آیتالله سید حسن خمینی در دیدار با خانواده شهید سپهبد سید عبدالرحیم موسوی گفت: آقای [شهید سپهبد] موسوی بسیار صادق و شجاع بود. معمولا نظامیها در موقعیت نظامی شجاع هستند ولی برای گفتن عقاید خودشان حساب و کتاب میکنند. ولی ایشان از همان وقتی که در ارتش بود و بعد در ستاد کل، خیلی شجاع و با اعتماد به نفس حاضر شد. حریّت و شجاعت نشان از دل بزرگش دارد.
یادگار امام با تأکید بر اینکه با عظمت از این مرحله عبور کردیم، گفت: ان شاء الله خداوند کماکان تفضلش را بالای سر ملت ایران نگه دارد و روزهای خوبی را پیش روی داشته باشیم.
به گزارش خبرنگار جماران، آیتالله سید حسن خمینی طی سخنانی در دیدار با خانواده شهید سپهبد سید عبدالرحیم موسوی، گفت: با خون مقام معظم رهبری و شهیدان دیگر حماسهای درست شد. اگر به روز 9 اسفند برگردید، فکر نمیکردیم از حادثهای به این سنگینی بتوان به راحتی عبور کرد. اگرچه همیشه در ذهن من بود که جمهوری اسلامی قائل به فرد نیست، ولی به هرحال لطمههایی که از ناحیه شهادت شخصیت ها خوردیم، خیلی سنگین بود.
یادگار امام با تأکید بر اینکه خیلی با عظمت از این مرحله عبور کردیم، افزود: آمریکاییها بعد از جنگ جهانی دوم، هر جایی رفتهاند عملا پیروز بیرون آمدهاند؛ غیر از ویتنام که اولین بار زمینگیر شدند. شهید موسوی بعد از جنگ 12 روزه رئیس ستاد کل نیروهای مسلح بود و اکنون معلوم می شود که ایشان ساختار دفاعی را بسیار خوب چیده بود؛ این ساختار در جنگ جوابگو بود و به سرعت توانست روی پای خودش بایستد.
وی با اشاره به اینکه به برکت خون شهدا سالهای خوبی پیش روی داریم، تصریح کرد: ان شاء الله خداوند کماکان تفضلش را بالای سر ملت ایران نگه دارد و روزهای خوبی را پیش روی داشته باشیم. واقعا کسانی که فدا شدند، نوعی فدیه بودند. بعضی وقتها انسان برای رسیدن به یک هدف باید چیزی را قربانی کنیم.
آیتالله سید حسن خمینی یادآور شد: شهید سپهبد موسوی بسیار صادق و شجاع بود. معمولا نظامیها در موقعیت نظامی شجاع هستند، ولی برای گفتن عقاید خودشان حساب و کتاب میکنند. اما ایشان از همان وقتی که در ارتش بود و بعد در ستاد کل، خیلی شجاع و با اعتماد به نفس حاضر شد. حریّت و شجاعت ایشان نشان از دل بزرگش دارد.
وی افزود: به راحتی میتوانستیم بگوییم حاضر است هرچه از عناوین و القاب دارد را کنار بگذارد. خیلی مهم است که آدم راحت بتواند اینها را کنار بگذارد. ایشان ورودی سال 1358 ارتش بود. در حالی که آن مقطع در سپاه راه برای او باز بود، ولی انتخاب کرده جایی برود که آن را اصلاح کند.

به گزارش خبرنگار جماران، برادر شهید موسوی نیز در این دیدار گفت: دستنوشتههای برادرم را قبلا با اجازه خودش مطالعه کردم که از ملاقاتش در پنج-شش سالگی با امام میگفت. چون پدر من فعالیتهای انقلابی میکرد. یک ضبط صوت قدیمی داشت که سخنرانیهای امام را ضبط و اعلامیه میکرد و تحت تعقیب بود. این نوارها را به دفتر امام داد و تقدیرنامهای هم گرفت.
وی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن اشاره به آخرین خداحافظی شهید موسوی با خانواده گفت: رهبری به برادرم سفارش کرده بودند که به دیدار پدر و خانوادهات برو. بعد از جنگ 12 روزه خودش و محافظانش موبایل نداشتند. نامهای پلمپ شده میفرستاد و من هم پلمپ شده جواب میدادم و قرار میگذاشتیم. بار آخر محافظ به دفتر ما زنگ زد و پیش ما آمد و نیم ساعت بعد به خانه پدرم آمدیم و خداحافظی کرد.
برادر شهید موسوی در خصوص روز شهادت ایشان نیز اظهار داشت: هنگام رفتن به جلسه، ایشان به محافظان میگوید پنج دقیقه وقت میخواهم. سپس لباس رزم را در میآورد و یک لباس نظامی دیگر میپوشد؛ یک برگه کوچک و مداد از روی میز بر میدارد و مینویسد: «دنیا چیز بدی است؛ چون اگر همه آن را به دست بیاوری هیچ چیزی به دست نیاوردهای. اما این حُسن دنیا هم هست؛ چون اگر همه آن را از دست بدهی، هیچ چیزی را از دست ندادهای». پلاکش را در میآورد، روی این نوشته میگذارد و میرود و کمتر از یک ساعت بعد شهید میشود.
وی با اشاره به اینکه شهید موسوی گمنامی را دوست داشت، تصریح کرد: در خانههای قدیمی معمولا این طوری بود که یک یا دو اتاق را در زمستان گرم و در تابستان خنک میکردند؛ بقیه یا خیلی گرم بود و یا خیلی سرد. برادرم به خاطر اینکه ما اذیت نشویم، به اتاقهایی میرفت که زمستان سرد و تابستان گرم بود و در یک گوشه عبادت میکرد. وقتی جانشین ستاد کل شد، پسرش را خواسته و گفته بود که اگر بفهمم صندلیات یک مقدار بزرگتر شده یا حقوقت افزایش پیدا کرده، با خود من طرف هستی.

به گزارش خبرنگار جماران، آیتالله سید حسن خمینی در پایان این دیدار، در دفتر یادبود منزل پدری شهید سپهبد سید عبدالرحیم موسوی نوشت:
«روز یکشنبه 24 خرداد 1405، توفیق شد در منزل پدر شهید سرافراز و سردار پر افتخار سپهبد شهید سید عبدالرحیم موسوی رحمت الله علیه حضور یابم.
خدای متعال این عزیز را با اولیاء خود محشور دارد و به پدر و برادران و خواهران و همه فرزندانش عزت و سلامت عنایت فرماید.»