ایران در یک پیچ تاریخی بزرگ و حساس قرار دارد و آنچه واضح و روشن است هدف جنگ ترکیبی دشمن، ایجاد شکاف بین مردم و نظام، فلج کردن تصمیم گیری، تبدیل نارضایتی های کوچک به بحران های بزرگ و کاهش تاب آوری نظام است. تجربه دی ماه سال گذشته، وضعیت بحرانی اعتماد عمومی را بار دیگر اثبات کرد وقتی حتی ارسال پیامک هشدار هم موثر واقع نشد. بنابراین بیش از هر زمانی نیازمند تقویت تاب آوری اجتماعی و سرمایه انسانی هستیم.

 تقویت و تاب آوری نهادی، ستون فقرات انسجام ملی، پایداری سیاسی، بازسازی اعتماد عمومی و حافظ میراث رهبر شهید (عزت ملی، خودکفایی، مردم‌باوری، صداقت و مبارزه با فساد) در میانه جنگ ترکیبی است. تجربه جنگ رمضان نشان داد که نهادهای سنتی (مساجد، حسینیه‌ها، هیئت‌ها، بسیج سازندگی، بازار سنتی و بنیادهای خیریه) در لحظات بحران، نقش انسجام‌بخش و نجات‌دهنده داشته‌اند. با این حال، در دنیای مدرن با سبک‌های زندگی متکثر، نسل زد و آلفای دیجیتال‌زده و تنوع فرهنگی، این نهادها به تنهایی برای جذب حداکثری کافی نیستند. نهادها، همچون موجودات زنده، هم زاده تکامل تدریجی‌اند و هم در پرتو فرصت های تاریخی خاص، پنجره‌ای برای طراحی هوشمندانه باز می‌کنند.

 با شروع جنگ رمضان، بسیج همگانی در تجمعات شبانه با وجود تکثر پایین به وضوح نشان داد، تشکیلات سنتی که بر پایه ایمان قلبی و ارجحیت منافع جمعی شکل گرفته، توان سازماندهی میدانی بالایی را در سخت‌ترین بحران‌ها دارد و همچنان زنده و قادر به بازتفسیر است. تشکیلاتی که نه بر پایه شعار که بر «باور مشترک» استوار است. باوری که در لحظه خطر، آدم‌ها را همدل و به تقویت تاب آوری کمک می کند.

 از طرفی دیگر تجربه اعتراضات دی ماه 1404 نشان داد که در برابر تهدیدات ترکیبی (ابزارهای نظامی، غیرنظامی، سایبری، اقتصادی، اطلاعاتی، شناختی، عملیات روانی و رسانه ای و دیپلماتیک)، به دلیل ضعف نهادی در میانه آتش بس شکننده با دشمن متجاوز، چگونه اعتراضات توده ای با حجم خشونت بالا رقم می خورد. تکثر فکری (تنوع عقاید، هویت ها، منافع و دیدگاه ها) واقعیت جوامع مدرن است. بدون نمایندگی مناسب، این تنوع به حاشیه رانده شده و به نارضایتی انباشته تبدیل می شود. مشارکت های پایین چند انتخابات گذشته، اخطار فقدان نمایندگی متناسب را داده بود. اتفاقات تلخ دی ماه به وضوح، طغیان طردشدگان جامعه بود که سالهای متوالی برای دیده شدن و شنیده شدن با بن بست مواجه شدند. ما در برابر این جامعه ناراضی با مسائل واقعی روبرو هستیم که قابل تقلیل و فروکاستن به بحرانهای معیشتی یا توطئه دشمن نیست گرچه هرکدام سهم قابل توجهی دارند اما درد بزرگ، سالها تبعیض، بی عدالتی و فقدان نظام آموزشی مناسب است که دقیقا درجایی که امنیت ساخته نشده، دشمن عملیات ضدامنیتی اجرا می کند.

 مساجد و حسینیه ها به عنوان هسته کانونی نهاد سنتی به رسمیت شناخته شده دارای پایگاه اجتماعی فعال و مشارکت کننده است چرا که افراد در این نهاد دیده می شوند و هم باوران را جذب می کنند اما توانایی جذب حداکثری مردم با سبک زندگی متکثر را ندارند و این واقعیت باید پذیرفته شود. این در حالی است که در هسته های کانونی مدرن همانند دانشگاه ها، کافه ها، گالری ها، باشگاه های ورزشی به دلیل مواجهه نادرست، امکان ایجاد نهادهای موثر و مثبت فراهم نشده است تا جایی که این فضاها به عنوان پاتوق های اجتماعی با فاصله معنادار از هسته های سنتی فعالیت می کنند در حالی که باید در امر ملی همبستگی ساز باشند. تجربه اعتراضات دی ماه 1404 نشان داد که عدم پذیرش واقعی و به رسمیت شناخته شدن، عدم ایجاد شبکه هوشمند و راهبری مناسب آنها، چالش امنیت ملی ایجاد می کند و با برخوردهای قهری از پلمب کافه ها گرفته تا اخراج اساتید و دانشجویان نه تنها امنیت ساخته نمی شود بلکه خشاب دشمن در جنگ شناختی و روایتی پر می شود.

 ایران در یک پیچ تاریخی بزرگ و حساس قرار دارد و آنچه واضح و روشن است هدف جنگ ترکیبی دشمن، ایجاد شکاف بین مردم و نظام، فلج کردن تصمیم گیری، تبدیل نارضایتی های کوچک به بحران های بزرگ و کاهش تاب آوری نظام است. تجربه دی ماه سال گذشته، وضعیت بحرانی اعتماد عمومی را بار دیگر اثبات کرد وقتی حتی ارسال پیامک هشدار هم موثر واقع نشد. بنابراین بیش از هر زمانی نیازمند تقویت تاب آوری اجتماعی و سرمایه انسانی هستیم. آموزش مدنی برای ترویج فرهنگ گفتگوی سازنده و تحمل تفاوت، تقویت رسانه های داخلی برای جنگ روایت، کاهش نابرابری و تقویت هویت ملی مشترک در کنار احترام به تنوع و ایجاد فضاهای گفتگوی عمومی باید جدی گرفته شود و در این بین نهادهای مرکزی به تنهایی کافی نیستند و نیاز به شبکه ای از نهادهای محلی تاب آور وجود دارد که هم مطالبات را مدیریت کنند و هم در برابر عملیات نفوذی مقاوم باشند. انتخابات شورای شهر دقیقاً می تواند این شبکه را تقویت کند.

 در جنگ شناختی، دشمن به دنبال بزرگنمایی شکاف ها و ایجاد دوقطبی است. انتخابات رقابتی شورای شهر ضمن به رسمیت شناختن تنوع فکری و سبک زندگی مردم، این شکاف ها را مدیریت کرده و حس داشتن نمایندگی را به گروه های مختلف منتقل می کند. این امر مشروعیت را بالا برده و مهمات دشمن برای عملیات روانی را کاهش میدهد. شوراهای توانمند می توانند در حمایت از کسب و کارهای کوچک، مدیریت بحران های محلی، بسیج اجتماعی، آموزش شهروندی، حمایت از نهادهای مدنی و مشارکت مردمی، دموکراسی مشارکتی دیجیتال و پلتفرم شهروندی، عدالت محوری، توجه به طبقه فرودست، حفظ همبستگی مکانی و اجتماعی، بهبود کیفیت زندگی و تاب آوری شهری به عنوان مکمل و گاهی پیش‌نیاز تاب‌آوری ملی نقش موثر ایفا کنند و بدین ترتیب به کاهش نابرابری کمک نمایند.

  انتخابات شورای شهر نباید یک رویداد تشریفاتی باشد، بلکه باید به عنوان یک استراتژی مهم تقویت تاب آوری نهادی دیده شود. این انتخابات اگر با اختیارات بیشتر، شفافیت و رقابت همراه شود، به کاهش آسیب پذیری اجتماعی، افزایش انسجام ملی و مقاومت موثرتر در برابر تهدیدات دشمن کمک شایانی خواهد نمود. امنیت ملی امروز نیازمند «دولت محلی قوی» در کنار «دولت مرکزی مقتدر» است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.