دولت چهاردهم در حالی به نیمه عمر خود رسیده که دو سال گذشته، برخلاف بسیاری از دولتهای پیشین، نه یک دوره با ثبات نسبی، بلکه دورهای همراه با مجموعهای از بحرانهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی بوده است؛ دولتی که از نخستین روزهای آغاز به کار خود با ترور اسماعیل هنیه در تهران مواجه شد و در ادامه، تحولات منطقه، روی کار آمدن مجدد ترامپ، بحرانها و اعتراضات اجتماعی در داخل، دو جنگ خارجی، فشارهای اقتصادی و تشدید اختلافات سیاسی داخلی، مسیر پیشروی آن را پیچیدهتر کرد. در چنین شرایطی، ارزیابی عملکرد دولت پزشکیان صرفاً با ارزیابی میزان تحقق وعدههای انتخاباتی ممکن نیست و باید شرایط پرالتهاب کشور و میزان توان دولت در مدیریت بحرانها، حفظ انسجام داخلی و پیشبرد برنامههایش را نیز در نظر گرفت.
محمود واعظی، رئیس دفتر رئیسجمهور در دولت دوازدهم و قائممقام حزب اعتدال و توسعه، در گفتوگو با «جماران»، دولت پزشکیان را دولتی میداند که با وجود محدودیتهای ناشی از جنگ، توانسته در حوزههایی همچون مدیریت بحران، ایجاد هماهنگی میان قوای مختلف و سیاست خارجی عملکرد قابل قبولی داشته باشد. با این حال، واعظی معتقد است دولت در سال سوم فعالیت خود باید بیش از گذشته بر اقتصاد و معیشت مردم متمرکز شود. او همچنین از نقش جریانهای تندرو در کند شدن مسیر دولت انتقاد میکند، بر ضرورت بازتر شدن عرصه انتخابات و بازتعریف برخی سیاستهای کلان پس از جنگ تأکید دارد و معتقد است کشور در شرایط جدید نیازمند «ریل جدیدی از حکمرانی» است و باید اقتصاد، جذب سرمایهگذاری خارجی و افزایش رضایت مردم در اولویت قرار گیرد.
در ادامه، مشروح گفتوگوی جماران با محمود واعظی را میخوانید:
اکنون ما در آستانه دو سالگی دولت چهاردهم قرار داریم و عمر این دولت به نصف رسیده است. میدانیم این دولت در شرایطی کار خود را آغاز کرد که از همان لحظه تحلیف، بحرانها آغاز شد و رفتهرفته شدت گرفت و ما نهایتا به یک جنگ ۴۰ روزه رسیدیم که همچنان عواقب آن ادامه دارد. قبل از اینکه به ارزیابی عملکرد این دولت بپردازیم، میخواستیم از شما بپرسیم به نظرتان چرا این حجم از بحرانهای داخلی و خارجی، در دولت چهاردهم تلاقی پیدا کرده است؟
برای پاسخ به این سوال، ما باید از داخل ایران خارج شویم و ببینیم دولت آقای پزشکیان در چه شرایطی بر سر کار آمد. این دولت در اوج درگیریهای جنگ غزه و جنایات رژیم صهیونیستی آغاز شد. اسرائیل به دنبال این بود که از فرصت جنگ غزه استفاده و نظم جدیدی را در خاورمیانه ایجاد کند. بر این اساس، رژیم صهیونیستی به دنبال سرنگونی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران بود و حتی پیش از روی کار آمدن دولت پزشکیان نیز برنامههایی را برای تغییر نظام در ایران از طریق نظامی داشت.
در این بین، مرحوم رئیسی به شهادت رسید و مردم آقای پزشکیان را انتخاب کردند. از همان روز تحلیف آقای پزشکیان و با ترور شهید هنیه در تهران، شرایط کشور حالت امنیتی پیدا کرد و ادامه یافت. بنابراین، وضعیت کنونی و دو جنگ اخیر، نه به خاطر عملکرد دولت چهاردهم، بلکه به دلیل اهداف دیرینه نتانیاهو و رژیم پلید صهیونیستی ایجاد شده است.
دولت با وجود محدودیتهای جنگی، توانست خدمات خوبی را به مردم ارائه دهد
اکنون پس از دو سال و علیرغم تمام بحرانها، ارزیابیتان از عملکرد دولت چهاردهم چیست؟ آقای پزشکیان از همان ابتدا، شعارها و وعدههای اندکی را مطرح میکرد، زیرا اساسا شرایط کشور اجازه طرح وعدههای پرطمطراق را نمیداد. به نظرتان آیا دولت در دو سال فعالیت خود توانسته به همان اندک وعدههای دادهشده به خوبی عمل کند؟
دکتر پزشکیان در ایام انتخابات، وعدههای اندکی را به مردم داده بود که تازه همانها هم در فضای غیرجنگی طرح شده بود. با وجود پیشآمدن فضای جنگی، شهید پزشکیان تلاش کرد تعدادی از وعدههای دادهشده را محقق کند، اما تحقق بخشی از وعدهها، به تامین مالی نیاز دارد و در شرایط جنگی، دولت اولویت نخست خود را اداره جنگ قرار داد. در مجموع، به نظرم دولت با وجود محدودیتهای جنگی، توانست خدمات خوبی را به مردم ارائه دهد. به علاوه، حضور دولت و شخص رئیسجمهور در بین مردم و خصوصا تجمعات شبانه نیز روحیه خوبی را به مردم داد. آقای پزشکیان همچنین در همراهسازی قوای سهگانه با یکدیگر نیز عملکرد خوبی را داشته است. در سیاست خارجی نیز به خوبی عمل شد، به طوریکه توانستیم یادداشت تفاهمی را به امضای رئیسجمهور آمریکا برسانیم که اکثر بندهای آن به نفع ایران بود.
البته به هر حال مردمی که این طور پای کشور و نظام ایستادند، باید بیشتر قدر دانسته شوند. اگرچه در شرایط جنگی و تداوم محاصره دریایی، وجود مشکلات اقتصادی طبیعی است و حتی کشورهای غیرتحریمی نیز در شرایط جنگی با مشکلات اقتصادی زیادی مواجه میشوند، اما انتظار میرود دولت حل مسائل اقتصادی و معیشتی مردم را اولویت خود قرار دهد.
شما به نقش جنگ و عوامل خارجی در کند شدن مسیر دولت اشاره کردید. آیا عدم تحقق قابل قبول وعدههای دولت، صرفا به عوامل خارجی برمیگردد یا در داخل نیز یک سری جریانات سعی در سنگاندازی در مسیر دولت دارند؟
طبیعتا تحقق برنامههای دولت در گرو آرامش خارجی و همراهی داخلی است. ما در داخل با گروهی تندرو مواجهیم که با هر اقدام دولت بدون توجه به دستاوردهای آن، مخالف اند. این جریان حتی برای ناامیدسازی مردم از دولت نیز دست به جریانسازی میزنند و در این راستا شاهدیم که حتی شایعه استعفای رئیسجمهور را مطرح میکنند و از پشت تریبونهای خود از جمله صداوسیما، دست به تخریب اقداماتی میزنند که تنها سیاست دولت نیست، بلکه رسما در شورای عالی امنیت ملی تصویب شده است.
مخالفت منطقی ایرادی ندارد، اما فحاشی و تخریب باعث چنددستگی در جامعه میشود. وقتی مردم از یک سمت اقدامات و سیاستهای دولت و نظام را میبینند و از سمت دیگر مشاهده میکنند که کارشناسان صداوسیما مرتبا دست به تخریب آن اقدامات میزنند، سردرگم میشوند که چه چیزی درست است و لذا نسبت به اقدامات و تصمیمات دولت بیاعتنا میشوند و دیگر از آن حمایت نمیکنند. بنابراین، من معتقدم نقش تندروها و همراهی صداوسیما با آنان، باعث کند شدن مسیر دولت میگردد و از طرف دیگر، طرفهای خارجی ما نیز نسبت به سیاستهای جمهوری اسلامی گیج میشوند. بنابراین من فکر میکنم حاکمیت باید برای اقلیتی که صدای بلندی دارند و از تریبونهای رسمی نیز بهره میگیرند، فکری کند.
مردم باید افرادی که بدون توجه به منافع ملی، فقط شعار میدهند را طرد کنند
فکر میکنید این اقلیت از چه پشتوانهای در حاکمیت برخوردار است؟ بالاخره به نظر میرسد عدهای که در مجلس گعده میگیرند و تریبونهایی را هم در اختیار دارند، در صورت عدم برخورداری از حمایت حاکمیت، شاید چندان نتوانند به صورت عملیاتی در مسیر دولت سنگاندازی کنند. نسبت حاکمیت با جناح تندرو را چطور ارزیابی میکنید؟
مهم است که حاکمیت در مقابل اظهارنظرات اعضای طیف رادیکال، تکلیف را مشخص کند؛ مانند همان چیزی که اخیرا دیدیم و پس از اینکه فردی ادعاهایی را علیه رئیسجمهور و دفتر رهبر شهید مطرح کرد، دفتر رهبر انقلاب بلافاصله عکسالعمل نشان داد و اظهارات مطرحشده را تکذیب کرد. این واکنشهای بهموقع، میتواند چهره واقعی افراد تندرو را برای مردم روشن کند.
از طرف دیگر، اگر سیستم انتخابات تغییر یابد و جناحها و سلایق مختلف که در چهارچوب قانون قرار میگیرند، بتوانند در عرصه انتخابات حضور پیدا کنند و خود را در معرض رای مردم قرار دهند، آنگاه نهادهای انتخاباتی از جمله مجلس، برآمده از خواست اکثریت میشوند و دیگر یک گروه اقلیت نمیتواند هر طور میخواهد، رفتار کند.
خود مردم نیز باید مانند انتخابات ریاستجمهوری دو سال پیش، وارد عرصه شوند. اگر مردم در انتخابات ۱۴۰۳ حضور نمییافتند و رئیسجمهور فرد دیگری میشد، اکنون در این شرایط جنگی، وضعیتمان بسیار بدتر بود، زیرا جناح مقابل اصلا به مذاکره برای پایان جنگ اعتقاد ندارد و بر این باور است که باید آن قدر به جنگ ادامه داد که یا طرف مقابل نابود شود یا خودمان به نابودی کشیده شویم. دو سال پیش، مردم انتخاب کردند که این تفکر بر سر کار نیاید. اکنون نیز نقش مردم مهم است. مردم باید افرادی که بدون توجه به منافع ملی، فقط شعار میدهند را طرد کنند.
شما به اقدام دفتر رهبر انقلاب در تکذیب ادعاهای یک روحانی تریبوندار اشاره کردید، اما در کلان قضیه، شاهد برخوردهای قاطع با نفرتپراکنیهای جناح تندرو نیستیم. آیا میتوان گفت حداقل بخشی از بدنه حاکمیت نیز با این تندرویها همراه است؟
علاوه بر شفافسازی دفتر رهبری، قوه قضائیه نیز نسبت به ادعاهای آن فرد مداخله کرده و ما امیدواریم این روندی که آغاز شده، ادامه یابد. اما اگر عرصه انتخابات باز شود، بسیاری از اتفاقات در همان لحظه نخست خنثی میشود، زیرا نمایندگان مردم که در بدنه نهادهای حاکمیتی حضور دارند، میتوانند از طریق تریبونهای موجود، نسبت به ادعاهای مطرحشده از سمت دیگران شفافسازی کنند. بنابراین، حاکمیت باید در شرایط جدید پس از جنگ، در بخشی از سیاستهای خود تجدیدنظر کند تا قدرت اصلی نظام که همان مردم هستند، حفظ شود.
اکنون که ما در جنگ نظامی پیروز شدهایم و در بعد دیپلماسی نیز عملکردی قوی داشتیم، باید در مرحله بعدی مذاکرات هم دستاوردهای خود را تثبیت کنیم و نهایتا با تغییر سیاستهای کلان و شکوفایی اقتصادی، رضایت مردم را افزایش دهیم.
نسبت حاکمیت با دولت را چطور ارزیابی میکنید؟ به نظرتان آیا شعار «وفاق» توانسته دولت را به اهداف خود برساند؟
اگر حاکمیت را مجلس، قوه قضائیه و مجموعههای نظامی در نظر بگیریم، به نظرم اکنون تعامل بسیار خوبی بین دولت و حاکمیت وجود دارد و دولت توانسته با تکیه بر راهبرد وفاق در سیاستگذاری، به توفیقات خوبی برسد و جنگ را با موفقیت مدیریت کند.
اما وفاق در اجرا، بحث دیگری است. کارگزاران دولت، باید افرادی معتقد به وعدههای رئیسجمهور باشند. اکنون اما در ردههای مختلف اجرایی، شاهد حضور افرادی هستیم که اعتقادی به برنامههای دولت ندارند. یا این افراد باید رویکرد خود را تغییر دهند، یا دولت باید در بهکارگیری آنان تجدیدنظر کند.
موفقیت دولت در ایجاد وفاق بین خود و مردم را چطور ارزیابی میکنید؟ به نظرتان وحدت کنونی شکلگرفته در جامعه، تا چه حد ناشی از عملکرد دولت است؟
منش و اخلاق شخص آقای پزشکیان و نوع ارتباطش با مردم، تاثیر زیادی در تقویت انسجام ملی داشته است؛ ایشان حتی در مقابل مخالفین خود نیز با اخلاق اسلامی برخورد میکند و نسبت به عموم جامعه نیز یک ادبیات مردمی دارد. همین باعث شده مردم بتوانند تا حدی مشکلات دولت را درک کنند. البته مردم به «عمل» نیز نیاز دارند و برایشان مهم است که نتایج سیاستهای دولت را بر سر سفره خود ببینند. بنابراین، بسیار اهمیت دارد که دولت چهاردهم در سال سوم فعالیت خود، بر مهار تورم و افزایش نرخ اشتغال تمرکز کند تا سفره مردم کوچکتر از این نشود.
در دو سال اخیر و خصوصا هر چه جلوتر آمدیم، شاهدیم علاوه بر تندروها که با اهداف مشخص به دولت حمله میکنند، حتی برخی از حامیان دولت نیز انتقادات سختی را نسبت به دولت وارد میآورند. اکنون نسبت به اصلاحطلبان و اعتدالگرایان با دولت را چطور ارزیابی میکنید؟
اصلاحطلبان در دولت حضور دارند و طبیعتا نمیتوانند به خودشان انتقاد کنند. در هر صورت، در مورد نسبت اصلاحطلبان باید با دولت، باید از خودشان سوال کنید. اما در مورد رابطه اعتدالگرایان با دولت، باید بگویم ما در انتخابات دو سال پیش، از آقای پزشکیان حمایت کردیم و اکنون نیز همچنان اقدام آن زمان خود را درست میدانیم، زیرا به نظرمان تنها شخصیتی مانند دکتر پزشکیان میتوانست در این شرایط سخت، چنین وحدتی را میان مجموعه حاکمیت به وجود آورد.
ما خود را موظف به حمایت از دولت میدانیم، اما این به معنای چشمپوشی از نقاط ضعف دولت نیست. بالاخره مردم باید بدانند که وقتی حزبی در زمان انتخابات از نامزدی حمایت کرده، این کار را بر اساس چهارچوبی انجام داده و پس از انتخابات نیز خود را موظف به نقد دلسوزانه دولت میداند. ما به عنوان حامیان دولت آقای پزشکیان، باید تمام انتقادات خود را مطرح کنیم تا زمینه موفقیت دولت فراهم شود. ما نمیتوانیم موفقیت دولت را به نام خود بنویسیم، اما وقتی تحت فشار قرار میگیرد، خود را عقب بکشیم.
در بین صحبتهایتان، به چالشهای مختلف کشور خصوصا در بعد اقتصادی اشاره کردید. برخی معتقدند اکنون پس از دو سال از آغاز به کار دولت چهاردهم، نیاز به ترمیم کابینه داریم. آیا شما هم با این نظر موافق هستید؟
هر دولتی، بر اساس چهارچوبی، همکاران خود را انتخاب میکند و از آنان انتظاراتی دارد. دو سال فرصت بسیار خوبی است تا دولت بتواند همکارانی که در سطح وزیر، معاون رئیسجمهور، استاندار و روسای سازمانها و شرکتهای بزرگ انتخاب کرده را ارزیابی کرده و کسانی که نتوانستهاند موفق شوند را کنار گذاشته و فرصت را در اختیار افرادی دیگر قرار دهد. بهترین حالت این است که خود دولت ارزیابیهای لازم را انجام دهد و تغییرات مورد نیاز را اعمال کند.
در شرایط پساجنگ، باید وارد ریل جدیدی از حکمرانی شویم
شما به اهمیت اصلاح سیاستهای کلان اشاره کردید. فکر میکنید در دوره رهبری سوم، ممکن است شاهد چه تغییر ریلهایی باشیم؟
ما باید در شرایط جدید پساجنگ زندگی کنیم؛ باید اقتصاد را در اولویت نخست سیاست خارجی قرار دهیم، به جذب سرمایهگذار خارجی توجه ویژه کنیم و سیاستهای حکمرانی را در راستای افزایش رضایت مردم بازتعریف کنیم. برای تحقق این امر، نیازمند ارزیابی سیاستهای کلان هستیم تا سیاستهایی که موجب نارضایتی مردم شده است، تغییر یابد. من امیدوارم در شرایط پساجنگ، وارد ریل جدیدی از حکمرانی شویم.
ارزیابیتان از عملکرد دستگاه وزارت خارجه در دو سال اخیر چیست؟ برخی این نقد را وارد میکنند که مسئولین این وزارتخانه، در بسیاری اوقات از قالب یک دیپلمات خارج شده و شبیه به نیروهای نظامی موضعگیری میکنند. نظر شما در این خصوص چیست؟
من هم این نقد را وارد میدانم. دیپلماتها باید کار خود را انجام دهند. وظیفه یک دیپلمات این است که همواره با توجه به منافع کشور، مسیر دیپلماسی و مذاکره را باز نگه دارد. کسانی در کشور هستند که مواضع نظامی میگیرند و اظهارات تند مطرح میکنند. یک دیپلمات که نباید مانند یک فرمانده سپاه یا ارتش موضعگیری کند، بلکه باید طوری حرف بزند که مردم از صحبتهایش آرامش بگیرند. مردم موضعگیری جنگی از سمت فرماندهان نظامی را میپذیرند، اما از دیپلماتهای خود انتظار دارند راهحل غیرنظامی و کمهزینه ارائه دهند.