سید مجتبی حسینی کاشانی
رفرماسیون، تغییر و جایگزینی نظام های فکری، بر گرفته از پیشرفت علوم و توسعه افق دید اندیشمندان، امری محسوس و پذیرفتنی است البته تا جایی که عوامل شکلگیری این فرمهای فکری و شمایل جدید اعتقادی، همراه با ادله دقیق و عمیق و ژرف نگری ریشهای در بن مایههای آن صورت پذیرد. چرا که کم نیستند نظامهای فکری که برای احیای اهداف دنیوی خود، لباس زیبای دین را بر تنِ فاسد خود میکنند عقاید کم جان مردم را با زبان چرب و نرم خود بیجان میکنند و در مسیر اغوای مردم به چه جایگاههایی که چنگ نمیزنند. وانگهی همین امر موجب آن شده است که اندیشههایی با عنوان اصلاحگری دینی، که نمونه بارز آن را در اصلاحات لوتری میتوان یافت، برگهای بسیاری از دفتر تاریخ زندگی بشر را پر کرده است. اگرچه پروتستانتیسم مشهور در یک نظام خاص فکری و آن هم در قرن 16 میلادی در غالب تفکر مسیحیت به صورت تمام نما رخ نمود اما به عقیده نگارنده از آنجا که واژه اعتراض، برگردان واژه پروتست است و ریشه در اعتراض آیینی به دین ظاهری و پر از تحریف دارد، اختصاص به آن دوران نداشته و در آن جریان تاریخی خلاصه نمی شود. به واقع اصلاح گری عقیده و مبارزه با دین سازی، لحظه به لحظه زندگی اعتقادی افراد بشر را با خود گره زده است. اساساً تبلیغ دین و دفاع از گزاره های آیین آسمانی که در مخالفت با عقیده حاکم صورت می گیرد خود نوعی پروتستانتیسم محسوب می شود. با همین منظر می توان بر آن دسته از گفتمان هایی که حساسیت خاصی به استفاده از واژه پروتستانتیسم در غیر از مکتب مسیحیان دارند و همچنین بر گفتار کسانی که به خیال خود هر گونه پرتوستانیسمی را لزوماً برگرفته از آرای خاص شخصی خاص در دورهای از زمان خاص می دانند، مهر کم دقتی و بی مهری زد.
در این نوشتار سعی در آن داریم با تحلیلی اجمالی بر وقایع موجود در عصر پروتستانتیسم مشهور و واکاوی افکار و اندیشه رهبر آن مارتین لوتر، به جایگاه عقل ودرک دینی در جامعه مردمی آن روز، عوامل ریشه ای ایجاد انقلاب فکری و زیبایی منزلگاه اصلاحگری بپردازیم. امید آن داریم که با تفکر و اندیشه در اتفاقات گذشته و انقلابهای درگذشته، معیار های صحیحی برای بهتر اندیشیدن در راستای رسیدن به جامعه آرمانی در یابیم.
برگ اول: شخصیت اجتماعی و فکری مارتین لوتر
ستون یک: تولد و تحصیلات مارتین
مارتین لوتر در سال 1483 میلادی در شهر آیسلبن آلمان به دنیا آمد. نامش به این علت مارتین گذاشته شد چون غسل تعمیدش در روز جشن مارتین، برگزار شد. تحصیلات دانشگاهی را در دانشگاه ارفورت آغاز کرد و در رشته ادبیات فارغ التحصیل شد. حادثهای ناگوار باعث گردید که مارتین با خدای خود عهد ببندد که تارک دنیا شود به همین منظور در دیر آگوستینی ارفورت باقی ماند تا به مقام کشیشی رسید. در سال 1507 دکتری خود را در زمینه الهیات گرفت.
ستون دو: تفکر و نوع اندیشه مارتین
در باره ایدئولوژی و جهان بینی مارتین لوتر اختلافاتی عجیب و پر تناقض وجود دارد به عنوان مثال اینکه پارادایم و الگووارهای که نظام فکری لوتر به مسیحیان و همکیشان خود اعطا کرده است تا چه حد، تحت تأثیر پرتوهایی از آیین یهودیت قرار دارد، دارای بیشترین تناقض قابل تصور است. به گونهای که ویل دورانت گفتار لوتر پیرامون جایگاه یهودیان را اینگونه میآورد: «آنان [یهودیان] را با گوگرد و زفت آتش زنید و هرگاه از دستتان برآید، آتش جهنم بر سرشان فرود آورید... و این را برای ... خداوند ما و مسیحیت انجام دهید تا خدا بداند که ما به حق مسیحی هستیم. خانههای آنان را خرد و خراب کنید... کتابهای دعا «تلمود»ها را و حتی «کتاب مقدس» شان را از آنان بگیرید، ربیعهای آنان را ولو به قیمت مرگشان از تعلیم بازدارید، معابر و راهها را به رویشان ببندید، آنان را از رباخواری باز دارید و همه پول و ذخایر نقره و طلایشان را از آنان بازستانید و هرگاه این اقدامات کفاف نکردند آنان را چون سگان درنده از خاک آلمان برانید.» [ویل دورانت، تاریخ تمدن، ج 6، اصلاح دینی، ص 500] و یا در طرف دیگر منقول است لوتر کتابی با عنوان «مسیحی یهودی متولد شد» نگاشته است و در جایی از آن با قلم خود اعتقادش را این گونه بیان کرده است که: «روح القدس خواسته است که، اسفار کتاب مقدس، تنها از طریق یهودیان نازل شود. یهودیان فرزندان خدا هستند و ما میهمانانی غریبه. باید به این امر راضی شویم. ما مانند سگ هایی هستیم که از ریزه غذای مولای خود می خورند!»
به هر سو فرای این که این انتسابات صحیح است یا خیر، آنچه برای ما حائز اهمیت است توجه به این نکته است که پرداختن به این انقلاب فکری و دادههای مثبت و قابل بررسی آن به این معنی نیست که محتوای فکری این انقلاب «منظر به» بوده و قابل تأیید است بلکه ناگفته هویداست اساس تفکر مسیحیت تحریف شده حتی بعد از انقلاب فکری به وجود آمده مورد توجه نقدهای فراوانی است.
برگ دوم: عوامل شکل گیری پروتستانتیسم
مسئله جابه جایی تفکر و عقیده آنگونه که در گفتار و سخن سهل و راحت است، در مرحله به عمل رسیدن بسان آن آسوده نیست. تا وقتی مشی منشی خاص، بینشی خاص تر را میان متعهدان به یک مکتب پدید نیاورد نباید انتظار جایگیزین شدن قرائتی جدید از مذهب و مکتب را در قلوب مردم داشت. با کاوشی اجمالی در کتب تاریخی و تحلیل آن شاید بتوان عوامل به وقوع پیوستن پروتستانتیسم را در سه محور اساسی جستجو کرد:
- نقش ایده و نظام عقدیتی در ایجاد روشن بینی آگاهانه مردم
- ایجاد شرایط اجتماعی، سیاسی همسو با تفکرات لوتر
- دافعه های موجود در مکتب کلیسای کاتولیک
الف) نقش ایده و نظام عقدیتی جدید:
به یقین در میدان مبارزه عقاید و اندیشهها، مدیریت بیان گزارههای دینی و همسو کردن آن با بافتهها و خواسته های مردم، نقش به سزایی در تشکیل پایگاه مردمی آن تفکر و در نتیجه به ثمر رسیدن آن دارد. وقتی به اصلاحات لوتری نگاه می کنیم شخص او و البته یارانش را مدیران مردم دوستی مییابیم.
به عنوان مثال آنها سعی میکردند به شیوه عامه پسند با عوام مردم سخن بگویند و بر بسیاری از تمایلات نفسانی مردم مهر تایید بزنند. ویل دورانت در مورد این خصلت لوتر میگوید: «[لوتر] وقتی موعظه میکرد، با زبان شنوندگان سخن میگفت، شوخیهای وی روستامنشانه و ناهنجار بودند»
فرای این بحث که نوع گفتار و رفتار مبلغ یک عقیده چه تاثیری در به ثمر رسیدن آن دارد میتوان به چند نکته قابل تأمل در تفکرات لوتر به عنوان اصلی ترین محرکهای جنبش اصلاح گری او اشاره کرد:
1)نقش ایمان در زندگی بشر
اینکه انسانها با چه راهکاری و مسیری به کمال اخروی می رسند و به زبان ساده چه کنند تا رضایت معبود خویش را به دست آورند، چالش جدی بر سر راه لوتر بود و او را به مطالعه اصل کتاب مقدس با این رویکرد که مسیر رهایی و نجات انسانِ ذاتا گناهکار چیست واداشت. بعد از این مطالعه به گفته خود لوتر با خدایی دیگر روبرو شد خدایی که با مهر پدری خود این گناهکار را بیگناه جلوه می دهد. از همین رهگذر لوتر تعریفی نو از ایمان ارائه داد و بیان کرد بخشودگی مومنان به پشتوانه اجرای دستورات کلیسا نیست بلکه هر انسانی که با اعتقاد و ایمان صحیح به گناهان خود اعتراف کند و طلب آمرزش نماید، بخشش خداوند شامل حالش خواهد شد. به یقین در جامعه ای که فضای ترس و اضطراب بر آمده از برزخ و جهنم ساخته پاپ همه جایش را فرا گرفته، این سخنان شیرینی و دل نشینی خاصی را دارا خواهد بود.
2) آموزه دو پادشاهی:
همیشه ایجاد تفاوت میان طبقات مختلف مردم چه از لحاظ اقتصادی و فرهنگی و غیره، نگرش مثبت ایشان به حکومت را سخت مورد هجوم قرار میدهد مخصوصا در جایی که تفاوتهای به وجود آمده، عمق فهم و جایگاه شخصیتی عوام مردم را نشانه رفته باشد چیزی که در زمان به ثمر رسیدن اصلاحگری لوتر به شدت وجود داشت آموزهای که کلیسا مطرح میکرد و مدعی میشد که دو نشئه وجود دارد یکی نشئه معنوی که مخصوص کشیشان است و دیگری نشئه دنیوی که برای مردم عادی است بنابر این اربابان کلیسا هم در امور دنیایی و هم در امور معنوی میتوانند دخالت کنند بر خلاف مردم عادی که فقط در امور دنیایی حق دخالت دارند. لوتر از این منظر نیز وارد جریان شد و با این آموزه نیز مخالفت کرد و همه را دارای شأنی واحد دانست. وی با صدای رسا فریاد میزد که همه مسیحیان به خاطر فضیلت تعمید، ایمان و بشارت، کشیش هستند و در واقع به صراحت، کشیش بودن همه مومنان را بیان می کرد.
3) ترویج اباحه گری:
از نکات دیگری که در تفکرات مارتین لوتر خود نمایی میکرد عدم سختگیری او در مسائل دینی و اخلاقی بود و چه بسا یکی از راهکارهای روانشناسانه وی برای جذب توده مردم بود. او همواره بر شادابی و نشاط مردم تکیه میکرد و از اختلاط دختران و پسران به عنوان امری نیکو یاد میکرد.
ویل دورانت در مورد تساهل و تسامح لوتر مینویسد: «لوتر در مسائل اخلاقی سختگیر نبود و میگفت: «خدای مهربان مایل است که ما بخوریم و بیاشامیم و خوش باشیم» «من خوشی را هر جا که باشد میجویم و قبول میکنم. خدای را شکر که ما اکنون میتوانیم با وجدان آسوده خوش باشیم» لوتر پیروان خویش را اندرز میداد که روزهای یکشنبه بزمی بیارایند و رقص و پایکوبی کنند. وی تفریح را تجویز میکرد، شطرنج باز ماهری بود و ورق بازی را تخلف بیضرری برای افراد نابالغ میدانست»
شاید در همین روند تغییر و تحولات ذکر شده بود که مارتین لوتر با آنکه کلیسای کاتولیک، رسماً هفت آیین را مقدس میدانست، تنها به دو آیین غسل تعمید و عشای ربانی مهر تایید زد و ما بقی را جزو آیین های مقدس ندانست.
ب) شرایط اجتماعی و سیاسی همسو با تفکرات اصلاحی
پرداختن به این امر لازم و ضروری است که بدانیم نمی توان دلایل و عوامل ایجاد یک نظام اصلاح گری بدین گستردگی را فقط در میان جاذبه های موجود در ایده های نظام جدید جست و جو کرد. بلکه شاخصه های دیگری نیز وجود دارد که باعث پدیدار شدن این تفکرات در سطح فهم عموم جامعه و ایجاد آمادگی کافی برای پذیرش آنها می شود که در ذیل به نمونه هایی از آن بسنده می کنیم:
1- گرچه اصلاح گری مسیحیت و پروتستانتیسم با نام لوتر گرهی ناگسستنی خورده است اما باید اذعان داشت اگر مخالفتهای یان هوس، جروم، توماس بلینی بر ضد مالاندوزی و تفکرات کلیسا نبود. جامعه به این پختگی برای پذیرش ایجاد یک انقلاب اصلاحی نمیرسید. یان هوس استاد دانشگاه پراگ و یک مصلح دینی بود که مردم را به قیام علیه سلطه کلیسای کاتولیک رومی برانگیخت همچنین نسبت به مال اندوزی کشیشان کاتولیک و بخشش گناهان توسط آنان اعتراضات وسیعی انجام داد. جروم هم به شدت علیه فساد اخلاقی کشیش ها جنگید و به دشمن قسم خورده پاپ مبدل گشت.
2- هانس کونگ یکی از اعضای قدیمی کلیسای کاتولیک پیرامون مقدمات شکلگیری اصلاحات لوتری به چند عامل اشاره میکند که به نظر میرسد از میان آنها، ناکامی شوراهای اصلاحی در اصلاح کلیسا، تمرکزگرایی دستگاه پاپ و رفتار غیر اخلاقی آن، سیاست مالی نظارت ناپذیر و مقاومت سرسختانه آن در برابر اصلاح، خود آگاهی روز افزون علوم دانشگاهی به منزله قدرت و مرجعی انتقادی در برابر کلیسا اشاره کرد. تمامی اینها وقتی دست در دست یکدیگر دادند به قدرتی بزرگ و انکار ناپذیر در برابر قدرت کلیسای روم تبدیل شدند.
ج) دافعه های موجود در مکتب کلیسای کاتولیک
از دلایل پیشتر گفته شده که بگذریم و اگر بخواهیم جانب برابری را رعایت کنیم باید به ناچار به اهمیت ضعفهای گسترده عقاید اربابان کلیسا در به ثمر نشاندن اصلاحات، اقرار و اعتراف کنیم چرا که تمامی دلایل گذشته، خود معلول این مسئله هستند و باید استحکام و قوت خود را مدیون این سستیها و ناتوانیها بدانند. یکی از ضعفهای اساسی کلیسای کاتولیک مسئله فروش آمرزش نامهها است که بعد از اعتراضات لوتر به آن رنگ و رویش را از دست داد. با زبان ساده کلیسای روم، صندوقی قرار داده بود که در ازای انداختن پولی در آن گناه آدمی پاک میشد، این امر گاهی در فروش آمرزش نامه پدیدار میشد گاهی در فروش قطعههایی از بهشت و گاه به شکلهای دیگر، و هضم این امر برای مردم و عوام جامعه بسیار سخت و دشوار بود تا جایی که وقتی لوتر آشکارا با کتاب 95 ماده ای که بر ضد این جریان نوشته بود وارد جریان اعتراض شد، این حرف دل مردم بود که بر دیوارهای کلیسا نصب میشد. لوتر صریحاً بیان کرد که نجات انسان در برزخ با انداختن پول در صندوق کلیسا هیچ مبنایی ندارد و در کتاب مقدس وجود ندارد و اعلام کرد کسی که بی اعتنا به بینوایان میگذرد و آمرزش نامه میخرد، تنها به غضب الهی گرفتار می شود.
عرفی شدن بیش از حد کشیشان کلیسا نیز از ضعفهای غیر قابل انکار مکتب کاتولیک به حساب میآمد. کشیشانی که دیگر قادر نبودند معنویتی شایسته به مردمی که تشنه معنویت بودند ترزیق کنند، از چشم عوام افتاده بودند. ظلمهای فراوان کلیسای روم با نام دین نیز مردم را به پذیرش مکتبی که این ظلمها را نفی کند تشویق میکرد و البته ضعف های دیگر که در این مجال نمیگنجد باعث آن شد عصر اصلاحات لوتری به طلوع خود نزدیک تر شود.
نتیجه:
حال که عوامل اجمالی محقق شدن پروتستانتیسم را مرور کردیم باید این نکته را متذکر شویم از جریان شکلگیری اصلاحات لوتری چند عنوان قابل یادگیری است:
- اینکه نگاه منطقی هم به ظاهر و هم به روح متون مقدس بسیار حائز اهمیت است.
- اینکه نباید ترس از جهنم و شدت اشتیاق به بهشت، انسان را به انجام ظاهر شعایر دینی قانع کند.
- در طرف مقابل برخورد غیر منطقی و خود پسندانه جریان مخالف اصلاح گری، به ایجاد عقده فکری و در نهایت به متضرر شدن اصل دینمداری و آرمانهای دینی منجر خواهد شد.