ماشالله شمس الواعظین عضو شورای اطلاعرسانی دولت با اشاره به تغییر دکترین دفاعی ایران در دو جنگ اخیر، گفت: ما باید دکترین دفاعی خودمان را تعریف کنیم تا بتوانیم بر مبنای آن، آینده خودمان را ترسیم کنیم.
به گزارش جماران، به نقل از ایرنا، ماشالله شمس الواعظین عصر دوشنبه در رونمایی از کتاب «شاهدی از جهنم نسل کشی» درباره هدف رژیم صهیونیستی از تهاجم به ایران و جبهه مقاومت گفت: ما هنوز در جاهای مختلف منطقه مزار سربازان ایرانی را مشاهده میکنیم مثل سربازانی که از سلطان قابوس مقابل شورشیان ظفار عمان دفاع کردند. حکومت وقت همان زمان فهمیده بود که حضور ایران، به دلیل بزرگیش، باید از طریق «سپر دفاعی» در قلمروهای حیاتیِ حریف تعریف شود. همان کاری که آقای شهید ما کرد؛ ایشان حرف مهمی زد و گفتند که به جای اینکه ما با حریف در خانه خودمان بجنگیم، در سوریه میجنگیم؛ آنجا باید سپر دفاعی اول ما باشد.
عضو شورای اطلاعرسانی دولت ادامه داد: سرزمینها یک سری از دکترینها را به رهبران کشورها تحمیل میکند و اصلاً مهم نیست آن رهبر چه کسی باشد؛ دستورالعملهایی وجود دارد به نام «دستورالعملهای سرزمینی» که حکومتها را به داشتن یک سری ازدکترینهای ویژه وادار میکند.
وی گفت: دکترین دفاعی ایران در ۲۰۰ سال گذشته، «دفاع در برابر تهاجم» بوده است؛ پایه آن، دفاع در برابر تهاجم دشمن بوده و حمله در آن جایی نداشت. اسرائیل هم دکترین دفاعیاش این بود که جنگهای فرسایشی نکند، چون نمیتواند جنگ فرسایشی را دنبال کند. دو دکترینِ ایران و رژیم صهیونیستی، بعد از هفت اکتبر به صورت ناگهانی تغییر کرد.

بازخوانی دکترین دفاعی ایران
شمس الواعظین افزود: اسرائیل به حماس، حزبالله لبنان و ایران حمله کرد و دو سال هم جنگید. اصلاً سابقه نداشت ارتش اسرائیل در اندیشهاش بیاید که بتواند دو سال بجنگد و فرسایشی عمل کند. در این سو هم، ایران دکترین دفاعی خودش را کنار گذاشت و با موشک به اراضی اشغالی حمله کرد. درست است که اسرائیل اول به سفارت ایران در دمشق حمله کرد، ولی اسرائیل به طور مستقیم به سرزمین ایران حمله نکرد. بنابراین، حمله ما، تهاجم در برابر تجاوز بود.
عضو شورای اطلاع رسانی دولت ادامه داد: اما باید بگویم جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، تکرار نخواهد شد. آمریکا و اسرائیل اگر میتوانستند و تابآوری داشتند، آتشبس را نمیپذیرفتند و طبق گفته خودشان هم تا آخرش می رفتند.
شمس الواعظین با طرح این پرسش که آینده دکترین ایران چه خواهد بود؟ گفت: اینکه حلقه آتشی که به عنوان دکترین نظامی ایران حول مرزهای فلسطینِ ایران ایجاد شده و برای قلمروهای حیاتی ایران امنیت ساخته شده بود، بعد از این جنگ چه سرنوشتی پیدا خواهد کرد؟ آیا ما محور مقاومت را بازسازی خواهیم کرد؟ آیا حلقه آتش را تبدیل به حلقه فشار دیپلماتیک علیه رزیم اسرائیل خواهیم کرد؟
وی افزود: البته به دلیل وضعیتی که به وجود آمد و تلفاتی که دادند و مسائلی که به اصطلاح اتفاق افتاد، من تمایل دارم که استراتژی دفاعی ایران از «حلقه آتش» به «حلقه فشار دیپلماتیک» تغییر جهت پیدا کند؛ یعنی انتظارم این است که چنین اتفاقی بیفتد. برای اینکه دوستان یادمان باشد، ما نزدیک بود در این جنگ شاهد شبهجنگ اتمی باشیم؛ خیلی باید به این نکته توجه کنیم که بخیر گذشت. لذا دکترین دفاعی خودمان را باید تعریف کنیم که کجا داریم میرویم و کجا متوقف میشویم.
شمس الواعظین با بیان این که اگر موشک نداشتیم مشخص نبود که سرنوشتمان چه می شود گفت: این که توانستیم «موازنه وحشت» برقرار کنیم و کسی دیگر جرأت پیدا نکند یا اندیشههای کودکانه برای حمله به ایران و تصرف یا تجزیه ایران داشته باشد، ما باید دکترین دفاعی خودمان را تعریف کنیم تا بتوانیم بر مبنای آن، آینده خودمان را ترسیم کنیم.
عضو شورای مرکزی اطلاع رسانی دولت با بیان این که ایران یک شبه قاره است گفت: با سرزمین ایران نمیشود شوخی کرد بنابراین دکترین های دفاعی خیلی مهم است همانطور که دکترین موشکی ایران در یک جنگ خانمان سوز ۴۰ روز و ۱۲ روزه جواب داد و ایران را از تعرض، اشغال و تجزیه نجات داد و در وضعیت برابری با دشمن قرار داد.
توسعهطلبی؛ هسته مرکزی استراتژی اسرائیل
در ادامه این مراسم جمیله کدیور گفت: بررسیهای راهبردی نشان میدهد که سیاستهای کلان اسرائیل از مدتها قبل به شکلی صریح و آشکار تبیین شده است. این رژیم با رویکردی گامبهگام و صبورانه، اهداف خود را در قبال گروههای مقاومت در غزه، لبنان و همچنین مواجهه با ایران به عنوان مانع اصلی سلطهگری خود در منطقه دنبال میکند.
وی گفت: تأکید بر ایده «اسرائیل بزرگ» نه تنها یک ادعای گذرا، بلکه بخشی از دستورکار رسمی این رژیم است؛ موضوعی که در مصاحبههای مقامات ارشد آن نیز به صراحت مورد تأیید قرار گرفته است. اقدامات یک سال اخیر در غزه، نمونه بارز این رویکرد است؛ جایی که با اشغال ۶۰ درصد از اراضی غزه و محدود کردن ۲.۵ میلیون نفر در ۴۰ درصد باقیمانده، برنامههای نتانیاهو برای گسترش مناطق تحت کنترل تا ۷۰ درصد اراضی این باریکه، گویای پیشبرد بیوقفه این استراتژی است.
اهداف منطقهای و تهدید علیه ایران
کدیور افزود: از دیدگاه ناظران، اسرائیل به دلیل فقدان عمق استراتژیک و وسعت جغرافیایی، بقای خود را در گرو توسعهطلبی مستمر میبیند. در این نقشه راه، علاوه بر کشورهای همسایه از جمله ترکیه، عراق و عربستان، «ایران» به عنوان هدف اصلی قلمداد میشود. راهبرد بلندمدت این رژیم در قبال ایران، تضعیف ساختارهای داخلی، ضربه به توان بازدارندگی و در نهایت تلاش برای تجزیه و فروپاشی کشور است؛ موضوعی که در اظهارات مقامات این رژیم نیز بارها بازتاب یافته است.
چشمانداز تقابل ناگزیر
وی ادامه داد: با توجه به ماهیت توسعهطلبانه اسرائیل و اعتقاد به اینکه بقای این رژیم تنها از طریق بسط نفوذ و تغییر مرزها میسر است، تحلیلگران بر این باورند که تقابل گستردهتر در منطقه امری محتمل و دیر یا زود صورت خواهد گرفت. اسرائیل با صبر راهبردی و بدون شتابزدگی، سالهاست که در مسیر تحقق اهداف توسعهطلبانه خود گام برمیدارد و این روند، تقابل با قدرتهای منطقهای را به یک نقطه غیرقابل اجتناب تبدیل کرده است.