پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» نوشت: در حالی که ایالات متحده درگیر جنگی با ایران است که تنگه هرمز را مسدود کرده و بازارهای جهانی انرژی را برآشفته است، داشتن یک متحد در دریای سرخ هرگز تا این حد ارزشمند به نظر نرسیده است. عربستان سعودی که از پایانه‌های صادراتی اصلی خود در خلیج فارس محروم شده، روزانه حدود ۴ میلیون بشکه نفت خام را از طریق بندر ینبع خود در دریای سرخ روانه بازار کرده است. این امر، باب‌المندب را به تنها خروجی بزرگترین صادرکننده نفت جهان برای دسترسی به بازار جهانی تبدیل می‌کند.

در حالی که انسداد تنگه هرمز و تهدید باب‌المندب معادلات انرژی جهان را به‌هم ریخته، ایالات متحده به‌دنبال بازتعریف جایگاه خود در دریای سرخ، به عادی‌سازی روابط با اریتره روی آورده است؛ حرکتی که با میانجی‌گری مصر و در بستر رقابت‌های پیچیده شاخ آفریقا، می‌تواند توازن‌های ژئوپلیتیکی منطقه را دگرگون کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه تحلیلی «سیاست‌ورزی مسئولانه» «Responsible Statecraft» نوشت: گزارش‌های اخیر فاش کردند که دولت ترامپ بی‌سر و صدا به دنبال عادی‌سازی روابط با اریتره بوده است، کشوری کوچک در شاخ آفریقا با خط ساحلی ۷۰۰ مایلی در دریای سرخ که دقیقاً روبروی قلمرو تحت کنترل حوثی‌ها در یمن در ورودی تنگه باب‌المندب قرار دارد.

حوثی‌ها و ایران اکنون تهدید کرده‌اند که این کریدور را نیز خواهند بست و احتمال بسته شدن همزمان هر دو گلوگاه، ذهن‌ها را در واشنگتن بر اریتره و به طور کلی بر عرصه دریای سرخ متمرکز کرده است. گزارش شده که مصر ترتیب ملاقات بین مسعد بولس، فرستاده دونالد ترامپ در امور آفریقا، و ایسایاس آفورکی، رئیس‌جمهور اریتره را در قاهره داده است. این گفت‌وگوها ابتدا توسط وال استریت ژورنال گزارش شد و به طور مستقل توسط سمافور تأیید گردید.

بولس بحث درباره اریتره در قاهره را تکذیب کرده است، اما این تکذیب تأثیر چندانی در فرونشاندن گمانه‌زنی‌ها مبنی بر در جریان بودن عادی‌سازی روابط ایالات متحده و اریتره نداشته است، به ویژه با توجه به بیانیه سفارت اریتره در واشنگتن که هفته گذشته منتشر شد و در آن این گفت‌وگوها را تکذیب نکرد، بلکه از ضرورت عادی‌سازی دفاع کرد و منتقدان این روند را «لابی‌گران اجیر شده» خواند. در همین حال، وزارت امور خارجه به «پایگاه خبری_تحلیلی سیاست‌ورزی مسئولانه» گفت که «مشتاق تقویت روابط ایالات متحده با مردم و دولت کشور اریتره است.»

نقش مصر به عنوان یک میانجی یکی از مهم‌ترین جزئیات این داستان است. جنگ علیه ایران اقتصاد خود مصر را به شدت تکان داده است. عبدالفتاح السیسی، رئیس‌جمهور مصر، اخیراً یادآور شد که حملات به کشتیرانی در دریای سرخ ۱۰ میلیارد دلار از درآمدهای کانال سوئز را برای مصر هزینه داشته است. اگرچه السیسی مراقب بود که وارد جزئیات نشود، اما ظاهراً به محاصره کشتیرانی توسط حوثی‌ها در سال‌های ۲۰۲۳-۲۰۲۵ اشاره داشت که در همبستگی با غزه و در جریان جنگ حماس با اسرائیل آغاز شد.

در آن دوره، مصر گام‌های مهمی برای بهبود روابط دیرینه و پرتنش خود با ایران برداشت و همچنین گزارش شده است که رایزنی‌های محرمانه‌ای با حوثی‌ها انجام داد تا از تشدید تنش‌ها در دریای سرخ جلوگیری کند. اکنون که حوثی‌ها و ایران با گسترش جنگ ایران، تهدید به بازگشایی آن جبهه می‌کنند، قاهره هر دلیلی دارد که بخواهد امنیت ورودی دریای سرخ تأمین شود. در واقع، منافع مصر در اریتره فراتر از مسائل اقتصادی اضطراری است. قاهره دو سال گذشته را صرف ایجاد یک ساختار فشار پیچیده پیرامون کشور همسایه، اتیوپی، کرده است و اکنون واشنگتن نیز، ظاهراً بدون درک کامل نقشی که از آن خواسته شده ایفا کند، به این جریان جذب شده است.

نارضایتی‌های دیرینه محرک مصر هستند. اتیوپی سد بزرگ رنسانس اتیوپی (GERD) را در ماه سپتامبر افتتاح کرد و از آن زمان برنامه‌هایی را برای ساخت سه سد اضافی بر روی رود نیل اعلام کرده است. مصر ساخت سدهای اتیوپی را تهدیدی «وجودی» برای امنیت آبی خود می‌داند. السیسی در ماه ژانویه به ترامپ گفت که برای حمایت آمریکا در موضوع نیل ارزش قائل است و از رئیس‌جمهور به دلیل پیشنهاد ازسرگیری میانجی‌گری تمجید کرد، اما اتیوپی همچنان در برابر تلاش‌ها برای بازگشت به میز مذاکره مقاومت می‌کند و استدلال می‌کند که موضعش از نظر قانونی موجه است و افتتاح سد رنسانس یک «عمل انجام‌شده» ایجاد کرده است.

در پاسخ به این وضعیت، مصر توافق‌نامه‌هایی را برای ارتقای بنادر دوراله و عصب اریتره با تأسیساتی که قادر به میزبانی از کشتی‌های جنگی مصری هستند، منعقد کرده است. مصر همچنین نیروهایی را به مأموریت حفظ صلح سومالی اعزام کرده و نیروهای مصری را در جناح جنوب شرقی اتیوپی مستقر کرده است. این کشور عربستان سعودی را برای تعمیق پیوندهای امنیتی با اریتره تحت فشار قرار داده و خود را قاطعانه در کنار نیروهای مسلح سودان (SAF) در جنگ داخلی علیه نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) تحت حمایت امارات قرار داده است؛ نبردی که در آن اریتره نیز از نیروهای مسلح سودان حمایت می‌کند، در حالی که اتیوپی از نیروهای پشتیبانی سریع حمایت کرده است. به طور خلاصه، مصر استراتژی روشنی برای محاصره اتیوپی از همه طرف تدوین کرده است و اکنون با میانجی‌گری در نزدیکی روابط بین واشنگتن و اسمره، مصر بدون شک مشتاق فعال کردن وزن دیپلماتیک آمریکا در کارزار منطقه‌ای خود است.

برای واشنگتن، علاقه ناگهانی به عادی‌سازی روابط با اریتره ریشه در ضرورت دارد. واشنگتن برای دهه‌ها به دلیل سوابق وحشتناک حقوق بشری اریتره، از این کشور دوری جسته است و دولت ترامپ اریتره را در ژوئن ۲۰۲۵ در فهرست ممنوعیت سفر خود قرار داد. این اقدام همچنین با این واقعیت در تضاد است که دولت حفاظت از مسیحیان در سراسر جهان در برابر آزار و اذیت را به یکی از اهداف شاخص سیاست خارجی خود تبدیل کرده است. اریتره از سال ۲۰۰۴ هر ساله توسط وزارت امور خارجه آمریکا به عنوان «کشور مورد نگرانی خاص» تعیین شده است و سرکوب گروه‌های مسیحی ثبت‌نشده در آنجا به ویژه شدید بوده است.

اما با طولانی شدن محاصره هرمز، بلاتکلیفی در مذاکرات آتش‌بس با ایران و احتمال حملات حوثی‌ها به کشتیرانی در باب‌المندب، دولت آمریکا به دنبال هر اهرمی است که بتواند پیدا کند. در حالی که ایالات متحده و اریتره در اوایل سپتامبر سال گذشته، زمانی که بولوس با وزیر امور خارجه اریتره در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل دیدار کرد، در حال گفت‌وگو بودند، سرعتی که این بازنگری در روابط شتاب گرفته است، نشان می‌دهد که چگونه جنگ ایران گزینه‌های واشنگتن را در دریای سرخ محدود کرده است.

پیچیدگی دیگر این است که حتی اگر عادی‌سازی روابط، جایگاه استراتژیک جدیدی را در تنگه باب‌المندب به واشنگتن اعطا کند، شیوه‌ای که این کار دنبال می‌شود هزینه‌هایی به همراه دارد. نیت واشنگتن هر چه باشد، اجازه دادن به قاهره برای میانجی‌گری در این عادی‌سازی به این معنی است که این حرکت در سراسر شاخ آفریقا به عنوان همسویی با محور مصر-اریتره تلقی خواهد شد. این برداشت برخلاف منافع آمریکا است، با توجه به اینکه اتیوپی پرجمعیت‌ترین کشور شاخ آفریقا، بزرگترین اقتصاد آن، شریک امنیتی دیرینه و میزبان اتحادیه آفریقا است.

این خطر به دلیل تاریخ مسموم دو ملت و این واقعیت که اتیوپی و اریتره در حال تجمع نیرو در امتداد مرز مشترک خود هستند، تشدید می‌شود. اریتره و اتیوپی پیش از این در یک جنگ مرزی وحشیانه از سال ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۰ با یکدیگر جنگیدند که ریشه در جدایی دردناک اریتره از اتیوپی پس از سه دهه مبارزه برای استقلال داشت. برای سال‌ها پس از آن، آنها در وضعیت «نه صلح، نه جنگ» باقی ماندند تا اینکه امارات متحده عربی به میانجی‌گری یک توافق صلح تاریخی در سال ۲۰۱۸ کمک کرد که به خاطر آن ابی احمد، نخست‌وزیر اتیوپی، جایزه صلح نوبل را در سال ۲۰۱۹ دریافت کرد.

پس از آن، دو کشور برای سرکوب شورشی در منطقه تیگرای در شمال اتیوپی از سال ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ با یکدیگر متحد شدند؛ درگیری‌ای که بیش از ۶۰۰,۰۰۰ قربانی گرفت و میلیون‌ها نفر را آواره کرد. اما این اتحاد بلافاصله پس از پایان جنگ فروپاشید. در همان زمان بود که نخست‌وزیر اتیوپی شروع به مطالبه دسترسی به دریای سرخ از طریق خاک اریتره کرد. اسمره با تسلیح دشمنان او پاسخ داد: شبه‌نظامیان قومی آمهارا که در داخل با دولت فدرال اتیوپی می‌جنگیدند، و جناح‌هایی در جنبش تیگرای که پیش‌تر برای شکست دادنشان با هم جنگیده بودند.

در ماه آوریل، جبهه آزادی‌بخش خلق تیگرای(TPLF)، که درگیری‌اش با دولت اتیوپی در سال ۲۰۲۰ باعث آغاز جنگ شده بود، اعلام کرد که پارلمان خود را بازگردانده است؛ چالشی مستقیم برای اقتدار فدرال که بازتاب‌دهنده همان تحریکی است که جنگ تیگرای در سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ را آغاز کرد. مقامات اتیوپی اریتره را به تشویق این اقدام متهم کرده‌اند؛ حرکتی که مقامات آدیس‌آبابا گمان می‌کنند با هدف بی‌ثبات نگه داشتن اتیوپیِ محصور در خشکی و دور نگه داشتن آن از سواحل طراحی شده است. به این ترتیب، شاخ آفریقا در آستانه جنگی دوباره قرار دارد و عادی‌سازی روابط با اریتره — که اخیراً در سکوت مشغول پرورش TPLF به عنوان یک نیروی نیابتی علیه اتیوپی بوده است — خطر تشدید بیشتر تنش‌ها را به همراه دارد.

اما فرصتی نیز برای ایالات متحده وجود دارد تا به عنوان یک تثبیت‌کننده عمل کند. واشنگتن اکنون خطوط ارتباطی بازی با همه طرف‌ها دارد. این کشور به طور تاریخی با اتیوپی مشارکت داشته، در حال باز کردن کانال‌هایی با اریتره است و از طریق کمک‌های نظامی و پیوندهای شخصی نزدیک میان ترامپ و السیسی، اهرم فشار واقعی بر قاهره دارد. این دارایی‌ها اگر هوشمندانه به کار گرفته شوند، می‌توانند واشنگتن را به نیرویی برای تنش‌زدایی در منطقه‌ای تبدیل کنند که به شدت به آن نیاز دارد. در صورت استفاده بی‌دقت، این خطر وجود دارد که واشنگتن در رقابت‌های دیرینه شاخ آفریقا غرق شود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.