اواخر ماه گذشته میلادی، گزارشی در روزنامه اسرائیلی یدیعوت آحارانوت منتشر شد که طرح موساد برای سرنگونی نظام سیاسی در ایران به عنوان اصلی‌ترین هدف جنگ اخیر را فاش می‌کرد. بخش‌هایی از اطلاعات منتشرشده از این طرح، با تایید بخش سانسور نظامی اسرائیل اجازه انتشار یافته است.

پایگاه خبری جماران، زهره شجاع: اگرچه سقوط جمهوری اسلامی به عنوان بزرگترین مانع تحقق «اسرائیل بزرگ»، همیشه در ذهن مقامات اسرائیلی قرار داشت، اما نهایتا این نتانیاهو بود که به قیمت به آتش کشیدن کل منطقه، تصمیم گرفت این آرزوی دیرینه صهیونیست‌ها را برآورده کند. هرچند نتانیاهو از سال 2023 که دولت سوم خود را آغاز کرد، تصمیم گرفت به صورت جدی‌تر به نابودی جمهوری اسلامی فکر کند و حادثه 7 اکتبر آن سال، او را در رسیدن به این هدف مصمم‌تر کرد، اما مهمترین اتفاقی که پازل برنامه‌ریزی‌های او را کامل کرد، آغاز دولت ترامپ در سال 2025 بود؛ کما اینکه اخیرا جان کری، وزیر خارجه دولت اوباما، در گفت‌وگویی تلویزیونی اعلام کرد که نتانیاهو در دولت‌های بوش، اوباما و بایدن نیز از آمریکا تقاضا داشت برای حمله به ایران او را همراهی کنند، اما همگی این درخواست او را رد کرده بودند و نهایتا این ترامپ بود که پذیرفت با این خواسته نتانیاهو همراه شود. 

نخستین گام عملیاتی نتانیاهو برای از بین بردن نظامی سیاسی ایران، حمله بامداد 13 ژوئن (23 خرداد) سال گذشته بود. این جنگ اگرچه خسارات زیادی را به کشورمان وارد کرد و منجر به تخریب گسترده تأسیسات هسته‌ای شد، اما آن نتیجه‌ای که نتانیاهو به دنبال آن بود را به همراه نداشت و لذا او، ترامپ را برای حمله مجدد به ایران متقاعد کرد که البته طبق آنچه در طرح موساد آمده، این حمله قرار بود در ژوئن امسال انجام شود، اما ناآرامی‌های دی‌ماه سال گذشته، آن را جلو انداخت. 

طبق آنچه روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارانوت نوشته، در تاریخ 16 ژانویه که ایران هنوز در فضای ملتهب ناآرامی‌های دی‌ماه به سر می‌برده است، دیوید بارنیا، رئیس وقت موساد به ایالات متحده سفر و جزئیات طرح سرنگونی جمهوری اسلامی را با مقامات آمریکایی مطرح کرد. همچنین در سفر 11 فوریه نتانیاهو به آمریکا و دیداری که او با ترامپ در کاخ سفید داشت نیز جلسه‌ای محرمانه تشکیل شد که رئیس موساد هم از طریق ارتباطی رمزگذاری‌شده، از اسرائیل به این نشست پیوست و جزئیات طرح سقوط نظام سیاسی ایران، برای ترامپ تشریح شد. ظاهرا فضای این نشست، مثبت بوده است، اما در جلسه‌ای که روز بعد در کاخ سفید با حضور ترامپ و مقامات ارشد دولتش برگزار شده، افرادی از جمله ونس معاون اول ترامپ، روبیو وزیر امور خارجه و رتکلیف رئیس سازمان سیا، به طور جدی با این طرح مخالفت کرده‌اند.

طبق طرح‌ تدوین‌شده توسط موساد، سرنگونی جمهوری اسلامی شامل دو مرحله می‌شد؛ نخست، یک عملیات هوایی 100 ساعته و ترور رهبر انقلاب و سپس آغاز مرحله دوم که خود دارای سه بخش بود؛ ابتدا تهاجم کردها از سمت عراق به کردستان ایران و سپس پیش‌روی تا تهران، بعد تحریک مردم برای شورش خیابانی و نهایتا، تشکیل یک رهبری جایگزین. این طرح مورد قبول ترامپ قرار گرفت و بنا شد برخلاف برنامه‌ریزی‌های قبلی که انجام حمله را در ماه ژوئن پیش‌بینی می‌کرد، در اولین فرصت حمله به ایران انجام شود. یعنی در حالی آمریکا در زمستان سال گذشته، سه دور مذاکره را با ایران برگزار کرده بود که برای حمله به ایران تصمیم قاطع داشت و تنها بر سر تاریخ انجام آن، به تاریخ قطعی نرسیده بود. 

نهایتا التهابات داخلی ایران از یک سو و فشارهای اسرائیل برای اجرای هر چه سریع‌تر طرح براندازی جمهوری اسلامی از سوی دیگر، باعث شد آمریکا در تاریخ 28 فوریه به ایران حمله کند. اگرچه ترامپ توانست ترور شخص رهبر معظم انقلاب که اصلی‌ترین قسمت مرحله اول طرح مذکور بود را انجام دهد، اما در اجرای هر سه بخش مرحله دوم، ناکام ماند. مخالفت‌ها در درون دولت ترامپ از سمت افرادی مانند ونس از یک سو و تماس تلفنی اردوغان با ترامپ برای خودداری او از اعزام نیروهای کرد به مرزهای ایران از سوی دیگر، باعث شد بخش نخست مرحله دوم طرح براندازی یعنی ورود نیروهای مسلح کرد به ایران، اجرا نشود. این تماس در شرایطی انجام شده بود که نیروهای اسرائیلی با انجام بمباران‌های گسترده، در حال ایجاد کریدوری برای عبور نیروهای مهاجم کرد در داخل ایران بودند و همه چیز برای هجوم زمینی کردهای تجزیه‌طلب به داخل ایران فراهم بود.

بر اساس گزارش دیگری که در نیویورک‌تایمز منتشر شده، طرح مذکور برای براندازی جمهوری اسلامی توسط رئیس وقت موساد ساخته و پرداخته شده بود و اگرچه نتانیاهو و ترامپ نیز از ابتدا نسبت به احتمال موفقیت آن تردید داشتند، اما به موساد اعتماد کردند و ریسک انجام آن را پذیرفتند. این در حالی است که مقامات امنیتی و نظامی آمریکا، احتمال شورش داخلی در ایران را بسیار ضعیف ارزیابی کرده و به ترامپ هشدار داده بودند که مردم ایران در حالیکه تحت هجوم دشمن خارجی قرار گرفته‌اند، برای براندازی به خیابان‌ها نخواهند آمد. طبق آنچه در این گزارش آمده، نتانیاهو در جلسه 11 فوریه با ترامپ، گزینه‌هایی از جمله رضا پهلوی را برای دوران پس از جمهوری اسلامی پیشنهاد داده بود. 

نهایتا شکست آمریکا در رسیدن به اهداف خود از حمله به ایران و عدم تحقق طرح تغییر نظام، باعث شد اسرائیل رفته‌رفته از روند تصمیمات کلیدی در مورد جنگ کنار گذاشته شود و در بسیاری از موارد، آمریکا به تنهایی تصمیم‌گیری کند؛ موضوعی که نمود واضح آن، در اعلام آتش‌بس از سوی ترامپ و تحمیل آن به اسرائیل، دیده شد. همچنین به نظر می‌رسد برکناری بارنیا، رئیس سابق موساد توسط نتانیاهو در میانه جنگ با ایران نیز به دلیل ارزیابی‌های غلط بارنیا صورت گرفت. 

اگرچه طرح تغییر نظام سیاسی ایران شکست خورده، اما رژیم صهیونیستی همچنان امیدوار است بتواند آمریکا را به جنگ بازگرداند و هدف سرنگونی جمهوری اسلامی را محقق کند. در چنین شرایطی، چرایی موافقت اداره سانسور اسرائیل با انتشار این طرح، جای سوال دارد.

علی مجیدی

مجیدی: طرح براندازی جمهوری اسلامی توسط موساد، با هدف مهندسی افکار عمومی منتشر شده است

در این خصوص، علیرضا مجیدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه با اشاره به اینکه انتشار برخی اخبار امنیتی در ایام پس از جنگ، رویه‌ای مرسوم در رسانه‌های اسرائیلی است، تأکید می‌کند که احتمالا این گزارش بسیاری از نکات مهم طرح موساد برای براندازی جمهوری اسلامی را مسکوت گذاشته و سعی کرده ذهن مخاطب را از نکات اصلی این طرح دور کند.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران با بیان اینکه اساسا اسرائیلی‌ها شناخت جامعی از ایران ندارند، اظهار کرد: در حقیقت صهیونیست‌ها به حدّی تمایل به تغییر نظام در ایران داشتند که در محاسبات خود دچار اشتباه شدند. رژیم صهیونیستی، شش اشتباه بنیادین کرد که منجر به شکستش شد. اشتباه نخست، دستکم‌گرفتن نقش ساختار و قدرت جانشین‌سازی در ایران بود. تجربیاتی از جمله ترور شهیدان سلیمانی، نصرالله و صفی‌الدین، باعث شده بود که اسرائیلی‌ها فکر کنند حذف رهبران جبهه مقاومت، باعث می‌شود این جبهه از درون دچار زوال گردد و این تصور معیوب، باعث شد قدرت جانشین‌سازی در جمهوری اسلامی را دستکم بگیرند.

وی افزود: به علاوه، این‌ها خیلی روی اپوزیسیون کُردی حساب باز کرده بودند، بدون اینکه سه عامل کلیدی یعنی نقش ترکیه، نقش مقاومت اسلامی عراق در خنثی‌سازی توطئه کردها و اختلافات داخلی گروه‌های کرد را در نظر بگیرند. اسرائیل و آمریکا محاسباتی اشتباهی در مورد گروه‌های کرد داشتند و نفوذ اطلاعاتی در آن‌ها دستکم گرفته بود. این عامل باعث شد پس از اینکه کردها مطمئن شدند نمی‌توانند منطقه بزرگی از ایران را اشغال کنند، بخشی از بدنه‌شان، به کاسبی روی آورد رسما حاضر به معامله سلاح‌های خود شود. 

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه سومین عاملی که باعث شکست اسرائیلی‌ها شد، شناخت ناقص و کاریکاتوری آنان از ملت ایران بود، عنوان کرد: صهیونیست‌ها، لایه اپوزیسیون و خصوصا طرفداران پهلوی را به کل ملت ایران تعمیم می‌دهند و تصور می‌کنند سایر ملت ایران، نسبت به اقدامات یک اقلیت سلطنت‌طلب و تلاش برای تکرار وقایع دی‌ماه، بی‌تفاوت می‌نشینند. اشتباه چهارم اسرائیلی‌ها، این بود که نسبت به نبود نیروی زمینی و اکتفا به اپوزیسیون مسلح ایران، دچار نوعی کم‌برآوردی بودند و نمی‌دانستند که این خلاء چه قدر می‌تواند آسیب بزند. اشتباه پنجم اسرائیلی‌ها نیز این بود که فکر می‌کردند اگر رئوس نظامی ایران را بزنند، دستگاه نظامی ما دچار تشتت می‌شود. نهایتا آخرین عاملی که در محاسبات دشمن وجود نداشت و باعث شکست آن شد، حضور مردم در خیابان‌ها پس از شهادت رهبری بود که به شکلی اساسی، ورق را برگرداند. 

مجیدی در تشریح چرایی اجازه اداره سانسور اسرائیل برای انتشار طرح موساد، بیان کرد: در دوران جنگ، سانسور اخبار در اسرائیل بسیار شدید است، اما پس از پایان جنگ، اگرچه همچنان دست رسانه‌های اسرائیلی برای نشان‌دادن خسارات جنگ و همچنین انتشار اخبار مربوط به ارتش بسته می‌ماند، اما برای اطلاع‌رسانی در سایر حوزه‌های مرتبط با جنگ از جمله سازمان‌های امنیتی مانند موساد، به مرور می‌توانند فعال شوند. همچنین، باید توجه داشت که از قبل هم مقرر بود تغییراتی در موساد اعمال شود، اما تغییر رئوس این سازمان، دقیقا وسط جنگ با ایران انجام شد. لذا اکنون اسرائیل می‌تواند شکست طرح سرنگونی جمهوری اسلامی را به دوران ریاست بارنیا نسبت دهد. 

وی اضافه کرد: ضمن اینکه باید توجه داشت همین گزارش یدیعوت آحارانوت باعث شد این نشریه آماج حملات قرار گیرد و در توییتر، بسیار به رونن برگمن، نویسنده این گزارش حمله می‌شود. برگمن به عنوان یک خبرنگار تحقیقی امنیتی در اسرائیل، معتقد است از طریق انتشار چنین گزارش‌هایی، در حال خدمت به اسرائیل و موساد است، زیرا بازخوانی فعالیت موساد، باعث ارتقای کیفیت عملکرد آن می‌شود. به علاوه، باید توجه کنیم اساسا این تخصص برگمن است که برخی از مسائل را به قدری خوب توصیف کند که انگار در حال ارائه یک گزارش جامع است، در حالیکه تعمدا یک سری نکات حساس را مسکوت می‌گذارد تا اصلا ذهن مخاطب به آن سمت نرود و عملا اذهان را مهندسی می‌کند. به عنوان مثال، در همین گزارش یدیعوت آحارانوت، هیچ طرح مشخصی برای تهران و چگونگی پرشدن خلاء نبود رهبری، ارائه نشده است. واضح است که این گزارش، برخی از نکات مهم را مسکوت گذاشته و در عین حال می‌خواهد به مخاطب القاء کند که در حال ارائه گزارشی جامع است. 

این تحلیلگر مسائل خاورمیانه با بیان اینکه اکنون قطعا اسرائیل در پی تدوین برنامه جدیدی برای ضربه به ایران است، گفت: صهیونیست‌ها بسیار تأکید داشتند که یک پنجره طلایی برای واردسازی ضربه نهایی به جمهوری اسلامی باز شده و باید از این فرصت برای رژیم چنج در ایران استفاده کرد. اما اکنون دیگر هیچ کدام از افراد تأثیرگذار در رژیم صهیونیستی چنین حرفی را مطرح نمی‌کند. لذا قطعا بازبینی در طرح قبلی رخ خواهد داد. اما باید توجه داشت اساسا اسرائیل همیشه برای خود اهداف ذو مراتب تعریف می‌کند؛ یعنی یک هدف ایده‌آل نهایی برای خود در نظر می‌گیرد و یک پله پایین‌تر، هدف دیگری را تعریف می‌کند که اگرچه مانند آن ایده‌آل نیست، اما بسیار جذابیت دارد. یک پله پایین‌تر، هدف دیگری قرار می‌گیرد که هرچند مانند دو هدف قبلی جذاب نیست، اما بسیار خوب محسوب می‌شود. پله پایین‌تر، هدف ممکن مقبول است که آن هم می‌تواند آورده‌هایی را برای اسرائیل داشته باشد.

مجیدی ادامه داد: تمام این اهداف در یک راستا هستند؛ یعنی اگر هدف قرار گرفته در پایین‌ترین پله محقق شود، به تحقق اهداف پله‌های بالاتر کمک می‌‌کند. کمترین هدفی که اسرائیلی‌ها از جنگ دنبال می‌کردند، تضعیف بیشتر ایران بود که همچنان به آن ادامه خواهند داد تا شیب فرسودگی ایران را تندتر کنند. اسرائیلی‌ها امیدوارند این جنگ ظرفیت‌هایی را در سطوح مختلف برای آنان ایجاد کرده باشد تا بتوانند بیش از پیش، روی این ظرفیت‌ها کار کنند. مسأله بعدی، این است که اسرائیل موفق شده آمریکا را وارد جنگ با ایران کند و معتقد است در صورت عقب‌نشینی ترامپ، دیگر آمریکا به این زودی‌ها وارد جنگ با ایران نخواهد شد. لذا بر خلاف آمریکا، اسرائیل برای طولانی و فرسایشی شدن جنگ تلاش می‌کند. 

وی با بیان اینکه اکنون ما مشخصا باید روی چهار موضوع کار کنیم، افزود: نخست اینکه به سمت ترمیم فضای اجتماعی خودمان برویم، زیرا این طرح نشان داد دشمن تا چه حد بر روی شکاف‌های موجود در جامعه ایران حساب باز کرده است. همچنین اگرچه این جنگ تخریب‌های دردناکی را به زیرساخت‌ها کشور وارد کرد، اما همین تخریب‌ها می‌تواند فرصتی باشد تا در زمان بازسازی، برخی از نواقص ساختاری خود را خصوصا در حوزه‌های انرژی، برطرف کنیم. به علاوه، این جنگ، فرصت‌های عظیمی را در زمینه بازتعریف نظم منطقه‌ای در اختیار ایران قرار داد که باید از آن استفاده کنیم. چهارمین کاری که باید انجام دهیم، تقویت سه عاملی است که در این جنگ، ورق را به نفع ایران برگرداندند؛ این سه عامل عبارت است از توان آفندی ایران، متحدین منطقه‌ای ایران و مهمتر از همه، حضور مردمی. علاوه بر همه این‌ها، شاید اکنون با اصلاح برآوردهای دشمن از وضعیت داخلی ایران، فرصت ساخت یک توافق واقعی فراهم شده باشد و باید از این فرصت استفاده کرد.

 

اسرائیل طرح خود برای تغییر نظام سیاسی در ایران را به‌روزرسانی و مجددا اجرا خواهد کرد

حفظ وحدت ملی برای مقابله با طرح‌های اسرائیل، نکته‌ای است که تمام دلسوزان کشور بر آن اتفاق نظر دارند.

سیدمحمد حسینی، کارشناس مسائل امنیتی، با بیان اینکه در شرایط فعلی، مهمترین کار جمهوری اسلامی جلب رضایت مردم است، تأکید دارد که اکنون‌ باید میدان خیابان را حفظ کرد و تحقق این امر، در گرو راضی نگه‌داشتن مردم است، زیرا اسرائیل همچنان به دنبال فروپاشی جمهوری اسلامی است و برای این کار، بر روی نقاط نارضایتی تمرکز کرده است.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار جماران با بیان‌ اینکه مردم‌ ایران دارای نوعی پیچیدگی هستند که برای دیگر کشورها و خصوصا غربی‌ها قابل درک نیست، اظهار کرد: اسرائیلی‌ها از طریق شبکه‌های تلویزیونی مانند اینترنشنال و منوتو، سال‌ها روی افکار مردم ایران کار کرده و یک جنگ شناختی را به راه انداخته و بازخوردهایی را هم از میان مردم دریافت کرده بودند. از طرف دیگر، وجود اعتراضات در داخل ایران، باعث شده بود اسرائیل و آمریکا فکر کنند اکنون بخش اعظم جامعه مخالف جمهوری اسلامی اند و به دنبال فروپاشی آن هستند. لذا به ایران حمله کردند، با این ایده که حتی اگر این‌ حمله منجر به رژیم چنج هم نشود، باز هم با ترور رهبری و فرماندهان نظامی و تخریب زیرساخت‌ها، لااقل به بخشی از اهداف خود رسیده‌اند.

این کارشناس مسائل امنیتی در تشریح چرایی اجازه اداره سانسور اسرائیل برای انتشار طرح موساد، بیان کرد: قطعا این‌ چیزی که منتشر شده، تمام طرح نیست، بلکه تنها بخش‌هایی از آن را شامل می‌شود. هدف از انتشار قسمت‌هایی از طرح موساد برای براندازی جمهوری اسلامی، این بود که آن را به ارزیابی نخبگان و کشورهای غربی بگذارند و از آنان بازخورد بگیرند و بر اساس آن، ایرادات طرح خود را برطرف کنند. 

حسینی با بیان اینکه قطعا اسرائیل این طرح را به‌روزرسانی خواهد کرد، گفت: اسرائیل همچنان خواهان براندازی جمهوری اسلامی است، فقط فهمیده که در شرایط کنونی تحقق چنین امری ممکن نیست و لذا آن را به آینده موکول و طرح جدیدی را برای آن طرح خواهد کرد. حتی اگر ایران بپذیرد توافق آتش‌بس را با آمریکا امضاء کند، اسرائیل دست از جنگ با ایران نخواهد برداشت، زیرا اساسا حفظ انسجام درونی رژیم صهیونیستی، در گرو وجود یک دشمن خارجی است. 

وی اضافه کرد: ضمن اینکه اساسا اسرائیل برای تقویت خود، به دنبال تضعیف کشورهای منطقه است، کما اینکه اکنون می‌بینیم صهیونیست‌ها حتی با حضور دولت جولانی در سوریه نیز مشکل دارند و هر روز اقدام جدیدی در جهت تضعیف آن انجام می‌دهند تا سوریه را به نقطه تجزیه برسانند. قطعا با همین رویکرد، به سراغ ترکیه هم خواهند کرد. لذا حتما اسرائیل با تدوین طرحی جدید، مجددا در جهت مقابله با ایران اقدام خواهد کرد. در این طرح جدید نیز، اسرائیل عمده سرمایه‌گذاری خود را معطوف به برجسته‌سازی نقاط ضعف ما در ایران خواهد کرد تا مردم را برای ایجاد آشوب‌های خیابانی تحریک کنند و خصوصا به احتمال زیاد، برای فعال‌سازی شکاف‌های قومیتی نیز دست به اقداماتی بزنند. 

این کارشناس مسائل امنیتی با تأکید بر اینکه در شرایط فعلی، مهمترین کار جمهوری اسلامی جلب رضایت مردم است، عنوان کرد: علاوه بر آن، باید در دیپلماسی عمومی نیز فعال‌تر شویم. اسرائیل در یک جغرافیای کوچک که معادل یک‌هشتادم وسعت ایران است، قرار گرفته، اما ریشه‌های پلید صهیونیسم، در عمق کشورهای مختلف جهان وجود دارد. لذا باید در کنار اقدامات مرسوم دیپلماتیک، به دیپلماسی عمومی نیز توجه کنیم و به تمام مردم دنیا، نشان دهیم که اسرائیل تا چه حد جنایتکار است. به این منظور، باید رسانه جهانی خود را تقویت کنیم. تا کنون، شبکه‌های عرب‌زبان برون‌مرزی ما، تا حدّی موفق عمل کرده‌اند، در حالیکه رسانه‌های انگلیسی ما، به میزان کمتر از ۱۰ درصد موفق بوده‌اند. باید بتوانیم از ظرفیت فضای مجازی و گروه‌های حقوق بشری استفاده کنیم و به این طریق، تبلیغات صهیونیست‌ها مبنی بر اینکه قومی تحت ستم هستند را خنثی کنیم.

حسینی ادامه داد: علاوه بر این‌ها، باید در بعد امنیتی و اطلاعاتی نیز خودمان را تقویت کنیم. باید این واقعیت را بپذیریم که علی‌رغم اینکه اسرائیل با بهره‌گیری از منابع انسانی و فناوری خود، توانست رهبر و فرماندهان ما را ترور کند، ما حتی نتوانستیم یکی از مقامات اسرائیلی را به هلاکت برسانیم‌. این یکی نقاط ضعف ماست که حتما باید آن را برطرف کنیم. 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.