دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل، معتقد است تحرکات و مواضع اخیر در تهران را میتوان تلاشی از سوی محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان برای متقاعد کردن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و [آیتالله] مجتبی خامنهای دانست؛ تلاشی با این هدف که نشان دهند ایران باید به یادداشت تفاهم بازگردد و راهکاری برای خروج از تقابل فعلی پیدا کند.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، دنی سیترینوویچ، رئیس سابق میز ایران در نهاد اطلاعات نظامی اسرائیل، معتقد است تحرکات و مواضع اخیر در تهران را میتوان تلاشی از سوی محمدباقر قالیباف و مسعود پزشکیان برای متقاعد کردن فرماندهان ارشد سپاه پاسداران و [آیتالله] مجتبی خامنهای دانست؛ تلاشی با این هدف که نشان دهند ایران باید به یادداشت تفاهم بازگردد و راهکاری برای خروج از تقابل فعلی پیدا کند.
به گفته این تحلیلگر، چالش بنیادی این جریان، نبود هیچ پیشنهاد معنادار و ملموسی از سوی ایالات متحده روی میز است. او تأکید میکند هنگامی که مقامات ارشد آمریکایی علناً از «به زانو درآوردن حکومت ایران» سخن میگویند، برای تصمیمگیرانی در داخل ایران که خواستار پایان دادن به درگیری هستند، اشاره به یک «خروجی دیپلماتیک معتبر» بسیار دشوار میشود.
سیترینوویچ میافزاید اگرچه این چهرهها وخامت اوضاع اقتصادی ایران را درک میکنند، اما تا زمانی که واشنگتن پیشنهادی برای مذاکره ارائه ندهد، توان دفاع از ایده سازش را نخواهند داشت.
وی معقولترین راه برای جلوگیری از دور جدید تنشها را بازگشت هر دو طرف به یادداشت تفاهم اولیه، بدون طرح مطالبات زیادهخواهانه جدید میداند.
از نگاه او، تحقق این امر مستلزم توافقی موقت است که درجهای از کنترل یا اختیارات را در تنگه هرمز به ایران واگذار کند و همزمان شرایطی را فراهم آورد که دونالد ترامپ بتواند بازگشایی تنگه و ازسرگیری کشتیرانی بینالمللی را اعلام کند.
با این حال، به باور سیترینوویچ، در حال حاضر هیچیک از دو طرف آماده چنین سازشی نیستند؛ چراکه تهران همچنان مطالبات فراتر از انتظاری مطرح میکند که پذیرش آن برای واشنگتن دشوار است و دولت ترامپ نیز تمایل چندانی به بازگشت به میز مذاکره نشان نمیدهد.
در عوض، واشنگتن تمرکز خود را بر کمپین فشار اقتصادی گذاشته است؛ اقدامی که بر این فرض استوار است که فشار حداکثری در نهایت میتواند ایران را مجبور به تسلیم کند.

این کارشناس ارشد هشدار میدهد که مواضع قالیباف و پزشکیان نباید بیش از حد مورد تفسیر مبالغهآمیز قرار گیرد. اگرچه این اظهارات بهروشنی انعکاسدهنده تعمیق مشکلات اقتصادی و تمایل بخشی از حاکمیت برای پایان دادن به مواجهه است، اما آنها پیشنهاد دیپلماتیک مشخصی از سوی آمریکا در دست ندارند تا با اتکا به آن، فرماندهان سپاه را قانع کنند.
وی در ادامه به یک پارادوکس اشاره میکند و مینویسد این بنبست دیپلماتیک در نهایت به تقویت موضع تندروها در ساختار قدرت ایران میانجامد؛ چراکه استدلال جریان سختگیر ساده است: اگر واشنگتن قصد دارد فشار حداکثری اقتصادی را بدون ارائه راهکار دیپلماتیک ادامه دهد، دلیلی برای خویشتنداری ایران وجود ندارد.
از دیدگاه آنان، تشدید تنش بر تحمل یک محاصره اقتصادی نامحدود ترجیح دارد؛ بهویژه اگر بر این باور باشند که با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا، ترامپ ریسکگریزتر خواهد شد.
در نهایت، سیترینوویچ نتیجهگیری میکند که با وجود سیگنالهای صادرشده از سوی قالیباف و پزشکیان، احتمال تشدید درگیریها رو به افزایش است؛ مگر آنکه واشنگتن و تهران هر دو آماده بازگشت به یادداشت تفاهم و اعطای امتیازاتی باشند که از نظر سیاسی قابل دفاع باشد. در غیر این صورت، بعید است صداهای خواستار خویشتنداری در داخل ایران به نتیجه برسند.