گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

درخشش «بَئی» و «بِکلو» در فیروزه دهم

عروسک ها فقط موجوداتی از پارچه و دکمه و نخ نیستند، آنها موجوداتی اند که نه در قدیم که حتی امروز هم نمادی از فرهنگ یک منطقه اند و می توانند توانمندی ها را به تصویر بکشند درست مثل بئی و بکلو.

پایگاه خبری جماران، منصوره جاسبی: کلاس اول دبستان بودم. یک پول زیادی توی مغازه بابا گم شده بود. گفته بودند توی قزوین آینه‌بین هست که می تواند بگوید دزد پول ها کیست. باید یک دختربچه نابالغ را با خودتان ببرید تا توی آینه بتواند تشخیص دهد. خرافات تا جایی می تواند پیش برود و دست و پای مردم را ببندد و اگر خودت را به دستش بسپاری ناکجاآباد می شود مقصدت. بابا اهل این حرف ها نبود از بس که با خدا و دین سر و کار داشت. آنقدر توی گوشش خواندند تا راضی اش کنند که برود قزوین. باید من را هم با خودش می برد. پاییز بود و هوا ابری. وقتی یک سفری بروی آن هم از صبح تا غروب که قصدش نه گردش باشد و تفریح و نه حتی دیدن خانواده و اقوام، خودش می شود غم، حالا کوچک هم که باشی این غم وسعتش برایت بیشتر می شود. همه تجربه من از قزوین تا سال ها شده بود همان سفر. بعدها که بزرگتر شدم و هم درباره قزوین خواندم و شنیدم و دیدم اشتیاقم به دیدن شهری که روزی پایتخت ایران بوده بیشتر و بیشتر شد اما هنوز فرصت دیدن شاهکارهایش برایم فراهم نشده است و شاید همین کند و کاو کردن استان قزوین بود که وقتی پایم به اختتامیه دهمین «جشنواره فیروزه» رسید مقابل بانویی از عشایر این استان ایستادم تا از او و عروسک دست سازش عکس بگیرم. بعد هم چند دقیقه ای با آقای سعید عبید که مسئولیت اداره امور عشایر استان قزوین را عهده دار است هم صحبت شوم و او برایم بگوید:

امروز ما از هنرمندان عشایر استان قزوین خواسته ایم تا آثار خودشان را در جوار نمایشگاه ارائه دهند. استان قزوین تنها استانی است که رنگین کمان  عشایر را دارد و این به واسطه کوچ اجباری عشایر در زمان رضاخان از سرتا سر ایران به این منطقه ایجاد شده است که البته خودش منطقه عشایرنشین قزوین را منحصر به فرد کرده است. امروز هم هنرمندان عشایر با عروسک هایی با عنوان بِکلو از قوم چگینی های قزوین و عروسک های بَئی از روستای عشایرنشین زرین خانی و از قوم درویش بندهای قزوین در اینجا حضور دارند و آثارشان را به نمایش گذاشته اند. 

می پرسم از این خانم های هنرمند کسی هم در جشنواره دهم رتبه آورده است و پاسخ می شنوم: خانم ها فریبا درویش بند از روستای زرین خانی، معصومه چگینی از روستای زویار و گلناز درویشان از زرین خانی نیز به عنوان مسئول کارگاه عروسک سازی انتخاب شده اند. 

از آقای عبید تشکر می کنم و راهی سالن اجتماع می شوم. خانم ها و آقایان هنرمند یکی یکی روی صحنه می آیند و جوایزشان را تحویل می گیرند. آقای وزیر از تبدیل شدن این جایزه به یک پلتفرم سخن می گوید. حرف هایی که قشنگ است و امید است که روزی جامه عمل به خود بپوشد.

برنامه تمام می شود و من همچنان با خود فکر می کنم و روزهایی  را آرزو می کنم که عروسک ها نه در ویترین عروسک فروشیهای ایرانی که در همه عروسک فروشی های منطقه و جهان خودشان را به رخ بقیه عروسک ها بکشند.

 

جایزه البرز

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.