صحیفه امام خمینی (س)

  • عنوان چگونگی شروع جنبش اسلامی و برنامه‏های آن
  • محل فرانسه، نوفل‏لوشاتو
  • مناسبت
  • تاریخ
  • موضوع چگونگی شروع جنبش اسلامی و برنامه‏های آن
  • حضار مصاحبه‏کننده: خبرنگار مصری

سؤال:[چگونگی شروع جنبش اسلامی و خواستهای اساسی این جنبش را توضیح دهید. جنبش اخیر چگونه شروع شده و چرا؟]

جواب:فکر حکومت اسلامی، اینکه باید اسلام حکومت کند و نه غیر اسلام، یک فکری نیست که تازگی داشته باشد. در ابتدای اسلام، برنامۀ اسلام این بوده است که حکومت الهی همه جا باشد. نهایت اینکه، غفلت مسلمین از مصالح خودشان و اخیراً هم دستهای استعمار از چند صد سال پیش به این طرف، موجب شد که حتی طرح همچون آرمانی نشود. جنبش اسلامی اخیر، بیش از پانزده سال است که به رهبری علمای ایران با مخالفت با طرحهای شاه شروع شده است، طرحهایی که مخالف اسلام و ایران بود و دنبالۀ خیانتهای گذشتۀ او نیز بود. مردم از علما طرفداری کردند. اختلافات زیاد واقع شد که این مطلبی است طولانی. آنچه تقریباً در این یک سال واقع شد، اینکه کم‏کم خواسته‏های ملت به صورت طرحی درآمد و منتهی به این شد که همان خواسته‏های صدر اسلام بایستی طرحش ریخته شود. در این طرح نه فقط ایران از زیر بار استعمار و ظلم بیرون می‏رود، بلکه سرمشقی باشد برای همۀ کشورهای اسلامی، چه ایران و چه سایر کشورهایی که زیر فشار و استبداد هستند. نظر ما، که ملت هم با آن موافق است، این است که پس از، از بین رفتن حکومت قلدری و خلاف اسلامی شاه، یک دولت اسلامی و یک جمهوری اسلامی متکی به قوانین اسلام و آرای مردم که اکثریت قریب به اتفاق مسْلم هستند، در ایران مستقر بشود و احکام اسلام آنطور که هست اجرا گردد، و همۀ مطالب ایران و نظام آن بر طبق خواستهای اسلامی جریان پیدا کند.

ــ[به نظر حضرت آیت‏اللّه‏، کیفیت و ماهیت حکومت اسلامی که مطرح فرموده‏اید چیست؟ و وجه

تمایزش با آن اسلامی که در قانون اساسی منظور شده است چیست؟ آیا در طرح مسأله حکومت اسلامی، بیشتر نظر به مسائل اجتماعی اسلام است یا مسائل سیاسی اسلام؟ آیا منظور از اجرای دقیق احکام اسلام این است که فی‏المثل دست دزد را از این به بعد قطع کنید؟ چگونه برداشتی دارید؟]

ــمطلب مورد نظر این است که نظامی که مخالف نظام اسلام است در همه چیز، هم فرهنگش برخلاف نظام اسلام است، هم ارتشش، و هم اقتصادش، و هم سیاستش، بایستی منقلب شود و نظام اسلامی تحقق پیدا کند. پس از اینکه نظام اسلامی تحقق پیدا کرد، آن وقت مجلس هست، آرای وکلای مجلس هست، تمام اینها هست...، ما می‏خواهیم همۀ احکام اسلامی را جاری کنیم و عملاً ثابت خواهیم کرد که احکام اسلام مترقی است و بهتر از این است که دزد را ببرند و دزد بیرون بیاورند.

ــ[می‏خواهیم بفهمیم دربارۀ بعضیها که می‏گویند، حضرت آیت‏اللّه‏ برنامۀ واضحی ندارند و آنچه که طرح می‏کنند یک سری شعار است و شاید اختلاف شخصی بین شاه و ایشان است؛ می‏خواهم دربارۀ تمام اینها صحبت بفرمایید. آیا اختلاف شخصی وجود دارد؟ چرا یک برنامۀ اقتصادی واضحی ندارید؟]

ــاما برنامه: خیال می‏کنند برنامه در کار نیست. خیر، برنامه هست، اسلام برنامه دارد، ما خودمان هم برنامه داریم، لکن برنامۀ اسلام است و مترقی و بهتر از برنامه‏هایی است که به دست استعمارگران پیاده شده است. اما اینکه اختلاف شخصی در کار باشد، ابداً من اختلاف شخصی با کسی ندارم. اگر اختلاف شخصی می‏بود ممکن بود من بگذرم و می‏گذشتم. اختلاف، اختلاف اسلامی است و این شخص با مصالح اسلام و مصالح کشور مسلمین مخالفت و خیانت کرده است و بنابراین، مسأله چیزی نیست که کسی بتواند از آن بگذرد.

ــ[آیا شما برنامۀ اقتصادی معینی دارید؟ من پاسخ مسألۀ خصومت شخصی را فهمیدم، ولکن آیا حضرتعالی برنامۀ واضح و مشخصی دارید؟]

ــبلی، برنامۀ مشخص و واضحی داریم. برنامۀ اسلام، مشخص و واضح است.

ــ[آیا ما می‏توانیم خطوط اصلی آن را بفهمیم؟]

ــفعلاً خیر، باید بروید مطالعه کنید و خطوط اصلی را دریابید. در آینده ما تمام خطوط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را بیان می‏کنیم.

ــ[اگر چنانچه ارتش همواره در تأیید شاه باقی بماند، آیا حضرتعالی وسیلۀ دیگری برای رسیدن به اهدافتان دارید؟]

ــوسایلی چون وسایل نظامی که شاه به آن متوسل شده است، دیگر تأثیری ندارد. اینها شکست خورده و نمی‏توانند کاری انجام دهند و این ملت را خاموش کنند و قهراً خودشان تسلیم خواهند شد. اما اگر شاه پافشاری کند، ما شیوه‏های مبارزاتی را متناسب با آن تغییر خواهیم داد.

ــ[نسبت به مسائل اقتصادی و اینکه شاید برنامه نباشد، حضرتعالی درخواست بیرون رفتن شاه را از سلطنت دارید، آیا اگر شاه سلطنت را رها کرد و اوضاع اقتصادی به همین شکل باقی ماند، آیا وضع عوض شده است؟]

ــنه. اوضاع اقتصادی عوض خواهد شد و یک اقتصاد صحیح و سالم ما عرضه می‏کنیم و الآن اینها اقتصاد ما را ورشکست کرده و از بین برده‏اند. اینها خرجهایی کرده‏اند که خلاف مصلحت بوده است، دزدیهایی کرده‏اند که خیانت بوده است و برای حفظ خود به اشخاصی پولهایی بسیار گزاف داده است. ما تمام اینها را از بین می‏بریم و اطمینان داریم که دیگر اقتصادی عقب مانده نخواهیم داشت و به نیازهای مردم محروممان جواب مثبت خواهیم داد.

ــ[چرا حضرتعالی نیروهای سیاسی مخالف دیگر را از همکاری با خود در مبارزه برای رسیدن به هدفهایتان دور می‏کنید؟ مثل کمونیستها که همان هدف را دارند.]

ــنه، ما نمی‏توانیم کمونیستها را بپذیریم، برای اینکه خطر آنان برای کشور ما کمتر از خطر شاه نیست. ما آنها را نمی‏توانیم بپذیریم.

ــ[راجع به کشورهای عربی، آیا از بعضی از آنها حق پناهندگی سیاسی درخواست کرده‏اید و موضع آنها چیست؟ انتقادات شما نسبت به عراق چیست؟ و بودن شما در عراق؟ برداشت شما از موضعگیری حکومت فرانسه نسبت به بودن شما در پاریس چیست؟]

ــاما نظر من نسبت به دوَل عربی، نظر خوبی نیست. دولتهای عربی نه توانسته‏اند استقلال خودشان را حفظ کنند و نه توانسته‏اند یک وحدتی بین خودشان ایجاد نمایند که اسرائیل را از بین ببرند. اختلافات بین خودشان و خیانت بعضی از سران دولتهای عربی باعث این شده است که صهیونیستها در آنجا باشند و خودشان را تثبیت کنند. و اخیراً هم متأسفانه رئیس مصر این کار را دارد انجام می‏دهد. البته ممکن است بعضیها نسبتاً بد نباشند، لکن روی‏هم رفته نتوانسته‏اند یک اتحادی بین خودشان ایجاد کنند که به واسطۀ آن اتحاد، هم از استعمار نجات پیدا کنند و هم از اذناب استعمار که از آن جمله اسرائیل است. و اما نسبت به ملت عرب، همه برادر ما هستند و ما با آنها مثل برادر رفتار می‏کنیم. اما اینجا، دولت فرانسه فعلاً رفتاری مسالمت‏آمیز دارد.