گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

رئیس‌جعفری، پژوهشگر تاریخ اقتصاد سیاسی: اصلا نمی‌توان ملی‌سازی صنعت نفت را ایده شخصی مصدق دانست/ این شجاعت در مصدق وجود داشت که برای اصلاحات اقتصادی، از خود دولت شروع کند/ مصدق همچنان نقشی بسیار جدی در سیاست دارد

نویسنده کتاب مصدق بدون نفت گفت: مصدق همچنان نقشی بسیار جدی در سیاست دارد؛ کما اینکه اکنون ۷۲ سال از کودتای ۲۸ مرداد می‌گذرد و علی‌رغم اینکه عمر بایگانی محرمانه در آمریکا و انگلیس معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ است، اما همچنان بخشی از اسناد کودتای ۲۸ مرداد، افشا نشده است.

نویسنده کتاب مصدق بدون نفت گفت: این شجاعت در مصدق وجود داشت که برای اصلاحات اقتصادی، از خود دولت شروع کند و اصلاح قیمتی را حلقه آخر زنجیره اصلاحات قرار دهد. 

رسول رئیس‌جعفری در گفت‌وگو با خبرنگار جماران با اشاره به انتقادات علیه دولت مصدق و کسانی که او و نهضت ملی‌شدن صنعت نفت را برگرفته از اندیشه‌های کمونیستی و حزب توده می‌دانند، اظهار کرد: ابتدا لازم است در مورد ایده ملی‌شدن صنعت نفت توضیح دهیم. پس از جنگ جهانی دوم و در خلال سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۹، انگلیس شروع به ملی‌سازی چند صنعت خود اعم از ذغال‌سنگ، فولاد و... کرد‌. این اتفاق پیش از آغاز ملی‌شدن صنعت نفت ایران افتاده بود. در ایران نیز ما پس از ملی‌سازی صنعت نفت توسط دکتر مصدق، ملی‌شدن صنعت شیلات را داشتیم که به موجب آن، قرارداد چند دهه‌ای ما در حوزه شیلات با یکی از اتباع شوروی، دیگر تمدید نشد.

وی ادامه داد: ملی‌سازی تلویزیون، هواپیما، صنعت مس و چند صنعت دیگر نیز از دیگر اقدامات دولت مصدق در ملی‌سازی است که همه آن‌ها بدون هیچ‌گونه مخالفتی انجام می‌شد. اساسا در آن زمان، ملی‌سازی یک رویه جهانی بود که بر اثر آن، حتی کانال سوئز نیز ملی شد. حتی در جلسه آخر دادگاه مصدق، شاه نامه‌ای به دادگاه ارسال و در آن اعلام کرد به خاطر خدمات مصدق در ملی‌سازی صنعت نفت، از شکایت شخصی خود نسبت به او می‌گذرد. یعنی در حالیکه ما اکنون با توجه به وضعیت روز کشور، ملی‌شدن را نکوهش می‌کنیم، آن زمان ملی‌سازی یک امر رایج در کشورهای مختلف بود و در کشور ما نیز مکررا در مورد صنایع مختلف، انجام می‌شد.

این پژوهشگر تاریخ اقتصاد سیاسی با اشاره به اعتراض همیشگی ایرانیان به قرارداد نفتی با انگلیس که در زمان مظفرالدین‌شاه امضا شده بود، عنوان کرد: رضاشاه نیز به این قرداد اعتراض جدی داشت و حتی یک بار آن را در اجاق گاز انداخت تا بسوزد و پس از سقوط رضاشاه نیز افراد بسیاری به آن ایراد گرفتند. اتفاقا اولین بار که بحث ملی‌شدن صنعت نفت مطرح شد، دکتر مصدق با آن مخالفت کرد و معتقد بود بهترین کار، اصلاح قرارداد با انگلیسی‌هاست، اما سپس که شرکت نفت ایران و انگلیس زیر بار اصلاح قرارداد نرفت، بحث ملی‌سازی صنعت نفت بسیار داغ شد و مصدق تنها یکی از افرادی بود که در کمیسیون نفت، ملی‌سازی صنعت نفت را پیشنهاد داد و تمام اعضای مجلس و مجلس سنا نیز قاطعانه به آن رای دادند و شاه هم آن را توشیح کرد. بنابراین، اصلا نمی‌توان ملی‌سازی صنعت نفت را ایده شخصی مصدق دانست. اینکه اکنون ما به خاطر عصبانیت از حاکمیت، تلاش ۳۰، ۴۰ ساله جامعه وقت ایران برای اصلاح یک قراداد استعمارگونه پر از ایراد را منکوب کنیم، بیشتر جنبه شعاری دارد.

رئیس‌جعفری با اشاره به تاریخچه زندگی مرحوم مصدق، بیان کرد: نَسَب قاجاری مصدق، به خوشنام‌ترین رجل حکومت قاجار می‌رسد؛ او نواده عباس‌میرزاست و در دوره‌ای که بیمارستان دولتی هم به زور پیدا می‌شد، خانواده مصدق یک بیمارستان ساخته و وقف کردند. این نشان از نگاه مترقی خانواده مرحوم مصدق به دین دارد‌. نسب پدری دکتر مصدق نیز به خاندان مستوفی‌ها برمی‌گردد و حدود ۷،۶ نخست‌وزیر در دوران قاجار و پهلوی داشتند و به عنوان مثال، قوام با مصدق نسبت فامیلی دارد. تحصیلات دکتر مصدق، در حوزه حقوق و مالیه بود و چندین کتاب در مورد مجلس نوشته و یک مجله علمی راه انداخته بود و موضوع پایان‌نامه‌اش در مورد موضوع ارث در اسلام بود و حرف‌هایی را مطرح کرده بود که هنوز هم طرح آن‌ها ساده نیست و به عنوان مثال، گفته بود اسلام اجازه چندهمسری را نداده است.

انگلیس و آمریکا مکررا اعتراف کردند که یکی از اشتباهات‌شان، برهم‌زدن دولت دموکراتیک و ملی مصدق در ایران بود

وی با بیان اینکه بنابراین، اینکه گفته می‌شود دکتر مصدق از نهادهای مدرن بی‌خبر بود، صرفا ادعایی بیش نیست، افزود: دکتر محمدعلی موحد در کتاب خواب آشفته نفت، آورده که مصدق می‌دانست انگلیس حاضر به امضای قراداد نفتی جدید با او نیست و حتی وقتی سفیر وقت آمریکا به سفیر وقت انگلیس گفت چرا حالا که مصدق حاضر به امضای قرارداد نفتی جدید با انگلیس شده، دولت این کشور نمی‌پذیرد، سفیر انگلیس گفت ما با دولت برهم‌زننده قرارداد، چیزی را امضا نمی‌کنیم. وقتی دکتر مصدق دید آمریکا و انگلیس به دنبال برکناری او هستند، گفت اجازه دهید این اتفاق بیافتد و این دو کشور، به طور غیرقانونی من را برکنار و هزینه آن را پرداخت کنند. بعدا هم انگلیس و آمریکا مکررا اعتراف کردند که یکی از اشتباهات‌شان، برهم‌زدن دولت دموکراتیک و ملی در ایران بود.

این پژوهشگر تاریخ اقتصاد سیاسی با اشاره به تجربه اقتصاد بدون نفت در دولت دکتر مصدق، اظهار کرد: مصدق در سال ۱۲۸۸ و زمانی که دانشجوی رشته مالیه بود، در مصاحبه‌ای با یک مجله فرانسوی گفت اولین نتیجه استبداد حکومت‌های ایران، فقر مردم است‌ و تاکید بر اصلاح قوانین مالیه داشت و پس از اینکه وارد وزارت مالیه شد نیز اصلاحات بودجه را از طریق حذف مخارج اضافه آغاز کرد. وقتی والی فارس شد نیز با تعدیل هزینه‌های دیوان فارس، حل ناترازی مالی را آغاز کرد. یعنی دکتر مصدق به عنوان یک مشروطه‌خواه، معتقد بود که اصل مشروطه، بر مالیه قرار دارد و باید با اصلاح بودجه، اهداف مشروطه را محقق کرد. این شجاعت در مصدق وجود داشت که برای اصلاحات اقتصادی، از خود دولت شروع کند و اصلاح قیمتی را حلقه آخر زنجیره اصلاحات قرار دهد.

نویسنده کتاب مصدق بدون نفت ادامه داد: اکنون اما شاهدیم که دولت ما، کاملا عکس این روند را طی می‌کند و به عنوان مثال در بحث بنزین، حاکمیت هیچ اهمیتی به مشکلات ساختار توزیع انرژی، ایرادات خودروها در مصرف سوخت و... نمی‌دهد و تنها بر اصلاح قیمت بنزین تاکید می‌کند. دولت، اصلاحات را از خود آغاز نمی‌کند، زیرا برایش بسیار سخت است و آسان‌ترین کار که اصلاح قیمت‌هاست را انتخاب می‌کند. تا اصلاح از بودجه شروع نشود، مردم همراهی نخواهند کرد، زیرا مردم می‌بینند سیاستگذاران و مجریان سیاست‌ها، خود را از همه چیز مستثناء کرده‌اند. همین وضعیت در مورد آموزش‌وپرورش ما نیز وجود دارد؛ تا وقتی که فرزندان مسئولین ما در مدارس غیرانتفاعی و خاص تحصیل می‌کنند، مشکلات آموزش‌وپرورش حل نخواهد شد.

رئیس‌جعفری اضافه کرد: وقتی عمده مجوزهای تاسیس مدارس غیرانتفاعی، به مدیران آموزش‌وپرورش تعلق می‌گیرد، این مدیران منافع خود را در پرشدن مدارس غیرانتفاعی می‌بینند. من پیشنهادی را به رئیس‌جمهور دادم مبنی بر اینکه دولت اعلام کند هیچ کدام از مدیران سیاسی کشور، حق ندارند فرزندشان را در مدارس غیرانتفاعی ثبت‌نام کنند. همچنین پیشنهاد دیگر من این است که دولت اعلام کند بیمه تکمیلی رئیس هر مجموعه‌ای باید عینا مانند بیمه تکمیلی کارگران آن مجموعه باشد. تفاوت مصدق با دیگر دولت‌ها، انجام اصلاحاتی از این دست بود؛ او اصلاح اقتصادی را از دولت آغاز کرد، هیچ‌گاه حقوق دولتی نگرفت، به محض رسیدن به نخست‌وزیری، به فرزندانش گفت از سیستم دولتی خارج شوند و دست رسانه‌ها را برای انتقاد از دولت، کاملا باز گذاشت.

رئیس‌جعفری در خصوص اینکه سخت‌گیری‌های مصدق چه نقشی در شکل‌گیری تلاش‌ها برای سرنگون‌سازی دولت او داشت، گفت: مصدق در انتخابات مجلس اعلام کرد جبهه ملی هیچ لیستی ارائه نمی‌دهد. یعنی مصدق نتوانست ماهیت حقوقی جبهه ملی را از دولت تفکیک کند، در حالیکه او می‌توانست اعلام کند جبهه ملی در انتخابات لیست می‌دهد، اما دولت دخالتی نمی‌کند. علم در خاطرات خود آورده است که مصدق طوری بودجه حکومت را محدود کرده بود که نمی‌توانستند حتی هیزم اجاق را تامین کنند و او به شاه پیشنهاد کودتا علیه مصدق را داد و شاه آن زمان این پیشنهاد را نپذیرفت. یعنی مصدق تا این حد در تمام ابعاد سختگیر بوده است‌. طبیعتا این وضعیت، نارضایتی برخی خواص را به بار می‌آورد و بخشی از تلاش‌ها برای سرنگونی دولت مصدق نیز از همین ناشی می‌شد.

برخی بر اثر عصبانیت‌های روز خود، گاه مصدق را لیبرال می‌دانند و گاهی او را چپ معرفی می‌کنند

وی در خصوص اینکه پیش‌تر، بسیاری مصدق را لیبرال می‌دانستند و اکنون عمدتا معتقدند او چپ بوده است، بیان کرد: چندی پیش یکی از دوستان من با این استدلال که پس از انقلاب اسلامی، بازرگان نخست‌وزیر شد، گفت که انقلاب ۵۷، پیروزی یاران مصدق بود. من به او پاسخ دادم با همین استدلال، انقلاب ۵۷ شکست یاران مصدق هم بود، زیرا بختیار از همه مصدقی‌تر بود، تا حدی که اولین مصاحبه خود را در حالی انجام داد که پشت سرش، عکس مصدق را قرار داده بود و اولین فرد از مقامات حکومت پهلوی که نام کودتا را بر واقعه ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ نهاد نیز بختیار بود. یعنی ما در فضای سیاسی کشور، هر گاه یک نسبت خاص به مصدق می‌دهیم و من این را ناشی از این می‌دانم که مصدق همچنان نقشی بسیار جدی در سیاست دارد؛ کما اینکه اکنون ۷۲ سال از کودتای ۲۸ مرداد می‌گذرد و علی‌رغم اینکه عمر بایگانی محرمانه در آمریکا و انگلیس معمولا بین ۲۰ تا ۳۰ است، اما همچنان بخشی از اسناد کودتای ۲۸ مرداد، افشا نشده است.

این پژوهشگر تاریخ اقتصاد سیاسی ادامه داد: اکنون در فضای سیاسی، افراد عصبانی اند و بر همین اساس، هر زمان نسبت‌هایی را به مصدق می‌دهند؛ زمانی از لیبرالیسم عصبی بودند و مصدق را لیبرال می‌دانستند و اکنون که از چپ‌ها خشمگین اند، می‌گویند مصدق چپ بود. به همین ترتیب، کسانی که با مذاکره مخالف اند، می‌گویند شکست مصدق و نهضت ملی، نتیجه اعتماد به آمریکا بود‌ و در نقطه مقابل، موافقین مذاکره استدلال می‌کنند اگر مانند مصدق در برابر مذاکره لجاجت کنیم، دستاوردهای‌مان از بین می‌رود. اینکه طی سال‌های اخیر برخی می‌گویند ۲۸ مرداد کودتا نیست یا جدیدا بیان می‌کنند ۱۲۹۹ نیز کودتای انگلیسی نبوده، همه ناشی از همین عصبانیت‌ها به خاطر مسائل روز است. صاحبان تمام این ایده‌ها حق اظهارنظر دارند، اما هیچ کدام نتوانسته‌اند در فضای علمی جایی برای خود باز کنند. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.