با توجه به جنگ ۶۶ روزه و حوادث سه سال اخیر لبنان، همچنین گرایش دولت لبنان و فاصلهگذاری آن با حزبالله، اقدام ایران در لبنان بسیار ذیقیمت بود و نباید با رویکردهای سادهانگارانه، تلاشهای جمهوری اسلامی در لبنان را نادیده گرفت و صرفاً عملیات نظامی را بهعنوان کمک قلمداد کرد.
۱- «توافق ایران و آمریکا، اسرائیل را مهار کرد» و «قرار دادن لبنان در بند نخست تفاهمنامه ایران–آمریکا، هدیه شرافتمندانه، از سوی ایران به مردم لبنان و مقاومت است»؛ اینها دو جمله مهم و کلیدی از سخنان اخیر شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان است. اما این عبارات درباره حمایتهای راهبردی ایران از لبنان، در رسانههای رسمی و فضای داخلی ایران کمتر مطرح شد. در مقابل، عباراتی مانند «خیانت ایران به لبنان» مطرح میشد. شیخ اسماعیل رمضانی، از سخنرانان مشهور، نیز در مطلبی نوشته بود: «چوب نارفیقی و رفتار ناجوانمردانهمان در قبال لبنان را خواهیم خورد!»
۲- در پاییز سال ۱۴۰۳، جنگ میان حزبالله و اسرائیل آغاز شد و این نبرد ۶۶ روز به طول انجامید و پنج نقطه استراتژیک شامل تپه الحمامص، تپه النبی، عویضه، جبل بلاط، اللبونه و العزیه، پس از جنگ، همچنان در اشغال اسرائیل قرار داشت. بر اساس گزارش المیادین و دیگر نهادهای رسمی لبنان، آتشبس میان لبنان و رژیم صهیونیستی بیش از دو هزار مرتبه از سوی اسرائیل نقض شد، اما حزبالله، بنابر ملاحظات نظامی و ساختاری، وارد پاسخگویی نشد.
پس از آتشبس در لبنان، از آبان ۱۴۰۳ تا یک سال بعد، برخی از فرماندهان رده دوم و عناصر عملیاتی حزبالله در جنوب لبنان به شهادت رسیدند. نام برخی از شهدای حزبالله لبنان:
- عباس عزالدین، فرمانده پدافندی، ۲۱ اسفند ۱۴۰۳
- حسن کمال حلاوی، فرمانده موشکی، ۵ فروردین ۱۴۰۴
- احمد عدنان، فرمانده یگان رضوان، ۷ فروردین ۱۴۰۴
- علی نصر، از فرماندهان واحد ۴۴۰۰، ۳۱ فروردین ۱۴۰۴
- سعید جبعی، ۲۰ شهریور ۱۴۰۴
- زینالعابدین فتونی، ۳ آبان ۱۴۰۴.
همزمان با این روند، توماس باراک، نماینده آمریکا در خاورمیانه، سفرهای متعددی با هدف خلع سلاح حزبالله به لبنان انجام داد که موفق نبود. اما نکته مهم، گرایش و همراهی صریح و ضمنی دولت لبنان، یعنی جوزف عون و نواف سلام، با آمریکا بود. در مقابل، ایران چه تلاشهایی کرد؟ سفرهای مستمر شهید دکتر علی لاریجانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی، تلاش برای کاهش فشار عربستان در لبنان، ایجاد ارتباط میان حزبالله و عربستان و تبیین ضررهای طرح آمریکا برای امنیت لبنان، بخشی از تقلای ایران بود.
۳- همزمان با نقض مکرر آتشبس توسط اسرائیل و پیگیری آمریکا برای خلع سلاح حزبالله، اعلامیههای اسرائیل برای تخلیه روستاهای شیعهنشین جنوب لبنان مانند جبیل آغاز شد. همچنین، کاتس، وزیر دفاع اسرائیل، در آبان ۱۴۰۴ گفت: «تعهد دولت لبنان برای خلع سلاح حزبالله و حذف آن از جنوب باید محقق شود.» بر اساس شواهد میدانی، پروژه خلع سلاح حزبالله و تخلیه جنوب لبنان، برنامه محوری اسرائیل بود. اما با توجه به حوادث دیماه ۱۴۰۴ در ایران، این پرونده متوقف شد. با این حال، روشن بود که پس از پایان پرونده حمله به ایران، اسرائیل بار دیگر به جنوب لبنان بازخواهد گشت. در این فرصت، حزبالله لبنان برای همراهی با ایران و همچنین مقابله مشترک با اسرائیل، وارد جنگ شد.
۴- پس از ورود حزبالله به جنگ و حمله اسرائیل به لبنان، برخی از شهرهای جنوبی سقوط کردند و اسرائیل در حال پیشروی بود که آتشبس میان ایران و آمریکا محقق شد. ایران، لبنان را در بند نخست تفاهمنامه قرار داد و این موضوع مهم، بارها مورد تقدیر شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، قرار گرفت. همچنین، آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر انقلاب نیز در نامه اخیر خود به محور مقاومت، به این موضوع ارجاع دادند.
فارغ از نقضهای آتشبس توسط اسرائیل، بر اساس نقشه میدانی و مناطق تصرفشده توسط اسرائیل، روشن است که میزان تصرفات اسرائیل پیش از آتشبس، حداقل چهار برابر پس از آتشبس است و آتشبس -ولو لغزان- توانست اسرائیل را در آستانه درگیری و تصرف تپههای راهبردی علیالطاهر متوقف کند.
۵- حتماً نقض آتشبس توسط اسرائیل در لبنان، مسأله مهمی بود که ایران، علاوه بر یک واکنش موشکی، در چند نوبت تنگه هرمز را نیز محدود کرد تا با افزایش فشار آمریکا بر اسرائیل، بتواند آن را در لبنان مهار کند.
۶- تحلیل عمیق و دقیق مسائل، نیازمند بررسی گذشته و سوابق آن نیز است. به عنوان مثال، در ماجرای حزبالله لبنان، عملیات پیجرها، شهادت سید حسن نصرالله و سقوط بشار اسد در سوریه بهعنوان مسیر لجستیکی حمایت از حزبالله، حتماً باعث صدمه به محور مقاومت شده است. البته که برخلاف منویات رژیم صهیونیستی، جوانان حزبالله، با اتکا به خون شهدا، توانستند مجدداً وارد نبرد شوند و با ابزارهایی مانند FPV، باعث حیرت اسرائیل شوند.
اما مرور آسیبها، برای شناخت واقعی صحنه، ضروری است. به عنوان مثال، شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، در یک سخنرانی در آبان ۱۴۰۴ فرمودند: «موازنه قدرت میان اسرائیل و حزبالله لبنان بههم خورده است.» منظور از «موازنه قدرت»، وضعیت پس از پیروزی حزبالله در جنگ ۳۳ روزه بود؛ جنگی که در آن حزبالله اسرائیل را شکست داد و حدود ۲۰ سال، وضعیت آرامشبخشی در لبنان حاکم بود. اما پس از حادثه پیجرها، شهادت سید حسن نصرالله و جنگ ۶۶ روزه، وضعیت در لبنان متفاوت شد.
۷- لذا با توجه به جنگ ۶۶ روزه و حوادث سه سال اخیر لبنان، همچنین گرایش دولت لبنان و فاصلهگذاری آن با حزبالله، اقدام ایران در لبنان بسیار ذیقیمت بود و نباید با رویکردهای سادهانگارانه، تلاشهای جمهوری اسلامی در لبنان را نادیده گرفت و صرفاً عملیات نظامی را بهعنوان کمک قلمداد کرد. شیخ نعیم قاسم، بهعنوان دبیرکل حزبالله لبنان، با توجه به وقوف و اشراف نسبت به وضعیت نظامی و همچنین متغیر مهم دولت لبنان، از مسیر تفاهمنامه قدردانی کردند و حتی به صراحت گفت: «ما بر این باوریم که مسیر «یادداشت تفاهم» (تفاهمنامه اسلامآباد میان تهران و واشنگتن)، همان راهی است که به عقبنشینی اسرائیل میانجامد.» شیعیان لبنان نیز در شبکههای اجتماعی، پس از تفاهم مشترک آمریکا و دولت لبنان، نوشتند: «ایران و حزبالله تنها دوستان ما هستند و اسرائیل هم دوست دولت لبنان است.»