گزارش اندیشکده «Observer Research Foundation» نشان می‌دهد که با فروکش کردن فضای تشریفاتی نشست دونالد ترامپ و شی جین‌پینگ، ابعاد واقعی رابطه تازه واشنگتن و پکن آشکارتر شده است؛ رابطه‌ای که کاخ سفید آن را «تاریخی» می‌خواند، اما پکن آن را مرحله‌ای محتاطانه از مدیریت رقابت، بازسازی تعامل اقتصادی و حفظ ابزارهای راهبردی خود می‌داند. در نگاه تحلیلگران چینی، چرخش آمریکا از سیاست جداسازی اقتصادی به تعامل دوباره، نشانه‌ای از پذیرش محدودیت‌های واشنگتن و تثبیت موقعیت چین در برابر فشارهای تعرفه‌ای، فناوری و ژئوپلیتیکی است.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، بنیاد پژوهشی آبزرور (Observer Research Foundation - ORF) در گزارشی نوشت: با فروکش کردن فضای تشریفاتی و پرزرق‌وبرقی که پیرامون دیدار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، با همتای چینی او شکل گرفته بود، اکنون ابعاد واقعی و جزئیات عملی رابطه دوجانبه واشنگتن و پکن با وضوح بیشتری در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است. دو کشور اعلام کرده‌اند که قصد دارند در مسیر شکل‌دهی به یک «رابطه سازنده مبتنی بر ثبات راهبردی» حرکت کنند. خبرگزاری شینهوا در تفسیری، این عبارت را چنین معنا کرده است که «همکاری باید محور اصلی روابط باشد»، رقابت تحت کنترل باقی بماند، اختلافات مدیریت و تعدیل شود و ثبات پایدار همراه با صلح، به‌عنوان جهت‌گیری تازه روابط چین و آمریکا ترسیم گردد.

در حالی که ترامپ نشست خود با شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، در پکن را «تاریخی» خوانده است، لحن گزارش‌های رسانه‌های چینی نشان می‌دهد که پکن این روند را همچنان پروژه‌ای در حال تکمیل می‌داند. در این گزارش‌ها تأکید شده است که دو طرف هنوز در حال «رایزنی» درباره جزئیات هستند. دولت ترامپ، تاریخی بودن این نشست با چین را بر چند محور اقتصادی استوار می‌داند؛ از جمله تعهد پکن به خرید ۲۰۰ فروند هواپیمای بوئینگ؛ نخستین توافق از این نوع از سال ۲۰۱۷ تاکنون. انتظار می‌رود این توافق به ایجاد فرصت‌های شغلی تخصصی در بخش تولید صنعتی آمریکا منجر شود.

از دیگر موارد مورد اشاره کاخ سفید می‌توان به ازسرگیری واردات گوشت مرغ از سوی چین، تعهد پکن به خرید سالانه ۱۷ میلیارد دلار محصولات کشاورزی طی دو سال آینده و همچنین پایبندی چین به تعهدات پیشین خود برای خرید سویا اشاره کرد؛ تعهداتی که در اکتبر ۲۰۲۵ مطرح شده بود. در زمینه خریدهای کشاورزی، چین اعلام کرده است که توافقی برای تقویت «گسترش» تجارت دوجانبه در بخش‌های مختلف، از جمله محصولات کشاورزی، به دست آمده است. به گفته پکن، این روند از مسیر «کاهش متقابل تعرفه‌ها» بر طیفی از کالاها دنبال خواهد شد. چین همچنین اعلام کرده است که به‌طور فعال برای «حل‌وفصل» نگرانی‌های آمریکا درباره واردات گوشت مرغ چینی تلاش خواهد کرد.

در این چرخش از سیاست جداسازی اقتصادی به سوی تعامل اقتصادی دوباره، چینی‌ها احساس پیروزی می‌کنند.

در حوزه سازوکارهای رسمی دوجانبه برای مدیریت تعاملات اقتصادی، کاخ سفید ایجاد یک هیئت تجارت آمریکا و چین را پیش‌بینی کرده است؛ نهادی که قرار است تجارت کالاهای غیرحساس میان دو کشور را مدیریت کند. افزون بر آن، یک هیئت سرمایه‌گذاری آمریکا و چین نیز به‌عنوان بستری دولت‌به‌دولت برای سامان‌دهی جریان سرمایه در نظر گرفته شده است. پکن این نهاد تجاری را چارچوبی برای کاهش متقابل تعرفه‌ها می‌داند؛ چارچوبی که در آن کالاهایی به ارزش ۳۰ میلیارد دلار آمریکا برای تجارت با نرخ‌های تعرفه‌ای نسبتاً پایین‌تر شناسایی شده‌اند. این سازوکار همچنین به‌عنوان بستری برای رسیدگی به نگرانی‌های متقابل در حوزه تجارت و سرمایه‌گذاری معرفی شده است؛ بستری که می‌تواند روابط اقتصادی دو کشور را از وضعیت «واکنش به بحران» به سمت «مدیریت نهادینه‌شده» منتقل کند و برای همکاری اقتصادی میان دو طرف، تضمین‌های نهادی مؤثری فراهم سازد.

هوانگ جینگ، استاد دانشگاه مطالعات بین‌المللی شانگهای، معتقد است چنین سازوکارهای نهادی عملاً به کارزار کاهش مشارکت چین در زنجیره‌های تأمین بین‌المللی پایان می‌دهد؛ کارزاری که در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ آغاز شد و در دولت بایدن نیز ادامه یافت. از نگاه او، آمریکا اکنون به‌طور ضمنی پذیرفته است که این رویکرد پایدار و قابل ادامه نیست.

به همین دلیل، در چرخش از جداسازی اقتصادی به سوی تعامل اقتصادی دوباره، چینی‌ها این روند را نوعی پیروزی برای خود تلقی می‌کنند.

موضوع عناصر خاکی کمیاب نیز یکی از محورهای مهم روابط تازه دو کشور است. چین در اکتبر ۲۰۲۵ مقررات گسترده‌ای را معرفی کرد که کنترل‌ها بر قطعات و اجزای حیاتی برای زنجیره‌های تأمین فناوری را تشدید می‌کرد؛ از جمله الماس‌های مصنوعی دارای کاربردهای صنعتی. در چارچوب همان مقررات، عناصر خاکی کمیابی مانند هولمیم، اربیم، تولیم، یوروپیم و ایتربیم در فهرست کنترل صادرات قرار گرفتند. همچنین تجهیزاتی که در تولید و فرآوری این مواد و نیز در ساخت آهنرباها مورد استفاده قرار می‌گیرند، مشمول محدودیت‌های صادراتی شدند.

در دیدار شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در کره جنوبی در اکتبر ۲۰۲۵، کاخ سفید اعلام کرد که چین متعهد شده است کنترل‌های صادراتی «فعلی» و «پیشنهادی» بر عناصر خاکی کمیاب و دیگر مواد معدنی حیاتی را حذف کند. پس از آن نشست، پکن وعده داد محدودیت‌های صادراتی وضع‌شده در اکتبر ۲۰۲۵ را به مدت یک سال تعلیق کند.

پس از نشست پکن نیز کاخ سفید اعلام کرد چین قرار است «نگرانی‌های آمریکا» را درباره کمبودهای زنجیره تأمین مرتبط با عناصر خاکی کمیاب، به‌ویژه ایتریم، اسکاندیم، نئودیمیم و ایندیم، برطرف کند. واشنگتن همچنین اعلام کرد که موضوع محدودیت‌های مربوط به فروش تجهیزات تولید و فرآوری عناصر خاکی کمیاب نیز در دستور کار قرار گرفته است.

با این حال، موضع رسمی چین محتاطانه‌تر بوده است. وزارت بازرگانی چین تنها متعهد شده است که با آمریکا برای تضمین امنیت و ثبات زنجیره‌های تأمین جهانی همکاری کند؛ تعهدی که نشان می‌دهد پکن، برخلاف روایت خوش‌بینانه کاخ سفید، هنوز ترجیح می‌دهد دامنه امتیازدهی خود را محدود و مدیریت‌شده نگه دارد.

در مجموع، اگرچه دولت ترامپ تلاش دارد نشست پکن را نقطه عطفی تاریخی در روابط آمریکا و چین معرفی کند، اما روایت چینی‌ها محتاطانه‌تر است. پکن این روند را نه پایان اختلافات، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از مدیریت رقابت، کنترل تنش و بازسازی تعاملات اقتصادی می‌داند؛ مرحله‌ای که در آن چین می‌کوشد ضمن حفظ ابزارهای راهبردی خود، از بازگشت آمریکا به مسیر تعامل اقتصادی به‌عنوان نشانه‌ای از شکست سیاست جداسازی بهره‌برداری کند.

 

پکن از موضع قدرت به واشنگتن می‌نگرد؛ چین، ترامپ را گرفتار بحران‌های جهانی می‌بیند

در همین حال، استراتژیست‌های پکن در حال بررسی و ارزیابی عواملی هستند که زمینه‌ساز نزدیکی دوباره میان چین و آمریکا شده و همچنین ماهیت در حال تحول روابط دو کشور را شکل داده است.

هوانگ جینگ معتقد است دوره کنونی، دشوارترین مقطع برای دونالد ترامپ بوده است. به گفته او، حمله نظامی ترامپ به ونزوئلا، جایگاه اخلاقی آمریکا را در عرصه بین‌المللی تضعیف کرده و جنگ او علیه ایران نیز از مشروعیت بین‌المللی و حتی حمایت متحدان آمریکا برخوردار نبوده است؛ موضوعی که به عمیق‌تر شدن انزوای واشنگتن انجامیده است. بر همین اساس، هوانگ نتیجه می‌گیرد که واشنگتن در عمل «پذیرفته است» که از نظر قدرت با پکن در موقعیت برابری قرار دارد. از نگاه او، این تحول نقطه عطفی در مناسبات دو کشور محسوب می‌شود و زمینه‌ساز شکل‌گیری مفهوم «همزیستی رقابتی» در چارچوب «ثبات راهبردی سازنده» شده است.

دینگ ییفان، از مؤسسه حکمرانی جهانی و توسعه دانشگاه رنمین، نیز بر این باور است که آمریکا از سوی قدرتی نسبتاً ضعیف‌تر، یعنی ایران، «تحقیر» شده است. او استدلال می‌کند که ترامپ نتوانسته بن‌بست ناشی از محاصره تنگه هرمز را حل کند؛ بن‌بستی که در نهایت او را وادار کرده است «غرور خود را فروبخورد» و برای «افزایش محبوبیت خود پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا» با چین وارد تعامل شود.

در همین زمینه، صورت‌جلسه نشست ترامپ و شی جین‌پینگ که از سوی کاخ سفید منتشر شده، بر چند محور تأکید دارد: توافق درباره باز نگه داشتن تنگه هرمز برای تجارت انرژی، مخالفت چین با نظامی‌سازی این تنگه، مخالفت با تلاش‌ها برای دریافت عوارض عبور از تنگه هرمز و همچنین مخالفت با دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای.

با این حال، روایت رسمی چین از این نشست بسیار محتاطانه‌تر است. در گزارش چینی‌ها تنها آمده است که دو رهبر درباره موضوعاتی از جمله وضعیت خاورمیانه، بحران اوکراین و شبه‌جزیره کره «تبادل نظر» کرده‌اند.

از نگاه استراتژیست‌های پکن، ترامپ در مجموعه‌ای از بحران‌ها و درگیری‌های متعدد در اروپا و غرب آسیا گرفتار شده و هم‌زمان، شکاف در نظام ائتلافی آمریکا نیز موقعیت او را تضعیف کرده است. در مقابل، چین خود را کشوری می‌بیند که توانسته در برابر تعرفه‌ها، محدودیت‌های فناوری و فشار ژئوپلیتیکی مستمر مقاومت کند و از این مرحله عبور کند.

یک برداشت رایج در میان متفکران راهبردی چین این است که تاریخ دیپلماتیک آمریکا و چین را می‌توان به دو دوره اصلی تقسیم کرد: دوره نخست از سال ۱۹۷۲ تا ۲۰۱۷ که با ترکیبی از همکاری و رقابت همراه بود؛ و دوره دوم از سال ۲۰۱۸ به بعد که با عنوان «رقابت راهبردی همه‌جانبه» شناخته می‌شود. در اواخر سال ۲۰۱۷، دولت نخست ترامپ راهبرد امنیت ملی خود را منتشر کرد. در این سند، چین به‌عنوان بازیگری معرفی شد که قدرت و منافع آمریکا را به چالش می‌کشد و امنیت واشنگتن را تضعیف می‌کند. همین نگاه، زمینه‌ساز بازنگری در سیاست تعامل آمریکا با رقیب چینی خود شد. حاکمیت چین بعدها اعلام کرد که روابط دو کشور از زمانی رو به وخامت گذاشت که آمریکا شروع به برجسته‌سازی و بزرگ‌نمایی «نظریه تهدید چین» کرد، محدودیت‌های فناوری علیه پکن اعمال نمود و بنا بر ادعای چین، در امور داخلی این کشور مداخله کرد.

در نگاه پکن، آمریکا کوشیده است از موضوعات مرتبط با سین‌کیانگ، تبت، تایوان و هنگ‌کنگ برای فشار بر چین بهره‌برداری کند. افزون بر این، چین شکل‌گیری بلوک‌هایی مانند آکوس، با مشارکت استرالیا و بریتانیا، و گفت‌وگوی امنیتی چهارجانبه با حضور استرالیا، هند و ژاپن را نیز بخشی از تلاش واشنگتن برای مهار پکن ارزیابی می‌کند.

پروفسور جین کانرونگ، استاد دانشگاه رنمین و از پژوهشگران باسابقه روابط آمریکا و چین، معتقد است چارچوب کنونی موسوم به «رابطه سازنده مبتنی بر ثبات راهبردی»، بنیان نوعی برابری میان دو کشور را شکل داده و مرحله‌ای از توازن نسبی را در روابط واشنگتن و پکن آغاز کرده است. جین استدلال می‌کند که چین با تکیه بر توان و قدرت درونی خود، در حوزه‌های تعرفه‌ای، صنعتی، فناوری و نظامی در برابر آمریکا ایستادگی کرده و در سال ۲۰۲۶ به نتایج ملموسی دست یافته است؛ اشاره‌ای که به نشست ترامپ و شی در پکن بازمی‌گردد.

او می‌گوید جنگ تعرفه‌ای آمریکا علیه چین، در نهایت به کمبود کالا در داخل آمریکا انجامید و به مصرف‌کنندگان آمریکایی آسیب زد. از سوی دیگر، محدودیت‌های فناوری آمریکا علیه چین، به جای متوقف کردن پیشرفت پکن، کارزاری برای خوداتکایی و نوآوری بومی در چین به راه انداخت؛ روندی که نمونه شاخص آن، دیپ‌سیک است؛ ابزاری که با هزینه‌ای بسیار کمتر از نمونه‌های آمریکایی توسعه یافت. جین همچنین معتقد است «موفقیت» چین در نوسازی نظامی، در رژه ارتش آزادی‌بخش خلق در سپتامبر ۲۰۲۵ به نمایش گذاشته شد. از نگاه پکن، مجموع این «دستاوردها» عواملی بودند که ترامپ را وادار کردند به چین «احترام» بگذارد.

در جمع‌بندی، به‌تدریج روشن‌تر می‌شود که با وجود مذاکرات مستمر میان دو طرف، رژیم کنترل صادراتی پکن همچنان یکی از ابزارهای مهم و فعال در زرادخانه راهبردی چین باقی مانده است. چین نشان داده که می‌تواند هر زمان که بخواهد، منابع اقتصادی خود را برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی به ابزار فشار و حتی سلاح تبدیل کند.

نکته دوم آن است که استراتژیست‌های پکن، ترامپ را گرفتار بحران‌ها و درگیری‌های متعدد در اروپا و غرب آسیا می‌بینند؛ رئیس‌جمهوری که در نگاه آنان، بر اثر شکاف در نظام ائتلافی آمریکا نیز تضعیف شده است. در مقابل، چین خود را کشوری می‌داند که در برابر تعرفه‌ها، محدودیت‌های فناوری و فشار ژئوپلیتیکی مداوم ایستادگی کرده و آسیب جدی ندیده است.

همین نگاه خوش‌بینانه و سرشار از اعتمادبه‌نفس در پکن باعث شده است شی جین‌پینگ بار دیگر تأکید کند که تایوان «مهم‌ترین مسئله» در رابطه دوجانبه چین و آمریکا است.

شی به ترامپ هشدار داده است که هرگونه مدیریت نادرست مسئله تایوان، خطر درگیری را به همراه دارد؛ درگیری‌ای که می‌تواند کل رابطه گسترده‌تر میان دو کشور را با تهدید جدی روبه‌رو کند.

در نهایت، پرسش مهم این است که آیا تصویر مطمئن و اعتمادبه‌نفس فزاینده چین از خود، معماری امنیتی آسیا را دچار بی‌ثباتی خواهد کرد یا نه. پاسخ به این پرسش، تنها با گذر زمان روشن خواهد شد.

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.