در سندی راهبردی که با مشارکت چهار اندیشکده بین‌المللی از آفریقای جنوبی، عربستان سعودی، اسرائیل و بریتانیا منتشر شده، دریای سرخ نه فقط یک مسیر حیاتی برای تجارت جهانی، بلکه عرصه‌ای پیچیده از رقابت ژئوپلیتیکی، بحران‌های امنیتی، شکنندگی دولت‌ها، تهدیدهای دیجیتال و منازعات ساحلی توصیف شده است؛ فضایی که هم می‌تواند به کانون تشدید جنگ‌ها و رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود و هم در صورت شکل‌گیری سازوکارهای مشترک، به بستری برای همکاری، ثبات دریایی و بازتعریف نظم امنیتی منطقه بدل شود.

یادداشت مترجم:

انتشار این گزارش در پایگاه خبری جماران به معنای تأیید همه دیدگاه‌ها، تحلیل‌ها و گزاره‌های مطرح‌شده در آن نیست. این متن صرفاً با هدف بازتاب نگاه چهار اندیشکده بین‌المللی به اهمیت راهبردی دریای سرخ، باب‌المندب و کریدورهای حیاتی پیرامون آن منتشر می‌شود.

اهمیت این گزارش از آن جهت است که نشان می‌دهد دریای سرخ و مسیرهای متصل به آن، در نگاه بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، تنها یک مسیر عبور کالا و انرژی نیست، بلکه به یکی از گره‌گاه‌های اصلی رقابت ژئوپلیتیکی، امنیت دریایی، زیرساخت‌های دیجیتال، زنجیره تأمین جهانی و معادلات قدرت در غرب آسیا و شاخ آفریقا تبدیل شده است.

برای ایران نیز فهم این نگاه اهمیت ویژه دارد؛ زیرا تحولات دریای سرخ، باب‌المندب، کانال سوئز و مسیرهای جایگزین انرژی و تجارت، به‌طور مستقیم و غیرمستقیم با موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، امنیت خلیج فارس، مسیرهای کشتیرانی، رقابت کریدورها و آینده نظم منطقه‌ای پیوند خورده است.

 

سرویس بین‌الملل جماران: دریای سرخ به دلیل آبراه‌های حیاتی و موقعیت استراتژیک خود، فضایی جغرافیایی و مورد مناقشه است که در آن هم قدرت‌های بزرگ و هم قدرت‌های منطقه‌ای برای نفوذ و تداوم درگیری‌ها با یکدیگر رقابت می‌کنند. با این حال، این دریا همچنین فضایی است که در آن منافع مشترک می‌تواند راه‌های جدیدی برای همکاری بین کشورها ایجاد کند. چهار کارشناس ارشد بین‌المللی از اسرائیل، عربستان سعودی، آفریقای جنوبی و بریتانیا در این شماره از «چشم‌اندازهای جهانی» به بررسی پویایی قدرت در منطقه و فرصت‌های همکاری می‌پردازند.

 

دیدگاه اول: شاخ آفریقا؛ در جستجوی یک سازوکار مدیریتی

تحلیلگران: پاول-سیمون هندی (مدیر دفتر منطقه‌ای شرق و شاخ آفریقا در موسسه مطالعات امنیتی ISS آفریقای جنوبی) و موسی کریسپوس اوکلو (محقق ارشد برنامه تحلیل امنیتی شاخ آفریقا در ISS)

Screenshot 2026-06-12 214636

شاخ آفریقا (HOA) در چارچوب دریای سرخ، به جای اینکه به عنوان یک نهاد دارای عاملیت در نظر گرفته شود، به عنوان مکانی که درگیری‌های خاورمیانه به آنجا سرایت می‌کند و رقابت‌های دریایی در آنجا حل و فصل می‌شود، درک شده است. چارچوب‌های پیشنهادی برای اداره دریای سرخ، مانند شورای کشورهای عربی و آفریقایی هم‌مرز با دریای سرخ و خلیج عدن که در سال ۲۰۲۰ پیشنهاد شد، با کشورهای آفریقایی به عنوان ضربه‌گیرهای استراتژیک به جای ذینفعان اصلی رفتار کرده‌اند. این رویکرد مشتری‌محور، که با کمک‌های مالی کشورهای خاورمیانه به کشورهای شاخ آفریقا در ازای املاک و مستغلات نظامی و دریایی مشخص می‌شود، منابع لازم را برای تثبیت رژیم‌هایشان در اختیار نخبگان آفریقایی در این منطقه قرار داده است.

  • تأثیرات جنگ جاری: جنگ در خلیج فارس این پویایی‌ها را بیشتر تقویت کرده و همچنین اهمیت دریای سرخ را به عنوان یک آبراه استراتژیک که اختلال در آن اقتصادهای جهانی را تهدید می‌کند، بیش از آنکه به عنوان یک فضای حکمرانی با بوم‌شناسی سیاسی خاص خود باشد، مورد تأکید مجدد قرار داده است. اما این منطقه دیگر صرفاً یک مهره ژئوپلیتیکی تحت کنترل غرب نیست؛ بلکه به دژی برای بازیگران مستقل با مسئولیت‌ها و رقابت‌هایی بسیار فراتر از سواحل خود تبدیل شده است.
  • تجارت حاکمیتی در بستر آشفتگی: در این اکوسیستم سیاسی، برخی کشورها مانند مصر، اتیوپی،  عربستان سعودی و رژیم اسراییل به قدرت‌های منطقه‌ای و حتی جهانی تبدیل شده‌اند، در حالی که منطقه دریای سرخ به طور کلی محیطی برای جنگ‌سالاری، مهاجرت و بی‌ثباتی است. این زمینه مانع از ابتکارات سرمایه‌گذاری کشورهای خاورمیانه در کشاورزی و زیرساخت‌های بندری و لجستیکی نشده، بلکه رویکرد رقابتی آن‌ها تنش‌ها را تشدید می‌کند و اغلب سازوکارهای امنیت جمعی موجود را تضعیف می‌سازد. در نتیجه، کشورهای ساحلی با بهره‌برداری از بخش‌هایی از حاکمیت خود، از این محیط آشفته سود می‌برند:
    • جیبوتی: با تبدیل شدن به مرکزی شلوغ برای پایگاه‌های نظامی خارجی قدرت‌های بزرگ از جغرافیای خود درآمد کسب کرده و در عین حال از میزبانی روسیه امتناع می‌کند.
    • سودان: نیروهای مسلح سودان، «بندر سودان» (آخرین و مهم‌ترین مرکز خود) را به دارایی برای نفوذ ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی و ابزاری برای تضمین قیمومیت از سوی ایران و روسیه تبدیل کرده‌اند.
  • راهکار پایداری: یک پیمان دریای سرخ بین «مرجع بین‌دولتی توسعه» (IGAD) و «شورای همکاری خلیج فارس» (GCC) که بر شفافیت، به رسمیت شناختن متقابل، میانجیگری و ترتیبات دسترسی به دریا تاکید دارد، بهترین فرصت برای بازگرداندن ثبات است. انتصاب اخیر دو رئیس دولت سابق توسط اتحادیه آفریقا به عنوان فرستاده ویژه برای شاخ آفریقا و دریای سرخ، بر فوریت احساس شده در آفریقا برای برخورد با این فضا به عنوان یک محیط صلح و امنیت یکپارچه تأکید می‌کند.

 

دیدگاه دوم: منابع بی‌ثباتی فراتر از امنیت ناوبری؛ پویایی دیجیتال و ساحلی

تحلیلگر: عبدالله جابر الزیدی (مشاور ارشد مطالعات دفاعی و امنیتی در مرکز تحقیقات خلیج فارس GRC عربستان سعودی)

Screenshot 2026-06-12 214807

دریای سرخ دیگر صرفاً یک کریدور دریایی برای عبور تجارت، انرژی و زنجیره‌های تأمین نیست؛ بلکه به فضایی استراتژیک تبدیل شده که امنیت ملی، تحول اقتصادی، امنیت ارتباطات، حاکمیت دیجیتال و حفاظت از محیط زیست دریایی در آن تلاقی می‌کنند. بر این اساس، منابع بی‌ثباتی را نباید صرفاً به عنوان حملات علیه کشتی‌ها یا تهدید آزادی ناوبری درک کرد؛ چنین رویدادهایی تنها تجلی قابل مشاهده‌ی عدم تعادل عمیق‌تر در معماری گسترده‌تر امنیت دریایی هستند.

سه عامل کلیدی بی‌ثباتی در منطقه:

  • اول- کانون‌های درگیری حل‌نشده: درگیری مسلحانه مداوم در سودان، شکنندگی سیاسی و امنیتی در یمن و تنش‌های طولانی‌مدت در شاخ آفریقا، منطقه را به شدت مستعد تشدید بحران‌ها می‌کند. در این محیط، گروه‌های مسلح قادرند از حوزه دریایی به عنوان ابزاری برای فشار سیاسی و افزایش هزینه‌های تحمیل شده بر دشمنان استفاده کنند، نه صرفاً به عنوان عرصه‌ای برای عملیات نظامی مستقیم.
  • دوم- شکاف اولویت میان قدرت‌ها و کشورهای ساحلی: قدرت‌های بین‌المللی، دریای سرخ و باب‌المندب را عمدتاً از دریچه تأمین امنیت جریان‌های تجاری و انرژی و محافظت از زنجیره‌های تأمین می‌بینند. اما کشورهای ساحلی از منظر وسیع‌تری به این فضا می‌نگرند که با امنیت ساحلی، ثبات بنادر، توسعه، مبارزه با قاچاق و جرایم سازمان‌یافته، محافظت از زیرساخت‌های حیاتی و جلوگیری از سرایت جرم از خشکی به حوزه دریایی مرتبط است. هر رویکردی اثربخشی محدودی خواهد داشت، مگر اینکه بر اساس همسویی دیدگاه استراتژیک قدرت‌های بین‌المللی و نیازهای کشورهای ساحلی بنا شود.
  • سوم- شکنندگی ساختاری و «جرایم آبی»: افزایش فقر، افزایش هزینه‌های زندگی و تخریب محیط زیست دریایی، ظرفیت دولت‌ها را تضعیف کرده و محیط مساعدی برای تروریسم، قاچاق انسان و اسلحه و ماهیگیری غیرقانونی ایجاد کرده است. افزایش آنچه که «جرایم آبی» یا جرایم سازمان‌یافته فراملی در دریا نامیده می‌شود، دریا را از منبع توسعه به فضایی برای فشار امنیتی تبدیل می‌کند.

راهبرد پادشاهی عربستان سعودی:

از دیدگاه ریاض، ثبات مستقیماً با امنیت ملی، اقتصادی، ارتباطات و حاکمیت دیجیتال گره خورده است. کابل‌های زیردریایی که از دریای سرخ عبور می‌کنند، زیرساخت‌های حیاتی و مستقل زیرآبی هستند که اهمیت آن‌ها کمتر از مسیرهای نفتی و تجاری نیست. مؤثرترین رویکرد باید شامل حفاظت از این کابل‌ها و زیرساخت‌های دیجیتال در کنار حفاظت از بنادر، افزایش آگاهی از حوزه دریایی، ایجاد ظرفیت‌های کشورهای ساحلی و حفاظت از محیط زیست باشد. پرداختن به این چالش‌ها نیازمند یک چارچوب منطقه‌ای است که دریای سرخ را به عنوان یک فضای استراتژیک مشترک ببیند، نه صرفاً یک مسیر ترانزیت برای تجارت جهانی.

 

دیدگاه سوم: مخاطرات نظم منطقه‌ای و فرصت‌های پنهان اسرائیل

 تحلیلگر: یووال ایلون (پژوهشگر ارشد مهمان در موسسه مطالعات امنیت ملی INSS اسرائیل)

Screenshot 2026-06-12 214904

دریای سرخ یک کریدور دریایی بین‌المللی حیاتی است که آسیا، آفریقا، اروپا و خاورمیانه را به هم متصل می‌کند و حلقه اتصالی است که تجارت جهانی، رقابت قدرت‌های بزرگ و دیپلماسی منطقه‌ای در آن تلاقی می‌کنند. تقریباً ۱۵ تا ۱۷ درصد از تجارت دریایی جهانی از دریای سرخ عبور می‌کند، در حالی که کانال سوئز حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از تجارت جهانی و یک چهارم از ترافیک تانکرهای نفتی را حمل می‌کند؛ این آبراه‌ها ستون‌های لجستیکی اقتصاد جهانی هستند.

  • آسیب‌پذیری دو گلوگاه و کریدور دیجیتال: دو گلوگاه اصلی یعنی باب‌المندب در جنوب و کانال سوئز در شمال، مسیرهایی هستند که اختلال در هر یک از آن‌ها رقابت بین ایالات متحده، چین، ایران، روسیه و قدرت‌های منطقه‌ای را برای کنترل خطوط جایگزین تشدید می‌کند. این منطقه همچنین یک کریدور دیجیتال حیاتی برای کابل‌های زیردریایی متعددی است که از باب‌المندب عبور کرده و قاره‌ها را متصل می‌کنند که تمرکز آن‌ها در یک کریدور واحد، یک آسیب‌پذیری استراتژیک بزرگ است.
  • سطوح خطر ارزیابی‌شده:
    • خطر اصلی: ناشی از بی‌ثباتی انصارالله و فرسایش حکومت در سراسر این حوزه است. از اواخر سال ۲۰۲۳، حملات موشکی و پهپادی انصارالله بسیاری از شرکت‌ها را مجبور به تغییر مسیر از دماغه امید نیک کرده است. تجزیه یمن، جنگ داخلی سودان و حکومت شکننده در شاخ آفریقا این تهدید را تشدید می‌کند.
    • خطر ثانویه: گسترش نقش منطقه‌ای ایران است. ایران از طریق انصارالله و اطلاعات دریایی، نفوذ خود را گسترش داده و دریای سرخ را به عرصه رقابت بر سر آزادی دریانوردی تبدیل می‌کند.
  • همکاری‌های غیرنظامی و موقعیت بندر ایلات: مصر، اسرائیل، اردن، عربستان سعودی و امارات متحده عربی منافع مشترکی در حفاظت از آزادی ناوبری و مهار نفوذ ایران دارند؛ هماهنگی محدود بین آن‌ها (مانند اشتراک‌گذاری اطلاعات، مأموریت‌های مشترک جستجو و نجات و تأمین مالی کشتی‌های پاکسازی آلودگی یا تعمیر زیرساخت‌های زیر آب) می‌تواند به نفع جامعه جهانی باشد. بندر ایلات در اسرائیل می‌تواند به عنوان یک قطب لجستیک منطقه‌ای عمل کند و پروژه‌های مشترک در ارتباطات زیرآبی، تعاملات منطقه‌ای را تعمیق بخشد. برای اسرائیل، دریای سرخ هم یک آسیب‌پذیری استراتژیک و هم یک فرصت دیپلماتیک است که ثبات پایدار آن نیازمند یک چارچوب یکپارچه است.

 

دیدگاه چهارم: تناقضات رفتاری قدرت‌های منطقه‌ای در تشدید جنگ‌ها

 تحلیلگر: تیم ایتون (پژوهشگر ارشد برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در اندیشکده چتم هاوس Chatham House بریتانیا)

Screenshot 2026-06-12 215000

قدرت‌های منطقه‌ای در خاورمیانه و شمال آفریقا (MENA) فارغ از موضع‌گیری واشنگتن یا سایر پایتخت‌ها، اولویت‌های خود را در دریای سرخ دنبال می‌کنند که این نگرش در افزایش روزافزون سرمایه‌گذاری‌های استراتژیک در آفریقا منعکس است. اما روش‌های دنبال کردن این تحرکات اقتصادی، متکی بر شرکای محلی در کشورهایی است که اغلب درگیر جنگ هستند و در نتیجه، این درگیری‌ها را از طریق حمایت از طرف‌های متخاصم تشدید کرده و مشارکت‌های گسترده‌تر را پیچیده‌تر می‌کنند.

  • رقابت بر سر مسیرهای تدارکاتی ساحل و شاخ آفریقا: با تداوم جنگ در سودان و کودتاهای نظامی در ساحل که منجر به خروج نیروهای فرانسوی و آمریکایی شد، خلاء نفوذ تشدید شده است:
    • مراکش: پیشنهاد ایجاد «ابتکار آتلانتیک» را داده تا با گروه‌های نظامی در ساحل همکاری کرده و آن منطقه را از طریق توسعه جاده‌ها و زیرساخت‌های عبوری از موریتانی، به خط ساحلی آتلانتیک مراکش متصل کند.
    • روسیه و ترکیه: «سپاه آفریقا» روسیه و نیروهای مسلح ترکیه از پایگاه‌های خود در لیبی به عنوان نقطه شروعی برای صدور نفوذ در سراسر ساحل به جمهوری آفریقای مرکزی و نیجر استفاده می‌کنند.
    • امارات متحده عربی و عربستان: امارات به دنبال ایجاد بنادر کشتیرانی تجاری تحت کنترل شرکت «دبی پورت ورلد» (DP World) در آنگولا و جیبوتی بوده و توافق‌نامه‌ای برای ایجاد پایگاه نظامی در سومالی‌لند منعقد کرده است؛ عربستان سعودی نیز به دنبال ایجاد پایگاه در جیبوتی بوده است.
  • سیاست ترامپ و مدل لیبی: شعار سیاست دولت ترامپ در قبال آفریقا، شعار «تجارت، نه کمک» بوده که منعکس‌کننده سیاست‌های ترکیه و امارات در همسو کردن منافع امنیتی با اولویت‌های اقتصادی است؛ موضوعی که نمونه بارز آن در سال ۲۰۲۲ در لیبی رخ داد، جایی که تغییر رهبری شرکت ملی نفت لیبی با میانجیگری امارات، فرصتی برای نقش‌آفرینی فراتر از انتظار یک شرکت ترکیه‌ای ایجاد کرد.
  • بروز تناقضات ژئوپلیتیکی عمیق: این سیاست‌ها تناقضاتی ایجاد می‌کنند که رفع آن‌ها در دریای سرخ دشوار است:
    1. تناقض مصر و امارات در سودان: مصر به حمایت مالی امارات وابسته شده، اما در سودان، قاهره از نیروهای مسلح سودان (برهان) حمایت می‌کند که با نیروهای پشتیبانی سریع (حمیدتی) تحت حمایت امارات مخالف هستند.
    2. پرونده اتیوپی: امارات متحده عربی به طور مؤثر از توسعه سد بزرگ رنسانس اتیوپی حمایت کرده، در حالی که مصر آن را تهدیدی جدی برای تأمین آب نیل و بقای خود می‌داند.
    3. چشم‌پوشی غرب به دلیل منافع اقتصادی: کشورهای غربی به دلیل روابط تجاری، چشم خود را بر قدرت‌های منطقه‌ای که به تقویت درگیری‌ها می‌پردازند، می‌بندند. به عنوان مثال، بریتانیا به دنبال پیشبرد مذاکرات صلح در سودان است، اما به دلیل ملاحظات اقتصادی بین کشورها و فشار داخلی برای تضمین رشد اقتصادی، تمایلی به تمرکز بر نقش امارات متحده عربی در این درگیری نداشته است.

 نتیجه نهایی چتم هاوس: بازیگران محلی در درگیری‌های داخلی که به دنبال حمایت بین‌المللی برای ادامه جنگ‌های خود و تثبیت موقعیت خود بودند، توانسته‌اند شرکای مشتاقی پیدا کنند. این درگیری‌ها با تقلید از چندقطبی بودن فعلی محیط بین‌المللی، پویایی و شدت خشونت‌ها را در منطقه دریای سرخ به طور قابل توجهی افزایش می‌دهد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.