توصیه می کردند،تا اول از همه به آن عمل کنند،انجام واجبات و دوری ازمحرمات بود. برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج2،ص383
وقتی امام در پاریس بودند اگر مردی داخل اتاق می شد و مثلاً انگشتر طلا به دستش بود فوراًاز او می خواست که انگشتر را در بیاورد.برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج2،ص406
یک بار هنگامی که امام به حرم مطهر حضرت امیر المؤمنین(ع)مشرف شده بودند با آنکه معمولاًکمتر به این سو و آن سو نگاه می کردند و مخصوصاً در حرم مطهر توجهی به امور ظاهری نداشتند،در حال عبور از رواق مطهر متوجه شدند که یکی از زوار روی زمین افتاده و عتبه مبارک را می بوسد.امام خیلی سریع و تند واکنش نشان دادند و به یکی از آقایانی که همراه ایشان بودند فرمودند؛«به این آقا بگویید بلند شود و این کار را نکند».برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج2ص411
یک روز قبل از اینکه امام به بیمارستان بروند توصیه ای در مورد غیبت کردند.نمی گفتند غیبت نکنید چون آن را نباید بکنیم بلکه می گفتند ؛«سعی کنید حتی در مجالسی که غیبت می شود شرکت نکنید.»ایشان در پرهیز از غیبت خیلی تأکید داشتند.برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج3ص303
من هر موقع پیش امام می رفتم،مرا تشویق به خواندن نماز می کردند.برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج1ص29
یک بار آقا همه اهل خانه را صدا کردند و گفتند؛«من بنا داشتم یک دفعه که همه با هم جمع هستیدچیزی برای شما بگویم».بعد گفتند؛«شما میدانید غیبت چقدر حرام است؟»گفتیم:بله.بعد گفتند:«شما میدانید فعل نا مشروع و عمل خلاف عفت)زنا(چقدر حرام است؟»گفتیم:بله فرمودند:«غیبت بیشتر»
برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج1،ص58
یک روز شنیدم که یکی از خدمتکاران منزل آقارا به خاطر خلافی که کرده بود به زندان برده اند.روزی خواهرم درباره او سؤالی از من پرسید.گفتم دیگر نیست و این جوری پیش آمده.تا آمدم بگویم،آقا گفتند:«غیبت است»گفتم آخر کار ایشان علنی بوده والآن هم زندان است.آقا گفتند:«نه او یک کاری کرده و وظیفه آنها هم این بوده که زندانش بکنند،ولی شما نباید آبرویشان را جای دیگری ببرید».برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج1ص59
آقا همیشه به ما توصیه کردند که مواظب باشیم مرتکب معصیت نشویم.بخصوص در مورد غیبت معتقد بودند خانمها وقتی دور هم جمع می شدند از خودشان صحبت کنند نه دیگران.امام با رها می گفتند:حتی به شوخی دروغ نگوییم.برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج1،ص59
امام کمتر پیش می آید که اهل نصیحت باشند؛بیشتر عملشان هست که نشان می دهد چه کاری خوب است وچه کاری بد.و از عکس العمل ایشان ما متوجه می شویم کاری قبیح است یا نه.عکس العمل امام در رابطه با مسائل مختلف فرق می کند.در مسأله محرمات و واجبات خیلی شدید برخورد دارند و در مستحبات کمتر.برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج2ص384
من یک روز خشم امام را نسبت به ارتکاب امر حرام دیدم که ایشان واقعاً خشمگین شدند.نه در حد امر به معروف؛گاهی ما امر حرامی را از کسی می بینیم امر به معروف می کنیم،اما امام واقعاً خشمگین می شوندکه در حالت صورت و نگاه ایشان دیده می شود و اصلا بدنشان لرزش پیدا می کند.برداشتهایی از سیره امام خمینی؛ج2ص385
دوشنبه شب بعد از شام تعدادی از فرزندان و نوه ها دور حضرت امام جمع بودیم،فرمودند:من به بیمارستان می روم و معلوم نیست برگردم؛لذا سفارشاتی فرمودند،البته خیلی کوتاه و اضافه نمودند که :شما جوانها واجباتتان مثل نماز و روزه و...را انجام دهید؛ولی بدانید آنچه آخرت انسان را خراب می کند زبان اوست،مواظب باشید در مجالس غیبت ننشینید،فساد غیبت کمتر از آثار بقیه ی گناهان نیست،بیشتر هم هست و در آخر،بار دیگر سفارش کردند:شما انشاءاللّه گناه نمی کنید؛ولی مواظب باشید در مجلس غیبت ننشینید و خودتان را از این گناه عظیم دور کنید.فصل صبر؛ص149
کپی شد