خانواده آلاحمد در سال ۱۳۱۰، زمانی که جلال هشتساله بود، به این عمارت آمدند و همینجا بستر شکلگیری بخش مهمی از خاستگاه فکری و مشاهدات اجتماعی جلال و شمس آلاحمد بود؛ فضایی که دههها با صدای مباحثات دینی، رفتوآمد مشاهیر و زندگی روزمره خانوادهای پرجنبوجوش گرهخورده بود.
پایگاه خبری جماران - مطهره کشاورز محمدیان: کوچهپسکوچههای پیچدرپیچ سنگلج، محلهای که روزگاری نبضِ سیاست و فرهنگ پایتخت در آن میتپید، همچنان راویِ لایههای پنهانِ تاریخِ اجتماعی تهران است؛ در کوچه «کارکن اساسی» عمارتی استوار ایستاده است که دههها تخریب و آسیبهای اجتماعی را پشت سر گذاشته و حالا با تکمیل عملیات مرمت و استحکامبخشی سازهای، دوباره با عنوان «خانه تاریخی آیتالله حاج سید احمد طالقانی و مأمن دوران کودکی و نوجوانی جلال و شمس آلاحمد» به حافظه شهر بازگشته است.
عمارتِ بازمانده از عهد احمدشاهی
آیتالله حاج سید احمد طالقانی، از علمای بانفوذ تهران، در سال ۱۳۰۸ خورشیدی این ملک قاجاری را تجدید بنا کرد. عمارتی دوطبقه که باتکیهبر شاخصههای معماری ایرانی - اسلامی شکلگرفته و بخشهای اندرونی و بیرونی آن بهصورت تفکیکشده طراحی شده است. طاقنماهای آجری، پنجرههای ارسی و زیرزمینهایی با حوضخانه سنتی، از دیگر ویژگیهای این بناست؛ معماریای که هم پاسخگوی شأن مراجعات مذهبی صاحبخانه بود و هم حریم خصوصی اهل خانه را حفظ میکرد.
خانواده آلاحمد در سال ۱۳۱۰، زمانی که جلال هشتساله بود، به این عمارت آمدند و همینجا بستر شکلگیری بخش مهمی از خاستگاه فکری و مشاهدات اجتماعی جلال و شمس آلاحمد بود؛ فضایی که دههها با صدای مباحثات دینی، رفتوآمد مشاهیر و زندگی روزمره خانوادهای پرجنبوجوش گرهخورده بود.
سقوط به مغاکِ فراموشی
با درگذشت آیتالله طالقانی و پراکندگی ورثه، دورانِ افولِ این خانه آغاز شد. اگرچه ثبت این اثر در فهرست آثار ملی در سال ۱۳۸۳، گامی برای صیانت از آن بود، اما این «ثبتِ کاغذی» مانع از هجومِ فرسایش نشد. سالها رهاشدگی سبب شد سقفها بر اثر رطوبت فروبریزند، تزیینات آجری و ارسیها به سرقت بروند و سازه تا مرزِ نابودی کامل پیش برود. در این میان، فضایِ خالیِ خانه به پاتوقی برای بزهکاران تبدیل شد؛ وضعیتی که در حافظه جمعی اهالی، نامِ «پاتوق امیر چلچله» را جایگزینِ پیشینه فرهنگیِ آن کرده بود.
مسیر دشوارِ احیا
نقطه چرخش در سرنوشتِ این خانه در سال ۱۳۹۹ رقم خورد؛ زمانی که مدیریت احیای بنا به سیده محبوبه کاظمی دولابی، توسعهگر فرهنگی، سپرده شد. او این پروژه را در قامت یک «مسئولیت اجتماعی» تعریف و کار را با گردآوری تاریخ شفاهی و مستندات هویتیِ خانه آغاز کرد.
کارگاه مرمت از اسفند ۱۴۰۱ فعال شد. نخستین گام، پاکسازی صدها تن نخاله و پسماند انباشتهشده در سالهای رهاشدگی بود. پس از تثبیت خاک، مراحلِ فنی شامل پیبندی، رفع خطر از جدارههای سست، اجرای طاقهای سنتی، احیای بادگیرها و عایقبندی سازه با رعایت ضوابط مرمتیِ دوره احمدشاهی اجرا شد. حالا با پایان عملیاتِ سازهای، بنا ثباتِ ساختاریِ خود را بازیافته است.
نگاهِ تمدنی به توسعهگری فرهنگی
سیده محبوبه کاظمی دولابی در اینباره به جماران گفت: سال ۱۳۹۹ با وضعیتی اسفبار مواجه بودیم. نگاه ما از آغاز نه صرفاً یک بازسازیِ کالبدی بلکه توسعهگری فرهنگی بود؛ مدلی که در آن میراث تاریخی نه بهعنوان یک موزه منفعل، بلکه بهعنوان پیشرانی برای بهبود کیفیت زندگی ساکنان محله احیا میشود.
به گفته او برنامهریزی برای فاز بهرهبرداریِ این خانه که اکنون بهعنوان «خانهموزه پدری جلال آلاحمد» مطرح است، فراتر از یک فضای نمایشی پیش رفته و هدف تبدیل کوچه کارکن اساسی و بافت پیرامونی به یک گذرِ هنر و بازارچهای برای صنایعدستی و جریانِ زندهای است که علاوه بر هویتبخشی، به رونق کسبوکارهای بومی و امنیت پایدارِ سنگلج کمک کند.
حالا با تمامشدن مراحل مرمت، این خانه تاریخی در آستانه تجهیز و بازگشایی قرار دارد تا بار دیگر درهایش به روی پژوهشگران، هنرمندان و دوستداران تاریخ تهران گشوده شود؛ عمارتی که پس از سالها بیمهری، هویتِ تاریخی خود را بازیافته است.