گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

حسینی، تحلیلگر مسائل بین‌الملل مطرح کرد: دو عامل که می تواند ترامپ را وادار به حمله مجدد به ایران کند، چیست؟

حسینی به جماران گفت: کشورهای عربی می‌خواهند جنگ به شرطی آغاز شود که نهایتا منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی گردد، نه اینکه ایران قوی‌تر از قبل، از جنگ خارج شود. لذا این کشورها همیشه ضمن اینکه از آمریکا درخواست حمله به ایران را دارند، نگران این موضوع هم هستند که این حملات منجر به نابودی جمهوری اسلامی نشود. می‌توان گفت که بین تمام کشورهای منطقه، بحرین و امارات بیشتر از همه خواستار براندازی جمهوری اسلامی اند.

یک تحلیلگر مسائل بین‌الملل با تأکید بر اینکه تا زمانی که ما غیرمستقیم با آمریکا مذاکره می‌کنیم، به نتیجه‌ای نمی‌رسیم، گفت:  نتایج نظرسنجی‌ها حاکی از احتمال بالای شکست حزب لیکود است. روحیه آتش‌افروزی نتانیاهو نیز باعث می‌شود او در این سه هفته باقی‌مانده، دست به هر کاری بزند تا شاید بتواند نتیجه انتخابات را به نفع خود و لیکود تغییر دهد.

سیدعلی حسینی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران، با اشاره به گمانه‌زنی‌‌ها مبنی بر قریب‌الوقوع بودن جنگ بعدی علیه ایران، اظهار کرد: طبق نظریات جنبش «ماگا» که اصلی‌ترین عامل رأی‌آوری ترامپ است، آمریکا نباید وارد جنگی گسترده شود. اکنون شاهد کاهش محبوبیت شدید ترامپ در آمریکا هستیم و مهمترین عامل این اتفاق، همین عدول او از شعار خودش و اقدام به جنگ‌افروزی در نقاط مختلف دنیا از جمله خاورمیانه است. به علاوه، ترامپ به عنوان یک فرد معامله‌گر، ذاتا تمایل دارد مسائل را با انجام یک معامله حل‌وفصل کند. پس به صورت طبیعی، این دو عامل باید باعث شود ترامپ از وقوع جنگ‌های بعدی جلوگیری کند.

وی ادامه داد: اما دو عامل دیگر، ترامپ را وادار به انجام دو جنگ قبلی علیه ایران کرد و اکنون نیز ممکن است ترامپ مجددا تحت تأثیر همین دو عامل، دست به حمله علیه ایران بزند؛ عامل نخست، شخص نتانیاهو و لابی به شدت تأثیرگذار صهیونیستی است و عامل دوم، تحقیر شدن مداوم ترامپ توسط حزب دموکرات. این حزب در جریان رقابت‌های جاری انتخاباتی، دائما در حال تحقیر ترامپ به علت شکست در جنگ با ایران است. با توجه به روحیه خودشیفتگی ترامپ، این وضعیت بسیار برای او سنگین است و لذا ممکن است دست به حمله مجدد علیه ایران بزند تا شاید این بار به یک پیروزی برسد.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه در این بین، اعراب خلیج‌فارس نیز همواره خواهان تضعیف شدید ایران بوده و هستند، عنوان کرد: در دو جنگ اخیر نیز کشورهای عربی اقدامات قابل توجهی علیه ایران انجام دادند و این اقدامات تنها به قراردادن خاک‌شان در اختیار پایگاه‌های آمریکایی منحصر نمی‌شود؛ این کشورها حتی جنگنده‌ها و پهپادهای خود را برای حمله به ایران در اختیار آمریکا قرار دادند که نمونه آن، دیده‌شدن میراژهای اماراتی در کیش و شیراز در روزهای پایانی جنگ رمضان بود.

حسینی اضافه کرد: کشورهای عربی می‌خواهند جنگ به شرطی آغاز شود که نهایتا منجر به سرنگونی جمهوری اسلامی گردد، نه اینکه ایران قوی‌تر از قبل، از جنگ خارج شود. لذا این کشورها همیشه ضمن اینکه از آمریکا درخواست حمله به ایران را دارند، نگران این موضوع هم هستند که این حملات منجر به نابودی جمهوری اسلامی نشود. می‌توان گفت که بین تمام کشورهای منطقه، بحرین و امارات بیشتر از همه خواستار براندازی جمهوری اسلامی اند.

وی ادامه داد: حتی ناامنی‌های کنونی جنوب‌‍شرق ایران نیز با تحریکات اسرائیل و امارات صورت می‌گیرد و در حقیقت افسران تروریستی موساد، در پوشش ماموران سازمان ملل متحد که به اشکال مختلف در بلوچستان پاکستان حضور دارند، به هدایت گروه‌های تروریستی ضدایرانی می‌پردازند. در سطح بعدی، کویت و عربستان رویکردی بینابینی دارند و پس از آن هم قطر و عمان اند که می‌دانند ایران به ماهوی ایران، قدرت فوق‌العاده‌ای دارد و حتی ممکن است چنانچه افرادی به غیر از جمهوری اسلامی در ایران بر سر کار بیایند، روحیه ناسیونالیستی قوی‌تری داشته باشند و شدیدتر علیه اعراب اقدام کنند.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل با بیان اینکه اسرائیل نیز در فاصله سه هفته باقی‌مانده تا انتخابات کنست، به تحرکات ضدایرانی خود خواهد افزود، گفت: نتایج نظرسنجی‌ها حاکی از احتمال بالای شکست حزب لیکود است. روحیه آتش‌افروزی نتانیاهو نیز باعث می‌شود او در این سه هفته باقی‌مانده، دست به هر کاری بزند تا شاید بتواند نتیجه انتخابات را به نفع خود و لیکود تغییر دهد. البته ترامپ هنوز رودستی که از نتانیاهو خورده و با تشویق او وارد گرداب جنگ با ایران شده را از یاد نبرده و عدم دیدار ترامپ با نتانیاهو در نیویورک نیز حاکی از همین امر است. تقریبا هیچ مقطعی در تاریخ روابط آمریکا و اسرائیل نبوده که رسانه‌ها و اندیشکده‌های آمریکایی تا این حد از هزینه‌های داده‌شده برای اسرائیل اعلام نارضایتی کنند.

حسینی همچنین در تحلیل خود از میزان تأثیرگذاری اهرم تنگه هرمز برای ایران در شرایط فعلی، بیان کرد: اگرچه این اهرم ما ضعیف شده و اکنون رفت‌وآمدها در تنگه هرمز تا حدّی به جریان افتاده، اما هنوز وضعیت این آبراهه به حالت عادی بازنگشته و همچنان کشتی‌ها به صورت روزانه مورد حمله قرار می‌گیرند و هزینه بیمه نیز بالاست و قیمت نفت حدودا 100 دلار در هر بشکه است، در حالیکه اگر وضعیت عادی بود، این رقم باید در محدوده 65 تا 70 دلار قرار می‌داشت. بنابراین، همچنان تنگه هرمز یک کارت چانه‌زنی در دست ایران است، اما از حالا به بعد، باید راهی برای بهره‌گیری از این کارت پیدا کنیم.

وی با تأکید بر اینکه تا زمانی که ما غیرمستقیم با آمریکا مذاکره می‌کنیم، به نتیجه‌ای نمی‌رسیم، ابراز عقیده کرد: هر میانجی‌گری هر چه قدر هم برای نتیجه‌بخشی مذاکرات تلاش کند، قبل از هر چیز، منافع خود را در نظر می‌گیرد. ما باید رودرروی آمریکا بنشینیم تا تأثیر لابی‌های صهیونیستی، عربی و حتی روسی و چینی را خنثی کنیم و به یک تفاهم پایدار با آمریکا برسیم. ما باید تابوی مذاکره مستقیم با آمریکا را بشکنیم، زیرا هیچ دلیل عقلی، شرعی و عرفی برای عدم مذاکره مستقیم وجود ندارد. حتی پیامبر اسلام(ص)  هم مستقیما با کفار مکه مذاکره و صلح حدبیه را امضاء کرد. حداقل نتیجه مذاکره مستقیم این است که برای مردم خودمان روشن می‌شود که ایران کشور صلح‌طلبی است که از هر ابزاری برای دور نگه‌داشتن جنگ استفاده کرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.