غلامرضا مازندرانی در گفتوگو با خبرنگار ورزشی جماران، درباره سطح مسابقات کبدی در بازیهای آسیایی ناگویا گفت: روی هم رفته مسابقات قابل قبول بود. به نظرم نسبت به دوره قبل یعنی هانگژو، سطح تیمها در بخش زنان از لحاظ کیفی و تاکتیکی بهتر شده بود و تیمها پیشرفت کرده بودند. در بخش مردان نیز پیش از این دو، سه تیم مدعی داشتیم، اما در این دوره ژاپن خوب بازی کرد، بنگلادش عملکرد خوبی داشت و چینتایپه نیز نمایش مناسبی ارائه کرد. تایلند هم رشد محسوسی داشت و توانست پاکستان را پشت سر بگذارد و مدال برنز بگیرد.
او درباره پذیرش مسئولیت هدایت تیم ملی کبدی زنان برای نخستین بار ادامه داد: من در بخش زنان هیچ تجربهای نداشتم و نخستین باری بود که این مسئولیت را قبول کردم. فدراسیون درخواست کرد و خود وزارت ورزش نیز نسبت به کیفیت تیم بانوان و روند نزولی آن در ادوار گذشته احساس خطر کرده بود و میخواستند اتفاقاتی در این بخش رخ دهد. چندین جلسه داشتیم و برای خود من هم پذیرش این مسئولیت راحت نبود، زیرا تیم بانوان محدودیتهایی دارد؛ هم برای مربی و هم برای بازیکنان، و ممکن است حواشی و مسائلی پیش بیاید که مربی بهصورت ناخواسته درگیر آنها شود. با توجه به همه این موارد، خودم تمایل زیادی نداشتم، اما بعد از چند جلسه به این جمعبندی رسیدیم که کار را قبول کنم و اگر حدود ۵۰ روزی را که به دلیل جنگ از دست دادیم کنار بگذاریم، فکر میکنم حدود پنج ماه یا شاید پنج ماه و نیم با این تیم کار کردیم.
مازندرانی در پاسخ به این سوال که رسیدن تیم زنان ایران به فینال بازیهای آسیایی ناگویا با توجه به تغییرات گسترده در ترکیب، فراتر از انتظار بود یا خیر، تصریح کرد: فراتر از انتظار نبود، زیرا پتانسیل بازیکنان را میدیدم. من صرفاً روی اسامی تأکید ندارم که مثلاً فلان بازیکن سه دوره بازی کرده و حتماً تجربهاش در دوره چهارم نیز به کار میآید. اگر بازیکن باتجربه و آماده داشته باشیم، طبیعتاً گزینه بهتری است، اما با توجه به چیزی که در تمرینات، بدنسازی و مسابقات تدارکاتی دیدم، به این نتیجه رسیدیم که این تیم ظرفیت رسیدن به فینال را دارد. ما برای برگزاری بازیهای تدارکاتی به هند رفتیم و حدود ۱۰ مسابقه برگزار کردیم و من بازیکنان را تقریباً در شرایط مختلف آزمایش کردم.
او افزود: محصول آن جمعبندی این شد که از تیم دوره گذشته فقط یک نفر یعنی زهرا کریمی، در تیم باقی ماند و ۱۱ بازیکن تغییر کردند. البته همه آنها کاملاً جدید نبودند و دو، سه نفر در مسابقات جهانی سال گذشته نیز بازی کرده بودند و تجربه نصفه و نیمهای داشتند، اما با سبک و سیاقی که ما کار میکنیم، آشنایی نداشتند. در بخش زنان مربیان سبکهای متفاوتی دارند و این سبکها نیز یکسانسازی نشده است؛ بنابراین نه میتوان گفت یک سبک اشتباه است و نه میتوان گفت دیگری درست است. ما بازیکنان را در قالبی قرار دادیم که خودم نیاز داشتم و باید علاوه بر ارتقای تکنیکی، بازی تاکتیکی را یاد میگرفتند.
سرمربی تیم ملی کبدی زنان ایران درباره تأثیر کمبود مسابقات بر شرایط این تیم و اینکه آیا بجز تجربه کمبود استعداد هم داریم یا خیر گفت: اگر دامنه نفرات مستعد بیشتر باشد، انتخابهای بیشتری داریم تا برای هر پست، بازیکنان مستعد با فیزیک و سن مناسب را تحت پوشش قرار دهیم. وقتی جامعه آماری ما کم باشد، به همان نسبت دست ما نیز بسته میشود. ما در یکی، دو پست مطمئن بودیم که به مشکل میخوریم، اما در سطح کشور نیروی بهتری از نفرات موجود نداشتیم و این خودش یک مسئله است. شما نمیتوانید یک بازیکن را در عرض شش ماه صددرصد ارتقا دهید و چنین چیزی امکانپذیر نیست. با توجه به همه این مسائل، کاری را که باید انجام میدادیم، انجام دادیم.
مازندرانی ادامه داد: البته از لحاظ پتانسیل نیروی انسانی، هوش بازی و فیزیک بدنی مناسب، ما بهمراتب از هند بالاتریم و این موضوع انکارناپذیر است. همین که ما با چند ماه تمرین، با تیمی که تقریباً کل استخوانبندی داخل زمین آن جدید بود، به فینال آمدیم و شانس برد هم داشتیم، این موضوع را نشان میدهد. روی کاغذ نباید چنین اتفاقی رخ میداد، زیرا تیم هند عقبه بسیار قویتری دارد، مربیان متنوع و باشگاههای بسیار زیادی دارد. برای مثال، کمتر از یک ماه مانده به مسابقات، برای بازی تدارکاتی به هند رفتیم. در ایالت هاریانا، در شعاع کمتر از دو ساعت با خودرو، شاید بیش از ۱۰ آکادمی تخصصی کبدی وجود دارد که بازیکنان از ردههای ابتدایی جذب میشوند، فقط کبدی تمرین میکنند و در سن ۱۰ تا ۱۸ سالگی و نهایتاً ۲۰ سالگی از آکادمی جدا میشوند و به تیمهای حرفهای میروند.
او با اشاره به تفاوت تجربه بازیکنان دو تیم گفت: وقتی یک بازیکن ۱۰ سال بهصورت حرفهای آموزش میبیند، هر هفته بهطور منظم مسابقه دارد و هر ماه و هر سال در چندین تورنمنت متنوع شرکت میکند، طبیعتاً تجربه مسابقاتش بسیار بیشتر است، زیرا بارها و بارها لحظات حساس را تجربه کرده است. به نظر من این موضوع مهمترین برگ برنده هندیها مقابل ما بود. بازیکنان ما از لحاظ فنی و بدنی کمبودی ندارند، اما تجربهشان پایین است. همین تیم جوان اگر تجربه بیشتری به دست بیاورد، شکست هند اصلاً دور از دسترس نیست. هند در کبدی بسیار قدرتمند است، اما ایران نیز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. مسئله این است که بعضی موارد نیازمند زمان هستند و تجربه را نمیتوان در یک اردوی چهار، پنج ماهه آموزش داد.
مازندرانی تصریح کرد: تجربه باید در مسابقه تدارکاتی، شرایط فشار و حتی شرایط شکست به دست بیاید. بازیکن باید آن وضعیت را تجربه کند تا وقتی در مسابقه اصلی در شرایط مشابه قرار گرفت، دچار استرس نشود و بتواند بهراحتی دستورات و پیامهایی را که از نیمکت دریافت میکند، اجرا کند. ما در این حوزه مقداری در بازی فینال به مشکل خوردیم و این موضوع طبیعی بود، زیرا بیشتر بازیکنان ترکیب اصلی هند، دومین و بعضاً سومین دوره بازیهای آسیایی خود را تجربه میکردند. آنها تیم باتجربه و باکیفیتی بودند و کار را برای ما کمی سخت کردند. نمیگویم شکست آنها غیرممکن بود، زیرا خودم بهعنوان مربی میدیدم که توانایی این کار را داریم، اما تمام بازیکنان داخل زمین و روی نیمکت باید این موضوع را باور کنند و ایمان داشته باشند که میتوان چنین تیمی را شکست داد. رسیدن به این باور نیز بهراحتی به دست نمیآید.
او ادامه داد: این مسئله نیازمند کارهای ریشهای است؛ باید استعدادیابیهای خوبی انجام دهیم، مسابقات منظم داشته باشیم و بازیهای تدارکاتی بهتری برگزار کنیم. نمیتوانیم همیشه چند ماه مانده به بازیهای آسیایی کار را آغاز کنیم و انتظار بهترین نتیجه را داشته باشیم. این انتظار کمی دور از دسترس است و کار آسانی نیست. من از منظر خودم صحبت میکنم؛ کسی که چندین سال در این رشته بهعنوان بازیکن، مربی و کاپیتان فعالیت کردهام. طبیعتاً کارشناسان و دوستان دیگری نیز در مجموعه کبدی هستند و میتوانند نظرات خودشان را داشته باشند.
مازندرانی یکی از مشکلات اصلی کبدی زنان را فقر تکنیکی و کمبود تجربه دانست و گفت: چیزی که من میبینم، این است که یکی از عمدهترین کمبودهای ما فقر تکنیکی است. بازیکنانی که از استانها میآیند، از لحاظ تکنیکی خیلی غنی نیستند و بخش زیادی از زمان صرف آموزش آنها میشود. نکته دوم نیز تجربه است. تجربه را فقط میتوان با شبیهسازی شرایط مختلف به بازیکنان منتقل کرد، اما شبیهسازی هیچوقت کاملاً شبیه شرایط واقعی نیست. با این حال، این کاری بود که از دست ما برمیآمد.
او درباره نتیجه تیم در ناگویا افزود: نتیجه شاید خیلی عالی نبود، اما نسبت به دوره گذشته بسیار بهتر بود. ما در هشت سال گذشته نتوانسته بودیم در هیچ تورنمنتی چینتایپه را شکست دهیم، اما خدا را شکر امسال با یک بازی که از ابتدا برای آن برنامهریزی کرده بودیم، از همان شروع کاملاً مسلط بودیم و تا پایان بازی را کنترل کردیم و چینتایپه را پشت سر گذاشتیم. بازیکنان در بازی فینال نیز بد بازی نکردند و ما نیمه دوم را از هند بردیم، اما اشتباهات فردی ناشی از کمتجربگی باعث شد بازی را واگذار کنیم. تیم ما پتانسیل بردن هند را داشت.
سرمربی تیم ملی کبدی زنان درباره اینکه آیا حضورش در رأس کادر فنی این تیم را میتوان آغاز دورهای جدید برای کبدی زنان دانست، گفت: این موضوعی نیست که بگویم من آمدم و تحول ایجاد کردم. خود بازیکنان، مسئولان فدراسیون و مربیانی که در بخش زنان فعالیت میکنند باید درباره این موضوع نظر بدهند. ممکن است اصلاً مجموعه کبدی زنان چنین اعتقادی نداشته باشد و نظرات افراد نیز محترم است. نمیگوییم همه باید همانطور فکر کنند که من فکر میکنم. من هر چیزی را که بلد بودم و در طول این سالها تجربه کرده بودم، بدون استثنا در اختیار بازیکنان قرار دادم. اینکه تغییراتی ایجاد شده یا نشده و سطح تیم تغییر کرده یا نکرده، بهتر است دوستان درباره آن نظر بدهند و من در این مورد قضاوت نکنم.
او در ادامه گفت: نزدیک به ۲۰ سال در کنار تیم ملی بودهام؛ بهعنوان بازیکن، کاپیتان، کمکمربی و سرمربی در دورههای مختلف حضور داشتهام. همیشه اصلیترین چالش ما این بوده که برنامههای بلندمدت نداشتهایم. زمانی که به بازیهای آسیایی میرویم و نتیجه دلخواه را نمیگیریم، این موضوع مطرح میشود که به برنامهریزی بلندمدت نیاز داریم، اما وقتی برمیگردیم، متأسفانه به هزار و یک دلیل آن اتفاق نمیافتد و دوباره به دوره بعدی میرسیم؛ چند ماه مانده به مسابقات و همان داستان چه کنم، چه کنم تکرار میشود.
غلامرضا مازندرانی در پایان صحبتهای خود خاطرنشان کرد: در بخش مردان یک شانس ویژه داریم و آن مسابقات پرو کبدی است. بازیکنان چند ماه از سال به آنجا میروند، قراردادهای خوبی میبندند و با بازیکنان تراز اول کبدی دنیا رقابت میکنند. آنجا هم تمرین دارند، هم مسابقه و هم با انواع و اقسام تفکرات مربیان آشنا میشوند. طبیعتاً در بخش مردان رشد فنی داشتهایم و این موضوع انکارناپذیر است. با این حال، چیزی که در بخش مردان جای آن بسیار خالی است، هماهنگی تیمی و همگرایی است که باید برای دورههای بعدی روی آن کارشناسی و برنامهریزی شود تا بازیکنان با بهترین کیفیت راهی مسابقات شوند.