یادداشت؛
وقتی نمیشود هم قاب بست و هم دل
پسر بچه ای در آغوش مادرش بی تاب بود هق هق میکرد. نفسش بریده بریده شده بود. بند دلم پاره شد، نتوانستم ادامه بدهم. دیگر…
پسر بچه ای در آغوش مادرش بی تاب بود هق هق میکرد. نفسش بریده بریده شده بود. بند دلم پاره شد، نتوانستم ادامه بدهم. دیگر…