افراد جدید فدراسیون فوتبال ایتالیا با تصمیم هایشان برای تیم ملی کشورشان جنجال به وجود آوردند.
ورزشی جماران، قرار بود یک تیم رویایی باشد. سیاستمداری که کمک کرد بازی های المپیک زمستانی ۲۰۲۶ در میلان برگزار شود و بازیکن بازنشسته ای که از نظر افراد زیادی چهره فوتبال ایتالیا است.
اوایل جولای، جووانی مالاگا، رییس جدید فدراسیون فوتبال ایتالیا، پائولو مالدینی را به عنوان مدیرفنی انتخاب کرد. به نوشته اتلتیک، آن ها بهترین گزینه برای بازسازی تیم ملی به حساب می آمدند که اگر نتوانند ایتالیا را مانند گذشته قدرتمند کنند حداقل آن را به جایگاه مورد احترام خود بر می گردانند.
ایتالیا با چهار قهرمانی در جهان، بین ۴۸ تیم جام جهانی ۲۰۲۶ نبود و برای سومین دوره پیاپی در صعود به مرحله نهایی این رقابت ها ناکام ماند.
شکست در ضربات پنالتی برابر بوسنی و هرزگووین در فینال پلی اف در ماه مارس منجر به تحقیقات کاملی شد. درخواست های افراد خشمگین با استعفای گابریله گراوینا، جان لوییجی بوفون و جنارو گتوسو از سمت هایشان برآورده شد. فدراسیون فوتبال ایتالیا به یک رییس جدید، تیم اجرایی و سرمربی نیاز داشت.
یک بار دیگر فوتبال ایتالیا در تلاش دوباره برای بازسازی، خانه تکانی کرد.
مالاگو، مالدینی و لئوناردو (بازیکن بازنشسته برزیلی که در میلان با مالدینی هم تیمی بود) به عنوان افراد جدید این سازمان اعلام شدند. مالاگو گفت: "مالدینی همیشه هدف من بود."

باید گفت این دو هفته سختی بود، جایی که تیم ملی ایتالیا بدون انجام بازی متحمل یک سری شکست شد.
انتظارات بالا بود. جو قوی بود. مالدینی گفت: "زمانی که ایتالیا تو را فرا می خواند، نه گفتن سخت است."
با این حال پپ گواردیولا و کارلو آنچلوتی این کار سخت را انجام دادند.
مالدینی در رابطه با جست و جوی سرمربی گفت: "به نظر ما درست آمد که با بهترین های دنیا شروع کنیم."
گواردیولا سرمربی ایتالیایی می شد که دیگر نمی توانست واقعیت را انکار کند. آن ها نیاز به سنت شکنی داشتند. پس از ۶۰ سال برای نخستین بار می شد که یک سرمربی خارجی هدایت تیم ملی را بر عهده می گرفت. آخرین بار، این اتفاق زمانی افتاد که ایتالیا حذف تحقیر آمیزی برابر کره شمالی در جام جهانی ۱۹۶۶ داشت که هدایت تیم به هلنیو هررا آرژانتینی و فروتچو والکارجی سپرده شد.
پس از شکست ناامید کننده مقابل بوسنی، سنتگرایان به گزینه رادیکال و ضدفرهنگی گواردیولا روی آوردند. آنها جرات کردند رویاپردازی کنند چون دوران سرمربی اسپانیایی در منچستر سیتی بالاخره پس از یک دهه به پایان رسیده بود.
گواردیولا ایتالیا را دوست دارد. او در آخرین سال های دوران ورزشی اش پس از ترک بارسلونا در این کشور با پیراهن رم و برشا بازی کرد. او ایتالیایی صحبت می کند. سرمربی اسپانیایی، بازی برشا را در ماه فوریه از نزدیک تماشا کرد و عادت دارد به این کشور سفر کند تا هم تیمی های سابقش را ببیند از جمله روبرتو باجو. زمانی که جووانوتی، ستاره پاپ ایتالیا اوایل تابستان در بارسلونا کنسرت برگزار کرد گواردیولا با تی شرت جووانوتی در پشت صحنه بود.
در عین حال، مالدینی خود را در یک کوچه بن بست دید؛ تلاش برای معرفی گواردیولا به عنوان سرمربی تیم ملی ایتالیا و انتقاد از او اگر موفق به انجام این کار نشود. تلاش برای آوردن پپ یک اولویت ملی بود با وجود این که می دانست گواردیولا ترجیح می دهد پس از ترک منچسترسیتی چند ماه استراحت کند. او بین هدایت بارسلونا و بایرن مونیخ در اوایل سال ۲۰۱۰ یک سال استراحت کرد. همچنین دید که یورگن کلوپ، رقیب قدیمی اش چگونه پس از جدایی از لیورپول دو سال استراحت کرد.
مالدینی و لئوناردو نمی توانستند نظرش را تغییر دهند. آن یک ماموریت غیر ممکن بود. ماموریتی که اگر آن را قبول نمی کردند مورد انتقاد قرار می گرفتند، همانطور که بعدا به خاطر عدم انجام آن با انتقاد روبرو شدند.

در مورد آنچلوتی، نام او نه توسط رسانه ها، بلکه توسط مالدینی مطرح شد.
او در یک نشست خبری پس از ارائه برنامههای تیم اجرایی جدید فدراسیون به مجمع سری آ، گفت: "ما نمیتوانیم بیشتر از این در مورد گواردیولا صحبت کنیم. شما یکی از اهداف را مشخص کردهاید اما ما با آنچلوتی نیز صحبت کردیم."
این گزینه ناگهان از ناکجاآباد آمد و منجر به سوالات بیشتری شد. چرا بدون درخواست، نام او را به میان آورد، مگر اینکه بار دیگر جاهطلبیهای غیرواقعی فدراسیون را تایید کند؟ برخلاف گفته های مالدینی، زمانی که ایتالیا تماس گرفت، به نظر میرسید که گفتن "نه" برای کاندیدهای مربیگری آسان است.
آنچلوتی پیش از جام جهانی قراردادش را با تیم ملی برزیل تمدید کرده بود و پس از حذف مقابل نروژ در یک هشتم نهایی اعلام کرد که می خواهد تا پایان قراردادش در این تیم بماند.
تا به اینجا پروسه جست و جوی سرمربی برای ایتالیا کار دشواری بود. کاریزمای مالدینی به تنهایی کافی نبود.
سختی آوردن یک سرمربی سرشناس، حداقل در حال حاضر به خاطر پول نبود. مالدینی هنگام خروج از مجمع سری آ گفت: "در رابطه با پپ مسئله اصلا پول نبود."
چگونه می توانست باشد، پس از کار کردن با سیتی؟ گواردیولا در یک جمله به یادماندنی در فصل گذشته در زمان افت تیم گفت: "نمی توانید تصور کنید چقدر دستمزد می گیرم."
پس از کار کردن با آنچلوتی در میلان، توجهات به سمت یکی از هم تیمی های سابق مالدینی در سن سیرو جلب شد. او آندرئا پیرلو بود. احساس می شد که آن یک افت است. یک بازگشت به حالت عادی به جای شروع تازه. احتمال تکرار اشتباهاتی که گراوینا مرتکب شد، زمانی که بوفون، گتوسو را به عنوان جانشین لوچانو اسپالتی توصیه کرد، با وجود اینکه آخرین تجربه او در هایدوک اسپلیت کرواسی بود.
با نگاه به دوران مربیگری پیرلو مشخص می شد او سرمربی قابل اعتمادی نیست چون این دوران بیشتر یک فاجعه بوده است تا موفقیت قاطع.
رکورد شکست ناپذیری ۹ ساله یوونتوس در سری آ توسط پیرلو به پایان رسید. او به شکل ناعادلانه ای پس از یک فصل حضور در تیم تورینی در ماه می اخراج شد، با وجود اینکه توانست فاتح جام حذفی شود و در رتبه چهارم جدول قرار بگیرد.
یک سال بعد تصمیم عجیبی گرفت و سرمربی تیم فاتح در سوپرلیگ ترکیه شد. سامپدوریا، تیم دسته دویی در آگوست ۲۰۲۴ او را اخراج کرد، با وجود این که هنوز دستمزدهای زمان حضورش در سری را پرداخت می کرد. توجیه پیشنهاد شغلی که مالدینی و لئوناردو بر اساس کار او در باشگاه فعلی اف سی یونایتد دوبی امارات به او دادند، دشوار است، اگرچه او فصل گذشته این تیم را به دسته برتر رساند.

برخی ها معتقد بودند بهتر نبود به سیلویو بالدینی، سرمربی زیر 21 سال، که پس از استعفای گتوسو پس از بوسنی به صورت موقت هدایت تیم ملی را بر عهده گرفت، اعتماد میکردند؟
بالدینی به خصوص در بازی های دوستانه ایتالیا پیش از جام جهانی شجاع بود که تیمی را با میانگین سن ۲۰ سال و شش ماه انتخاب کرد و توانست با یک گل لوکزامبورگ و یونان را شکست دهد. اگرچه بالدینی عجیب و غریب است اما شهرتی به عنوان مارچلو بیلسای ایتالیا برای خود دست و پا کرده و افرادی مانند روبرتو دی زربی، سرمربی تاتنهام را تحت تاثیر قرار داده است.
با این حال او زمانی به شهرت رسید که سرمربی کاتانیا در سال ۲۰۰۷ بود و در کنار زمین با لگد به باسن دومنیکو دی کارلو، سرمربی پارما زد. پس از آن یک دوره گمنامی نسبی ادامه یافت.
شاید برخی ها بگویند آن دقیقا همان چیزی بود که ایتالیا در آن زمان نیاز داشت (لگد به باسن؟). با این حال مشکل این است اکنون فوتبال منحصرا درباره فوتبال نیست.
اگر تیم در زمین نتیجه نگیرد، فدراسیون ها به دنبال نام های بزرگ می گردند نه تنها برای راه حل سریع بلکه برای جذب اسپانسرها. بدون شک استخدام پیرلو در این زمینه یک امتیاز محسوب می شد. برای مثال مالاگو و مالدینی نمی خواستند دوباره به دنبال جذب روبرتو مانچینی و آنتونیو کونته بروند که در مدیریت قبلی، تیم ملی را تحت هدایت داشتند.
قبل از همه چیز استایل پیرلو مترادف با ایتالیا است. او در لباس آرمانی فدراسیون عالی به نظر می رسید.
با این حال، جذابیت تجاری او، به طرز طعنهآمیزی، شانس او برای امضای قرارداد چهار ساله که مالدینی و لئوناردو آماده ارائه آن بودند را از بین برد.
پیرلو سفیر جهانی فونبت، بزرگترین بنگاه شرطبندی ورزشی در روسیه است. او ماه می گذشته برای "روز فوتبال" در ورزشگاه لوژنیکی مسکو حاضر شد. در این سفر مارکو ماتراتزی، هم تیمی اش که توانستند در سال ۲۰۰۶ قهرمان جهان شوند، همراهی اش می کرد. آن ها جزو نخستین نفرات نبودند. فرانچسکو توتی، هم تیمی شان که قهرمان ۲۰۰۶ بود، زمانی که در ماه آوریل سال گذشته برای جوایز RB به عنوان مهمان رتبه بندی سایت های شرطبندی به روسیه سفر کرد، سر و صدا به پا کرد.
حضور پیرلو همزمان با یکی از حمله های روسیه به کییف اوکراین بود. او در کنار آرتم ژیوبا، کاپیتان سابق زنیت و تیم ملی روسیه که در اینستاگرامش اعلام کرد به روس بودن خود افتخار می کند به امضا کردن مشغول شد.
مالک اف سی یونایتد دوبی هم یک تاجر روس به نام سرگی لومکین است.
هرگونه ارتباطی میان لومکین و باشگاه با فونبت رد شد. در یک بیانیه باشگاه اماراتی اعلام کرد: "آقای لومکین به فونبت علاقه ای ندارد. علاوه بر این، تیم فوتبال اف سی یونایتد دوبی که تحت هدایت پیرلو است ارتباطی به فونبت ندارد."

با این حال، تمایل پیرلو به همکاری با یک بنگاه شرطبندی و به ویژه شرکتی مستقر در روسیه پوتین، نتیجه ناخوشایندی داشت.
در اینجا نکات زیادی وجود دارد که باید بررسی شوند. چند وقت پیش، گراوینا با دستور کار اصلاحاتی که شامل لغو ممنوعیت اسپانسر بنگاه های شرطبندی و کمپین برای سرمایهگذاری مجدد درصدی از درآمد حاصل از شرطبندی، دوباره به ریاست رسید.
ممنوعیت تبلیغ شرطبندی روی پیراهن تیم ها توسط پارلمان ایتالیا، یک پوشش ظاهری است. قبل از بازیها، تبلیغاتی در شبکه های اسکای و DAZN پخش میشوند که در آن آمار به سبک Opta نشان داده میشوند. این "آنالیزهای شرطبندی" به جای یک تبلیغ بت، یک تبلیغ اطلاعاتی محسوب میشوند. قرارداد لاتزیو با پلیمارکت هم با همین معیارها مطابقت دارد.
علاوه بر این مورد دیگری وجود دارد که باید در نظر گرفت. ساندرو تونالی و نیکولو فایولی به خاطر استفاده از سایت های غیرقانونی شرطبندی با محرومیت طولانی روبرو شدند. بخشی از محرومیتشان شامل تراپی و آموزش به نسل جدید درباره ریسک شرطبندی می شد. فدراسیون فوتبال ایتالیا چگونه الگویی می شد که با سرمربی قرارداد امضا می کرد که سفیر جهانی سایت های شرطبندی قانونی بود، در هر حال، یک سایت شرط بندی بود؟
در نهایت به جنگ می رسیم. جورجیا ملونی (نخست وزیر ایتالیا) متحد اوکراین است، حتی اگر متئو سالوینی، معاونش در گذشته با تیشرت پوتین دیده شده باشد. پیرلو که توسط سیاستمدارانی از جمله کارلو کالندا، لیدر آزیونه، یک حزب لیبرال میانهرو، به تبلیغ روسیه متهم شد، نتوانست ساکت بماند، به خصوص زمانی که یکشنبه شب ادعا کرد که متوجه شده است دیگر نامزد تیم ملی نیست.
او در شبکه های اجتماعی گفت: "در چند روز گذشته، با تلخی فراوان بحثهایی که در مورد نام من و احتمال انتخابم به عنوان سرمربی تیم ملی ایتالیا مطرح شده است را دنبال کردهام."
پیرلو ادامه داد: "در طول دوران ورزشی ام، چه به عنوان بازیکن چه سرمربی همیشه به قوانین کشورهایی که در آنجا کار کردم و به قراردادهایی که امضا کردم احترام گذاشتم. قرارداد اخیری که موجب ایجاد بحث شده مربوط به کار من در امارات است و کاملا ماهیت تجاری و ورزشی دارد."
او افزود: "ربط دادن آن به سیاست به معنای نسبت دادن باورهایی به من است که هرگز ابراز نکردم و منعکس کننده دیدگاههای من نیستند."
زمانی که به سرعت جلسه تیم اجرایی جدید فدراسیون تشکیل شد، به نظر می رسید که اوضاع از هم پاشیده است.
هنگامی که مالاگو دفتر رم را در عصر دوشنبه ترک می کرد، تلاش کرد خود را آرام نشان دهد، با وجود اینکه شایعه استعفای مالدینی و لئوناردو پخش شده بود. او گفت: "می خواستم این قرار ملاقات پنهان بماند. با این حال در طول تماس ۲۰ تا ۲۵ دقیقه ای که داشتم ۶۰۰ تا ۷۰۰ پیام در واتساپ دریافت کردم. به زودی به همه پاسخ خواهم داد. اکنون روی آن کار می کنم. به زودی از همه چیز با خبر خواهید شد."
بررسیها فقط به همکاری تجاری پیرلو با فونبت محدود نشده بود. یکی از فرزندانش، نیکولو، برای آژانس YouFirst کار میکند. یکی از فرزندان مالدینی، کریستین، با GR Sports، آژانسی که معرف برادرش، دانیل (بازیکن تیم آتالانتا) است، همکاری داشت. این موضوع خاطرات سال ۲۰۱۶ را زنده کرد، زمانی که جان پیرو ونتورا، سرمربی تازه منصوب شده ایتالیا درخواست کرد مارچلو لیپی (سرمربی تیم قهرمان جام جهانی ۲۰۰۶) مدیر فنی شود. با این حال او برای جلوگیری از تضاد منافع احتمالی، با توجه به اینکه پسر لیپی، داویده، یک مدیر برنامه برجسته بود و هست، انصراف داد.
در رابطه با قضیه پیرلو و مالدینی، هیچ یک از فرزندان ذکر شده مدرک ایجنت ندارند. به عنوان مثال نیکولو در شبکه های اجتماعی خود را مشاور مارکتینگ ورزشی معرفی می کند. به این ترتیب، بر اساس ماده ۱۶ قوانین ایجنتهای ورزشی فدراسیون فوتبال ایتالیا در مورد ناسازگاری و تضاد منافع، در صورتی که پیرلو پدر هدایت تیم ملی ایتالیا را بر عهده می گرفت، هیچ یک از آن ها نمی توانستند از سمتهای خود کنارهگیری کنند.
به طور کلی، قابل توجه است این دو بازیکن بازنشسته که مشهور به دید گسترده و بازیخوانی بودند پیش بینی نمیکردند که این اتفاق بیفتد.
تنها یک هفته پیش بود که مارگو گفت: "دو هفته طول کشید تا مالدینی و لئوناردو را راضی کنم. با آن ها برنامه ای چیدیم که فراتر از سرمربی است." به عبارتی فرض می شد آن یک پروژه بسیار گسترده تر باشد تا انتخاب یک نام.
بدون شک تمام برنامه بستگی به موفقیت یا شکست در جذب پیرلو نداشت. نه وقتی که تیاگو موتا که چندی پیش در بولونیا تأثیرگذار بود اما از زمان اخراج توسط یوونتوس در ماه مارس سال گذشته پس از تنها ۹ ماه، از فوتبال دور بوده است، می توانست یک نامزد قابل قبول برای فدراسیون فوتبال ایتالیا باشد.
از یک طرف، میتوان با مالدینی و لئوناردو به خاطر عصبانیتشان همدردی کرد. از طرف دیگر، اگر می خواستند کمتر از سه هفته بعد استعفا دهند چرا این شغل را قبول کردند؟ برای کسی که در فوتبال ایتالیا بسیار با تجربه است، آیا واکنشهای شدید ۷۲ ساعت گذشته واقعا تعجبآور است؟
پس از اخراج از میلان دقیقا بعد از دریافت تمدید قرارداد، ایتالیا همیشه مقصد بعدی مالدینی به نظر می رسید. او قبل از قبول پیشنهاد مالاگو، با نامزد ریاست باشگاه فنرباغچه دیدار کرده بود. آن کاندید موفق نشد رییس تیم ترکیه ای شود. حالا چه؟ مقصد بعدی کجاست؟
شروع تازه با تیم ملی، یک شروع اشتباه برای تمام افراد مرتبط بود.
در حال حاضر، ایتالیای جدید، ایتالیای قدیمی به نظر می رسد. درگیر جنجالهای خودساخته. در حال تغییر برای ماندن در همان وضعیت.