امام فقط یک فرد در تاریخ جمهوری اسلامی نیست؛ بخشی از معنای این جمهوری است. او بود که اسلامیت و جمهوریت را در کنار هم برای مردم به ارمغان آورد و جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد را به عنوان یک اصل غیر قابل خدشه در مقابل ما قرار داد. نادیده گرفتن مردم از سطح تصمیم گیری بزرگترین انحراف از خط امام است.
این روزها، در میان برخی رسانهها مثل صداوسیما، تریبونهای عمومی و... نشانههایی دیده میشود که نگرانی از کمرنگ شدن نام و اندیشه امام خمینی را جدیتر از گذشته میکند. مسئله فقط حذف عکس امام نیست. هر چند عکس، یک نشانه مهم است؛ همانگونه که مرقدامام، حسینیه جماران و مراسم ۱۴خرداد نیز صرفاً مکان و مناسبت نیستند. مسئله بر سر حضور امام در حافظه سیاسی وفرهنگی جمهوری اسلامی است.
امام صرفاً بنیانگذار یک ساختار حقوقی نبود؛ او توانست میان مردم، انقلاب و نظام سیاسی پیوندی تاریخی ایجاد کند. از همین روست که آیتالله خامنهای دوهفته بعد از ارتحال امام، در ۲۹خرداد ۱۳۶۸ تصریح کرد امام «عصر گرایش واحترام به ارزشهای انسانی و احترام به عدالت و حریت انسان و اصل احترام به آراءمردم» را بنیان گذاشت.
امام فقط یک فرد در تاریخ جمهوری اسلامی نیست؛ بخشی از معنای این جمهوری است. او بود که اسلامیت و جمهوریت را در کنار هم برای مردم به ارمغان آورد و جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد را به عنوان یک اصل غیر قابل خدشه در مقابل ما قرار داد. نادیده گرفتن مردم از سطح تصمیم گیری بزرگترین انحراف از خط امام است.
رهبر شهید در سخنرانی ۱۴خرداد ۱۴۰۱ جایگاه امام را در جمهوری اسلامی به این صورت ترسیم کرد: «امام خمینی(ره) روح جمهوری اسلامی است. اگر این روح از جمهوری اسلامی گرفته شود، نقشی بر دیوار باقی میماند.» ایشان درهمان سخنرانی تأکید کرد که امام «فقط امام دیروز نیست، امام امروز و فردا هم هست» این سخن، شاید روشنترین پاسخ به پروژهه ای آشکار و پنهان برای کمرنگ کردن امام باشد. عجیب اینکه عده ای قصد دارد به بهانه رهبر شهید، امام را از صحنه اجتماعی و رسانه ای کشور کمرنگ کنند در حالی که آیتالله خامنهای تا لحظه شهادت، خود را در امتداد امام تعریف میکرد، چنانکه امام نیز درسالهای حیات خود علاقه ای عمیق و رابطه ای نزدیک با رئیس جمهور محبوب خود داشت. این علاقه متقابل، میان امام و آیت الله خامنه ای محدود نبود؛ مرحوم حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی و آیت الله سید حسن خمینی نیز همواره به رهبر شهید ارادت داشتند و ایشان هم یادگاران امام و اعضای بیت ایشان را بسیار دوست می داشت. بنابراین، ساختن دوگانهای میان «امام» و «رهبر شهید» نه ممکن است و نه اساساً با واقعیت تاریخی سازگار نیست.
اول مخالف کمرنگ شدن یاد امام قطعا رهبرشهید بود. ایشان خطاب به همه کسانی که فکر می کنند دوران خمینی به پایان رسیده است گفت تصور «خاتمه یافتن دوران خمینی» خدعه و نیرنگ است. دوران امام خمینی ادامه دارد و خواهد داشت. راه او راه ما، هدف او هدف ما و رهنمود او مشعل فروزنده ماست»
آنچه امروز آیت الله سید حسن خمینی نیز در دیدار با رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت اشاره کرد در واقع امتداد اندیشه رهبر شهید بود. آیت الله سید حسن خمینی تأکید کرد: «شاید خیلی ها نخواهند این گوهر ناب (امام خمینی) برای آیندگان بماند، در لباس دوست یا لباس دشمن. اما مراد شهید ما(آیت الله خامنه ای) خوب به ما یاد داده بود که امام هم روح و جان انقلاب است و هم روح و جان جمهوری اسلامی. هر کس تریبون یا رسانه ای دارد، فراموش نکند که کمرنگ کردن امام بریدن بنیان درختی است که روی آن نشسته ایم.»
بنابراین، حذف امام فقط حذف یک نام نیست؛ حذف یک منظومه فکری است، به همین دلیل است که کمرنگکردن امام میتواند به بحران هویت نظام منجر شود. مسءله امروز این یادداشت فقط دفاع عاطفی از یک شخصیت تاریخی نیست، مسأله دفاع از حافظه تاریخی جمهوری اسلامی است. حرم امام را نمیتوان از کارنامه جمهوری اسلامی حذف کرد. حسینیه جماران را نمیتوان به یک ساختمان قدیمی تقلیل داد. چهارده خرداد را نمیتوان به یک مناسبت تقویمی کماهمیت تبدیل کرد. تصویر امام را نمیتوان صرفاً یک عکس ساده دانست، یاران و شاگردان امام را نمیتوان به دلیل اختلافات سیاسی روز، از تاریخ انقلاب کنار گذاشت زیرا اگر قرار باشد اختلاف سیاسی امروز، معیار حذف شخصیتهای دیروز شود، فردا هیچکس از تیغ حذف در امان نخواهد بود.
رهبر شهید امام را ریشه درخت جمهوری اسلامی میدانست، دفاع از امام دفاع از گذشته نیست؛ دفاع از آینده انقلاب و نظام است. اگر ضروری است بعد از شهادت آیتالله خامنه ای راه او ادامه پیدا کند، یکی از روشنترین راههای وفاداری به میراث ایشان، حفظ همان چیزی است که رهبر شهید درتمام این سالها بر آن اصرار داشت: امام را از حافظه جامعه حذف نکنید. امام، به تعبیر آیتالله خامنهای، «روح جمهوری اسلامی» است و روح را نمیتوان از کالبد گرفت و انتظار داشت کالبد همچنان همان چیزی باشدکه پیش از آن بود. با این تفاسیر چرا یک عده تلاش می کنند روح را از کالبد نظام جدا کنند؟!