یک حقوقدان و وکیل دادگستری احتمال ارتکاب جرم در میان خانوادههای زندانی که وضع مناسب فرهنگی و اقتصادی ندارند را چند برابر افراد عادی دانست و معتقد است: در صورت تأمین نیازهای خانوادههای زندانی، شاهد کاهش جرم و بازگشت فرد مجرم به عنوان یک فرد سازنده به جامعه خواهیم بود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران به نقل از شفقنا، دکتر علی نجفی توانا، زندان را از نظر اسلام یک اقدام تأمینی و تربیتی عنوان و اظهار کرد: در تمدنهای مختلف در کشور ما اعم از تمدن باستانی و اسلامی، نگاه به اسیر به طور عام و زندانی؛ یعنی فرد در بند، به طور خاص، نگاه ملاطفت آمیز و انسانی بوده است. در دوره باستان وقتی بحث نظام زندانبانی در زمان ارزشی بابکان میشود، صحبت از اصلاح مجرمین است. در اسلام نیز دو نوع زندان یکی به نام «جسن» و دیگری به نام «مخیس» داشتهایم؛ که یکی با لیف خرما و دیگری با دیوارهای گلی درست میشده است، اما درخصوص فلسفه وجودی حبس بسیاری از علمای متقدم و متاخر اعتقاد دارند که چنین مجازاتی در اسلام وجود نداشته است. یعنی مجازات زندان به عنوان حبس مطرح نبوده بلکه جهت اقدامات «تأمینی» و «تربیتی» و یا برای «نگهداری مجرم جهت دادرسی» و محاکمه مربوط به جرم ارتکابی مقرر می گردیده است.
او ادامه داد: آنچه مسلم است زندان خواه به صورت اقدامات تأمینی و مصاحبتی و خواه به صورت تنبیهی و عبرتآمیزی، آنچه در دوره حکومت کلیسا و قرون وسطی و حتی تا این اواخر در کشورهای اروپایی مرسوم بوده، برای اعمال شکنجه و آزار و اذیت بوده است. حداقل در متون اسلامی درخصوص کیفرها جز کیفرهای بدنی که جنبه اعمال مجازاتهای سنگین را داشته است، صحبتی از جنبه خشونت آمیز بودن مجازاتهای زندان و یا شرایط سخت آن یافت نشده است.
نجفی توانا با بیان اینکه فلسفه مجازات حبس در دورههای مختلف در دنیا متفاوت بوده است، گفت: در دورهای حبس عمدتاً برای جرایم سنگین مقرر بوده و افرادی که اعدام نمیشدند، طبق نظر حاکم به مجازات حبس محکوم میشدند که البته چون متون تقویمی به صورتی که در دنیای فعلی مرسوم است و یا در برخی تمدنها مثل قوانین »حمورایی» یا ایران باستان مقرر بوده، بعد از اسلام در بعضی از کشورها به ویژه کشورهای خاورمیانه پیش بینی نشده بود و میزان حبس و یا اعمال مجازاتها براساس نظر حاکم مقرر میگردید.
او تأمین نیازهای مادی مجرم اقتصادی را از وظایف حاکم جامعه اسلامی دانست و افزود: بنابراین در خصوص برخورد با خود زندانی و یا اطرافیانش متونی در این زمینه وجود ندارد، اما اگر اسلام به معنای واقعی مدنظر باشد قطعاً چون بحث مجازات در اسلام عمدتاً جنبه احیا و باز پروری دارد و در حقیقت اکثر جرایم دارای مقرراتی است که براساس آن اگر کسی به عنوان مثال دست به سرقت بزند یا علت ارتکاب جرم فقر و مشکلات اقتصادی باشد نه تنها نباید مجازات شود بلکه بایستی حاکم جامعه اسلامی برای او مقرره ای تعیین و یا کاری برای او پیش بینی کند، لذا جامعهای میتواند مقررات جزایی - اسلامی را نسبت به آحاد ملتش اجرا کند که بعضاً وظایفش را در رابطه با مردم انجام دهد.
او به تأکید اسلام بر تأمین نیازها و برخورد منصفانه با فرد زندانی و خانواده او اشاره و تصریح کرد: اگر حاکم جامعه اسلامی نیازهایی از جمله کار، مسکن، ازدواج، بهداشت، درمان و آموزش را برای همگان تأمین کند، در صورتی که شخصی مرتکب جرم شود، قطعاً اعمال مجازات میتواند مؤثر باشد لذا به نظر میرسد که با استفاده از متون و نصوص اسلامی قطعاً هم خود زندانی و هم خانوادهاش میبایستی از یک حداقل تأمین و برخورد منصفانه برخوردار باشد، اما با این حال در اوراق تاریخی دیده میشود که در مصر و در دوران حکومت فاطمیان در طول 400 سال فقط شش دست قطع و حد اجرا میشود چرا که نیازهای اساسی مردم تأمین میگردیده است.
این حقوق دان ادامه داد: وقتی سرپرست خانوادهای بازداشت میشود و درآمد اقتصادی وی قطع میگردد قطعاً جامعه بایستی به سایر اعضای خانواده به عنوان عضوی از جامعه و به عنوان مالک بخشی از مملکت نگاه کند و نیازهای آنها را تامین نماید، در واقع این از حداقل وظایف حاکمیت است؛ حاکمیت امانتدار ملت است و مردم صاحبان اصلی مملکت هستند از این رو یکی از تبعات، امانت، برگردانندن العون به صاحب آن است و باید حقوق آنها تامین شود و در حقیقت خانوادههای زندانی و حتی خود زندانی مستثنی از این قاعده نیستند.
او زندان را محلی برای بازپروری و جامعه پذیری فرد دانست و اظهار کرد: زندان یک محلی برای نگهداری و به نوعی کیفر و وادار کردن محکوم به پذیرش اشتباه خود است. بسیاری از زندانیان به عنوان اعتراض به خانواده، اطرافیان و جامعه دست به جرم میزنند و برخی هم مضطر هستند و جهت اضطرار مرتکب به جرم میشوند و بسیاری هم جهت فزون طلبی. زمانی که فرد به زندان میرود بسته به شیوههای برخورد با او از خود واکنش نشان میدهد، اگر در زندان آسیب شناسی کنیم و علت ارتکاب جرم را دریابیم و سپس با توجه به نیاز هر فرد تدابیر مناسب نسبت به زندانی اعمال کنیم در این صورت زندان محلی برای بازپروری و جامعه پذیری خواهد شد.
نجفی توانا به برخی از آسیب های وارده بر فرد زندانی اشاره کرد و افزود: به هر حال در زندان اگر ما به این ظرایف روانشناختی، جرم شناختی و جامعه شناختی توجه نکنیم وقتی شخص در زندان قرار میگیرد دارای مشکل بارز و روشن خواهد شد. از لحاظ روانی، اعتماد به نفس خود را از دست میدهد. از لحاظ عاطفی، دچار شکست و گسست عاطفی میشود. از لحاظ خانوادگی، اعتبار خود را از دست میدهد و خانواده دیگر برای او آنچنان که باید ارزش قائل نمیشوند. از لحاظ اجتماعی، موقعیت اجتماعی او تضعیف میشود و جایگاه ثابت خود را از دست رفته خواهد دید. از لحاظ حرفهای، به دلیل ترک کار دچار مشکل خواهد شد و از لحاظ اقتصادی نیز دچار کمبود و حرمان میگردد.
او زندان را عامل تخریب تمام ابعاد مثبت یک فرد موفق و متعادل عنوان کرد و گفت: در حقیقت نتیجه زندان تخریب تمام ابعاد مثبت یک فرد موفق و متعادل در جامعه است. لذا اگر مدیران فلسفه زندان را دریابند، سعی میکنند از زندان محلی برای آموزش و پرورش بسازند و این زمانی شکل میگیرد که امکانات مالی، تجهیزات لازم و فضای مناسب داشته باشیم، در این صورت زندانی وقتی از زندان آزاد میشود فردی احیا شده خواهد بود. متاسفانه در بعضی از کشورها از جمله کشور ما به علت مشکلات اقتصادی، کمبود مکان و فقدان تدابیر علمی زندان فقط محلی برای نگهداری است. به ویژه اینکه بعد از آزادی فرد از زندان مراقبت بعد از خروج یا نداریم و یا مراقبت حداقل برای 4 یا 5 نفر از زندانیان است.
او به عوامل مخرب مراقبت نکردن فرد زندانی پس از آزادی اشاره کرد و افزود: زندانی در زندان که جای تربیت انسانی است معمولاً راهکارهای ارتکاب جرایم جدید را میآموزد بنابراین بعد از آزادی از زندان به دلیل اینکه موقعیت خانوادگی، عاطفی، اجتماعی، حرفهای و اعتماد به نفس خود را از دست داده در نتیجه دچار اختلال در شخصیت میشود و در انطباق با ارزشهای محیط سر ناسازگاری را آغاز خواهد کرد؛ در نتیجه جامعه او را نخواهد پذیرفت؛ خانواده به سختی او را میپذیرد؛ در میان اقوام و دوستان احساس غربت میکند. از این رو تنها جایی که برای او قابل تحمل است برگشت به نزد دوستان زندانی و هم بندان سابق است که نتیجه و فرآیند این رابطه جدید بزهکاری جدید، بزهکاری مزمن، بزهکار حرفهای و بزهکار جهالت خواهد بود. بی جهت نیست که بیش از 40 درصد از زندانیهای ما سابقه تکرار جرم و بیش از 60 درصد تعدد جرم دارند به همین دلیل باید با استفاده از فقه پویا و علوم متعدد روش جدیدی را در برخورد با زندانی پیش گیریم که زیبنده یک جامعه متمدن باشد.
این جرم شناس عدم حمایت از خانوادههای زندانی از سوی دولت را از عوامل بازگشت جرم به جامعه دانست و تصریح کرد: یکی از اثرات جانبی ولی بسیار مهم زندانی شدن سرپرست خانواده و حتی عضوی از خانواده، تسری فرهنگ بزهکارانه آن عضو به سایر اعضا خواهد بود به ویژه اگر آن عضو پدر خانواده و جرم او علیه اموال یا مواد مخدر باشد. زمانی که پدر یک خانواده زندانی میشود، دختران و پسران این خانواده تحت شماتت کلامی یا نگاه اقوام و دوستان قرار میگیرند و به تدریج نظم پذیری خود را از دست میدهند و بسیار دیده میشود که زمینه طلاق یا ارتکاب جرایم مانند سرقت در این خانوادهها افزایش یافته است.
نجفی توانا در پایان گفت: زمانی که سرپرست خانواده در بند است امکانات مادی و درآمد خانواده از بین میرود و این خانواده نیاز به تحدی دارد و جامعه متاسفانه حمایت لازم را نمیکند. حتی در شرایط فعلی خانوادههایی که سرپرست آنها دو شیفت کار میکنند به دلیل افزایش قیمتها و چند برابر شدن تورم حقوقشان تأمین نیاز زندگی عادی آنها را نمیکند چه برسد به خانوادههایی که فاقد سرپرست هستند و سرپرست آنها در زندانها قرار دارد. لذا شانس ارتکاب جرم در میان خانوادههای زندانی که وضع مناسب فرهنگی و اقتصادی ندارند حداقل چند برابر افراد عادی است.