ماجرای کنار گذاشتهشدن مکلمور از تور اد شیرن پس از موضعگیری او در حمایت از فلسطین، بحث تازهای را درباره مرز میان «بیطرفی» و «کنش سیاسی» به راه انداخته است. نویسنده این تحلیل استدلال میکند که خودداری از اعلام موضع، بهویژه در شرایطی که یک دیدگاه سیاسی از صحنه حذف میشود، لزوماً به معنای بیطرفی نیست و میتواند در عمل به ترجیح یک سوی منازعه بر سوی دیگر منجر شود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، وبسایت «کانورسیشن» در تحلیلی به بررسی ماجرای کنار گذاشتهشدن «مکلمور» از تور «اد شیرن» پس از حمایت او از فلسطین، مفهوم «غیرسیاسی بودن» و تفاوت آن با بیطرفی، پیامدهای اخلاقی سکوت در برابر بیعدالتی، نسبت میان نیت و نتیجه در کنشهای سیاسی و این پرسش پرداخت که آیا خودداری از موضعگیری میتواند در عمل به یک کنش سیاسی تبدیل شود و نوشت:
در روزهای اخیر، رسانهها بهطور گسترده به خبر کنار گذاشتهشدن «مکلمور» از تور «Loop» اد شیرن پرداختهاند؛ اتفاقی که پس از درخواستهای این خواننده رپ روی صحنه برای «آزادی فلسطین» رخ داد.
مکلمور گفته است رابرت کرافت، مالک تیم نیوانگلند پتریوتس و ورزشگاه ژیلت، او را از اجرای برنامه در این ورزشگاه منع کرده و دیگر ورزشگاهها را نیز ترغیب کرده است که به این تحریم بپیوندند.
در واکنش به این اتفاق، دیگر هنرمندانی که قرار بود بهعنوان اجراکنندگان افتتاحیه در تور اد شیرن حضور داشته باشند نیز از ادامه همکاری انصراف دادند.
اد شیرن تلاش کرده است خود را از این تصمیم فاصله دهد و گفته این تصمیم از سوی برگزارکننده گرفته شده، نه شخص او. او موضعی «غیرسیاسی» اتخاذ کرده و به سابقه خود در پرهیز از بیان عمومی مواضع سیاسی اشاره کرده است.
بااینحال، موج انتقادهایی که پس از این اتفاق از سوی هواداران و مفسران شکل گرفت، نشان میدهد حفظ یا تحمیل بیطرفی در چنین موقعیتهایی چندان ساده نیست.
«غیرسیاسی بودن» دقیقاً چه معنایی دارد؟
سیاست صرفاً به دولت و حکومت محدود نمیشود. در معنایی گستردهتر، سیاست به روابط قدرت در جامعه و میان اعضای جامعه و همچنین تلاشها برای تغییر این روابط اشاره دارد.
به نظر میرسد اظهارات اخیر اد شیرن نیز بر همین برداشت استوار است. او مدعی است به این معنا «غیرسیاسی» است که دیدگاههای سیاسی خود را از فعالیتش بهعنوان یک هنرمند جدا نگه میدارد.
شیرن گفته است: مردم صفحههای موسیقی من را میخرند تا هنگام معاشقه پخش کنند. من آقای سیاست نیستم. آنطور که فکر میکنم درست است رأی میدهم، اما به دیگران نمیگویم چه کاری انجام دهند.
نکته مهم این است که شیرن در بیانیه اخیر خود فقط ادعا نکرده که در موضوع فلسطین موضعی غیرسیاسی دارد، بلکه گفته است که بهطور کلی فردی غیرسیاسی است.
اگر این ادعا را به معنای دقیق کلمه در نظر بگیریم، لازمه آن این است که او هیچگاه درباره چگونگی توزیع قدرت و کنترل در جامعه موضعی ابراز نکند.
اما به نظر نمیرسد شیرن در عمل چنین کرده باشد. او پیشتر از کارزارهای مخالف برگزیت حمایت کرده، در مبارزه با نژادپرستی راست افراطی موضع گرفته، از جرمی کوربین پشتیبانی کرده و در سال ۲۰۲۲ نیز در کنسرتی برای حمایت از اوکراین حضور یافته است.
همه این موارد، مواضعی سیاسی محسوب میشوند.
بنابراین، اگر شیرن در همه زمانها و درباره همه مسائل غیرسیاسی نیست، معنای آن این است که در قبال برخی موضوعات مشخص تصمیم میگیرد موضعی غیرسیاسی اتخاذ کند. در این مورد، موضوع مورد نظر فلسطین است.
آیا «غیرسیاسی بودن» همان «بیطرف بودن» است؟
غیرسیاسی بودن لزوماً به معنای «بیطرف» بودن در مسائل سیاسی نیست؛ بهویژه در موقعیتهایی که بیعدالتی قابلتوجهی در حال وقوع است.
برخی معتقدند تلاش برای حفظ بیطرفی در چنین موضوعاتی میتواند به تثبیت بیعدالتی منجر شود یا دستکم ادامه آن را ممکن سازد.
پرسش درباره بیطرفی فقط به صنعت سرگرمی محدود نمیشود و در زمینه جنگها نیز بارها مطرح شده است. در چنین شرایطی، اهمیت سنجیدن نیت افراد در برابر پیامدهای اقداماتشان بهویژه روشن میشود.
صلیب سرخ استدلال میکند که بیطرفی سیاسی این نهاد به آن اجازه میدهد به شمار بیشتری از افرادی که از درگیریهای مسلحانه آسیب دیدهاند، کمک کند.
در سوی مقابل، سربازان مزدور ــ که از نظر سیاسی بیطرفاند و صرفاً در ازای دریافت دستمزد میجنگند ــ معمولاً از نظر اخلاقی بسیار مسئلهدارتر تلقی میشوند. بسیاری از منازعات جاری در جهان نیز با حضور چنین نیروهایی ادامه دارند.
هوگو گروتیوس، فیلسوف قرن هفدهم، استدلال میکرد چون مزدوران صرفاً برای پول میجنگند و توجهی به عادلانه یا ناعادلانه بودن هدفی که برای آن میجنگند ندارند، «هیچ شیوه زندگیای نفرتانگیزتر و سزاوارتر از این برای نکوهش وجود ندارد».
بااینحال، برخی مدافعان استفاده از نیروهای مزدور استدلال میکنند که اگر حضور آنان باعث پایان سریعتر یک منازعه شود، نتیجه حاصل ممکن است اقداماتشان را از نظر اخلاقی موجه کند؛ حتی اگر انگیزههای آنان اخلاقی نباشد.
آیا غیرسیاسی بودن غیراخلاقی است؟
نه همیشه. از منظر برخی دیدگاههای فلسفی، غیرسیاسی بودن میتواند قابل دفاع باشد، اما زمینه و شرایط نقش تعیینکنندهای دارند.
اپیکور، فیلسوف یونانی، معتقد بود بهتر است انسان از سیاست دوری کند. او بر این باور بود که باید در پی «آرامش روح» بود، از امور جهان کناره گرفت و زندگی را در صلح سپری کرد.
به نظر میرسد این امکان وجود داشته باشد که انسان درباره برخی مسائل سیاسی مشخص «بیطرف» باشد؛ به این معنا که اساساً دیدگاهی درباره آنها نداشته باشد.
بااینحال، بسیاری از فیلسوفان، از جمله ارسطو و آنتونیو گرامشی، فیلسوف ایتالیایی، معتقد بودهاند که انسانها بهطور اجتنابناپذیری موجوداتی سیاسیاند. از این منظر، برخی مسائل بهگونهای هستند که از انسان واکنش میطلبند.
هانا آرنت، فیلسوف، نشان داد که نوعی «بیفکری» یا «فقدان اندیشه» در تسهیل شرارتهای رژیم نازی نقش داشت؛ به این معنا که بیتوجهی به خطاهای جدی اخلاقی میتواند خود بخشی از مسئله باشد.
در مورد اد شیرن نیز ممکن است او از منظر شخصی واقعاً تصور کند که در حال اتخاذ موضعی «غیرسیاسی» است. بااینحال، تصمیم او در بستری گستردهتر رخ داده است؛ بستری که در آن به نظر میرسد این تصمیم تحت تأثیر، یا بهدست، افراد ثروتمندی گرفته شده که مواضع سیاسی آشکار و شناختهشدهای درباره فلسطین دارند.
شیرن در این ماجرا صرفاً از بیان دیدگاه سیاسی شخصی خود خودداری نکرده است. او اجازه داده دیدگاه سیاسی مکلمور، به درخواست طرف دیگری که براساس منافع سیاسی خود عمل میکند، از صحنه حذف شود و در نتیجه، عملاً یک موضع را بر موضع دیگر ترجیح داده است.
کنش از مسیر بیعملی
مشکل دیگری که در انتخاب نکردن هیچ «طرفی» در یک مسئله مشخص وجود دارد این است که چنین انتخابی اغلب در اختیار کسانی است که آنقدر از امتیاز و مصونیت برخوردارند که مستقیماً تحت تأثیر بیعدالتی یا رابطه قدرت مورد بحث قرار نمیگیرند.
در عین حال، هرچه یک فرد از امتیاز و نفوذ بیشتری برخوردار باشد، توان بیشتری نیز برای ایجاد تغییر دارد. این یکی از استدلالهایی است که مکلمور برای توضیح حمایت خود از فلسطین مطرح میکند.
کنار گذاشتن مکلمور از تور اد شیرن، در نهایت بیانگر این است که در این موقعیت منافع چه کسانی اهمیت دارد و قدرت در اختیار چه کسی است.
و این، چه شیرن بخواهد و چه نخواهد، یک کنش سیاسی است.