دانا استرول، مقام ارشد سابق پنتاگون در امور خاورمیانه، در تحلیلی برای فارنافرز مینویسد عملیات «خشم حماسی» اگرچه نمایش کمسابقهای از قدرت نظامی آمریکا بود، اما در نهایت به شکست راهبردی دولت ترامپ انجامید؛ چراکه ایران با تکیه بر دفاع نامتقارن، فرسایش زرادخانه پدافندی واشنگتن و فشار در تنگه هرمز، محاسبات پنتاگون را برهم زد و روند گذار خاورمیانه به دوران پساآمریکایی را شتاب بخشید.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، تحلیل «دانا استرول» (مقام ارشد سابق پنتاگون در امور خاورمیانه) در پایگاه فارن افرز، به کالبدشکافی عمیق نتایج تناقضآمیز عملیات «خشم حماسی» میپردازد. استرول استدلال میکند که اگرچه ارتش آمریکا با شلیک هزاران موشک، بخش زیادی از کارخانههای پهپادی ایران را نابود کرد و بزرگترین عملیات هوایی مشترک خود با رژیم صهیونیستی را پس از جنگ جهانی دوم رقم زد، اما در تحقق اهداف راهبردی ترامپ (تغییر حکومت، تسلیم کامل تهران و تحمیل برجام جدید) کاملاً ناکام ماند. این جنگ ثابت کرد که دکترین «دفاع نامتقارن» ایران و ظرفیت انطباق آن، فراتر از محاسبات پنتاگون بوده است.
استرول این پارادوکس قدرت و فرسایش بازدارندگی واشینگتن را در چهار لایهی راهبردی تشریح میکند:
- دکترین «دفاع موزاییکی» ایران و تاکتیک فرسایش زرادخانهی آمریکا: تهران با درسگیری از جنگ ۱۲ روزهی ژوئن ۲۰۲۵، ساختار فرماندهی خود را تمرکززدایی کرد و با اجرای دفاع موزاییکی، پیش از انهدام رادارهایش، مجوز حملات اشباع را به واحدهای محلی واگذار کرد. ایران به جای حمله مستقیم به پایگاههای آمریکا، تمام شورای همکاری خلیج فارس و اردن را هدف قرار داد. هدف ایران ایجاد خسارت مادی نبود، بلکه «تخلیهی ذخایر پدافندی غرب» بود. آمریکا در چند هفته بیش از ۱۰۰۰ موشک تاماهاوک شلیک کرد (در حالی که ظرفیت تولید سالانه آن فقط ۹۰ فروند است) و ۱۹۰ سامانه تاد و ۱۰۶۰ موشک پاتریوت را سوزاند؛ یعنی جنگ ۱۲ هفتهای ۲۰۲۶ عملاً نصف زرادخانهی پدافندی آمریکا را بلعید و واشینگتن را در برابر سناریوهای احتمالی شرق آسیا (تایوان) به شدت آسیبپذیر کرد.
- شکست روانی در هرمز و گسست صامت در ائتلاف ترامپ: بزرگترین ضربه ایران، شکستن سدّ روانی انسداد تنگه هرمز با استفاده از قایقهای تندرو، مینها و موشکهای ساحلی بود که ۲۰ درصد ترانزیت جهانی را قفل کرد. پروژه ترامپ برای بازگشایی اجباری هرمز با یک تلهی ژئوپلیتیک مواجه شد؛ به محض اینکه آمریکا دو کشتی را اسکورت کرد، ایران به ترمینال نفتی امارات و یک کشتی کرهای حمله نمود. ترامپ از ترس گشوده شدن جبهه جنگ تمامعیار، واکنش نظامی نشان نداد. این انفعال ترامپ، کویت و عربستان را چنان وحشتزده کرد که ظرف ۲۴ ساعت آسمان خود را به روی جنگندههای آمریکایی بستند و محدودیتهای سختی بر پایگاههای پنتاگون وضع کردند. این رویداد، برای نخستین بار شکافی عمیق میان سنتکام و متحدان عرب ایجاد کرد.
- از «ضامن انحصاری امنیت» تا «هماهنگکنندهی چندجانبه»: استرول تأکید میکند که خاورمیانهی پساجنگ، دیگر پناهگاه امنی برای سرمایهگذاران نیست و افکار عمومی آمریکا نیز تمایلی به تداوم مأموریتهای پرهزینه در منطقه ندارند. پادشاهیهای عربی با درک غیرقابلاعتماد بودن واشنگتن، به سرعت به سمت تنوعبخشی به شرکای دفاعی حرکت کردهاند. امارات در اوج بحران از رژیم صهیونیستی درخواست اعزام نیرو و گنبد آهنین کرد، و کشورهای خلیج فارس در مارس ۲۰۲۶ توافقنامههای دفاعی بلندمدتی را با اوکراین (به عنوان نوآور جنگهای پهپادی) برای آموزش و تولید مشترک تسلیحات امضا کردند. ناتو، بریتانیا و فرانسه نیز مستقلاً وارد عمل شدند. واشینگتن باید بپذیرد که دوران «ضامن انحصاری بودن» به پایان رسیده و باید به عنوان «ادغامکنندهی امنیت» با حضور کره جنوبی، اروپا و متحدان منطقهای عمل کند، پیش از آنکه چین و روسیه این خلاء را پر کنند.
- شبیهسازی «ناتوی خاورمیانه» بر پایهی دکترین بحرین: نویسنده بهترین مدل برای آینده را توسعهی «پیمان امنیت جامع و رفاه» (CSIPA) میداند که در سال ۲۰۲۳ میان بحرین و آمریکا امضا شد و بریتانیا نیز در ۲۰۲۵ به آن پیوست. این پیمان، امنیت را به همکاریهای اقتصادی و فناوری (بهویژه هوش مصنوعی) گره میزند و دارای بندی مشابه ماده ۵ ناتو برای مقابله با تجاوزات خارجی است. با توجه به تمایل مجدد کشورهای عربی به احیای پیمان دفاع مشترک سال ۲۰۰۰ و ایده «ناتوی اسلامی» با مشارکت مصر و پاکستان، واشنگتن باید از ظرفیت سنتکام برای پیوند زدن این خردهائتلافها استفاده کند.
در نهایت، دانا استرول هشدار میدهد که همزیستی ارتشهای منطقه با سنتکام در بالاترین سطح تاریخی است، اما رابطه سیاسی سران در بالاترین سطح بیاعتمادی قرار دارد. اگر دولت ترامپ نتواند از دستاوردهای نظامی سنتکام برای تحمیل یک معاهدهی بازدارندهی پایدار علیه ایران استفاده کند، عملیات «خشم حماسی» به عنوان بزرگترین تناقض قدرت آمریکا در تاریخ ثبت خواهد شد: «نمایشی خیرهکننده از برتری نظامی که کاتالیزور ظهور خاورمیانهی پسا-آمریکایی شد.»