رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل و سایر سازمانهای بینالمللی در وین در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی گفت: چگونه میتوان به سازمانی اعتماد کرد که مدتهاست مورد سوءاستفاده ابزاری قرار گرفته و وقتی حملات بیسابقه به تأسیسات هستهای تحت پادمان که در تاریخش بیسابقه است، رخ میدهد حتی نمیتواند نگرانی سادهای ابراز کند؟ چگونه میتوان به این نهاد اعتماد کرد در حالی که کار آن عمدتاً بر اساس ملاحظات سیاسی گروه خاصی از دولتها هدایت میشود، نه اصول حقوقی، استانداردهای فنی و مبانی حرفهای؟
سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمانهای بینالمللی در وین با انتقاد از رویکرد آژانس بینالمللی انرژی اتمی و برخی کشورهای غربی، تأکید کرد که آژانس تاکنون هیچگونه انحرافی در مواد هستهای ایران گزارش نکرده و حمایت از قطعنامه جدید علیه ایران میتواند به تشدید تنشها و تضعیف مسیر دیپلماسی منجر شود.
به گزارش جماران به نقل از پایگاه اطلاعرسانی دولت، رضا نجفی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل و سایر سازمانهای بینالمللی در وین در نشست شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی درباره اجرای موافقتنامه پادمان جمهوری اسلامی ایران با آژانس سخنرانی کرد که مشروح آن به شرح ذیل است.
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس،
نظرات و ملاحظات ما در ارتباط با محتوای گزارش مدیرکل قبلاً در قالب یک یادداشت توضیحی به آژانس منعکس و در سند INFCIRC/1380 منعکس شده است.
ژوئن گذشته، دقیقاً یک روز پس از تصویب قطعنامه قانوناً معیوب این شورا درباره ایران، تأسیسات هستهای صلحآمیز ما به طور غیرقانونی توسط آمریکا و رژیم اسرائیل مورد حمله قرار گرفتند.
مدتها پیش از این حملات، احتمال آنها به دبیرخانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی گزارش شده بود که متأسفانه آنها این تهدیدات جدی را «تهدیدات فرضی» ایران توصیف کردند.
در دو تجاوز جنایتکارانه مشترک خود از آن زمان، آمریکا و رژیم اسرائیل 17 موج حمله متعدد علیه تأسیسات هستهای صلحآمیز ما انجام دادهاند. رئیسجمهور آمریکا گفت برخی از آنها را فقط «برای تفریح» نابود کرده است!
آنها همچنین 17 دانشمند دانشگاههای ما را به طرز وحشیانهای، حتی همراه با خانوادههایشان، ترور کردند. تنها در یک مورد، یک دانشمند همراه با 17 عضو خانواده گستردهاش، از جمله سه پسر 7، 13 و 17 ساله و دو دختر 8 و 14 ساله، ترور شد.
آنها رهبر معظم ما و بسیاری از مقامات کشورمان را به طرز وحشیانهای ترور کردند و به قتلعام گسترده غیرنظامیان ما مبادرت کردند که یک نمونه آن، کشتار وحشیانه 168 کودک 7 تا 12 ساله در یک مدرسه ابتدایی در میناب بود.
حملات تحت روایت نادرست توقف برنامه هستهای ایران انجام شد، در حالی که حتی یک گرم مواد هستهای در ایران منحرف نشده است. طبق گزارش اجرای پادمانها در سال 2024 آژانس بینالمللی انرژی اتمی، بیش از 72٪ فعالیتهای راستیآزمایی آژانس در کشورهای دارای موافقتنامه پادمان ولی بدون پروتکل الحاقی فقط در ایران انجام شده و بیش از 56٪ از بودجه سالانه راستیآزمایی آژانس را مصرف کرده است، در حالی که ایران تنها 3٪ از تأسیسات هستهای جهان را در اختیار دارد.
با این حال، در نوامبر گذشته، این شورا قطعنامه سیاسی دیگری را تصویب کرد و از ایران خواست تا «اطلاعات دقیق درباره مواد هستهای» را در اختیار آژانس قرار دهد. شورا طوری عمل کرد که گویا هیچ اتفاقی برای تأسیسات هستهای ایران و مواد مدفون زیر آوار نیفتاده و هیچ تهدید روزانهای از سوی متجاوزان برای بمباران دوباره آن تأسیسات وجود ندارد!
آن قطعنامه حتی یک اشاره کوتاه به چنین حملات بیسابقهای در تاریخ آژانس نداشت و به نظر میرسید از دیدگاه حامیان قطعنامه، همه چیز مرتب است!
آمار آژانس در دوره پس از حملات سال 2025 نشاندهنده همکاری کامل ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی برای بازرسی سایتهای هستهای سالم است.
با این حال، به دلایل کاملاً واضح، از جمله تهدیدات مداوم حمله و نبود رویههای تثبیتشده برای انجام راستیآزمایی در چنین شرایط بیسابقهای، به جز یک مورد در ژوئن 2026، دسترسی به سایتهای آسیبدیده داده نشده است.
همچنین قابل توجه است که در حالی که ایران و آژانس در قاهره درباره چنین روندهایی به تفاهم رسیدند، اقدامات غیرقانونی آمریکا و سه کشور اروپایی، از جمله اقدام آنها در ارائه قطعنامه جدید در نوامبر گذشته، آن را بیاثر ساخت.
نمایندگان محترم،
در نزدیک به 25 سال گذشته، ایران تحت قویترین و گستردهترین بررسیهای تاریخ آژانس قرار گرفته است که خود بالاترین سطح همکاری ما را نشان میدهد. ما بسیاری از اقدامات اعتمادساز و همچنین تعهدات بسیار فراتر از الزامات پادمان و پروتکل الحاقی را پذیرفته و اجرا کرده بودیم. و مهمتر از همه، در حالی که تنها دلیل فنی برای نگرانی مشروع درباره اشاعه، «انحراف مواد هستهای» از استفادههای صلحآمیز است، تاکنون آژانس هرگز گزارشی از انحراف حتی یک گرم مواد هستهای در ایران ارائه نکرده است.
دو تجاوز جنایتکارانه مشترک آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران در سالهای 2025 و 2026 و اهداف روشنی که برای این جنگهای غیرقانونی علناً اعلام کردند، یعنی نابودی ایران و تصاحب نفت و گاز آن، کاملاً روشن کرد که تمام ادعاهایشان مبنی بر اینکه ایران به دنبال سلاح هستهای است و تمام 25 سال راستیآزمایی و بررسی موضوع، انتشار گزارشها و تصویب قطعنامهها، صرفاً بهانهای برای توجیه یک تهاجم مشترک برنامهریزیشده بوده است.
بررسی تاریخی تحولات مشابه نشان میدهد که در طول زمان تنها روشهای مهاجمان از نمایش اسلایدها و «ویال»های سلاحهای به اصطلاح بیولوژیکی در شورای امنیت، به معادل دانستن 440 کیلوگرم اورانیوم غنیشده 60 درصد تحت نظارت و کنترل کامل آژانس با 440 سلاح هستهای مخرب که تاکنون تولید شدهاند، تغییر کرده است؛ البته این سلاح فریب جمعی (WMD) آنهاست.
چگونه میتوان به سازمانی اعتماد کرد که مدتهاست مورد سوءاستفاده ابزاری قرار گرفته و وقتی حملات بیسابقه به تأسیسات هستهای تحت پادمان که در تاریخش بیسابقه است، رخ میدهد حتی نمیتواند نگرانی سادهای ابراز کند؟
چگونه میتوان به این نهاد اعتماد کرد در حالی که کار آن عمدتاً بر اساس ملاحظات سیاسی گروه خاصی از دولتها هدایت میشود، نه اصول حقوقی، استانداردهای فنی و مبانی حرفهای؟
چگونه میتوان به ماهیت فنی فعالیت این سازمان اعتماد کرد، وقتی تحت تأثیر برخی اعضا اقدام میکند و حتی ارزیابی نهایی قبلی خود را نادیده میگیرد؟
چگونه میتوان به آژانس امید داشت، وقتی حتی قادر به دفاع از خود در برابر حملات شدید همزمان به دو ستون «استفاده مسالمتآمیز» و «پادمانها» نیست و از آن برای خطرناک معرفی کردن حق ذاتی استفاده صلحآمیز که فلسفه وجودی سازمان را تشکیل میدهد، سوءاستفاده شده است؟
پاسخها برای هر یک از اعضای آژانس روشن است. این سازمان مدتهاست که با چالشهای جدی و بیسابقهای در تاریخ خود دست و پنجه نرم میکند. این سازمان با ورشکستگی اعتمادی و همچنین بحران مشروعیت مواجه است. این آژانس در چرخه معیوب کمکهای مالی خارج همراه با دستورات و خواستههای سیاسی گرفتار شده است که استقلال، اقتدار، اعتبار و فعالیت حرفهای آن را تضعیف میکند. این سازمان نمیتواند در برابر کشورهایی که هدف نهاییشان کاستن از میزان فعالیت آن در زمینه «استفادههای صلحآمیز» و تبدیل آن به یک نهاد به اصطلاح «ناظر هستهای» هستند، مقاومت کند!
در خاتمه، از اعضای شورا دعوت میکنم تا به دقت درباره تعدادی از مطالب بیانشده علنی توسط رئیسجمهور آمریکا تأمل کنند، از جمله اشاره به بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، ادعاهایی مبنی بر اینکه «یک تمدن کامل امشب خواهد مرد و هرگز باز نخواهد گشت»، تهدیدهایی که ایران با آن مواجه خواهد شد «روز نیروگاه و روز پل، همه یکجا»، هشدارهایی که ایرانیها «در جهنم زندگی خواهند کرد» و آمریکا حملات خاصی انجام داده و ایرانیها را «فقط برای تفریح» میکشد.
به همین ترتیب، وزیر جنگ آمریکا به طور علنی اعلام کرد که آمریکا بر اساس «قوانین احمقانه درگیری» نمیجنگد و اعلام کرد: «ما به فشار ادامه خواهیم داد. ما به پیشروی ادامه خواهیم داد، بدون رحم و شفقت به دشمنانمان ادامه خواهیم داد.» خود این عبارت به تنهایی یک جنایت جنگی محسوب میشود.
این اظهارات نیاز به توضیح بیشتر ندارند. آنها درباره وضعیت کنونی که نظام بینالملل گرفتارش است، بسیار گویا هستند.
بیانیههای سه کشور اروپایی تقریباً از بیانیههای آمریکا و رژیم اسرائیل قابل تشخیص نبود و بار دیگر نشان داد که آنها همسویی را به جای استقلال، رویارویی را به جای همکاری و فشار را به جای دیپلماسی برگزیدهاند.
در نتیجه محاسبات استراتژیک نادرست مداوم، فرضیات نادرست، سیاستهای نسنجیده و تصمیمات ناپخته، آنها تا حد زیادی نقشی را که زمانی میخواستند ایفا کنند، از دست دادهاند.
آخرین جملات من فقط خطاب به اعضای این شورا است.
همکاران محترم!
هر دو تجاوز آمریکا و رژیم اسرائیل به تأسیسات هستهای صلحآمیز ایران پس از تصویب دو قطعنامه پیشنهادی آمریکا و سه کشور اروپایی در ژوئن و نوامبر گذشته توسط این شورا انجام شد. متجاوزان سپس از رأی حامیان آن قطعنامههای قانوناً معیوب به بدترین شکل ممکن سوءاستفاده کردند؛ یعنی توجیه تجاوزات جنایتکارانه خود، تخریب زیرساختهای غیرنظامی و کشتن هزاران نفر از شهروندان ما.
پیشنویس قطعنامهای که پیش روی شماست، توسط آمریکا یعنی کشور متجاوز پیشنهاد شده است. با وجود ادعاهای پیشنهاد دهنده آن، این یک قطعنامه فنی نیست؛ این متن با نیات ناصواب و قطعاً به عنوان ابزار دیگری در ادامه تجاوزات آن پیشنهاد شده است.
بنابراین اعضای شورا باید با دقت بررسی کنند که آیا حمایت از این قطعنامه پادمانها و دیپلماسی را پیش میبرد یا صرفاً به چرخهای دیگر از تشدید و بیثباتی دامن میزند.
بانیان قطعنامه حاضر باید مسئولیت عواقب اقداماتشان را بپذیرند. جمهوری اسلامی ایران به اقداماتش بر اساس تعهدات بینالمللیاش ادامه خواهد داد، لکن برای دفاع از مردم، حمایت از حقوق ذاتی، حفاظت از حاکمیت و امنیت و تأمین منافع ملی خود با تمام ابزارها تردید نخواهد کرد.
از شما سپاسگزارم، آقای رئیس.